1) روایت شده است که یکبار در مجلس مامون در مرو، حضرت امام رضا ع بود و جماعتی از علمای عراق و خراسان نیز بودند. مامون گفت: از معنای این آیه به من خبر دهید که: «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» (فاطر/32). آن علما گفتند منظور خداوند عز و جل از این آیه همه امت است.
مامون به امام رضا ع رو کرد و گفت: یا اباالحسن! شما چه میفرمایید؟
امام فرمود: من مانند آنان نمی گویم، بلکه میگویم که منظور خداوند عترت پاک است.
مامون گفت: چگونه این را فقط مخصوص عترت، و نه بقیه امت، میدانی؟
فرمود: چون اگر منظور، امت بود آنگاه جمیع امت در بهشت بودند، زیرا خداوند تبارک و تعالی [در ادامه] میفرماید «پس، از آنان ظالم به خویش بود، و از آنان میانهرو بود، و از آنان پیشیگیرنده به همه خیرات به اذن خدا؛ آن است که همان تفضل بزرگ است.» سپس همگی اینان را در بهشت جمع کرد و فرمود «بهشتهای عدن [پابرجا] که در آن وارد میشوند در حالی که در آنجا با دستبندهایی از طلا زینت مییابند» پس این بتنها برای عترت پاک است نه غیر ایشان.
مامون گفت: آن عترت پاک کیستند؟
فرمود: همانا که خداوند در کتابش آنان را توصیف کرد و فرمود «جز اين نيست كه خداوند میخواهد از شما اهل بيت هر گونه پليدی را بزدايد و شما را به همه ابعاد پاكی پاكيزه گرداند» (احزاب/33) و همانها که پیامبر اکرم ص فرمود:
«همانا من در میان شما دو ثِقل گرانبها جانشین میگذارم: کتاب خداوند و عترتم همان اهل بیتم؛ و همانا این دو از هم جدا نمیشوند تا اینکه بر حوض بر من وارد شوند و بنگرید که چگونه حق جانشینی مرا در مورد آنان رعایت میکنید؛ ای مردم: نخواهدی که به آنان چیزی بیاموزید چرا که آنان از شما عالمترند.
آن علما گفتند: یا اباالحسن! بفرما ببینیم که آیا این عترت همان آل هستند یا غیر آل هستند؟
امام رضا ع فرمود: همان آل هستند.
علما گفتند: پس ما خبر معتبر از پیامبر ص داریم که فرمود «امت من آلِ من هستند» و نیز از طریق اصحابش خبر مستفیضی [خبری که بسیار نقل شده باشد اما به حد تواتر نرسد] روایت شده که نتوان آن را انکار کرد که «آل محمد ص همان امت اویند»
امام رضا ع فرمود: بفرمایید ببینم، آیا دقه بر آل محمد ص حرام است یا خیر؟
گفتند: بله.
فرمود: پس صدقه بر تمام امت حرام است!
گفتند: خیر.
فرمود: پس، معلوم شد که آل غیر از امت است؛ به کجا میروید؟ آیا از آن ذکر [+ قرآن] رویگردان شده اید یا اینکه شما قومی اسرافکار هستید؟۱
آیا ندانستید که وراثت و طهارت بر آن گلچینشدههای هدایت یافته گفته میشود و نه بر غیر آنها.
