1) شخصی خدمت رسول الله ص رفت و عرض کرد: مرا به چیزی سفارش بفرمایید که خداوند در آن فایدهای برای من قرار دهد. حضرت فرمودند:
زیاد مرگ را یاد کن تا از دنیا[دوستی] برکنده شوی؛ و بر تو باد به شکر کردن که همانا نعمت را میافزاید؛ و زیاد دعا کن چرا که نمیدانی چه موقعی دعایت مستجاب میشود؛ و بپرهیز از تجاوز که همانا خداوند مقرر فرموده است که هرکس «مورد تجاوز قرار گیرد خداوند حتما او را یاری کند» (حج/60) و فرمود «ای مردم! همانا تجاوزگری شما علیه خودتان تمام میشود» (یونس/23) و بپرهیز از مکر و نیرنگ، که همانا خداوند مقرر فرموده است که «و نیرنگ بد جز بر اهلش وارد نشود» (فاطر/43)
تحف العقول، ص35
وَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِی بِشَیءٍ ینْفَعُنِی اللَّهُ بِهِ
فَقَالَ ص: أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ یسَلِّكَ عَنِ الدُّنْیا وَ عَلَیكَ بِالشُّكْرِ فَإِنَّهُ یزِیدُ فِی النِّعْمَةِ وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِی مَتَی یسْتَجَابُ لَكَ وَ إِیاكَ وَ الْبَغْی فَإِنَّ اللَّهَ قَضَی أَنَّهُ مَنْ «بُغِی عَلَیهِ لَینْصُرَنَّهُ اللَّهُ» وَ قَالَ «أَیهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیكُمْ عَلی أَنْفُسِكُمْ» وَ إِیاكَ وَ الْمَكْرَ فَإِنَّ اللَّهَ قَضَی أَنْ «لا یحِیقُ الْمَكْرُ السَّیئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ».
2) از رسول اکرم ص روایت شده است:
پنج چیز در کتاب خدا آمده است که در هر کسی باشد علیه خودش خواهد بود!
گفتند: آنها چیست؟
فرمودند: پیمانشکنی و نیرنگ [= مکر] و تجاوز [= بغی] و فریبکاری [= خدعه] و ستم کردن [= ظلم]؛
اما در مورد پیمانشکنی، خداوند عز و جل فرمود «پس هر کس پیمان شکنی کند علیه خودش پیمانشکنی کرده است» (فتح/10)
و اما در مورد نیرنگ، خداوند متعال فرمود: «و نیرنگ بد جز بر اهلش وارد نشود» (فاطر/43)
و اما در مورد تجاوز، خداوند متعال فرمود: «ای مردم! همانا تجاوزگری شما علیه خودتان تمام میشود» (یونس/23)
و اما در مورد فریبکاری، خداوند متعال فرمود: «خدا و کسانی را که ایمان آوردند فریب می دهند و [در حقیقت] جز خودشان را فریب نمیدهند در حالی که احساس نمیکنند. (بقره/9)
و اما در مورد ستم کردن، خداوند متعال فرمود: «و به ما ظلم نکردند ولکن به خودشان بود که دائما ظلم میکردند» (بقره/57 و اعراف/160)
معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ص48
قَالَ ص: خَمْسَةٌ فِی كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی مَنْ كُنَّ فِیهِ كُنَّ عَلَیهِ قِیلَ وَ مَا هِی؟ یا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ النَّكْثُ وَ الْمَكْرُ وَ الْبَغْی وَ الْخِدَاعُ وَ الظُّلْمُ؛
فَأَمَّا النَّكْثُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما ینْكُثُ عَلی نَفْسِهِ»
وَ أَمَّا الْمَكْرُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی «وَ لا یحِیقُ الْمَكْرُ السَّیئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ»
وَ أَمَّا الْبَغْی فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیكُمْ عَلی أَنْفُسِكُمْ»
وَ أَمَّا الْخِدَاعُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی «یخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یشْعُرُونَ»
وَ أَمَّا الظُّلْمُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی «وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ».۱
3) از پیامبر اکرم ص روایت شده است:
شما را هشدار میدهم درباره «نیرنگ بد زدن» که «نیرنگ بد جز به اهل خویش برنمی گردد» و برای آنان از جانب خداوند مطالبهای در کار خواهد بود. [یعنی خداوند پیگیر کار آنان خواهد بود تا کاملا ضررش به خودشان برسد]
الدر المنثور، ج5، ص256؛ المیزان، ج17، ص58
و أخرج ابن أبى حاتم من طریق سفیان عن أبى زكریا الكوفی عن رجل حدثه أن النبی صلى الله علیه و آله و سلم قال إیاكم و المكر السیئ فانه لا یحِیقُ الْمَكْرُ السَّیئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ و لهم من الله طالب.
