📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
1)زرعه میگوید: خدمت امام صادق ع عرض کردم: برترین اعمال بعد از معرفت چیست؟
فرمود: بعد از معرفت چیزی معادل نماز نیست؛ و بعد از معرفت و نماز، چیزی معادل زکات [= صدقه و انفاق در راه خدا] نیست؛ و بعد از اینها چیزی معادل روزه نیست؛ و بعد از اینها چیزی معادل حج نیست؛
و ابتدای همه اینحا معرفت ماست، و انتهایش هم معرفت ماست؛
و بعد از اینها چیزی همانند نیکی کردن در حق برادران [ایمانی] و برادری کردن در حق آنان با بخشش درهم و دینار نیست؛ که این دو [درهم و دینار، پول نقد] دو سنگِ مسخ شدهاند [= دو سنگ معدنی هستند که تغییر شکل دادهاند] و خداوند با آنها خلایق را – البته بعد از آن چیزهایی که برایت برشمردم – امتحان میکند؛
چیزی را ندیدم که به اندازه مداومت در حج خانه خدا، ثروت و بینیازی، و دور کردن فقر را شتاب بخشد؛ و یک نماز واجب [مقبول] ، نزد خداوند معادل هزار حج و هزار عمره مبرور و مقبول است؛ در حالی که یک حج، نزد خداوند از یک خانه پر از طلا، بلکه از کل دنیا پر از طلا و نقره، که در راه خدا انفاق شود، بهتر است؛ و سوگند به کسی که حضرت محمد ص را به عنوان بشارتدهنده و انذاردهنده فرستاد، برآوردن حاجت یک نفر مسلمان و گرهی از کار او گشودن، نزد خداوند از حج و طواف و حج و طواف – تا ده بار این را شمرد – بهتر است. سپس دستش را باز کرد و فرمود:
تقوای الهی در پیش گیرید و از انجام کار خیر ملول و کسل نشوید چرا که خداوند عز و جل و پیامبرش ص قطعا از شما و کارهایتان بینیازند «و شمایید نیازمندان به خدا» (فاطر/15) و خداوند عز و جل فقط خواسته است با لطف خود راهی برای وارد کردن شما به بهشت در اختیارتان قرار دهد.
الأمالي (للطوسي)، ص694؛ إرشاد القلوب (للديلمي)، ج1، ص145-146۱
وَ عَنْهُ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْقَزْوِينِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَهْبَانَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ زَكَرِيَّا، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ، عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ، قَالَ:
وَ عَنْهُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى، عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنِ الْحَسَنِ أَخِيهِ،
عَنْ زُرْعَةَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَيُّ الْأَعْمَالِ هُوَ أَفْضَلُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ قَالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ يَعْدِلُ هَذِهِ الصَّلَاةَ، وَ لَا بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ الصَّلَاةِ شَيْءٌ يَعْدِلُ الزَّكَاةَ، وَ لَا بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ يَعْدِلُ الصَّوْمَ، وَ لَا بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ يَعْدِلُ الْحَجَّ، وَ فَاتِحُةُ ذَلِكَ كُلِّهِ مَعْرِفَتُنَا، وَ خَاتِمَتُهُ مَعْرِفَتُنَا، وَ لَا شَيْءَ بَعْدَ ذَلِكَ كَبِرِّ الْإِخْوَانِ وَ الْمُوَاسَاةِ بِبَذْلِ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ، فَإِنَّهُمَا حَجَرَانِ مَمْسُوخَانِ، بِهِمَا امْتَحَنَ اللَّهُ خَلْقَهُ بَعْدَ الَّذِي عَدَّدْتُ لَكَ، وَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً أَسْرَعَ غِنًى وَ لَا أَنْفَى لِلْفَقْرِ مِنْ إِدْمَانِ حِجِّ هَذَا الْبَيْتِ، وَ صَلَاةٌ فَرِيضَةٌ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ أَلْفَ حِجَّةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلَاتٍ، وَ الْحِجَّةُ عِنْدَهُ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَباً، لَا بَلْ خَيْرٌ مِنْ مِلْءِ الدُّنْيَا ذَهَباً وَ فِضَّةً تُنْفِقُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ، أَفْضَلُ مِنْ حِجَّةٍ وَ طَوَافٍ وَ حِجَّةٍ وَ طَوَافٍ - حَتَّى عَقَدَ عَشْراً - ثُمَّ خَلَا يَدَهُ، وَ قَالَ: اتَّقُوا اللَّهَ، وَ لَا تَمَلُّوا مِنَ الْخَيْرِ، وَ لَا تَكْسَلُوا، فَإِنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) وَ رَسُولَهُ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لَغَنِيَّانِ عَنْكُمْ وَ عَنْ أَعْمَالِكُمْ، وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) بِلُطْفِهِ سَبَباً يُدْخِلُكُمْ بِهِ الْجَنَّةَ.
