📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ»
باب رحمتی را که خداوند بگشاید، هیچکس نمیتواند ببندد؛ و آنچه را او مانع شود، هیچکس نمیتواند آن را به ما بدهد.
فقط خداست که چنین عزیز و مقتدر و شکستناپذیر است.
و تمام کارش هم کاملا از روی حکمت است.
تاملی با خویش
پس چرا ما در زندگیمان این اندازه که به کمک این و آن اعتماد میکنیم، برای کمک خدا حساب باز نمیکنیم؟!
آیا انصاف است که فقط وقتی همهجا به بنبست میخوریم سراغ خدا برویم؟
آیا قدرت او را باور نداریم؟
یا مهربانی او را؟
یا حکم او را؟
یا اساساً خود او را؟!!!
2) «ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها»
زندگی تمام پیامبران و تمام اولیای خدا شاهدی است بر صدق این واقعه.
فقط وجود مبارک حضرت علی ع کافی است تا این حقیقت را باور کنیم:
کسی که بعد از شهادت پیامبر ص او را که جانشین برحق وی بود کنار زدند و 25 سال خانهنشین کردند و در 5 سال حکومتش هم سه جنگ عظیم علیه او راه انداختند و بعد از شهادتش هم تا پایان قرن اول در منابر او را لعن میکردند و تا قرنها بردن نام او و اظهار ارادت به او جرم بود و در یک کلام، به قول شافعی (به نقل مشارق أنوار اليقين، ص: 171)۱ویا خلیل بن احمد (به نقل مواهب الرحمان في تفسير القرآن، ج3، ص223)۲ دوستانش از ترس و دشمنانش از حسد فضائلش را پنهان داشتند، با این حال فضائلش عالمگیر شد.
واقعا وقتی خدا بخواهد رحمتش بر کسی را نمایان سازد، همه عالم دست به دست هم بدهند نمیتوانند مانع شوند.
3) «ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»
درباره اینکه این باب «رحمت خداوند» که اگر گشوده شود، کسی نمیتواند جلوی آن را بگیرد، و اگر جلوگیری کند کسی نمیتواند آن را بگشاید، چیست، نظرات متعددی ارائه شده است، مانند اینکه این باب:
- ارسال پیامبران است؛ چنانکه خداوند درباره پیامبر اکرم ص فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» و وقتی هم در دورههای «فترت» خداوند پیامبری نمیفرستاد، کسی نمیتوانست کاری کند (حسن، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص628) و مویدش هم این است که در فراز دوم از کلمه «ارسال» استفاده کرد که غالبان برای رسولان است.
- «توبه» است (ابنعباس، به نقل الدر المنثور، ج5، ص244)
- «باران» است؛ (سدی، به نقل الدر المنثور، ج5، ص244) و در نقلی دیگر، وی گفته: روزی مردمان است که مصداقش باران است از آسمان، و روییدنیهاست از زمین. (همان)
- نعمت و رزقی است که از جانب خداوند به انسان افاضه میشود و اینکه برای آن از تعبیر رحمت استفاده کرد برای این بود که نشان دهد که خداوند این رزقها را بدون هیچ چشمداشت و یا منفعتی اعطا میفرماید (المیزان، ج17، ص14-15) و موید این معنا آن است که در آیه بعدی هم بر «نعمت» خداوند تاکید شده، و هم بر «رازق» بودن او.
- اگرچه همه اینها میتواند به طور خاص مورد نظر باشد اما ظاهرا حق با کسانی است که این را عام و شامل هرگونه خیر و رحمتی دانستهاند (مجمعالبیان، ج8، ص628)
4) «ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»
چرا با اینکه جلوگیری را هر دوبار با تعبیر «امساک»بیان کرد، اما اعطای رحمت را در جمله اول با تعبیر «فتح: گشودن» و در جمله دوم با تعبیر «ارسال: فرستادن، رها کردن» بیان فرمود؟
الف. طبیعی کلام این بود که در هر دو مورد از تعبیر «ارسال» استفاده کند، اما در جمله اول از تعبیر «فتح» استفاده کرد، چرا که بارها در کلامش اشاره فرمود که این رحمت خزائن و گنجینههایی دارد (مثلا فرمود: «أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ» ص/9, ویا «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ» إسراء/100) و گویی میخواهد بفرماید این رحمتی که به مردم میدهد در خزائنی نگهداری میشود که بر مردم احاطه دارد و برای اینکه آنان بدان برسند، جز باز کردن درب آن، نیاز به هیچ اقدامی نیست.
ب. طبیعیِ کلام این بود که وقتی در جمله اول از «فتح: گشودن» استفاده کرد، در دومی نیز همین تعبیر را به کار ببرد، اما شاید با عوض کردن تعبیر و استفاده از کلمه «ارسال» (به معنای رها کردن) خواست بفهماند که گشودن خزائن غیبی تنها و تنها به دست خداست و گشودن آن به دست غیر اصلا معنا ندارد که بخواهیم از نفی آن سخن بگوییم؛ غیر خدا اگر کاری بخواهد بکند این است که آن را از دست خدا رها سازد؛ و چون خداوند عزیز و شکستناپذیر است، این نیز هیچگاه رخ نخواهد داد.
5) «وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»
چرا تعبیر «من بعده» را اضافه کرد؛ و آیه چه معنای اضافهای را با افزودن این تعبیر دنبال میکند؟
الف. ضمبر «ه» به خدا برگردد، آنگاه میخواهد بفرماید:
الف.1. خداوند متعال، همان گونه که در اعطا، اول است؛ در منع نیز اول است و کسی بر او پیشی نمیگیرد. (المیزان، ج17، ص15)
الف.2. خداوند اول و آخر است (حدید/2) و چون «بعد»ی ندارد، میخواهد تاکید کند که در برابر خدا هیچکس کارهای نیست.