4) از امام حسن عسگری در ضمن حدیثی طولانی آمده است:
هنگامی که مدینه تحت امر رسول الله ص قرار گرفت، حسد «[عبدالله] ابن اُبَیّ» [معروف به رئیس منافقان] شدت گرفت، پس اندیشید که گودالی در یکی از محلهای نشستن در منزلش حفر کند و روی آن فرشی پهن کند و در ته آن پیکانهای تیزه و تیرهای مسموم قرار دهد و اطراف فرش را به دیوار محکم کند تا وقتی رسول الله ص و برخی از نزدیکانش مانند حضرت علی ع بر او وارد شوند و رسول الله پایش را روی آن فرش بگذارد درون آن گودال بیفتد و در خانهاش موضعی قرار داد و مردانی شمشیر به دست را در آنجا پنهان کرد تا وقتی حضرت محمد ص در آن گودال افتاد آنان بیرون آیند و بر حضرت علی ع و بقیه همراهان پیامبر ص حمله کنند و آنان را به قتل رسانند؛ و همچنین اندیشید که اگر موفق به نشاندن ایشان بر آن فرش نشد، با غذایی مسموم از ایشان پذیرایی کند تا او و اصحابش همگی بمیرند.
پس جبرئیل نزد حضرت آمد و به ایشان خبر داد و به او گفت: خداوند به تو دستور میدهد که که هرجا تو را نشاند همانجا بنشینی و از آن غذایی که نزد تو آورد بخوری که خداوند تو را با آیات و معجزات خود بر او غالب گرداند و اکثر کسانی که در این زمینه علیه تو توطئه نمودند به هلاکت رساند.
پس رسول الله وارد شد و بر آن فرش نشست و در چپ و راست و پیرامونش نشستند و در گوال نیفتادند؛ ابن اُبَیّ تعجب کرد و نگاه کرد و دید که گویی زیر آن فرش زمین محکمی شده است.
سپس برای رسول الله ص و علی ع و همراهانشان غذای مسموم آورد و هنگامی که رسول الله ص خواست شروع به غذا خوردن کند دستش را روی غذا گذاشت و فرمود: این غذا را با یک حِرزِ سودمندی مصون گردان [رقعه یا حرز، دعایی است که برای مصون ماندن از بلایا نوشته میشود]
پس حضرت علی ع فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الشَّافِي، بِسْمِ اللَّهِ الْكَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الْمُعَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ [وَ لَا دَاءٌ] فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ، وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ: به نام خداوند شفابخش، به نام خداوند کفایتکننده، به نام خداوند عافیتبخش، به نام خدایی که با نام او هیچ چیزی در زمین و در آسمان نمیتواند ضرر برساند، و او شنوای داناست».
و رسول الله ص و حضرت علی ع و کسانی که همراهشان بودند از آن خوردند تا سیر شدند.
بعداً یاران و نزدیکان عبدالله بن اُبَیّ آمدند و باقیمانده غذای پیامبر و یارانش را خوردند به خیال اینکه اشتباه شده بود و سم در آن ریخته نشده بود، چرا که دیدند به پیامبر ص و یارانش هیچ امر ناخوشایندی نرسید. و دختر عبدالله بن ابی به آن محلی که زیرش را گودال درست کرده بودند و درون آن گودال آن پیکانها و تیرها را گذاشته بودند آمد، و او خودش اینها را طراحی کرده بود، نگاه کرد و دید زیر فرش زمین محکمی است، پس با اطمینان روی آن فرش نشست و خداوند آن گودال را به همان صورتی که حفر شده بود درآورد و او در آن افتاد و هلاک شد و فریاد شیون برخاست.