گفتند: یا اباالحسن! این را از کجا میگویید؟
فرمود: از این سخن خداوند عز و جل که فرمود: «و در حقيقت، نوح و ابراهيم را فرستاديم و در ميان فرزندان آن دو، نبوّت و كتاب را قرار داديم: برخی از آنها هدایتیافتگاناند، و برخی از آنان بدكار بودند.» (حدید/26) پس وراثت و طهارت از آن هدایت یافتگان بود نه از برای فاسقان. ۲
الأمالي( للصدوق)، ص522-524
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَی بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ الْمُؤَدِّبُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ:
حَضَرَ الرِّضَا ع مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ بِمَرْوَ وَ قَدِ اجْتَمَعَ فِي مَجْلِسِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَاءِ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَی هَذِهِ الْآيَةِ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا» فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ الْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟
فَقَالَ الرِّضَا ع لَا أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنِّي أَقُولُ أَرَادَ اللَّهُ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ
فَقَالَ الْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَی الْعِتْرَةَ مِنْ دُونِ الْأُمَّةِ
فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع إِنَّهُ لَوْ أَرَادَ الْأُمَّةَ لَكَانَتْ بِأَجْمَعِهَا فِي الْجَنَّةِ لِقَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ» ثُمَّ جَمَعَهُمُ كُلَّهُمْ فِي الْجَنَّةِ فَقَالَ «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ» فَصَارَتِ الْوِرَاثَةُ لِلْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ لَا لِغَيْرِهِمْ
فَقَالَ الْمَأْمُونُ مَنِ الْعِتْرَةُ الطَّاهِرَةُ؟
فَقَالَ الرِّضَا ع الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص «إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّی يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ وَ انْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَيُّهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ»
قَالَتِ الْعُلَمَاءُ أَخْبِرْنَا يَا أَبَا الْحَسَنِ عَنِ الْعِتْرَةِ أَ هُمُ الْآلُ أَوْ غَيْرُ الْآلِ
فَقَالَ الرِّضَا ع هُمُ الْآلُ
فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ فَهَذَا رَسُولُ اللَّهِ ص يُؤْثَرُ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ أُمَّتِي آلِي وَ هَؤُلَاءِ أَصْحَابُهُ يَقُولُونَ بِالْخَبَرِ الْمُسْتَفَاضِ الذين [الَّذِي] لَا يُمْكِنُ دَفْعُهُ آلُ مُحَمَّدٍ أُمَّتُهُ
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَخْبِرُونِي هَلْ تَحْرُمُ الصَّدَقَةُ عَلَی الْآلِ
قَالُوا نَعَمْ
قَالَ فَتَحْرُمُ عَلَی الْأُمَّةِ
قَالُوا لَا قَالَ هَذَا فَرْقُ مَا بَيْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّةِ وَيْحَكُمْ أَيْنَ يُذْهَبُ بِكُمْ أَ ضَرَبْتُمْ عَنِ الذِّكْرِ صَفْحاً أَمْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ وَقَعَتِ الْوِرَاثَةُ وَ الطَّهَارَةُ [الْوِرَاثَةُ رِوَايَةً وَ الطَّهَارَةُ فِي الظَّاهِرِ] عَلَی الْمُصْطَفَيْنَ الْمُهْتَدِينَ دُونَ سَائِرِهِمْ
قَالُوا وَ مِنْ أَيْنَ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟
قَالَ مِنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ فَصَارَتْ وِرَاثَةُ النُّبُوَّةِ وَ الْكِتَابِ لِلْمُهْتَدِينَ دُونَ الْفَاسِقِين.۳
2)
الف. روایت شده که شخصی از امام باقر ع سوال کرد درباره این آیه که میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان؛ پس، از آنان ظالم به خویش است، و از آنان میانهرو است، و از آنان پیشتاز در خوبیهاست به اذن خدا» (فاطر/32)
فرمودند: پیشتاز در خوبیها، امام است؛ میانهرو کسی است که امام را میشناسد؛ و ظالم به خویش کسی است که امام را نمیشناسد.
ب. شخصی از امام رضا ع سوال کرد درباره این آیه که میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» (فاطر/32)
فرمودند: منظور فرزندان حضرت فاطمه س هستند؛ پیشتاز در خوبیها، امام است؛ میانهرو کسی است که امام را میشناسد؛ و ظالم به خویش کسی است که امام را نمیشناسد.
ج. شخصی از امام صادق ع سوال کرد درباره این آیه که میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» (فاطر/32)
فرمودند: شما چه میگویید؟
گفت: میگوییم درباره فاطمیون (فرزندان حضرت فاطمه س) است.
فرمودند: این گونه که پنداشتید، نیست؛ کسی که شمشیر بردارد و مردم را به خلاف بخواند [برای خودش ادعای امامت یا مهدویت کند] داخل در این نیست.
گفتم: پس «ظالم به خویش» کیست؟*
فرمود: کسی که در خانهاش نشسته و حق امام را نمیشناسد؛ و میانهرو کسی است که امام را میشناسد؛ و پیشتاز در خوبیها، خود امام است.