تبصره
در اینکه ابتدا حج را از انفاق مبالغ هنگفت، برتر شمرد، و سپس رفع نیاز یک مومن را از چندین حج برتر شمرد، ظاهرا میخواهد تفکیک کند بین دو حالت: یکی خود انفاق کردن و غلبه بر نفس برای دل کندن از مال؛ و دیگری کمک و دستگیری از مومن و تقویت پیوند ایمانی با مومنان.
اغلب ما اهمیت انفاق را درک میکنیم، از این رو، ابتدا با شاخص قرار دادن آن، اهمیت حج را گوشزد کرد؛ سپس با شاخص کردن ان دو، اهمیت پیوند ایمانی بین مومنان که در گرفتاریها به یاری همدیگر میشتابند را نشان داد.
به تعبیر دیگر، میخواهد بفرماید اگر صِرف انفاق را در نظر بگیریم، خرج کردن در راه حج، برتر از سایر خرج کردنهای در راه خداست؛ اما اگر مساله را از زاویه حل مشکل یک مومنی که الان پیش روی ما قرار دارد در نظر بگیریم، این اقدام [چه با انفاق باشد یا با هر کار دیگری] از حج و ... برتر است.
2) دعاى سیزدهم امام سجاد علیهالسلام صحیفه سجادیه «به هنگام طلب حاجت از خداى متعال» چنین است:
بار خدايا، اى آنكه درگاه تو آخرين مقصد حاجات است و تنها در نزد توست كه به خواستها توان رسيد. اى خداوندى كه در برابر نعمتهايت بهايى نستانى. اى خداوندى كه زلال عطايت را به منت تيره نگردانى. اى خداوندى كه همگان به تو بىنياز شوند و كس را از تو بىنيازى نيست. اى خداوندى كه همگان را به تو رغبت است و كس را رخ تافتن از تو ميسر نيست. اى خداوندى كه هر چه خواهندگان از تو خواهند، خزاين نعمتت فنا نپذيرد. اى خداوندى كه حكمتت را هيچ وسيلهاى و سببى دگرگون نسازد. اى خداوندى كه حاجت حاجتمندان از تو منقطع نشود. اى خداوندى كه دعاى دعاكنندگان تو را به رنج نيفكند.
به بىنيازى از آفريدگانت خود را ستودهاى و تو سزاوارى كه از آنان بىنيازى گزينى. آفريدگانت را به فقر و نيازمندى وصف كردهاى و آنان را سزاست كه به تو فقیر و نيازمند باشند.
پس هر كه بخواهد نيازمندى خويش را به خواهش از درگاه تو رفع كند و گرد بينوايى از چهره خود بيفشاند، حاجت خود از جايى خواسته كه بايدش خواست و به دريافت مقصود از راهى رفته است كه بايدش رفت.
و هر كس كه حاجت به يكى از بندگان تو برد يا يكى از بندگانت را به جای تو سبب روا شدن حاجت خود قرار دهد، جز حرمان نصيبى حاصل نكند و سزاوار است كه تو احسان از او بازگيرى.
