۱) «فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ»
درباره اینکه مقصود از «عصف» و «مأکول» در این آیه چیست و از چه جهت این تشبیه رخ داده است؟
الف. مقصود از «عصف»:
الف.۱. کاه و برگی که بعد از درو کردن در زمین باقی میماند و بادها براحتی آن را جابجا میکنند و خوراک حیوانات میشود. (به نقل مفاتيح الغيب، ج32، ص292۱)
الف.۲. به قرینه آیه «وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ« (الرحمن/۱۲) مقصود کاه و پوستهی روی دانه است که وقتی از دانه جدا میشود کاملا در معرض بادها این سو و آن سو میشود. (ابومسلم، به نقل مفاتيح الغيب، ج32، ص292؛ ابوعبیده، به نقل مجمع البيان، ج10، ص825۲)
الف.۳. کاه و برگ روی دانه است قبل از اینکه دانه برسد و تشکیل شود. (فراء، به نقل مفاتيح الغيب، ج32، ص292)
الف.۴. حبهای است که کنده شده و دانه درون آن خورده شده باشد و فقط پوستهاش باقی مانده باشد (به نقل از مفاتيح الغيب، ج32، ص292؛ زجاج، به نقل مجمع البيان، ج10، ص825۳).
الف.۵.
ب. مقصود از «مأکول»
ب.۱. مقصود شیء نیمخورده است، یعنی کاه و برگی که مقداری از آن خورده شده و دیگر حتی در حد یک کاه و برگ هم ارزش ندارد، مانند برگ کرمخورده یا زمین زراعیای که در آن چرا شده است (لسان العرب، ج9، ص247۴؛ مفاتيح الغيب، ج32، ص293؛ الميزان، ج20، ص362).
ب.۲. کاه و پوستهی روی دانهای که دانه درون آن خورده شده و فقط پوسته بیخاصیت آن باقی مانده است (لسان العرب، ج9، ص247؛ مجمع البيان، ج10، ص825؛ مفاتيح الغيب، ج32، ص293۵؛ الميزان، ج20، ص362)
ب.۳. مقصود کاه و علفی است که حیوانات خوردهاند و به صورت پشگل و ... دفع کردهاند و آنچه در آن پشگل و ... از آن کاه و علف باقی مانده است. کسانی که این قول را دارند گفتهاند این تعبیر، تعبیری مودبانه است شبیه تعبیر «كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ» (مائدة/75) در وصف حضرت عیسی ع و مادرش، که به نحو کنایه میخواهد اشاره کند که آنها انسانهای عادیای بودند که غذایی که میخوردند را دفع می کردند (مجمع البيان، ج10، ص825۶؛ قول مقاتل و قتاده و عطاء از ابن عباس، به نقل مفاتيح الغيب، ج32، ص293۷).
ب.۴. مقصود از «مأکول» «خوردنی» است، یعنی چیزی که آماده خوردن شده است، یعنی آنها همچون کاه و برگی درآمدند که آماده خورده شدن توسط حیوانات هستند (عکرمه و ضحاک، به نقل مفاتيح الغيب، ج32، ص293۸)؛ که اگر این معنا مد نظر باشد بسیار شبیه وضعیت قوم ثمود میشود که تعبیر «كَهَشيمِ الْمُحْتَظِر» (قمر/۳۱) درباره آنها آمده، که به معنای گياهِ خشكيدهای است که صاحب آغل برای چارپایانش خرد و آماده خوردن میکند.
ب.۵. ...
ج. وجه تشبیه:
ج.۱. بر اساس آن معنایی که میگوید همچون پوسته بیدانه شدند، چهبسا میخواهد بگوید پیکرهایی بدون جسم شدند، یا اینکه آن سنگ درون آنان را کاملا سوزاند و شبیه دانه توخالی شدند (الميزان، ج20، ص362۹)
ج.۲. ...
۲) «فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَاْكُولٍ»
خداوند در عموم مواردی که عذابی بر گروهی نازل شده، صرفا به هلاکت آنها (أَهْلَكْناهُمْ؛ انعام/۶، انفال/۵۴، کهف/۵۹، شعراء/۱۳۹، دخان/۳۷، محمد/۱۳؛ أَهْلَكْناها، اعراف/۴، انبیاء/۶ و ۹۵، حج/۴۵) و حداکثر اینکه چنان از بین رفتند که فقط حکایتی از آنها در تاریخ باقی ماند (جَعَلْناهُمْ أَحاديث؛ مومنون/۴۴، سبأ/ ۱۹) اشاره کرده است. ظاهرا در قرآن کریم غیر از اصحاب فیل که بیان میدارد آنها را همچون «كَعَصْفٍ مَاْكُولٍ» کردیم، فقط در خصوص قوم عاد و ثمود اشارهای به وضعیت پایانی آنها آمده است (در مورد قوم عاد میفرماید: «تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِر: مردم را از جا مىكند گويی تنههاى نخلى بودند كه ريشهكن شده بودند.» (قمر/20) «فَتَرَى الْقَوْمَ فيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ مردم را فروافتاده مىديدى، گويى آنها تنههاى نخلهاى ميان تهىاند.» (حاقه/7) و در مورد قوم ثمود بیان میدارد آنها را «كَهَشيمِ الْمُحْتَظِر» (قمر/۳۱) کردیم، که به معنای گياهِ خشكيدهای است که صاحب آغل برای چارپایانش خرد و آماده خوردن میکند.)
این بیان وضعیت نهایی آنها بدین صورت در داستان اصحاب فیل چه وجهی دارد؟
الف. در آیه ۱ تدبر ۳ (جلسه۱۱۹۰ https://yekaye.ir/al-fil-105-1/ ) اشاره شد که به خاطر استفاده از تعبیر «کیف فعل» در داستان اصحاب فیل، چهبسا آنچه از توجه به عاقبت آنها مهمتر بود، توجه به کیفیت کاری است که خداوند با آنها کرد. شاید به همین جهت است که نحوه هلاک شدن و کیفیت وضعیتی که بدان درآمدند هم مورد تأکید قرار داد.
ب. شاید خداوند می خواهد به این اشاره کند آنها آمده بودند چنان کعبه و اهل آن را نابود کنند که گویی آن را خورده و در خود هضم کردهاند؛ اما خودشان مثل برگ و کاهی که خورده شده درآمدند.
ج. ...