*پینوشت:
ظاهرا سوالکننده گمان میکرد که «ظالم بنفسه» چنین افرادیاند، و اینکه امام فرمود اینها مصداق «ظالم لنفسه» نیستند، منظورش این بود که ظاهر آیه بعدی این است که این افراد «ظالم لنفسه» نهایتا به بهشت میروند، اما کسی که ادعای امامت کند، هرچند از ذریه حضرت زهرا س باشد، جزء اینان نیست. (توضیح بیشتر در تدبر6)
الكافي، ج1، ص214-215
الف. الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَی عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ عَنْ سَالِمٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» قَالَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ لِلْإِمَامِ وَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِي لَا يَعْرِفُ الْإِمَامَ.۴
ب. الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا الْآيَةَ قَالَ فَقَالَ وُلْدُ فَاطِمَةَ ع وَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ بِالْإِمَامِ وَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِي لَا يَعْرِفُ الْإِمَامَ.
ج. الْحُسَيْنُ عَنْ مُعَلًّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا» فَقَالَ أَيَّ شَيْءٍ تَقُولُونَ أَنْتُمْ قُلْتُ نَقُولُ إِنَّهَا فِي الْفَاطِمِيِّينَ قَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ لَيْسَ يَدْخُلُ فِي هَذَا مَنْ أَشَارَ بِسَيْفِهِ وَ دَعَا النَّاسَ إِلَی خِلَافٍ فَقُلْتُ فَأَيُّ شَيْءٍ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ قَالَ الْجَالِسُ فِي بَيْتِهِ لَا يَعْرِفُ حَقَّ الْإِمَامِ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ بِحَقِّ الْإِمَامِ وَ السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ الْإِمَامُ.۵
3) در کتب اهل سنت درباره این حدیث آمده است:
الف. از حضرت علی ع روایت شده که: از رسول الله ص درباره تفسیر این آیه پرسیدم. فرمودند:
آنان عبارتند از تو و ذریه تو؛ هنگامی که روز قیامت شود: از قبرهایشان سه گونه بیرون میآیند: «ظالم به خویش» یعنی کسی که بدون توبه مرده است؛ «میانهرو» یعنی کسانی از ذریه تو که نیکیها و بدیهایش یکسان است؛ و «پیشتاز در خوبیها» کسانی از ذریه تو هستند که خوبیهایشان بر بدیهایشان میچربد.
ب. ابوحمزه ثمالی میگوید: خدمت امام سجادع بودم که دو نفر از مردم عراق آمدند و گفتند: ما خدمت رسیدهایم تا برایمان توضیحی درباره برخی آیات قرآن بدهید.
فرمودند: کدام آیه؟
گفتند: این سخن خداوند متعال که «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان»
فرمود: ای عراقیها! شما در این باره چه میگویید؟
گفتند: میگوییم این درباره امت محمد ص نازل شده است.
فرمودند: پس همه امت محمد ص در بهشتاند؟!
یکی از جمع حاضر گفت: یا ابن رسول الله! پس در مورد چه کسی نازل شده است؟
سه بار فرمودند: به خدا سوگند درباره ما اهل بیت نازل شده است.
من گفتم: پس بفرمایید چه کسی در میان شماست که «ظالم به خویش» باشد؟
فرمودند: کسی که خوبیها و بدیهایش برابر باشد؛ که او هم [نهایتا] در بهشت خواهد بود.
گفتم: و «میانهرو»؟
فرمودند: کسی که در خانه خویش خدا را عبادت میکند تا که مرگش در رسد.
گفتم: «پیشتاز در خوبیها»؟
فرمودند: کسی که شمشیر کشیده [= علیه ظلم قیام کرده] و مردم را به راه پروردگارش میخواند.
ج. از زید بن علی [= برادر امام باقر ع که علیه بنیامیه قیام کرد و به شهادت رسید] روایت شده است که درباره این سخن خداوند متعال که میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به ...» (فاطر/32) گفت: «ظالم در حق خویش» آن کس از ماست که با مردم درآمیخته، «میانه رو» شخص عبادتپیشه است؛ و «پیشتاز» آن است که شمشیر کشیده و مردم را به راه خپروردگارش میخواند.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج2، ص156-158
الف. أَخْبَرَنَا عَقِيلٌ، أَخْبَرَنَا عَلِيٌّ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدِ بْنِ زَبُورَا بِبَغْدَادَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الدُّنْيَا حَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْمٍ [الْفَضْلُ] بْنُ دُكَيْنٍ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنِ السُّدِّيِّ عَنْ عَبْدِ خَيْرٍ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص عَنْ تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيَةِ فَقَالَ:
هُمْ ذُرِّيَّتُكَ وَ وُلْدُكَ، إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ خَرَجُوا مِنْ قُبُورِهِمْ عَلَی ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ: ظالِمٌ لِنَفْسِهِ يَعْنِي الْمَيِّتَ بِغَيْرِ تَوْبَةٍ، وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ، وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ مَنْ زَادَتْ حَسَنَاتُهُ عَلَی سَيِّئَاتِهِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ.