عبدالله بن ابی رسید و گفت: مبادا بگویید که او در این گودال افتاده که محمد ص خبردار خواهد شد که ما چه ترفندی اندیشیده بودیم. پس میگریستند که عروس از دنیا رفت؛ و به خاطر عروسی این دخترش بود که رسول الله ص را دعوت کرده بودند، و نیز مردند کسانی از مازاد غذای رسول الله ص خورده بودند.
و بعدا رسول الله ص از علت مرگ دختر و نزدیکان وی سوال کرد. گفت: دخترم از بلندی افتاد و آنان بر اثر پرخوری دلدرد مُردند!
رسول الله ص فرمود: خداوند داناتر است که چرا مردند؛ و تغافل کرد [به روی خودش نیاورد که خبر دارد].
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص190-192
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا ظَهَرَ بِالْمَدِينَةِ اشْتَدَّ حَسَدُ «ابْنِ أُبَيٍّ» لَهُ، فَدَبَّرَ عَلَيْهِ أَنْ يَحْفِرَ لَهُ حَفِيرَةً فِي مَجْلِسٍ مِنْ مَجَالِسِ دَارِهِ، وَ يَبْسُطَ فَوْقَهَا بِسَاطاً، وَ يَنْصِبَ فِي أَسْفَلِ الْحَفِيرَةِ أَسِنَّةَ رِمَاحٍ وَ نَصَبَ سَكَاكِينَ مَسْمُومَةً، وَ شَدَّ أَحَدَ جَوَانِبِ الْبِسَاطِ وَ الْفِرَاشِ إِلَى الْحَائِطِ لِيَدْخُلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ خَوَاصُّهُ مَعَ عَلِيٍّ ع، فَإِذَا وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص رِجْلَهُ عَلَى الْبِسَاطِ وَقَعَ فِي الْحَفِيرَةِ، وَ كَانَ قَدْ نَصَبَ فِي دَارِهِ، وَ خَبَأَ رِجَالًا بِسُيُوفٍ مَشْهُورَةٍ يَخْرُجُونَ عَلَى عَلِيٍّ ع وَ مَنْ مَعَهُ عِنْدَ وُقُوعِ مُحَمَّدٍ ص فِي الْحَفِيرَةِ فَيَقْتُلُونَهُمْ بِهَا وَ دَبَّرَ أَنَّهُ إِنْ لَمْ يَنْشَطْ لِلْقُعُودِ عَلَى ذَلِكَ الْبِسَاطِ أَنْ يُطْعِمُوهُ مِنْ طَعَامِهِمُ الْمَسْمُومِ لِيَمُوتَ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ مَعَهُ جَمِيعاً.
فَجَاءَهُ جَبْرَئِيلُ ع وَ أَخْبَرَهُ بِذَلِكَ، وَ قَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْعُدَ حَيْثُ يُقْعِدُكَ وَ تَأْكُلَ مِمَّا يُطْعِمُكَ، فَإِنَّهُ مُظْهِرٌ عَلَيْكَ آيَاتِهِ، وَ مُهْلِكٌ أَكْثَرَ مَنْ تَوَاطَأَ عَلَى ذَلِكَ فِيكَ.
فَدَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَعَدَ عَلَى الْبِسَاطِ، وَ قَعَدُوا عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ وَ حَوَالَيْهِ، وَ لَمْ يَقَعْ فِي الْحَفِيرَةِ، فَتَعَجَّبَ ابْنُ أُبَيٍّ وَ نَظَرَ، فَإِذَا قَدْ صَارَ مَا تَحْتَ الْبِسَاطِ أَرْضاً مُلْتَئِمَةً.
وَ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص وَ عَلِيّاً ع وَ صَحْبَهُمَا بِالطَّعَامِ الْمَسْمُومِ، فَلَمَّا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَضْعَ يَدِهِ فِي الطَّعَامِ قَالَ: يَا عَلِيُّ ارْقِ هَذَا الطَّعَامَ بِالرُّقْيَةِ النَّافِعَةِ.
فَقَالَ عَلِيٌّ ع: «بِسْمِ اللَّهِ الشَّافِي، بِسْمِ اللَّهِ الْكَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الْمُعَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ [وَ لَا دَاءٌ] فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ، وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ».
