1) «یوم» ظرف برای جمله «له اجر کریم» است که در آیه قبل (دیروز) آمده بود. (المیزان19 /155؛ اعراب القرآن4 /236) پس این آیه به نحوی آن «اجر کریم»ی را که در آیه قبل بیان میشد، توضیح میدهد. آن اجر کریم این نوری است که پیش روی مومنان حرکت میکند و آنها را به بهشت وارد میکند. این نور، از جهتی همان حقیقت اعمال آنهاست (حدیث3) و از جهت دیگر، حقیقتِ بنیان عمل آنها، یعنی اطاعت از فرستادگان الهی است که نور آنها، آنها را در قیامت به سوی بهشت بهسرعت حرکت میدهد (حدیث 1 و 2)
2) چرا کلمه «تَرَى» را آورد (خصوصا که این تعبیر را در آیه بعد، که وصف منافقان است، نیاورده است)؟
الف- شاید از این جهت که آنچه در دنیا دیده میشود غالبا برتری دنیامداران است. اما در آن روز، آنچه به چشم میآید برتری ناشی از ویژگیهای نورانی مومنان است.
ب- شاید از این جهت که آنچه مومنان دارند نور است و آنچه منافقان دارند ظلمت است. نور است که بهخودی خود هم دیده میشود هم مایه دیدن سایر اشیاء است.
ج- ...
3) چرا حرکت «نوری» که در پیشاپیش مومنان حرکت میکند را با تعبیر «یسعی» (میکوشد، میشتابد) آورد؟
الف- تعبیر «سعی» تعبیری است که برای موجود زنده به کار میرود؛ پس این نور در آخرت، یک حقیقت زنده است، نه یک امر فیزیکی محض؛ لذا روایات، نور را به امام و پیامبر تفسیر میکنند.
ب – سعی، حرکت سریع است (مفردات1 /411) و دلالت دارد که این نور از خود شخص جلو میزند: باز مفهوم امامت را در این نور جدی میکرد: امام کسی است که با سرعت جلو میرود و راه را مینمایاند و مومنان از پی او حرکت میکنند (حدیث1)
ج- "اشاره به اين است كه آنها به سوى درجاتى از بهشت كه خداوند برايشان تهيه ديده مىشتابند، و جهات سعادت و مقامات قرب يكى پس از ديگرى برايشان روشن مىگردد، تا نورشان را به حد تمام و كمال برساند، چنان كه در جايى ديگر هم فرموده: «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً» (زمر/73) یا «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً» (مريم/85) یا «يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا» (تحريم/8)" (الميزان 19 /15) (ترجمه الميزان 19 /273)
د - سعی در جایی است که جدیتی در کار باشد (مفردات1 /411) مومنان، اعمال و تبعیت از امامشان را جدی گرفتند.
ه - «به کار بردن کلمه «سعی» در مورد نور به اعتبار شدت تلألؤ و ظهور نور در همه امور و حرکات سریع آن است» (التحقيق في كلمات القرآن الكريم5/ 133)
و - ...
4) «بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ» اینکه نور، مسیر پیش روی آنان را روشن کند، طبیعی است؛ اما چرا «بأیمانهم» را اضافه کرد؟ (أیمان، جمع «یمین» است)
الف- «یمین» جهتی است که سعادت آنها از آن زاویه است (الميزان 19 /15)۱ (کلمه یمین، هم به معنای سمت راست است، و هم از ریشه یمن و برکت است) ظاهرا مقصود علامه طباطبایی این است که با این تعبیر، به فلسفهی برخورداری آنها از این نور – که همان اعمال صالح آنهاست و موجب شده از «اصحاب یمین» شوند – اشاره شده است.
ب - ممکن است نور پیش رو، نورانیت «امام» باشد که برتر و جلوتر از ماست و البته ما با پیروی از او، نور او را برای خود کردهایم؛ و نور سمت راست، نورانیت «اعمال صالح»مان باشد که در عرض ماست نه جلوتر از ما؛ و از این جهت نورانیت دارد که هر عمل صالحی، فهم جدیدی برای ادامه مسیر به ما میدهد (انفال/29)۲
ج – مقصود از نور پیش رو، معارف و حقایق و مقاماتی است که فوق مقام آنهاست؛ و منظور از نور سمت راست، صفات نیکو و اعمال صالح اوست [که در عرض اوست] (التحقيق في كلمات القرآن الكريم5 /134)
د - ...
5) « بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ ...» بهشت، بشارتی است که در روز قیامت میدهند؛ وگرنه کسی که مومن باشد در همین دنیا هم بشارتها دریافت خواهد کرد (یونس/64؛ فصلت/30-31) و (حدیث3)
6) «جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها»: از مهمترین اوصاف بهشت در قرآن این سه تعبیر است: «باغ انبوه + رودهای جاری در آن + جاودانگی». چرا این سه؟
الف- «آرامش روحی- روانی» و «احساس شادی» را از مهمترین خواستههای انسان میدانند و در عالم طبیعت دو چیز بسیار در این امر موثرند: طبیعت سرسبز (که بویژه بینایی و بویایی انسان را نوازش میدهد) و آب خروشان (که بویژه بینایی و شنوایی انسان را نوازش میدهد) و برای همین است که از بهترین چشماندازها که برای تفریح پیشنهاد میشود، مناطق سرسبزی است که رودخانهای هم داشته باشد. اگر اینها ضمیمه شود به اینکه نگرانیای هم از مرگ و نابودی نباشد، آرامش و شادی به کمال میرسد.
ب - ...
7) «ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم»: «ذلک» برای اشاره به دور است؛ چرا فرمود «ذلک»؟
الف – اگر منظورش از «فوز عظیم»، این باغها و رودها باشد باید میفرمود «هذا». پس احتمالا آن فوز عظیم «همان نوری است که همراه آنهاست». رستگاری حقیقی، زندگی آسوده در جوار پیامبر و امامان است، نه صرفا حور و قصور.
ب - شاید اشاره به آن چیزی است که بعد از ورود در بهشت برای انسان حاصل میشود. تا اینجا بهشت بود و «آن»چه بعد از این برای بهشتیان حاصل میشود، رستگاری عظیم است.
ج - ...