1) چرا با اینکه در آیات قبل سوره حمد، خدا به عنوان غایب اشاره میشد، در این آیه، خدا مخاطب قرار گرفت؟ چرا جمله را با مفعول شروع کرد؟ چرا فعل را با ضمیر جمع به کار برد؟ چرا جمله دوم را در همان سیاق جمله اول آورد و نفرمود «ایاک نعبد، أعنّا» (تو را میپرستیم، کمکمان کن)
علامه طباطبایی به همین این سوالات یک پاسخ میدهد:
مهمترین نکته در بندگی این است که انسان خود را نبیند. (لذا بندگی با شرک ممکن است جمع شود (غافر/60)، اما با استکبار جمع نمیشود (کهف/110) )
با این ملاحظه، عبارت «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين» کاملترین عبارت در ابراز بندگی در محضر خداست. زیرا:
الف – اقتضای عبودیت، این است که خود را در محضر خدا ببینیم، [نه اینکه دلمان جای دیگر باشد]؛ پس آیه از حالت غیاب (در آیات قبل) به حالت حضور تغییر سیاق داد.
ب- از «تو» شروع کرده است، ولو که مفعول باشد؛ نه از «من» و نه از «فعل من» («جمله اسمیه» با «من» شروع میشود؛ و جمله فعلیه با «فعلِ» من (نعبد)؛ و در هر دو مفعول، در مرتبه بعد میآید؛ اما در این آیه، «ک» (مفعول) را مقدم کرده است).
ج- «فعل من» را هم با ضمیر متکلم معالغیر (ما) بیان کرده تا «من» را در جمع گم کند.
د – اما هنوز در جمله «ایاک نعبد» یک نحوه انتساب کار به «من» باقی است؛ پس آن را با عبارت «إِيَّاكَ نَسْتَعين» (بر همان وزن و سیاق) تکمیل کرد که بگوید همان مقدار کار هم «تنها» با کمک و عنایت «تو» انجام میشود.
پس این عبارت، فقط یک معنا ابراز آن میکند و آن عبودیت محض است آن گونه که ذرهای «منیت» در کار نیاید (المیزان1 /24-27)
2) عبودیت و پرستش، یعنی غایت آمال خود قرار دادن؛ یعنی آخرین دغدغه انسان، که همه دغدغههای دیگر به آن ختم شود و همه چیز را بر اساسِ میزان فایدهاش در نزدیک شدن به آن بسنجد.
به همین معناست که برخی پولپرستاند؛ برخی مقام پرست؛ برخی شهوتپرست؛ و برخی هم خداپرست. و ما میخواهیم خداپرست باشیم. با این توصیف، آیا واقعا میتوانیم بگوییم خداپرستیم؟
3) فقط نمیگوییم «تو را میپرستیم» بلکه میگوییم «تنها» تو را میپرستیم. (جلو آوردن مفعول (ک) بر فعل (نعبد) دلالت بر حصر میکند). بسیاری از ما خدا را قبول داریم؛ اما در کنار خدا، پول و مقام و شهوت و مدرک و ... را هم هدف قرار دادهایم؛ و این شرک است. موظب باشیم که حتی اغلب مومنان ایمانشان شرکآلود است (یوسف/106) و مبادا در عبادت شرک بورزیم (غافر/60).
پس آیا باید پول و ... را رها کنیم؟
خیر، بلکه هدف اصلی را فقط خدا بدانیم؛ اینها را وسیله ببینیم. اگر وسیله دیدیم آنگاه هرجا بین رسیدن به خدا و داشتن اینها منافات پیش آمد راحت میتوانیم صرفنظر کنیم؛ وگرنه همواره بین خدا و خرما در تردید میمانیم و چهبسا منافق از دنیا برویم (نساء/143)
4) «إِيَّاكَ نَسْتَعين»: فقط خدا را بپرستیم، هرچند خیلی دشوار است، اما قبول؛ ولی یعنی چه که فقط از خدا کمک بگیریم؟ مگر نگفتیم اینها وسیلهاند! آیا نباید از اینها برای رسیدن به خدا کمک بگیریم؟!
اگر در وادی قرآن وارد شدیم با زبان بسیار ساده، عظیمترین حقایق عرفانی را روزی پنجبار در نماز تکرار میکنیم!
اگر خدا را بشناسیم میفهمیم که نهتنها در عرض او هدفی معنا ندارد، بلکه غیر از او کسی کارهای نیست؛ همه چیز به دست اوست. به مقام حضرت ابراهیم ع میرسیم که آب مینوشید، غذا و دوا میخورد؛ اما میفهمید که سیری و سیرابی و شفا فقط و فقط به دست اوست (شعراء/79-80) میفهمیم که نهتنها رفع تمام نیازهای ما به دست اوست (حدیث3) بلکه حتی اگر بخواهیم خدا را اطاعت کنیم باز نیاز به کمک او داریم (حدیث2) برای همین است که در روز اول ماه رمضان که ماه بندگی است میگوییم خدایا تو روزه ما را در روزهداران قرار بده؛ تو قیام ما را در قیامکنندگان قرار بده ... (حدیث1)
5) «إِيَّاكَ نَسْتَعين»: بسیاری از ما به شرک در عبودیت (ولو شرک خفی مانند پولپرستی و ...) حساس هستیم؛ اما به شرک در استعانت بیاعتناییم، بلکه به خیال خود چنین شرکی را کاملا دینداری میدانیم! مثلا برای کاری که میخواهیم انجام دهیم، به کسی مراجعه میکنیم و میگوییم: «اول خدا، بعدش شما»! این دینداری نیست، این شرک است. کسی که موحد است اولش خداست، آخرش هم خداست (حدید/3) هرکس دیگری هم اگر کارهای است چون خدا او را کارهای کرده است؛ اگر خدا نخواهد آتش هم نمیسوزاند (انبیا/69) میلیاردر هم باشی، مشکلت حل نمیشود (قصص/76-81)
انشاءالله که خدا ما را متوجه توحید در استعانت بکند و در همین ماه رمضان ما را از خواب غفلت بیدار کند (حدیث1)
6) "نه جبر در کار است و نه تفويض. چون مىگوييم «نَعْبُدُ»، پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. و چون مىگوييم: «نَسْتَعِينُ» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است." (قرائتی، تفسير نور1/ 28) (این نکته ظاهرا برگرفته از مضمون یکی از مناظرات امام صادق ع با یکی از «قدریه» است. تفسیر عیاشی1 /23)
مروری بر سوره حمد
چون سوره حمد سورهای است که در هر نماز میخوانیم هر آیهای که اضافه میشود خوب است مروری بر مضامین این سوره داشته باشیم.
جلسه 41 و جلسه 56 تدبر7 دو بیان مطرح شد؛ و اینک بیان سوم:
با نام خدایی [شروع میکنم] که رحمتش گسترده و همیشگی است؛
سپاس و ستایش خدایی را ربالعالمین است؛
[با] رحمت گسترده[اش آمدیم و با] رحمت همیشگی[اش [بازمیگردیم به جایگاهی که]
مالکیت همهجانبه او در روز جزا [آشکار میگردد]
[حال که او را این گونه شناختم پس به او عرضه میدارم] تنها تو را میپرستیم [و به عنوان دغدغه نهایی خود قرار میدهیم؛ و در همه کار، از جمله در همین مطلب که تو را تنها دغدغه و هدف خود بدانیم و جز تو را طلب نکنیم و نیز در اینکه راه تو را طی کنیم] تنها از تو یاری میجوییم [و برای هیچکاری هیچ امیدی به غیر تو نداریم]