📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنْ أَنْتَ إِلاَّ نَذيرٌ»
پیامبر و بلکه هر کسی که میخواهد پیام خدا را به گوش مردم برساند، صرفا هشداردهنده است؛ اینکه مردم به هشدارهای او گوش دهند یا خیر، و عدهای هدایت شوند یا گمراه، برعهده او نیست. (المیزان، ج17، ص37)
ثمره در تحلیل اجتماعی
قضاوت درباره اینکه آیا یک مبلغ دین وظیفهاش را درست انجام داده یا خیر، نباید بر اساس ایمان آوردن یا نیاوردن مخاطبان وی باشد. در واقع، صرفا از اینکه مردمی هدایت شوند یا نشوند، نمیتوان درباره کسی که وظیفه هدایت آنان را برعهده گرفته قضاوت کرد. گاه او وظیفه خود را درست انجام میدهند، اما مردم مخاطب وی، زیر بار حق نمیروند.
2) «إِنْ أَنْتَ إِلاَّ نَذيرٌ»
سوال
آیا از این تعبیر که «تو انذاردهندهای بیش نیستی» و دلالت بر حصر دارد، نتیجه نمیشود که پیامبر وظیفه حکومت کردن و مداخله در سیاست ندارد؟
پاسخ
هر حصری متناسب با فضاهای خود و برای بیرون کردن برخی از انتظارات نارواست؛ و از هر حصری نمیتوان خارج شدن هر مطلب متفاوتی را نتیجه گرفت. مثلا وقتی یک معلم سر کلاس خود میگوید «من فقط از دانشآموزان درسخوان خوشم میآید» آیا میتوان نتیجه گرفت که از پدر و مادر و همسرش خوشش نمیآید؟!
بهترین شاهد بر اینکه این حصر، همه موارد دیگر را خارج نمیکند این است که بلافاصله در آیه بعد علاوه بر نذیر»، پیامبر را «بشیر» هم دانست؛ یعنی این گونه نیست که او فقط و فقط نذیر باشد و نه دارای هیچ مسئولیت دیگری!
اما تاکید آیه بر اینکه پیامبر فقط نذیر است، درصدد است انتظار چه اموری را در مورد پیامبر ص منتفی سازد.
سیاق آیات قبل و بعد، این است که مسئولیت ایمان آوردن یا نیاوردن مردم را از ایشان سلب کند.
مروری بر آیات مشابه (که در آنها هم بر اینکه «تو فقط انذاردهنده ای» تاکید شده، نیز موید این برداشت است.
در آیات مشابه با حصر پیامبر در انذارگر بودن، این انتظارات از ایشان منتفی میشود:
خودش هر وقت و هرگونه دلش خواست آیه و معجره بیاورد (وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذيرٌ مُبين؛ عنکبوت/50)
بتواند برای خودش هرگونه مال و ثروتی جمع کند و هیچ مریضی و مشکلی متوجه وی نشود (قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ اعراف/188)
حتما گنجهایی در اختیار داشته باشد و فرشتهای در مقابل دیدگان مردم همراهش باشد (فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ؛ هود/12)
اینکه کسانی که به وی ایمان میآورند حتما آدمهای خوب و بدون هرگونه مشکلی باشند (قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ؛ قالَ وَ ما عِلْمي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ؛ إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ؛ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنينَ؛ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ مُبينٌ؛ شعراء/111-115)
اینکه او درباره آینده خودش و دیگران همه چیز را معلوم کند (قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ مُبين؛ احقاف/9)
اینکه موعد قیامت را دقیقا معلوم کند (وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين؛ قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذيرٌ مُبينٌ؛ ملک/26)
3) «إِنْ أَنْتَ إِلاَّ نَذيرٌ»
با اینکه در آیات مختلف وظایف متعددی برعهده پیامبر ص گذاشته شده و او «بشیر» و «مبشر» ، «داعی» ، «شاهد» و «شهید» ، «واجبالاطاعة» (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ؛ نساء/64) و ... معرفی شده است، در این آیه او را تنها و تنها «نذیر» (هشدار دهنده) معرفی میکند.
شاید بتوان نتیجه گرفت که این عنوان به نحوی جامع همه عناوین فوق است، یعنی کسی که هشدار میدهد عملا:
بشارت هم میدهد (چرا که کسی که هشدار وی را رعایت کند خوشبخت میشود)؛
به سوی دین حق دعوت هم میکند؛
شاهد بر اعمال مردم هم هست که آنها را هشدار میدهد؛
چنان جدی هشدار می دهد که انتظار دارد از او اطاعت کنند؛
و ...
4) «إِنْ أَنْتَ إِلاَّ نَذيرٌ»
چرا با اینکه پیامبر «بشارتدهنده» هم هست و در آیه بعد بدین مطلب تصریح میشود این آیه فقط بر انذاردهنده بودن پیامبر ص تاکید کرد؟
الف. سیاق آیات، اقتضای انذار و هشدار دادن دارد (المیزان، ج17، ص37) در واقع، این فقط ناظر به تسلی دادن پیامبر ص است (مفاتیح الغیب (فخر رازی)، ج26، ص234) و فضای بحث تاکید بر این است که در قبال گمراه شدن مخاطب، وی خود را مسئول نبیند. (تدبر1)
ب. اثر انذار در هدایت بسیار بیش از ا ثر بشارت است.
حکایت
آیت الله جوادی آملی یکبار در درس تفسیر قریب به این مضمون میفرمودند:
آن مقدار که مردم از ترس جهنم بندگی خدا را بجا میآورند و به بهشت میروند، از شوق بهشت، بهشت نمیروند. شاهدش هم این است که چقدر تعداد کسانی که نماز صبح میخوانند بیشتر است از کسانی که نماز شب میخوانند! (هر دو باید از خواب خوش برخیزند، برای نماز شب این همه وعده پاداش داده شده، تنها افراد اندکی برمیخیزند؛ اما در مورد نخواندن نماز صبح (ترک واجب) هشدار به جهنم داده شده، بسیاری برمیخیزند!)
ج. معنای انذار به گونهای عام است که عملا بشارت و سایر مسئولیتهای پیامبر ص را هم دربرمیگیرد. (تدبر3)
د. ...