1) «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم»
سوره حمد را خلاصه کل معارف قرآن میدانند. در سوره حمد تا آیه 5 وصف خدا و بیان نسبت ما و خدا بود، در این آیه «تنها» تقاضای ما از خدا مطرح میشود؛ پس علیالقاعده، این تقاضا باید جامع همه خواستههای ما باشد. اما چگونه؟
مقدمه 1: هر خواستهای که داریم، از این جهت است که وضعیتی بهتر را برای خود طلب میکنیم؛ اکنون، اگر بین «به» و «بهتر» ویا بین «بهتر» و «بهترین» مخیر شویم، همواره دلمان «بهترین» را میخواهد؛ و نیز هرگاه که بین «یک بهتر» و «چند بهتر» مخیر شویم، «چند بهتر» را ترجیح میدهیم. این یعنی هر انسانی، نه فقط طالب «وضع بهتر»، بلکه خواهان «همهبهترینها»ست؛ یعنی طالب «کمال مطلق» است؛ یعنی «طالب خدا»ست. (این خلاصه برهان بر وجود فطرت خداجویی در همه بشر است. چهل حدیث امام خمینی/182)
مقدمه 2: پس ما هر کاری که میکنیم، در حقیقت در حال حرکت به سوی خدا هستیم (انشقاق/6)؛ فقط باید سعی کنیم که نزدیکترین راه و مطمئنترین راه را در پیش بگیریم؛ یعنی راه «مستقیم» را، که هم صاف و بدون کجی و انحراف باشد (در نتیجه: کوتاهترین فاصله) و هم قوام و استقامتش قابل اعتماد باشد (در نتیجه: مطمئنترین).
مقدمه 3: هر حاجتی را تنها و تنها خدا میتواند برآورده کند (جلسه 102، تدبر1) و در آیه 5 همین سوره هم اعلام کردیم که ما فقط خدا را هدف قرار داده و فقط به کمک او دل میبندیم (جلسه80، تدبرهای2-5)
نتیجه: مهمترین خواسته ما در این جهان یافتن راه مستقیم به سوی خداست که این را هم باید خدا به ما بدهد؛ پس مهمترین خواسته ما، این است که از خدا میخواهیم ما را به راه مستقیم هدایت کند.
شاید بدین جهت است که در حدیث قدسی، برآوردن این خواسته توسط خداوند معادل برآوردن همه خواستههای بشر معرفی شده است. (جلسه 56، حدیث2)
2) «اهْدِنَا ...»
مهمترین تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که انسان خودش هم باید مسیر حرکت (= هدایت) خود را آگاهانه به دست آورد. خداوند، در مورد کل موجودات، همین که آنها را بیافریند خودش آنها را هدایت میکند (هدایت تکوینی، طه/50) اما انسان چون اختیار دارد، میتواند راه و مسیری غیر از مسیری که به سمت مقصد حقیقی اوست، در پیش گیرد؛ و بیش از یک راه پیش روی او هست. پس، ما برای درست به مقصد رسیدنمان، خودمان هم باید اقدام کنیم و از خدا تقاضای هدایت و نشان دادن راه درست داشته باشیم؛ و از آنجا که خدا هیچ نیازی را در جهان بیپاسخ نمی گذارد، پس حتما راه هدایت دیگری (غیر از هدایت تکوینی که شامل همه موجودات میشود) برای ما قرار داده است (که به هدایت تشریعی معروف است).
پس به طور خلاصه،
انسان، به هدایت غیرتکوینی خدا هم نیاز دارد و برای اینکه به مقصد حقیقی خود برسد، لازم است دائما نیاز خود به این هدایت غیرتکوینی و تشخیص راه صحیح (که با خودآگاهی و اختیار شخص گره خورده) را جدی بگیرد و درصدد آن باشد. شاید رمز اینکه ابراز این درخواست در هر روز دستکم پنج بار واجب است، همین امر باشد.
3) «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم»
در نکات ترجمه بیان شد که «صراط»، راه مهیا و سهلشدهای است که گویی رهرو را در خود میبلعد، بدون اینکه بگذارد رهروش از آن بیرون بیفتد.
