1) حدیثی طولانی از پیامبر اکرم ص خطاب به ابنمسعود روایت شده است که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱ در فرازی از این حدیث آمده است:
ابن مسعود! به کسی که مرا حقاً پیامبر مبعوث کرد بیتردید کسی که دنیا را رها کند و به تجارت آخرت روی آورد خداوند در ورای تجارت او برایش تجارت میکند که خداوند متعال میفرماید «مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروشى آنها را از ياد خدا و برپا كردن نماز و پرداختن زكات مشغول نمىكند، آنها از روزى مىترسند كه دلها و ديدهها در آن پريشان است.» (نور/37).
ابنمسعود گفت: پدرم و مادرم به فدایت ای رسول الله! چگونه میتوانم تجارت آخرت انجام دهم؟
فرمود: زبانت از ذکر خدا آرام نگیرد و اینکه بگویی سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر؛ که این تجارتی سودآور است و خداوند متعال میفرماید «به تجارتی امید دارند که هرگز تباه نمیگردد تا خداوند اجرشان را به طور کامل بدهد و از فضلش بر آنها بیفزاید»» (فاطر/29-30)
ابنمسعود! هر چیزی را که به چشمت دیدی و دلت به سوی آن پر کشید آن را برای خداوند قرار بده که آن تجارت آخرت است چرا که خداوند میفرماید «آنچه نزد شماست زوال میپذیرد و آنچه نزد خداست باقی است» (نحل/96) ...
مكارم الأخلاق، ص455
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ خَمْسَةُ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِنَا يَوْماً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَدْ أَصَابَتْنَا مَجَاعَةٌ شَدِيدَةٌ وَ لَمْ يَكُنْ رِزْقُنَا مُنْذُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ إِلَّا الْمَاءَ وَ اللَّبَنَ وَ وَرَقَ الشَّجَرِ فَقُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَى مَتَى نَحْنُ عَلَى هَذِهِ الْمَجَاعَةِ الشَّدِيدَةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ...
...۲ يَا ابْنَ مَسْعُودٍ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ مَنْ يَدَعُ الدُّنْيَا وَ يُقْبِلُ عَلَى تِجَارَةِ الْآخِرَةِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَتَّجِرُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ [تِجَارَتِهِ] قَالَ اللَّهُ تَعَالَى «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ» فَقَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ لِي بِتِجَارَةِ الْآخِرَةِ فَقَالَ ص لَا تُرِيحَنَّ لِسَانَكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَلِكَ أَنْ تَقُولَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَهَذِهِ التِّجَارَةُ الْمُرْبِحَةُ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى «يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ يَا ابْنَ مَسْعُودٍ كُلُّ مَا أَبْصَرْتَهُ بِعَيْنِكَ وَ اسْتَخْلَاهُ قَلْبُكَ فَاجْعَلْهُ لِلَّهِ فَذَلِكَ تِجَارَةُ الْآخِرَةِ لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق...۳
2) از امام صادق ع روایت شده است:
هر آنچه که خداوند عز و جل بر تو واجب کرده است، آَشکار کردنش برتر از مخفی کردنش است؛ و هر آنچه که مستحب است،مخفی کردنش بهتر از آشکار کردنش است؛ و اگر شخصی زکات مالش را [که بر او واجب است] بر گردهاش بگذارد و آشکارا تقسیم کند کاری نیکو و زیباست.
الكافي، ج3، ص501
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عن أَبي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
كُلُّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ فَإِعْلَانُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِسْرَارِهِ وَ كُلُّ مَا كَانَ تَطَوُّعاً فَإِسْرَارُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِعْلَانِهِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا يَحْمِلُ زَكَاةَ مَالِهِ عَلَى عَاتِقِهِ فَقَسَمَهَا عَلَانِيَةً كَانَ ذَلِكَ حَسَناً جَمِيلًا.
3) از امام صادق ع دعایی برای ابتدای صبح و شب روایت شده است. در فراز پایانی این دعا آمده است:
سپس می گویی: خدایا همانا شب و روز دو مخلوق از مخلوقات تویند؛ پس مرا در آنها مبتلا مگردان به جرات داشتن بر انجام معصیتت و مرتکب شدن آنچه حرام فرمودهای؛ و در آن دو، روزیم فرما عملی مقبول، و سعی و تلاشی مشکور، و تجارتی که هرگز نابود نشود.
من لا يحضره الفقيه، ج1، ص337
رَوَى عَمَّارُ بْنُ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَقُولُ إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ...
ثُمَّ تَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِكَ فَلَا تَبْتَلِيَنِّي فِيهِمَا بِجُرْأَةٍ عَلَى مَعَاصِيكَ وَ لَا رُكُوبٍ لِمَحَارِمِكَ وَ ارْزُقْنِي فِيهِمَا عَمَلًا مُتَقَبَّلًا وَ سَعْياً مَشْكُوراً وَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ.