ب. حَدَّثُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ صَالِحٍ السَّبِيعِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَصَّاصُ [قَالَ:] أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَكَمِ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ خَالِدٍ أَبُو حَفْصٍ الْأَعْشَی عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، قَالَ:
إِنِّي لَجَالِسٌ عِنْدَهُ إِذْ جَاءَهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَقَالا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ جِئْنَاكَ [كَيْ] تُخْبِرَنَا عَنْ آيَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ. فَقَالَ: وَ مَا هِيَ قَالا: قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا فَقَالَ: يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ وَ أَيْشٍ يَقُولُونَ قَالا: يَقُولُونَ: إِنَّهَا نَزَلَتْ فِي أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص فَقَالَ: عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: أُمَّةُ مُحَمَّدٍ كُلُّهُمْ إِذاً فِي الْجَنَّةِ!! قَالَ: فَقُلْتُ مِنْ بَيْنِ الْقَوْمِ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فِيمَنْ نَزَلَتْ فَقَالَ: نَزَلَتْ وَ اللَّهِ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قُلْتُ: أَخْبِرْنَا مَنْ فِيكُمُ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ قَالَ: الَّذِي اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ وَ هُوَ فِي الْجَنَّةِ فَقُلْتُ: وَ الْمُقْتَصِدُ قَالَ: الْعَابِدُ لِلَّهِ فِي بَيْتِهِ حَتَّی يَأْتِيَهُ الْيَقِينُ، فَقُلْتُ: السَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ قَالَ: مَنْ شَهَرَ سَيْفَهُ وَ دَعَا إِلَی سَبِيلِ رَبِّهِ.۶
ج. حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَكَمِ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ [الْعُرَنِيُ] عَنْ يَحْيَی بْنِ مُسَاوِرٍ، عَنْ أَبِي خَالِدٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍ فِي قَوْلِهِ تَعَالَی: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ [وَ سَاقَ الْآيَةَ إِلَی آخِرِهَا وَ] قَالَ:
الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الْمُخْتَلِطُ مِنَّا بِالنَّاسِ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَابِدُ وَ السَّابِقُ الشَّاهِرُ سَيْفَهُ يَدْعُو إِلَی سَبِيلِ رَبِّهِ.۷
4) از امام باقر ع روایت شده است در مورد این سخن خداوند متعال که میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» فرمود: آنان آل محمد ص هستند. «پس، از آنان ظالم به خویش بود» و آن کسی است که هلاک میشود؛ «و از آنان میانهرو بود» و آن صالحاناند؛ «و از آنان پیشتاز در خوبیهاست به اذن خدا» و آن علی بن ابیطالب ع است، و خداوند عز و جل میفرماید «آن است که همان تفضل بزرگ است» یعنی قرآن. ... (ادامه حدیث در بحث از آیه بعد خواهد آمد)
تأويل الآيات الظاهرة، ص472
وَ قَالَ أَيْضاً حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُحَمَّدِيِّ عَنْ كَثِيرِ بْنِ عَيَّاشٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا قَالَ فَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صَفْوَةُ اللَّهِ فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ هُوَ الْهَالِكُ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ هُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَهُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ يَعْنِي الْقُرْآنُ ...۸
و این مطلب که حضرت علی ع مصداق بارز «پیشتاز در خوبیها» است از جانب بسیاری از ائمه و صحابه روایت شده است.۹
5) داود بن قاسم جعفری میگوید از امام حسن عسکری ع درباره این آیه سوال کردم که خداوند عز و جل میفرماید «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان؛ پس، از آنان ظالم به خویش بود، و از آنان میانهرو بود، و از آنان پیشی گیرنده به همه خیرات [پیشتاز در خوبیها] به اذن خدا»
فرمود: همگیشان از خاندان محمد ص هستند. «ظالم به خویش» کسی است که به [امامت] امام اقرار نمی کند.