ثُمَّ أَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِيٌّ ع وَ مَنْ مَعَهُمَا حَتَّى شَبِعُوا.
ثُمَّ جَاءَ أَصْحَابُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ وَ خَوَاصُّهُ، فَأَكَلُوا فَضَلَاتِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ صَحْبِهِ، ظَنّاً مِنْهُمْ أَنَّهُ قَدْ غَلِطَ وَ لَمْ يَجْعَلْ فِيهِ سَمّاً لَمَّا رَأَوْا مُحَمَّداً وَ صَحْبَهُ لَمْ يُصِبْهُمْ مَكْرُوهٌ.
وَ جَاءَتْ بِنْتُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ إِلَى ذَلِكَ الْمَجْلِسِ الْمَحْفُورِ تَحْتَهُ، الْمَنْصُوبِ فِيهِ مَا نُصِبَ، وَ هِيَ كَانَتْ دَبَّرَتْ ذَلِكَ، وَ نَظَرَتْ فَإِذَا مَا تَحْتَ الْبِسَاطِ أَرْضٌ مُلْتَئِمَةٌ، فَجَلَسَتْ عَلَى الْبِسَاطِ وَاثِقَةً، فَأَعَادَ اللَّهُ الْحَفِيرَةَ بِمَا فِيهَا فَسَقَطَتْ فِيهَا وَ هَلَكَتْ فَوَقَعَتِ الصَّيْحَةُ.
فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أُبَيٍّ: إِيَّاكُمْ [وَ] أَنْ تَقُولُوا إِنَّهَا سَقَطَتْ فِي الْحَفِيرَةِ، فَيَعْلَمَ مُحَمَّدٌ مَا كُنَّا دَبَّرْنَاهُ عَلَيْهِ. فَبَكَوْا [وَ قَالُوا:] مَاتَتِ الْعَرُوسُ وَ بِعِلَّةِ عُرْسِهَا كَانُوا دَعَوْا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَاتَ الْقَوْمُ الَّذِينَ أَكَلُوا فَضْلَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص.
فَسَأَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ عَنْ سَبَبِ مَوْتِ الِابْنَةِ وَ الْقَوْمِ فَقَالَ ابْنُ أُبَيٍّ: سَقَطَتْ مِنَ السَّطْحِ، وَ لَحِقَ الْقَوْمُ تُخَمَةً.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: [اللَّهُ] أَعْلَمُ بِمَا ذَا مَاتُوا. وَ تَغَافَلَ عَنْهُمْ.
5) از امام حسن عسگری روایت شده که امام سجاد ع فرمودند: شبیه حکایتی که در حدیث قبل برای پیامبر ص رخ داد، برای حضرت علی ع با جدّ بن قیس رخ داد، که در نفاق، تالی تلو عبدالله بن اُبَیّ بود؛ همان گونه که حضرت علی ع تالی نلو رسول الله ص بود در کمال و جمال و جلال. و حکایت چنین است که:
بعد از این واقعهای که حضرت محمد ص و همراهانش جان سالم به در بردند و به ضرر عبدالله بن ابی تمام شد، جدّ بن قیس با عبدالله بن ابی خلوت کرد و [عبدالله بن ابی] به او گفت: محمد ص در سحر و جادوگری تبحر دارد، ولی علی ع چنین نیست؛ پس تو هم در باغی که داری برو و پای دیوار باغ را سست کن و علی ع را دعوت کن و عدهای را پشت دیوار بگمار که آن را بر علی ع و همراهانش فرود آرند تا زیر دیوار بمیرند.
پس علی ع آمد و زیر دیوار نشست و با دست چپش آن دیوار بزرگ را نگه داشت و غذا در پیش روی آنان گذاشتند و حضرت علی ع فرمود: به نام خدا بخورید! و همراه با آنان شروع به خوردن کرد تا از غذا فارغ شدند و در این مدت با دست چپش دیوار را نگه داشته بود و با دست راست مشغول خوردن بود و همراهانش از کار او در تعجب بودند!
