📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ؛ لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»
عمل براى دريافت اجر الهى، ضررى به اخلاص نمىزند. (تفسير نور، ج9، ص499)
چرا که انسان هر کاری که انجام میدهد منفعت و سودی برای خود را طلب میکند، خواه خودِ مادیاش یا خودِ معنویاش (توضیح در جلسه 718، تدبر2 http://yekaye.ir/al-fater-35-18/ ).
در واقع تمام زندگی ما معامله است: چیزی را میدهیم و خرج میکنیم (عمر، عمل، دارایی، استعداد، و ...)؛ و به ازای آنچه خرج کردهایم، چیزی دریافت میکنیم.
وقتی با خدا معامله کنیم، هم اجرت و ما به ازای کارمان را تماماً دریافت می کنیم؛ و هم او افزودهای هم از فضل خود به ما میدهد.
این است معامله و تجارتی که هیچ تباهی و ضرری در او نیست.
2) «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ»
خداوند هم خطاپوش است و هم قدرشناس.
پس هرکس با خدا معامله کند، اجرتش را به تمام و کمال دریافت میکند؛
و او صرفا غافر و شاکر (خطاپوش و قدرشناس) نیست؛
بلکه غفور و شکور است؛ یعنی بسیار خطاپوش است و بسیار قدرشناس؛
پس صرفاً اجرت نمیدهد؛ بلکه از فضل خویش نیز بر انسان میافزاید.
3) «يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»
مقصود از این اضافهای که خداوند از فضل خود بدانها میدهد چیست؟
الف. چهبسا مراد، چندبرابر شدن پاداشها و مصداق آیاتی باشد مانند:
الف.1. «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها: کسی که حسنهای بیاورد برایش ده برابر آن است» (أنعام/160)
الف.2. «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ: مَثَلِ [انفاقات] كسانى كه اموالشان را در راه خدا انفاق مىكنند مَثَل دانهاى است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشهاى يكصد دانه باشد و خداوند براى هر كه بخواهد [آن را] چند برابر مىكند» (بقره/261) (المیزان، ج17، ص44)۱
الف.3. ...
ب. چهبسا مراد، اموری باشد که از سنخ ثواب نیست، و مثلا مصداق آیه «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ: برایشان آنچه بخواهند در آنجا مهیاست و نزد ما اضافهای هم برایشان هست» (ق/35) باشد؛ آنگاه این امر اضافه چیست؟
ب.1. به آنها اجازه شفاعت میدهند. (حدیث1) در واقع، با عمل خودشان بهشت برای خودشان مهیا میشود و با این اضافه اجازه وارد کردن دیگران در بهشت را مییابند.
ب.2. در قبرهایشان برایشان گشایش ایجاد میشود (ضحاک، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص636) یعنی عملشان عاقبت نهاییشان در قیامت را رقم میزند، و این اضافه، تسهیلاتی است برای ادامه بقایشان تا قیامت.
ب.3. مراتب بالای بهشت (مراتب فنا و بقای بعد از فناء) است که با عمل بدانها نمیتوان رسید و جز با فضل و عنایت خداوند دسترسیپذیر نیست.
توضیح: انسان با عمل صالح خود بالا میرود اما عرفا میگویند که به مرتبهای میرسد که دیگر «من» و «عمل من» نباید به هیچ عنوان مطرح باشد؛ و طبیعتا اثر «اعمال من» صرفا تا اینجا بوده و از اینجا به بعد، آنچه انسان را پیش میبرد صرفا فضل الهی است؛ هرچند در نظر عمیق، آنجا درمییابد که همان عمل وی هم فضل خدا در حق او بوده است.
ب.4. ...
تبصره
مواردی که بیان شد هیچ منافاتی با هم ندارند و بعید نیست که همگی اینها مصادیق مختلف «فضل خدا» بوده باشد.
4) «يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»
نفرمود که از فضل خویش «یزید لهم: برایشان میافزاید» بلکه فرمود «یزیدهم: ایشان را بیفزاید». چرا؟
الف. فضل خدا صرفا بر داراییِ انسان نمیافزاید؛ بلکه بر خود انسان میافزاید و حقیقت انسان را ارتقاء می دهد.
ب. ...
5) «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ»
اینکه خداوند «شکور» باشد کافی است که اجرت افراد را تماماً بدهد و از فضل خود بر آن بیفزاید؛ چرا بر غفور و خطاپوش بودنش هم تاکید کرد، و حتی این را مقدم آورد؟
الف. کارهای همه ما – مخصوصا وقتی در پیشگاه الهی که بر ظرایف امور کاملا آگاه است – عرضه شود، حقیقتا پر از عیب و نقص است، تا حدی که اگر قرار باشد صرفا ما به ازای کار ما را به ما بدهند، هیچ چیزی دست ما را نمیگیرد.
به قول امام حسین ع در دعای عرفه: «إِلَهِي مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَا يَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ وَ مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ [حَقَّانِيَّتُهُ] دَعَاوِيَ فَكَيْفَ لَا تَكُونُ دَعَاوِيهِ دَعَاوِي: خدایا کسی که خوبیهایش بدی است، چگونه بدیهایش بدی نباشد؛ و کسی که حقایقش ادعایی بیش نیست، چگونه ادعاهایش بیش از ادعا باشد؟!» (اقبال الاعمال، ج1، ص348)
به تعبیر دیگر، اگر فضل خدا به میدان نیاید همه زیانکار خواهند بود (فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرين؛ بقره/64)
و هیچکس پاک و تزکیه نخواهد شد «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً؛ نور/24»
و جز اندکی همگان پیرو شیطان میشدیم «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا؛ نساء/83»
و بدین جهت است که به ما گفتهاند بیش از آنکه به آنچه جمع کردهاید دل ببندید، به فضل و رحمت خدا دلخوش باشید «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون؛ یونس/58»
ب. شاید بتوان گفت که شکور بودن ناظر است به پاداش را تماماً دادن؛ و غفور بودن ناظر است به افزودن ناشی از فضل خدا؛ و در واقع در اینجا از صناعت «لف و نشر مُشَوّش» استفاده شده است.
ج. ...