پس دیدگانم از اشک پر شد و داشتم با خود فکر میکردم درباره عظمتی که خداوند به خاندان حضرت محمد داده است، که بر محمد و آلش سلام؛ که امام ع نگاهی به من انداخت و فرمود: مطلب خیلی عظیمتر از آن چیزی است که در دلت درباره عظمت شأن آل محمد ص گذشت؛ پس حمد خدا را به جای آور که به ریسمان آنان درآویختی و روز قیامت که هر مردمی به امامشان فراخوانده میشوند، تو هم به سوی آنان فراخوانده میشوی؛ پس ای ابوهاشم، بشارت باد بر تو، که در راه خوبی هستی!
كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج2، ص419
عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدِ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِي لَا يُقِرُّ بِالْإِمَامِ قَالَ فَدَمَعَتْ عَيْنِي وَ جَعَلْتُ أُفَكِّرُ فِي نَفْسِي فِي عِظَمِ مَا أَعْطَی اللَّهُ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ السَّلَامُ فَنَظَرَ إِلَيَّ أَبُو مُحَمَّدٍ فَقَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِمَّا حَدَّثَتْكَ نَفْسُكَ مِنْ عَظِيمِ شَأْنِ آلِ مُحَمَّدٍ فَاحْمَدِ اللَّهَ فَقَدْ جُعِلْتَ مُتَمَسِّكاً بِحَبْلِهِمْ تُدْعَی يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِهِمْ إِذَا دُعِيَ كُلُّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَأَبْشِرْ يَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّكَ عَلَی خَيْرٍ.
6) ابراهیم قمی از پدرش روایت کرده که خدمت امام کاظم ع عرض کردم: فدایت شوم: بفرمایید آیا پیامبر اکرم ص از همه پیامبران ارث برد؟
فرمود: از حضرت آدم تا وقتی که به خودش ختم شد. خداوند هیچ پیامبری را برنیانگیخت مگر اینکه حضرت محمد ص از او اعلم بود.
گفتم: همانا عیسی بن مریم به اذن خدا مرده زنده میکرد!
فرمود: درست است.
گفتم: و سلیمان بن داود سخن پرندگان را میفهمید! آیا رسول الله ص توانایی این امور را داشته است؟
فرمود: همانا سلیمان بن داود وقتی که هدهد را نیافت و در مورد او شک کرد گفت «مرا چه میشود که هدهد را نمیبینم، یا از غایبان است» و بر او عصبانی شد و گفت «حتما او را بشدت عذاب خواهم کرد یا او را ذبح میکنم مگر اینکه دلیل کاملا آشکاری بیاورد» و علت عصبانیشدن این بود که هدهد بود که او را به آب راهنمایی میکرد؛ و او پرنده ای بود که به او چیزی داده بودند که به سلیمان نداده بودند؛ در حالی که باد و مورچه و جن و انس شیاطین سرکش مطیع او بودند ولی این گونه نبود که آب را زیر آسمان ببیند و آن پرنده به وی نشان میداد؛ ولی خداوند تبارک و تعالی در کتابش میفرماید «و اگر قرآنی بود كه كوهها بدان سير داده میشد يا زمين بدان شكافته میگرديد يا با مردگان بدان سخن گفته میشد؛ بلكه امر يكسره از آن خداست» (رعد/31) و ما این قرآن را به ارث بردهایم؛ پس در آن است آنچه بدان کوهها شکافته میگردد و سرزمینها بدان پیموده میشود و مردگان بدان زنده میشوند و ما آب زیر آسمان را هم میشناسیم و همانا در کتاب خداوند آیاتی است که از آن امری اراده نشده است تا اینکه خداوند بدان اذن دهد به علاوه آنچه که در آن اذن خدا هست؛ پس خداوند هر آنچه را که برای گذشتگان نوشت، در امالکتاب قرار داد که همانا خداوند در کتابش میفرماید «و هيچ پنهانی در آسمان و زمين نيست، مگر اينكه در كتابی روشن [درج] است» (نمل/75) سپس فرمود «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» (فاطر/32) پس ما آن کسانی هستیم که خداوند ما را گلچین کرد و این چیزی را که در آن تبیان و توضیح هر چیزی است به ما به میراث داد.
بصائر الدرجات، ج1، ص47-48 و ص115؛ الكافي، ج1، ص226۱۰
رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ حَمَّادٍ عَنْ أَخِيهِ أَحْمَدَ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ:
قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ النَّبِيِّ ص وَرِثَ مِنَ النَّبِيِّينَ كُلِّهِمْ.
قَالَ لِي نَعَمْ.