ب. ضمیر «ه» به «امساک» برگردد، یعنی بعد از این امساک است که دیگر هیچکس را یارای فرستادن آن رحمت نیست؛ آنگاه:
ب.1. شاید میخواهد بفرماید که جلوگیری خدا از رحمت، غیر از آن است که هنوز رحمتش را نفرستاده باشد؛ یعنی این حکم که وقتی خدا جلوی رحمتی را بگیرد، هیچکس را یارای آن نیست که آن رحمت را شامل حال آن شخص کند، بعد از آن است که خداوند بر نفرستادن آن رحمت تاکید داشته باشد؛ اما جایی که هنوز رحمتی نفرستاده و در عین حال تاکیدی بر نفرستادن ندارد، میتوان رحمت او را با دعا ویااستمداد از سایر واسطههایی که خودش قرار داده، جلب نمود.
ب.2. ...
6) «ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ»
چرا در پایان این آیه از تعبیر «عزیز حکیم» استفاده کرد.
قبلا بیان شد که در پایان هر آیهای که وصفی از خداوند بیان میشود، آن وصف برهانی است بر مفادی که در آیه (یا آیات متصل) گذشته است.
در واقع، دو برهان بر این قاعده که «آن چه از رحمت را که خداوند بر مردم گشاید، بازدارندهای برایش نیست؛ و آنچه بازدارد، آن را در پیاش فرستندهای نیست» اقامه شده است:
یکی اینکه خداوند عزیز و شکستناپذیر است؛ پس هر کاری که انجام دهد هیچکس را یارای مقاومت در برابر آن ویا تغییر دادن آن نیست؛
و دوم اینکه خداوند تمامی کارهایش سراسر از روی حکمت است، پس هر کاری که انجام دهد، بهتر از آن فرض ندارد تا کسی بخواهد وضع را به بهتر از آن تغییر دهد. (المیزان، ج17، ص15)
7) «ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ ... الْحَكيمُ»
دادنها و گرفتنهاى خداوند، همراه با حكمت است (تفسیر نور، ج9، ص473)
یعنی نهتنها بخششهای خداوند، بلکه منعکردنهای خداوند نیز تنها و تنها از روی حکمت است.
اگر این را باور کردنیم، خداوند را تنها در جایی که نعمتی دریافت میکنیم یا دعایمان مستجاب میشود، شکر نمیگوییم؛ بلکه هرجا نعمتی هم از ما دریغ کرد ویا دعایمان را مستجاب نفرمود باز هم او را شکر خواهیم کرد، چون او حکیم است و همواره بهترین گزینه را برای بندهاش برمیگزیند. این مطلب شاید عبارت دیگری است از این آیه شریفه که «وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون: و بسا چيزى را خوش نمىداريد و آن براى شما خوب است، و بسا چيزى را دوست مىداريد و آن براى شما بد است، و خدا مىداند و شما نمىدانيد» (بقره/216)
تاملی با خویش
ما غالبا وقتی دعایمان برآورده میشود خدا را شکر میگوییم، اما وقتی برآورده نمیشود، چطور؟
شکر کردن پیشکش؛ آیا وقتی دعایمان برآورده نمیشود، بویژه در جایی که برآورده شدنش از نظر خودمان خیلی لازم است، به مرز یاس و کفرگویی کشیده نمیشویم. مبادا مصداق این آیه شویم که: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِه: و از مردم، کس هست که خدا را در حاشیه میپرستد، پس اگر خوشیای به او رسد، بدان دلگرم شود، و اگر فتنهای به او رسد بر وجه [سابق] خویش دگرگون گردد» (حج/11)
8) چه ارتباطی بین این آیه و آیه قبل هست؟
الف. برخی از مفسران، محور ارتباط را کلمه «ارسال» گرفتهاند که در هر دو آیه آمده؛ و چنین توضیح دادهاند:
در آیه قبل از فرشتگان سخن گفت که رسولان و واسطههای نعمتهای خدایند؛ و این آیه سراغ اصل آن نعمتهایی رفت که خداوند میفرستد، که اگرچه او فرشتگانی را برای این کار واسطه قرار داده، اما همه چیز تنها و تنها به دست اوست و هیچکس نمیتواند مانع دادن یا ندادنِ او شود. (المیزان، ج17، ص14)
ب. میتوان محور ارتباط را «مشیت خدا» دانست که به برتری آن در هر دو آیه اشاره شده است؛ در آیه اول، اشاره میکند که خداوند اگر بخواهد در آفرینش میافزیاد؛ و در این آیه میفرماید که اگر خواست و رحمتی [افزون] فرستاد یا نخواست و نفرستاد، هیچکس در برابر او کارهای نیست.
ج. در آیه قبل شمهای از قدرت خدا را بازگو کرد و در پایانش تاکید فرمود که او بر هر کاری تواناست؛ و در این آیه تاکید کرد که اوصاف این قدرت را باز نمود و تاکید کرد که اولا کسی را در برابر این قدرت یارای مخالفت نیست و ثانیا این قدرت کاملا حکیمانه اعمال میشود و در واقع گزینه بهتری در برابر آنچه او انجام میدهد وجود ندارد.
د. ...
این را در کانال نگذاشتم
9) حکایت
و أخرج ابن المنذر عن عامر بن عبد قيس رضى الله عنه قال أربع آيات من كتاب الله إذا قرأتهن فما أبالي ما أصبح عليه و أمسى ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ ... وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ و سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً ... وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها (الدر المنثور، ج5، ص244)