در این میان جد بن قیس فرار کرد و میترسید که علی ع و همراهانش به قتل رسیده باشند و حضرت محمد ص به خونخواهی او بیاید و نزد عبدالله بن ابی مخفی شد تا اینکه بدانان خبر رسید که علی ع دیوار را به دست چپش نگه داشته و با دست راست میخورده و یارانش هم زیر همان دیوار نشسته بودند و به کسی آسیبی نرسید.
پس پدر بدیها و پدر حیله گریها که این نیرنگ از جانب او بود گفت: علی ع هم در محدوده سحر محمد ص است و برای غلبه بر او هم راهی نداریم.
پس چون آن جماعت از خوردن فارغ شدند حضرت علی ع به تعمیر دیوار پرداخت و آن را محکم و استوار کرد و همراه با آن جماعت بیرون آمدند و چون رسول الله ص او را دید فرمود: ای اباالحسن! امروز شبیه برادرم خضر شدی آن هنگام که آن دیوار را محکم و استوار کرد؛ و آن کار برایش میسر نشد مگر به دعای ما اهل بیت ع در حق او.
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص193-194
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع وَ كَانَ نَظِيرُهَا لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَعَ جَدِّ بْنِ قَيْسٍ وَ كَانَ تَالِيَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ فِي النِّفَاقِ، كَمَا أَنَ عَلِيّاً تَالِي رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الْكَمَالِ وَ الْجَمَالِ وَ الْجَلَالِ.
وَ تَفَرَّدَ جَدٌّ مَعَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ بَعْدَ هَذِهِ الْقِصَّةِ الَّتِي سَلَّمَ اللَّهُ مِنْهَا مُحَمَّداً وَ صَحْبَهُ وَ قَلَبَهَا عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ مُحَمَّداً ص مَاهِرٌ بِالسِّحْرِ، وَ لَيْسَ عَلِيٌّ ع كَمِثْلِهِ، فَاتَّخِذْ أَنْتَ يَا جَدُّ لِعَلِيٍّ دَعْوَةً بَعْدَ أَنْ تَتَقَدَّمَ فِي تَنْبِيشِ أَصْلِ حَائِطِ بُسْتَانِكَ، ثُمَّ يَقِفُ رِجَالٌ خَلْفَ الْحَائِطِ بِخَشَبٍ يَعْتَمِدُونَ بِهَا عَلَى الْحَائِطِ، وَ يَدْفَعُونَهُ عَلَى عَلِيٍّ ع [وَ مَنْ مَعَهُ] لِيَمُوتُوا تَحْتَهُ.
فَجَلَسَ عَلِيٌّ ع تَحْتَ الْحَائِطِ فَتَلَقَّاهُ بِيُسْرَاهُ وَ دَفَعَهُ وَ كَانَ الطَّعَامُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ فَقَالَ عَلِيٌّ ع: كُلُوا بِسْمِ اللَّهِ. وَ جَعَلَ يَأْكُلُ مَعَهُمْ حَتَّى أَكَلُوا وَ فَرَغُوا، وَ هُوَ يُمْسِكُ الْحَائِطَ بِشِمَالِهِ وَ الْحَائِطُ ثَلَاثُونَ ذِرَاعاً طُولُهُ فِي خَمْسَةَ [عَشَرَ] ذِرَاعاً سَمْكَةً، فِي ذِرَاعَيْنِ غِلْظَةً فَجَعَلَ أَصْحَابُ عَلِيٍّ ع وَ هُمْ يَأْكُلُونَ يَقُولُونَ: يَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ أَ فَتُحَامِي هَذَا وَ [أَنْتَ] تَأْكُلُ فَإِنَّكَ تَتْعَبُ فِي حَبْسِكَ هَذَا الْحَائِطَ عَنَّا.
فَقَالَ عَلِيٌّ ع: إِنِّي لَسْتُ أَجِدُ لَهُ مِنَ الْمَسِّ بِيَسَارِي إِلَّا أَقَلَّ مِمَّا أَجِدُهُ مِنْ ثِقْلِ هَذِهِ اللُّقْمَةِ بِيَمِينِي.