قُلْتُ مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَی أَنِ انْتَهَتْ إِلَی نَفْسِهِ.
قَالَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَ كَانَ مُحَمَّدٌ ص أَعْلَمَ مِنْهُ.
قَالَ قُلْتُ إِنَّ عِيسَی ابْنَ مَرْيَمَ كَانَ يُحْيِي الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ!
قَالَ صَدَقْتَ.
قُلْتُ وَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ كَانَ يَفْهَمُ مَنْطِقَ الطَّيْرِ هَلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْدِرُ عَلَی هَذِهِ الْمَنَازِلِ؟
قَالَ فَقَالَ إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ قَالَ لِلْهُدْهُدِ حِينَ فَقَدَهُ وَ شَكَّ فِي أَمْرِهِ فَقَالَ «ما لِيَ لا أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ» وَ غَضِبَ عَلَيْهِ فَقَالَ «لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ» وَ إِنَّمَا غَضِبَ عَلَيْهِ لِأَنَّهُ كَانَ يَدُلُّهُ عَلَی الْمَاءِ فَهَذَا وَ هُوَ طَيْرٌ فَقَدْ أُعْطِيَ مَا لَمْ يُعْطَ سُلَيْمَانُ وَ قَدْ كَانَتِ الرِّيحُ وَ النَّمْلُ وَ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ الشَّيَاطِينُ الْمَرَدَةُ لَهُ طَائِعِينَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ يَعْرِفُ الْمَاءَ تَحْتَ الْهَوَاءِ فَكَانَ الطَّيْرُ يَعْرِفُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی يَقُولُ فِي كِتَابِهِ «وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتی بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً» وَ قَدْ وَرِثْنَا هَذَا الْقُرْآنَ فَفِيهِ مَا يُقَطَّعُ بِهِ الْجِبَالُ وَ يُقَطَّعُ الْمَدَائِنُ بِهِ وَ يُحْيَا بِهِ الْمَوْتَی وَ نَحْنُ نَعْرِفُ الْمَاءَ تَحْتَ الْهَوَاءِ وَ إِنَّ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَآيَاتٍ مَا يُرَادُ بِهَا أَمْرٌ إِلَی أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ بِهِ مَعَ مَا فِيهِ إِذْنُ اللَّهِ فَمَا كَتَبَهُ لِلْمَاضِينَ جَعَلَهُ اللَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ «ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» ثُمَّ قَالَ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا» فَنَحْنُ الَّذِينَ اصْطَفَانَا اللَّهُ فَوَرَّثَنَا هَذَا الَّذِي فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ.
و شبیه این مضمون از امام باقر ع هم روایت شده است (تفسير فرات الكوفي، ص145)۱۱
7) ابوالدرداء روایت میکند شنیدم که رسول الله ص درباره این آیه میفرمود: اما آنکه پیشتاز است، بدون حسابرسی وارد بهشت میشود؛ و اما در مورد «میانهرو» «حسابرسی آسانی انجام میشود» (انشقاق/8) و اما ظالم در حق خویش پس مدتی در آن جایگاه محبوس میگردد سپس وارد بهشت میشود و اینان از کسانیاند که میگویند «حمد خدایی را که ناراحتی را از ما دور کرد» (فاطر/34)
مجمع البيان، ج8، ص638
عن أبي الدرداء قال سمعت رسول الله ص يقول في الآية:
أما السابق فيدخل الجنة بغير حساب و أما المقتصد فيحاسب حسابا يسيرا و أما الظالم لنفسه فيحبس في المقام ثم يدخل الجنة فهم الذين قالوا «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ»
8) روایتی از امام صادق ع روایت شده است که به فهم این آیه کمک میکند. چون متن روایت بسیار طولانی است، صرفا فرازهایی از آن در ادامه تقدیم میشود:
حضرت موسی ع به یوشع بن نون وصیت کرد؛ و یوشع به فرزندان هارون، نه به فرزند خودش و نه به فرزند موسی؛ همانا اختیار از آنِ خداست، هرکس را از هرکس بخواهد همان انتخاب میشود؛ و موسی ع یوشع را به مسیح بشضارت داد؛ پس هنگامی که خداوند عز و جل مسیح را برانگیخت، مسیح بدانان فرمود: همانا بعد از من پیامبری میآید به نام احمد، از سلاله اسماعیل ع، او به تصدیق من و تصدیق شما میآید و عذر من و غذر شما را تمام میکند؛ و این [سنت] بعد از او در میان حواریون در «مستحفظین» (= پاسداران) ادامه یافت و همانا خداوند آنان را مستحفظین نامید زیرا آنان از اسم اکبر پاسداری کردند و آن همان کتابی است که بواسطه آن علم هر آنچه همراه با پیامبران بود دانسته شود که خداوند متعال میفرماید «و همانا رسولانی فرستادیم ... و همراه آنان کتاب و میزان نازل کردیم» (حدید/25) و کتاب همان اسم اکبر است ...
