📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
آسمانها و زمین در این ظاهر مشهودی که ما از آنها میبینیم، خلاصه نمیشوند.
آنها غیبی دارند که خداوند بر غیب آنها نیز احاطه کامل دارد.
2) «إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
همانا خداوند عالم به غیبِ آسمانها و زمین است؛ قطعا او به درون سینهها داناست.
چه ارتباطی هست بین این دو جمله؟
الف. میخواهد بفرماید که خداوند هم به عالم بیرون از انسان کاملا علم و احاطه دارد و هم به عالم درون انسان؛ و این دو، اشاره به همان دوگانه آفاق و انفس است که در آیه «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق» (فصلت/53) بدان اشاره شده است.
ب. نه آنچه در آسمانها و زمین بر شما مخفی است از او مخفی میماند و نه آنچه شما در سینه خود مخفی میکنید (مجمعالبیان، ج8، ص642)
ج. وقتی هیچ امر نهانی در آسمانها و زمین بر خداوند مخفی نیست، پس آنچه شما در سینههایتان مخفی میکنید هم بر او مخفی نمیماند. در واقع جمله اول دلیلی است برای پذیرش جمله دوم. (تفسير كنز الدقائق، ج10، ص579)
د. در آیات قبل از بهشت و جهنم و بهشتیان و جهنمیان سخن گفت؛ شاید میخواهد اشاره کند اینکه خداوند بهشتیان را در بهشت و جهنمیان را در جهنم جای داد ناشی از این است که هم غیب آسمانها و زمین را میداند و هم نهانیترین عرصه وجود آدمیان را؛ و از این روست که میداند که وجود چه کسی با چه جایگاهی در عالم تناسب دارد؛ و این قرار گرفتن بهشتیان در بهشت و جهنمیان در جهنم عین عدل است.
ه. غیب آسمانها و زمین، روی دیگر سکه وجود انسان و حقایق عظیم و مخفیای که در درون انسانهاست؛ چنانکه در آیهای دیگر، تفکر در خویشتن را راهی به سوی فهم حقانیت آفرینش آسمانها و زمین دانسته است: «أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا في أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَق: آیا پس در نفس خویش نمیاندیشند؟ خداوند آسمانها و زمین و آنچه بین این دو است را جز به حق نیافرید» (روم/8)
موید این برداشت، شعر منسوب به امیرالمومنین ع است که میفرماید:
وَ تَحْسَبُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِينُ الَّذِي بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَر (ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص175)
ترجمه: آیا میپنداری که تو جسمی کوچک هستی؟ در حالی که در تو عالم بزرگتر درهمپیچیده شده است؛ و تو همان «کتاب مبین»ی هستی که با حرفهای آن امور مخفی آشکار میگردد.
و. ...
3) «رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ ... إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
اگر کافران در جهنم میمانند بدین جهت است که خداوند نهان دلهای آنان را میداند؛ و میداند که اگر تخفیفی بدانها داده شود و به دنیا برگردند دوباره همان کارهای قبل را تکرار میکنند. (البحر المحیط، ج9، ص37)
به تعبیر دیگر،
كسانى كه فرصتهاى دنيا را از دست داده و عمل صالحى انجام ندادهاند و در آخرت ناله مىزنند كه ما را از دوزخ نجات بده تا عمل صالح انجام دهيم، در سخن خود صداقت ندارند. (تفسير نور، ج9، ص507)
4) «إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
همانا خداوند به درون سینهها داناست؛ و بر اساس باطن و درون شما با شما برخورد و شما را مورد حسابرسی قرار میدهد، خواه ظاهر شما با این باطن هماهنگ باشد یا نباشد؛ و از این جهت این مضمون شبیه است به آیاتی مانند «إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ: اگر آنچه در خویشتن دارید آشکار کنید یا مخفی بدارید خداوند شما را بدان مورد حسابرسی قرار میدهد» (بقرة/284) (الميزان، ج17، ص498)
5) «إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
«صدور» را در اینجا جمع «صدر» و به معنای «سینهها» دانستهاند. اما میدانیم که کلمه «صدور» به معنای مصدر هم هست (صادر شدن).
آیا احتمال ندارد که این معنا هم در این آیه مد نظر باشد؟
(یعنی خداوند به غیب آسمانها و زمین آگاه است، چرا که او به ذات صادر شدن و خود ایجاد کردن آگاه است؛ یعنی چون صدور و ایجاد آسمانها و زمین در کف قدرت و علم اوست، پس او غیب آنها را میداند.)
برای تامل بیشتر
6) «إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
چرا آگاهی خدا از غیب آسمانها و زمین را با تعبیر «عالم» گفت و آگاهی او از ذات صدور را با تعبیر «علیم»؟
7) «إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»
چرا تعبیر علیم «بذات الصدور» گفت نه «علیم بالصدور» و یا حتی «علیم بالقلوب»؟ در واقع، کلمه «ذات» چه نکتهای را مد نظر دارد؟