وَ هَرَبَ جَدُّ بْنُ قَيْسٍ، وَ خَشِيَ أَنْ يَكُونَ عَلِيٌّ قَدْ مَاتَ وَ صَحْبُهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً يَطْلُبُهُ لِيَنْتَقِمَ مِنْهُ، وَ اخْتَبَأَ عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ، فَبَلَغَهُمْ أَنَّ عَلِيّاً قَدْ أَمْسَكَ الْحَائِطَ بِيَسَارِهِ وَ هُوَ يَأْكُلُ بِيَمِينِهِ، وَ أَصْحَابُهُ تَحْتَ الْحَائِطِ لَمْ يَمُوتُوا.
فَقَالَ أَبُو الشُّرُورِ وَ أَبُو الدَّوَاهِي اللَّذَانِ كَانَا أَصْلَ التَّدْبِيرِ فِي ذَلِكَ: إِنَّ عَلِيّاً قَدْ مَهَرَ بِسِحْرِ مُحَمَّدٍ فَلَا سَبِيلَ لَنَا عَلَيْهِ.
فَلَمَّا فَرَغَ الْقَوْمُ مَالَ عَلِيٌّ ع عَلَى الْحَائِطِ بِيَسَارِهِ فَأَقَامَهُ وَ سَوَّاهُ، وَ رَأَبَ صَدْعَهُ، وَ لَأَمَ شَعْبَهُ، وَ خَرَجَ هُوَ وَ الْقَوْمُ فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اللَّهِ ص. قَالَ [لَهُ]: يَا أَبَا الْحَسَنِ ضَاهَيْتَ الْيَوْمَ أَخِيَ الْخَضِرَ لَمَّا أَقَامَ الْجِدَارَ، وَ مَا سَهَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ لَهُ إِلَّا بِدُعَائِهِ بِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
6) امام رضا ع از پدرانشان روایت کردهاند که رسول اکرم ص حضرت علی ع را به یمن فرستاد و به او سفارش کرد:
علی جان! تو را به دعا کردن سفارش میکنم که همراهش اجابت است؛
و به شکر کردن سفارش میکنم که همراهش زیادت است؛
و برحذرت میدارم از اینکه عهدی را بشکنی یا بر آن برآشوبی؛
و تو را از مکر و نیرنگ برحذر می دارم چرا که «نیرنگ بد جز بر اهلش وارد نشود» (فاطر/43)؛
و تو را از تجاوزگری برحذر میدارم، چرا که هرکس «مورد تجاوز قرار گیرد خداوند حتما او را یاری کند» (حج/60)
الأمالی (للطوسی)، ص597
أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ سُلَیمَانَ بْنِ غَالِبٍ الْأَزْدِی بِأَرْتَاحَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْفَضْلُ بْنُ الْمُفَضَّلِ بْنِ قَیسِ بْنِ رُمَّانَةَ الْأَشْعَرِی سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَینِ وَ فِیهَا مَاتَ، قَالَ: حَدَّثَنَا الرِّضَا عَلِی بْنُ مُوسَی، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ (عَلَیهِمُ السَّلَامُ): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) بَعَثَ عَلِیاً (عَلَیهِ السَّلَامُ) إِلَی الْیمَنِ فَقَالَ لَهُ وَ هُوَ یوصِیهِ:
یا عَلِی، أُوصِیكَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ مَعَهُ الْإِجَابَةَ، وَ بِالشُّكْرِ فَإِنَّ مَعَهُ الْمَزِیدَ، وَ أَنْهَاكَ مِنْ أَنْ تَخْفِرَ عَهْداً، أَوْ تَغَیرَ عَلَیهِ، وَ أَنْهَاكَ عَنِ الْمَكْرِ فَإِنَّهُ لا یحِیقُ الْمَكْرُ السَّیئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ، وَ أَنْهَاكَ عَنِ الْبَغْی فَإِنَّهُ مَنْ بُغِی عَلَیهِ لَینْصُرَنَّهُ اللَّهُ.