4) هشام بن معاذ میگوید: من همنشین عمر بن عبدالعزیز بودم که وارد مدینه شد و به منادی دستور داد که ندا دهد که هر کس بر او ظلمی شده و دادخواهیای دارد بیاید.
در این میان محمد بن علی – یعنی امام باقر ع – آمد؛ و مزاحم، دربان وی، آمد و گفت محمد بن علی جلوی دروازه است.
او گفت: مزاحم! بگویید وارد شود.
حضرت داخل شد در حالی که عمر بن عبدالعزیز اشکهایش را از چشمانش پاک می کرد. حضرت فرمود: عمر! چه چیزی تو را به گریه انداخته است؟
هشام گفت: گفتم: یا ابن رسول الله! فلان و بهمان مطلب او را به گریه انداخته!
امام باقر ع فرمود: عمر! همانا دنیا بازاری از بازارهاست، از آن گروهی بدانچه سودشان میبخشید بیرون آمدند و گروهی هم از آن با آنچه به ضررشان بود؛ و چه بسیار کسانی که در شبیه وضعیتی که ما در آن هستیم بودیم و این بدانها ضرر زد تا اینکه مرگ به سراغشان آمد و از بیخ و بن برکنده شدند در حالی که مورد ملامت بودند که چرا برای آنچه در آخرت دوست دارند تجهیزاتی برنداشتند و در برابر آنچه ناخوش میداشتند سپری آماده نکردند؛ آنچه را جمع کرده بودند کسی که سپاسگزارشان نبود تقسیم کرد؛ و به نزد کسی رفتند که عذرشان را نمیپذیرفت؛ پس به خدا سوگند که ما سزاوارتریم که بنگریم بدان اعمالی که بعدا غبطهشان را خواهیم خورد، تا بدانها عمل کنیم؛ و بنگریم به اعمالی که بعدا از آنها ترسان خواهیم بود، تا از انجام آنها خودداری کنیم.
پس تقوای الهی در پیش گیر و در دلت دو چیز قرار بده!
نگاه کن آن چیزی را که دوست داری هنگامی که بر پروردگارت وارد میشوی همراهت باشد، پس آن را پیشاپیش بفرست؛
و بنگر آن چیزی را که ناخوش داری که هنگامی که بر پروردگارت وارد میشوی همراهت باشد، پس جایگزینی برای آن تدارک ببین؛ و مبادا سراغ کالایی بروی که کار کسانی را که پیش از تو بودند کساد کرد و امید داری که از تو بگذرد [دامنگیرت نشود]
الخصال، ج1، ص105
حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو صَالِحٍ الْكِنَانِيُّ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْحِمَّانِيِ عَنْ شَرِيكٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ مُعَاذٍ قَالَ:
كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ الْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلَامَةٌ فَلْيَأْتِ الْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي الْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلَاهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ الدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا الدُّنْيَا سُوقٌ مِنَ الْأَسْوَاقِ مِنْهَا خَرَجَ قَوْمٌ بِمَا يَنْفَعُهُمْ وَ مِنْهَا خَرَجُوا بِمَا يَضُرُّهُمْ وَ كَمْ مِنْ قَوْمٍ قَدْ ضَرَّهُمْ بِمِثْلِ الَّذِي أَصْبَحْنَا فِيهِ حَتَّى أَتَاهُمُ الْمَوْتُ فَاسْتَوْعَبُوا فَخَرَجُوا مِنَ الدُّنْيَا مَلُومِينَ لِمَا لَمْ يَأْخُذُوا لِمَا أَحَبُّوا مِنَ الْآخِرَةِ عُدَّةً وَ لَا مِمَّا كَرِهُوا جُنَّةً قَسَمَ مَا جَمَعُوا مَنْ لَا يَحْمَدُهُمْ وَ صَارُوا إِلَى مَنْ لَا يَعْذِرُهُمْ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ مَحْقُوقُونَ أَنْ نَنْظُرَ إِلَى تِلْكَ الْأَعْمَالِ الَّتِي كُنَّا نَغْبِطُهُمْ بِهَا فَنُوَافِقَهُمْ فِيهَا وَ نَنْظُرَ إِلَى تِلْكَ الْأَعْمَالِ الَّتِي كُنَّا نَتَخَوَّفُ عَلَيْهِمْ مِنْهَا فَنَكُفَّ عَنْهَا فَاتَّقِ اللَّهَ وَ اجْعَلْ فِي قَلْبِكَ اثْنَتَيْنِ تَنْظُرِ الَّذِي تُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مَعَكَ إِذَا قَدِمْتَ عَلَى رَبِّكَ فَقَدِّمْهُ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَنْظُرِ الَّذِي تَكْرَهُهُ أَنْ يَكُونَ مَعَكَ إِذَا قَدِمْتَ عَلَى رَبِّكَ فَابْتَغِ فِيهِ الْبَدَلَ وَ لَا تَذْهَبَنَّ إِلَى سِلْعَةٍ قَدْ بَارَتْ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكَ تَرْجُو أَنْ تَجُوزَ عَنْك.۴