[سپس حضرت مراحلی که پیامبر بتدریج در جامعه سپری کرد و اقداماتی که در معرفی امیرالمومنین ع به عنوان جانشین خویش انجام داد را برمیشمرند تا بدینجا میرسند که]
سپس فرمود « و حق ذیالقربی [خویشاوندان] را بده» (اسراء/26) و حق او، وصیتی بود که برایش قرار داده شده بود و نیز اسم اکبر بود و میراث علم و نشانههای علم نبوت؛ پس فرمود «بگو از شما پاداشی نمیخواهم مگر مودت و دوستی با خویشانم» (شوری/23)
[در ادامه برخی دیگر از آیاتی که در مورد حضرت علی ع نازل شده بود را برمیشمرند تا به داستان حجةالوداع و غدیر خم میرسند و وقایع را شرح میدهند تا بدینجا که]
سپس جبرئیل نزدش آمد و گفت: [خداوند میفرماید] ای محمد! تو نبوتت را انجام دادی و روزگارت را به پایان رساندی، پس اسم اکبر و میراث علم و نشانههای نبوت را نزد علی ع بگذار که من زمین را رها نکردم مگر اینکه در آن عالمی بود که به وسیله او [نحوه] اطاعت از من شناخته میشود و به وسیله او ولایت من را میشناسند؛ و حجتی است ر کسانی که در فاصله آمدن این پیامبر تا پیامبر بعدی به دنیا میآیند؛
پس به او اسم اکبر و میراث علم و نشانههای نبوت را وصیت کرد و نیز به او هزار کلمه و هزار باب وصیت کرد که از هر کلمه و از هر بابی هزار کلمه و هزار باب گشوده میشود.
الكافي، ج1، ص293-296
مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَوْصَی مُوسَی ع إِلَی يُوشَعَ بْنِ نُونٍ وَ أَوْصَی يُوشَعُ بْنُ نُونٍ إِلَی وَلَدِ هَارُونَ وَ لَمْ يُوصِ إِلَی وَلَدِهِ وَ لَا إِلَی وَلَدِ مُوسَی إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَهُ الْخِيَرَةُ يَخْتَارُ مَنْ يَشَاءُ مِمَّنْ يَشَاءُ وَ بَشَّرَ مُوسَی وَ يُوشَعُ بِالْمَسِيحِ ع فَلَمَّا أَنْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَسِيحَ ع قَالَ الْمَسِيحُ لَهُمْ إِنَّهُ سَوْفَ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي نَبِيٌّ اسْمُهُ أَحْمَدُ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ ع يَجِيءُ بِتَصْدِيقِي وَ تَصْدِيقِكُمْ وَ عُذْرِي وَ عُذْرِكُمْ وَ جَرَتْ مِنْ بَعْدِهِ فِي الْحَوَارِيِّينَ فِي الْمُسْتَحْفَظِينَ وَ إِنَّمَا سَمَّاهُمُ اللَّهُ تَعَالَی الْمُسْتَحْفَظِينَ لِأَنَّهُمُ اسْتُحْفِظُوا الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ هُوَ الْكِتَابُ الَّذِي يُعْلَمُ بِهِ عِلْمُ كُلِّ شَيْءٍ الَّذِي كَانَ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ ص يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا ... وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ» الْكِتَابُ الِاسْمُ الْأَكْبَرُ ...۱۲
ثُمَّ قَالَ «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ» فَكَانَ عَلِيٌّ ع وَ كَانَ حَقُّهُ الْوَصِيَّةَ الَّتِي جُعِلَتْ لَهُ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ فَقَالَ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبی» ...۱۳
ثُمَّ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدْ قَضَيْتَ نُبُوَّتَكَ وَ اسْتَكْمَلْتَ أَيَّامَكَ فَاجْعَلِ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ عِنْدَ عَلِيٍّ ع فَإِنِّي لَمْ أَتْرُكِ الْأَرْضَ إِلَّا وَ لِيَ فِيهَا عَالِمٌ تُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِي وَ تُعْرَفُ بِهِ وَلَايَتِي وَ يَكُونُ حُجَّةً لِمَنْ يُولَدُ بَيْنَ قَبْضِ النَّبِيِّ إِلَی خُرُوجِ النَّبِيِّ الْآخَرِ قَالَ فَأَوْصَی إِلَيْهِ بِالاسْمِ الْأَكْبَرِ وَ مِيرَاثِ الْعِلْمِ وَ آثَارِ عِلْمِ النُّبُوَّةِ وَ أَوْصَی إِلَيْهِ بِأَلْفِ كَلِمَةٍ وَ أَلْفِ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ وَ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ كَلِمَةٍ وَ أَلْفَ بَابٍ.