7) از یکی از دو امام (باقر ع و صادق ع) روایت شده است:
همانا خداوند اختلاف را بر مخلوقاتش مقدر کرد و این امری بود که در علم خداوند گذشته بود همان گونه که بر امتهای پیشین گذشته بود؛ و این سنتهایی است که داستان آن بر مردم جریان مییابد، پس بر ما هم جریان یافت همان گونه که بر کسانی که پیش از ما بودند جریان داشت و سخن خداوند حق است که خداوند تبارک و تعالی به حضرت محمد ص فرمود: «[این] سنت کسانی [است] از پیامبران ما که پیش از تو فرستادیم، و هرگز برای سنت خداوند دگرگونیای نخواهی یافت» (اسراء/77) و فرمود «پس آیا جز سنت پیشینیان را انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نخواهی یافت و هرگز برای سنت خدا دگرگونیای نخواهی یافت» (فاطر/43) و فرمود «پس آیا انتظار دارند جز شبیه روزگاران کسانی را که پیش از آنها بودند؛ بگو منتظر باشید که من هم همراه با شما در انتظارم» (یونس/102) و فرمود «تبدیلی در آفرینش خداوند نیست» (روم/30) و خداوند بر حضرت موسی ع [امری را] مقدر فرموده بود در حالی که او همراه قومش بود و به آنان آیات و انذارها را نشان داده بود، سپس بر قومی که بت میپرستیدند عبور کردند، «گفتند: اى موسى، همان گونه كه آنها آلههای دارند تو نیز براى ما الهی قرار ده! گفت: حقّا كه شما گروهى هستید كه نادانى مىكنید» (اعراف/138) پس موسی ع هارون را به جانشینی خود منصوب کرد، اما آنان برافراشتند «گوسالهای را، پیکری که صدای گوساله داشت، و گفتند این اله شما و اله موسی است» (طه/88) و هارون را رها کردند و [هارون] گفت « : اى قوم من، جز این نیست كه شما به وسیله این به فتنه افتادید [آزمایش شدید]، و همانا پروردگار شما [خداوند] رحمان است، پس از من پیروى كنید و فرمان مرا اطاعت نمایید، گفتند: ما همواره ملازم این [گوساله] خواهیم بود تا آنكه موسى به سوى ما بازگردد. » (طه/90) پس برای شما مَثَلها زد و بیاریتان بیان فرمود که با آنان چه کرد.
امام ع در ادامه فرمود: همانا پیامبر خدا ص هم از دنیا نرفت مگر اینکه مردم را از امر علی ع آگاه گرداند و فرمود «هرکس من مولای او هستم، علی ع مولای اوست» و فرمود «همانا او نسبت به من همانند هارون است نسبت به موسی ع، جز اینکه پیامبری بعد از من نیست» و او در تمام عرصههای دشوار عَلَمدار رسول الله بود؛ و همراه او در مسجدش بود و در هر حالی بر او وارد میشد و اولین کسی بود که به او ایمان آورد؛ پس هنگامی که رسول الله ص از دنیا رفت، آن اختلافی که مقدر شده بود واقع شد و عمر وارد صحنه شد و با ابوبکر بیعت کرد در حالی که هنوز رسول الله ص دفن نشده بود. پس چون حضرت علی ع این را دید و دید که مردم با ابوبکر بیعت کردند، ترسید که مردم به فتنه بیفتند پس خود را برای کتاب خدا فارغالبال نمود و شروع کرد که آن را در مصحفی گرد آورد؛ پس ابوبکر به او پیغام داد که نزد ما بیا و بیعت کن! اما حضرت علی ع فرمود: از خانه خارج نشوم تا قرآن را جمع کنم؛ پس بار دیگر به سراغش فرستاد، و باز او فرمود خارج نمیشوم تا اینکه از جمعآوری قرآن فارغ شوم؛ پس بار سوم، عمر پسرعمویش را [در برخی نسخهها: مردی را] که قنفذ نام داشت فرستاد؛ پس حضرت فاطمه دختر رسول الله که صلوات خدا بر ایشان باد بلند شد و بین او و علی ع قرار گرفت و قنفذ او را زد و برگشت در حالی که علی ع همراه او نبود؛ پس [عمر] ترسید که علی ع مردم را [علیه حکومت ابوبکر] گرد آورد پس دستور داد هیزم آوردند و دور خانهاش قرار دادند، سپس عمر آتش آورد و خواست خانه علی ع را بر روی او و بر فاطمه س و حسن ع و حسین ع آتش زند و چون حضرت علی ع این را دید بیرون آمد و در کمال ناخرسندی و بالاجبار بیعت کرد.