بار خدايا، مرا به تو حاجتى است كه كوشش من از دست يافتن به آن قاصر آمده و راههاى چاره به روى من بسته شده. نفس من مرا واداشت كه برآوردن آن نياز، از كسى خواهم كه او خود به روا شدن حاجت نيازمند توست و براى دست يافتن به خواستهايش از تو بىنياز نيست؛ و اين خود خطايى بود از خطاهاى خطاكاران و لغزشى از لغزشهاى گنهكاران. سپس به هشدار تو از خواب غفلت بيدار شدم و به توفيق تو از لغزش، برخاستم و به یاری تو در رهایی از لغزشم، برگشتم و به راه آمدن و گفتم: منزه است پروردگار من، چگونه نيازمندى دست نياز به سوى نيازمند ديگر برد؟ و چسان ناچیزی به ناچیزی روى كند؟ پس، اى خداوند من، با رغبتى تمام آهنگ تو كردم و با اعتماد به تو روى اميد به درگاهت آوردم و دريافتم كه هر چه فراوانتر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت ناچيز است و بخشش را هر چه فزونتر خواهم در برابر گشادگى باب عطايت باز هم حقير است و كرم تو از سؤال هيچ سائلى به تنگنا نمىافتد و دست عطاى تو فراتر از هر دست ديگر است.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از كرم خود آن كن كه فضل تو را در خور است، و نه اینکه با عدل خود آن کنی که استحقاق من است. من نه نخستين كسى هستم كه سزاوار منع و طرد بود و اكنون به تو رغبت يافت و تو به عطاى خود او را نواختى؛ و نه نخستين كسى هستم كه مستوجب حرمان از درگاه تو بود و دست طلب به سوى تو دراز كرد و تو نوميدش نساختى.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعاى مرا اجابت كن و به ندايم پاسخ گوى و به زاريهاى من رحمت آور و آوازم را بشنو. و مرا از خود نوميد مكن، رشته پيوندم را با خود مگسل، و در اين نياز كه اكنون مراست، يا هر نياز ديگر، به درگاه ديگرم مران. خودت ياريم نماى كه مطلبم برآيد و حاجتم روا شود و به خواستهام برسم، پيش از آنكه اين مكان را ترك گويم، بدان سان كه سختيها را بر من آسان سازى و در هر كار آنچه را خير من در آن نهفته است مقدر دارى.
و بر محمد و خاندان او درود بفرست، درودى پيوسته و فزاینده که آن را نه تا ابد انقطاعی باشد و نه اندازهاش را نهایتی؛ و اين صلوات را ياور من ساز و وسيله برآمدن حاجتم گردان، كه تو فراخ نعمت و بخشندهاى.
اى پروردگار من، حاجت من چنین و چنان است
[در اینجا حاجت خود ياد كن سپس سر به سجده بگذار و در سجده بگوى]
فضل تو مرا مانوس [تو] ساخت و احسان تو مرا به سوى تو راه نمود،
پس تو را به تو و به محمد و آل محمد - که درود تو بر آنها باد - سوگند مىدهم كه مرا نوميد باز نگردانى.
صحیفه سجادیه ، ترجمه آيتى (با اندکی اصلاحات)، دعای سیزدهم
(13) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ [زینالعابدین] عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى:
اللَّهُمَّ يَا مُنْتَهَى مَطْلَبِ الْحَاجَاتِ وَ يَا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ الطَّلِبَاتِ وَ يَا مَنْ لَا يَبِيعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ وَ يَا مَنْ لَا يُكَدِّرُ عَطَايَاهُ بِالامْتِنَانِ وَ يَا مَنْ يُسْتَغْنَى بِهِ وَ لَا يُسْتَغْنَى عَنْهُ وَ يَا مَنْ يُرْغَبُ إِلَيْهِ وَ لَا يُرْغَبُ عَنْهُ وَ يَا مَنْ لَا تُفْنِي خَزَائِنَهُ الْمَسَائِلُ وَ يَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِلُ وَ يَا مَنْ لَا تَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوَائِجُ الْمُحْتَاجِينَ وَ يَا مَنْ لَا يُعَنِّيهِ دُعَاءُ الدَّاعِينَ.