علامه طباطبایی تذکر میدهد که: "در قرآن کریم، برای «راه خدا» هم از تعبیر «صراط» استفاده شده و هم از تعبیر «سبیل»؛ با این تفاوت مهم که تعبیر «صراط» تنها و تنها به خداوند (صراطی، صراط الله، صراطک) نسبت داده شده است (غیر از آیه 7 همین سوره، که انشاءالله در جلسه بعد، اشاره خواهد شد که خود آیه، دلالت بر عصمت آنها دارد)، در حالی که «سبیل» هم به صورت جمع به کار رفته و هم به گروه های مختلف ایمانی نسبت داده شده است. این نشان میدهد که گویی «سبیل» انواع دارد و با نقص و مشکل هم قابل جمع است. پس صراط را میتوان همانند شاهراهی دانست که همه راههای فرعی (سُبُل) به او ختم میشود و یا همچون روح نسبت به بدن، که روح همواره واحد است اما بدن دائما در تغییر" (المیزان1/ 31-32)؛
خلاصه اینکه صراط آن راهی است که هیچ اختلاف و اشتباهی در آن نیست؛ و کاملا محکم و بدون نقص و با قوام است؛ و ما دائما از خدا قرار گرفتن در چنین راهی را طلب میکنیم.
4) «اهْدِنَا الصِّراطَ ...»
علامه طباطبایی توضیح میدهد که: "کلمه «هدایت» وقتی با حرف «الی» بیاید از جنسِ «نشان دادن راه» است و وقتی بدون حرف، کلمه مورد نظر [=راه] را در موقعیت مفعولی قرار دهد، از جنسِ «[قرار دادن در راه و] رساندن به مطلوب» است" (المیزان1/ 34). شاید بدین جهت است که در برخی روایات، «صراط مستقیم» را منحصر در امامان کردهاند (حدیث4)؛ زیرا دیگران، اگر کاری هم بتوانند بکنند، از باب نشان دادن راه است؛ و فقط آنان که خودشان به خدا وصلند میتوانند علاوه بر نشان دادن راه، عملا، انسان را به خدا وصل کنند.
در تاریخ 30/7/1402 اضافه شد:
علامه طباطبایی سخن فوق را به عنوان یک «قیل» مطرح کرده و آن را نقد کردهاند. استدلال قائل مذکور به آیات «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ» (قصص/56)، «وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً» (نساء/70) و «وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» (شورى/52) بوده است؛ و علامه طباطبایی با استشهاد به آيه «يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ» (غافر/3) این سخن را نقض میکنند. از این رو، و بویژه به توجه به آیه سوره شوری که مورد استشهاد قائل مذکور بوده و آيه سوره غافر که مورد استشهاد علامه بوده، نتیجهگیری و تطبیقی که بر حدیث مذکور نوشته شده قابل مناقشه است.
5) ارتباط «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم» و «ربالعالمین»
در توضیح «ربالعالمین» اشاره شد که یکی از تفاوتهای انسان با سایر موجودات این است که هرانسانی یک جهان دارد (تدبر4 جلسه36) و خداوند چون ربوبیت تمام این جهانها را برعهده گرفته، برای همین هدایت ویژهای هم (غیر از هدایت تکوینی) برای هر انسانی نیاز است، که این، به اختیار و اراده خود او برمیگردد. (تدبر قبل) پس اگر خدا را به عنوان «ربالعالمین» بشناسیم، حتما هدایت ویژه از او طلب میکنیم.
6) ارتباط «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم» و «إِيَّاكَ نَسْتَعين»
ما در آیه قبل ادعا کردیم که نه فقط «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» ، بلکه «إِيَّاكَ نَسْتَعين»؛ یعنی نه فقط خدا را تنها هدف خود قرار دادهایم بلکه برای رسیدن به این هدف هم تنها از او کمک میگیریم. اگر چنین است پس در درخواست راه درست، تنها سراغ خدا باید رفت.