تفسیر العیاشی، ج2، ص307-308
عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا قَالَ: إِنَ اللَّهَ قَضَى الِاخْتِلَافَ عَلَى خَلْقِهِ وَ كَانَ أَمْراً قَدْ قَضَاهُ فِی عِلْمِهِ كَمَا قَضَى عَلَى الْأُمَمِ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ هِی السُّنَنُ وَ الْأَمْثَالُ یجْرِی عَلَى النَّاسِ فَجَرَتْ عَلَینَا كَمَا جَرَتْ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا وَ قَوْلُ اللَّهِ حَقٌّ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمُحَمَّدٍ ص «سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِیلًا» و قال: «فَهَلْ ینْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا» و قال «فَهَلْ ینْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَیامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ» و قال: «لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» وَ قَدْ قَضَى اللَّهُ عَلَى مُوسَى ع وَ هُوَ مَعَ قَوْمِهِ یرِیهِمُ الْآیاتِ وَ النُّذُرَ ثُمَّ مَرُّوا عَلَى قَوْمٍ یعْبُدُونَ أَصْنَاماً «قالُوا یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» فَاسْتَخْلَفَ مُوسَى هَارُونَ فَنَصَبُوا «عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى» وَ تَرَكُوا هَارُونَ فَقَالَ «یا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِی وَ أَطِیعُوا أَمْرِی قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَیهِ عاكِفِینَ حَتَّى یرْجِعَ إِلَینا مُوسى» فَضَرَبَ لَكُمْ أَمْثَالَهُمْ وَ بَینَ لَكُمْ كَیفَ صَنَعَ بِهِمْ.
وَ قَالَ إِنَّ نَبِی اللَّهِ ص لَمْ یقْبَضْ حَتَّى أَعْلَمَ النَّاسَ أَمْرَ عَلِی ع فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِی مَوْلَاهُ وَ قَالَ إِنَّهُ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى غَیرَ أَنَّهُ لَا نَبِی بَعْدِی وَ كَانَ صَاحِبَ رَایةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فِی الْمَوَاطِنِ كُلِّهَا وَ كَانَ مَعَهُ فِی الْمَسْجِدِ یدْخُلُهُ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ كَانَ أَوَّلَ النَّاسِ إِیمَاناً بِهِ فَلَمَّا قُبِضَ نَبِی اللَّهِ ص كَانَ الَّذِی كَانَ لِمَا قَدْ قُضِی مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ عَمَدَ عُمَرُ فَبَایعَ أَبَا بَكْرٍ وَ لَمْ یدْفَنْ رَسُولُ اللَّهِ ص بَعْدُ فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ عَلِی ع وَ رَأَى النَّاسَ قَدْ بَایعُوا أَبَا بَكْرٍ خَشِی أَنْ یفْتَتِنَ النَّاسُ فَفَرَغَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ أَخَذَ یجْمَعُهُ فِی مُصْحَفٍ فَأَرْسَلَ أَبُو بَكْرٍ إِلَیهِ أَنْ تَعَالَ فَبَایعْ فَقَالَ عَلِی ع لَا أَخْرُجُ حَتَّى أَجْمَعَ الْقُرْآنَ فَأَرْسَلَ إِلَیهِ مَرَّةً أُخْرَى فَقَالَ لَا أَخْرُجُ حَتَّى أَفْرُغَ فَأَرْسَلَ إِلَیهِ الثَّالِثَةَ عُمَرُ ابن عم له [رَجُلًا] یقَالُ لَهُ قُنْفُذٌ فَقَامَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهَا تَحُولُ بَینَهُ وَ بَینَ عَلِی ع فَضَرَبَهَا فَانْطَلَقَ قُنْفُذٌ وَ لَیسَ مَعَهُ عَلِی فَخَشِی أَنْ یجْمَعَ عَلِی النَّاسَ فَأَمَرَ بِحَطَبٍ فَجَعَلَ حَوَالَی بَیتِهِ ثُمَّ انْطَلَقَ عُمَرُ بِنَارٍ فَأَرَادَ أَنْ یحْرِقَ عَلَى عَلِی بَیتَهُ وَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ فَلَمَّا رَأَى علیٌّ ذَلِكَ خَرَجَ فَبَایعَ كَارِهاً غَیرَ طَائِع.