مضمونی بسیار شببیه به این حدیث از امام باقر ع با سندی متفاوت در تفسير فرات الكوفي، ص398۱۴ آمده است. ضمنا این مضمون که پیامبر ص پیش از شهادتشان برای حضرت علی ع هزار باب علم گشودند که از هر بابی هزار باب دیگر گشوده میشود با اسناد متفاوت در کتب شیعه و سنی آمده است تا حدی که میتوان دربارهاش ادعای تواتر کرد.۱۵
9) روایت شده که شخصی خدمت امام باقر ع عرض کرد: پدر و مادرم فدایتان. به واسطه چه چیزی شما بر سایر فرزندان پدرتان برتری داده شدید؟
فرمودند: به چهار چیز.
پرسید: آنها چیستند؟
فرمودند: طهارتی از جانب خداوند داریم؛ و این همان است که فرمود «جز اين نيست كه خداوند میخواهد از شما اهل بيت هر گونه پليدی را بزدايد و شما را به همه ابعاد طهارت پاكيزه گرداند» (احزاب/33)
و ولادتی از جانب پیامبر ص داریم؛
و وراثتی از کتاب خدا داریم؛ و این همان است که فرمود «سپس این کتاب را به میراث دادیم به آنان که گلچین کردیم از بندگانمان» (فاطر/32)
و انفال هم صرفاً از آن ماست؛ هیچکس آن را ادعا نکند مگر دروغگو باشد؛ و هیچکس ما را از آن منع نکند مگر ظالم باشد؛ و رسول الله ص فرمود: هیچ شخصی سرپرستی امتی را عهده دار نشود در حالی که در میان آنان داناتر از او باشد مگر اینکه کار آنان دائما رو به انحطاط گذارد تا اینکه بدانچه رها کردهاند برگردند.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص600
حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ:: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) فَقَالَ: بِأَبِي وَ أُمِّي أَنْتُمْ، بِمَ فُضِّلْتُمْ عَلَی غَيْرِكُمْ مِنْ بَنِي أَبِيكُمْ؟ قَالَ: بِأَرْبَعٍ، قَالَ: وَ مَا هِيَ؟ قَالَ: لَنَا مِنَ اللَّهِ الطَّهَارَةُ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ [تَعَالَی]: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً وَ لَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ الْوِلَادَةُ، وَ لَنَا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ الْوِرَاثَةُ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»، وَ لَنَا الْأَنْفَالُ خَاصَّةً لَا يَدَّعِي فِيهَا إِلَّا كَذَّابٌ وَ لَا يَمْنَعُنَاهَا إِلَّا ظَالِمٌ، وَ قَدْ قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهَا يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّی يَرْجِعُوا إِلَی مَا تَرَكُوا.
10) از امام صادق ع روایت شده است:
همانا عالمان وارثان پیامبراناند؛ و این بدان جهت است که پیامبران درهم و دینار به ارث نگذاشتند؛ بلکه آنان احادیثی از احادیثشان را به ارث گذاشتند؛ پس هرکس از آن چیزی گرفت، بهره وافری از آن گرفته است؛ پس بنگرید که این علمتان را از چه کسی میگیرید؛ که همانا در میان ما اهل بیت همواره در هر نسلی افراد عدالتپیشهای وجود دارند که تحریف اهل غلوّ و جعلیات باطلپیشگان و تاویل ناروای جاهلان را برملا میسازند و کنار میزنند.
بصائر الدرجات، ج1، ص10؛ الكافي، ج1، ص32؛ الإختصاص، ص4۱۶
حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ وَ سِنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنَّمَا وَرَّثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ شَيْئاً مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ.