📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ»
ظل هم به معنای سایه است و هم سایبان، و حرور، هم به معنای باد سوزان است، هم شدت حرارت آفتاب، و هم هر چیز بسیار پرحرارتی. اما اینکه اینها کنایه از چیست، دیدگاههای متفاوتی بیان شده است، که البته همگی آنها میتواند مد نظر باشد.
مقصود از ظل و حرور، به ترتیب، عبارت است از:
الف. بهشت و جهنم (کلبی، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص634؛ سدی، به نقل از الدر المنثور، ج5، ص249)
ب. برخی گفتهاند در این موارد، خود این امور، از این جهت که با هم ضدیت دارند مورد توجهاند، یعنی خداوند خواسته مثالهایی از امور متضاد بیاورد تا توجه دهد که همان طور که این امور مساوی نیستند عبودیت خداوند - که دعوت به آن، هدف اصلی این آیات است- نیز با ضد آن (مانند شرک ورزیدن و ..) برابر نیست. (به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص634)
ج. سایه شب و تندبادهای داغ روز (به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص634)
د. مردم و چارپایان (تفسیر قمی، ج2، ص208)
ه. ثواب و عقاب (تفسیر الصافی، ج4، ص236) و یا به تعبیر دیگر، تمثیلی است از حق و باطل؛ و ثواب و عقابی که بر پیروی از آنها مترتب میشود (البحر المحيط، ج9، ص25)
و. مومن و کافر (تفسير نور، ج9، ص491)
ز. ...
برای تامل بیشتر
2) «وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ»
کلمه «حرور» در قرآن کریم تنها همین یکبار آمده است؛
اما کلمه «ظل» به همین صورت اسمی هم با بار معنایی مثبت و مثلا در وصف بهشتیان آمده است (نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَليلاً، نساء/57؛ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ، الواقعه/30؛ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها، رعد/32) و هم با بار معنایی منفی و مثلا در وصف جهنمیان (وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ، الواقعه/43؛ انْطَلِقُوا إِلی ظِلٍّ ذي ثَلاثِ شُعَبٍ، مرسلات/30؛ لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ، زمر/16) و هم کاملا با بار معنایی خنثی و اشاره به سایههای متعارف (مثلا: أَ لَمْ تَرَ إِلی رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً؛ فرقان/45).
از این رو، صرفا با توجه به کاربردهای قرآنی این دو کلمه نمیتوان معلوم کرد که «ظل» در اینجا با بار معنایی منفی به کار رفته یا مثبت؛ اما چنانکه در تدبر 1 دیده شد، عموم مفسران «ظل» را با بار معنایی مثبت، و «حرور» را با بار معنایی منفی قلمداد کردهاند.
آما آیا احتمال ندارد که وضعیت بالعکس باشد؟
توجه: در تمامی موارد قبل، ابتدا کلمه دارای بار معنایی منفی آمده (اعمی، ظلمات) آمده و سپس کلمه دارای بار منفی (بصیر، نور)؛ اما در مورد بعدی، ابتدا کلمه دارای بار معنایی مثبت آمده (احیاء) و سپس کلمه دارای بار معنایی منفی (اموات).
شاید با توجه به اینکه اینکه توازن فوق در آیات رعایت شود و نیز اینکه غالبا «حرور» به معنای باد داغ و سوزان به کار رفته، همین برداشت اغلب مفسران موجهتر باشد، هرچند احتمال آن معنا نیز کاملا منتفی نیست و با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا بعید نیست هر دو – در دو مقام مختلف و برای افاده دو منظور متفاوت – مورد نظر بوده باشد.
3) «وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ»
اصل کلمه «حرور» اگر چه به لحاظ لغوی به معنای حرارت شدید است و میتواند بر داغی آفتاب هم اطلاق شود (الميزان، ج17، ص376)۱، اما در زبان عربی غالبا برای اشاره به «بادهای سوزان» به کار میرود، آن هم در مقابل «سموم»، که از نظر فراء و نحاس «سموم» بادهای سوزان در روز است، «حرور» برای اشاره به بادهای داغی است که خواه در شب بوزد یا در روز (به نقل از الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج14، ص339)؛ و اغلب مفسران نیز همین نظر را پدیرفتهاند (مثلا: التبیان، ج8، ص432؛ مجمعالبیان، ج8، ص632؛ انوار التنزیل (بیضاوی)، ج4، ص267؛ الکشاف، ج3، ص608؛ البحر المحيط، ج9، ص25)
تقابل بین سایه با داغی آفتاب کاملا واضح است؛ اما اگر «حرور» به معنای «باد سوزان» باشد، آنگاه این سوال در برابر آنان پیش میآید که واقعا آیا بین سایه (یا سایبان) و «باد داغ» تقابلی هست (چرا که وقتی باد داغ میوزد، مهم نیست که در سایه باشیم یا خیر)؟!
الف. معدودی از قدما مانند اخفش و رؤبة بن عجاج برعکس این مطلب را در مورد «حرور» و «سموم» گفتهاند، یعنی گفتهاند «حرور: بادهای سوزان در روز است و با تاکید بر این خورشید در آسمان باشد [یعنی مثلا هوا ابری نباشد] ولی «سموم» بادهای سوزان در شب است. (الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص339)۲ و طبری هم با اینکه به طور کلی همان نظر فراء را قبول دارد، اما بر این باور است که در این آیه، منظور از «حرور» باد سوزان در روز است که این است که در مقابل سایه قرار میگیرد (جامع البيان فی تفسير القرآن، ج22، ص85)۳
البته به نظر میرسد باز هم اشکال تا حدودی باقی است، بالاخره «حرور» حتی اگر باد سوزان در روز باشد، کاملا محتمل است که انسان موقع وزش این باد در سایه باشد و باز از حرارت آن اذیت شود.
ب. شاید ناتمام بودن این تقابل، نه محل سوال، بلکه محل تاکید و مورد عنایت باشد؛ یعنی این نه برای اشاره به خود مومن و کافر، یا خود بهشت و جهنم، و ...، بلکه برای اشاره به حال و روز مومن و کافر است در دنیا:
مومن در سایه رحمت الهی هست، در عین حال، آزار بادهای سوزان شیاطین در دنیا او را هم میآزارد؛
اما کافر فقط در معرض این بادهای سوزان است بدون اینکه حتی در سایهای باشد.
ج. ...