پس «اهدنا الصراط المستقیم» یعنی من به این ادعایی که در آیه قبل مطرح کردم پایبند میمانم و تنها از خدا کمک میگیرم که راه را به من بنمایاند.
اگر این مطلب را جدی بگیریم، در پیروی از این و آن، بسیار هوشیار و با احتیاط عمل میکنیم و هرکس که کارهای عجیب و غریبی انجام داد و وعده کرد که میتواند بسادگی و خارج از شریعت و راهی که خدا فروفرستاده، ما را به مقامات بالای معنوی برساند، اعتماد نمیکنیم. از خدا میخواهیم فقط و فقط خود خدا ما را هدایت کند و اگر خود خدا هدایت کند، هیچ تردیدی نباید در مسیر باقی بماند. شاید به همین جهت است که در اسلام اصرار هست که اصول دین تحقیقی است، و شاید به همین جهت بوده که حضرت آیت الله بهجت میفرمودند:
راه خدا راهی نیست که انسان با حدس و گمان بخواهد برود.
حلول عید فطر بر همه آنان که از ماه رمضان بهره بردند و انشاءالله امروز در پیشگاه الهی سربلندند، مبارک باشد.
و خداحافظ ای ماه خدا، خداحافظی کسی که جداییاش بر ما سخت است و ما را غمگین کرده و رویگردانیاش از ما، دل ما را مالامال از بیم و هراس میکند،
خداحافظ ای بهترین همنشین در میانه ایام و اوقات؛
خداحافظ ای ماهی که آرزوها در آن دستیافتنی شده بود و نامه اعمال پر و پیمان؛
خدا حافظ ای ماهی که وقتی بودی جلیلالقدر بودی و وقتی که رفتی دلها را به درد آوردی؛
خداحافظ ای ماهی که ما را دلنازک کردی و از بار گناهان رهایی بخشیدی؛
خداحافظ ای ماهی که کمککاری نیکو در برابر شیطان بودی؛
خداحافظ ای ماهی که بسیاری را در راه خدا آزاد کردی و چقدر خوشحال است کسی که حرمت تو را نگه داشت؛
خداحافظ ای ماهی که چه بسیار گناهان ما را محو کردی و بدیهایمان را پوشاندی؛
خداحافظیای نه از روی ملول و دلزده شدن از تو؛
خداحافظ ای کسی که قبل از اینکه بیایی، منتظرت بودیم و قبل از رفتنت، دلتنگ نبودنت شدیم؛ که دیروز چه مشتاقت بودیم و امروز چه دلتنگ گشتهایم؛
خداحافظ ای رحمتها و برکاتی که دیگر از آنها محروم شدیم
خداحافظ ..
فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ عَزَّ فِرَاقُهُ عَلَيْنَا، وَ غَمَّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنَّا ...
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْآمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرِينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ أَلِيفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فِيهِ الذُّنُوبُ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّيْطَانِ، وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ
السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا أَكْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِيكَ، وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَكَ بِكَ!
السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَمْحَاكَ لِلذُّنُوبِ، وَ أَسْتَرَكَ لِأَنْوَاعِ الْعُيُوبِ!
السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمِينَ، وَ أَهْيَبَكَ فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ!
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَيَّام السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ
السَّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَرِيهِ الْمُصَاحَبَةِ، وَ لَا ذَمِيمِ الْمُلَابَسَةِ
السَّلَامُ عَلَيْكَ كَمَا وَفَدْتَ عَلَيْنَا بِالْبَرَكَاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِيئَاتِ
السَّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوكٍ صِيَامُهُ سَأَماً.
السَّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِكَ عَنَّا، وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ أُفِيضَ بِكَ عَلَيْنَا
السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِي هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَيْكَ، وَ أَشَدَّ شَوْقَنَا غَداً إِلَيْكَ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى فَضْلِكَ الَّذِي حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَكَاتِكَ سُلِبْنَاهُ...
(فرازی از دعای وداع امام سجاد ع با ماه رمضان، دعای 45 صحیفه سجادیه)