تَمَدَّحْتَ بِالْغَنَاءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ أَنْتَ أَهْلُ الْغِنَى عَنْهُمْ وَ نَسَبْتَهُمْ إِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ أَهْلُ الْفَقْرِ إِلَيْكَ. فَمَنْ حَاوَلَ سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ، وَ رَامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ فَقَدْ طَلَبَ حَاجَتَهُ فِي مَظَانِّهَا، وَ أَتَى طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِهَا.
وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَكَ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ، وَ اسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْإِحْسَانِ.
اللَّهُمَّ وَ لِي إِلَيْكَ حَاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْهَا جُهْدِي، وَ تَقَطَّعَتْ دُونَهَا حِيَلِي، وَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي رَفْعَهَا إِلَى مَنْ يَرْفَعُ حَوَائِجَهُ إِلَيْكَ، وَ لَا يَسْتَغْنِي فِي طَلِبَاتِهِ عَنْكَ، وَ هِيَ زَلَّةٌ مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئِينَ، وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ. ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْكِيرِكَ لِي مِنْ غَفْلَتِي، وَ نَهَضْتُ بِتَوْفِيقِكَ مِنْ زَلَّتِي، وَ رَجَعْتُ وَ نَكَصْتُ بِتَسْدِيدِكَ عَنْ عَثْرَتِي. وَ قُلْتُ: سُبْحَانَ رَبِّي كَيْفَ يَسْأَلُ مُحْتَاجٌ مُحْتَاجاً وَ أَنَّى يَرْغَبُ مُعْدِمٌ إِلَى مُعْدِمٍ؟ فَقَصَدْتُكَ، يَا إِلَهِي، بِالرَّغْبَةِ، وَ أَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجَائِي بِالثِّقَةِ بِكَ وَ عَلِمْتُ أَنَّ كَثِيرَ مَا أَسْأَلُكَ يَسِيرٌ فِي وُجْدِكَ، وَ أَنَّ خَطِيرَ مَا أَسْتَوْهِبُكَ حَقِيرٌ فِي وُسْعِكَ، وَ أَنَّ كَرَمَكَ لَا يَضِيقُ عَنْ سُؤَالِ أَحَدٍ، وَ أَنَّ يَدَكَ بِالْعَطَايَا أَعْلَى مِنْ كُلِّ يَدٍ.
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْمِلْنِي بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ، وَ لَا تَحْمِلْنِي بِعَدْلِكَ عَلَى الِاسْتِحْقَاقِ، فَمَا أَنَا بِأَوَّلِ رَاغِبٍ رَغِبَ إِلَيْكَ فَأَعْطَيْتَهُ وَ هُوَ يَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ، وَ لَا بِأَوَّلِ سَائِلٍ سَأَلَكَ فَأَفْضَلْتَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَسْتَوْجِبُ الْحِرْمَانَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ كُنْ لِدُعَائِي مُجِيباً، وَ مِنْ نِدَائِي قَرِيباً، وَ لِتَضَرُّعِي رَاحِماً، وَ لِصَوْتِي سَامِعاً. وَ لَا تَقْطَعْ رَجَائِي عَنْكَ، وَ لَا تَبُتَّ سَبَبِي مِنْكَ، وَ لَا تُوَجِّهْنِي فِي حَاجَتِي هَذِهِ وَ غَيْرِهَا إِلَى سِوَاكَ وَ تَوَلَّنِي بِنُجْحِ طَلِبَتِي وَ قَضَاءِ حَاجَتِي وَ نَيْلِ سُؤْلِي قَبْلَ زَوَالِي عَنْ مَوْقِفِي هَذَا بِتَيْسِيرِكَ لِيَ الْعَسِيرَ وَ حُسْنِ تَقْدِيرِكَ لِي فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاةً دَائِمَةً نَامِيَةً لَا انْقِطَاعَ لِأَبَدِهَا وَ لَا مُنْتَهَى لِأَمَدِهَا، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ عَوْناً لِي وَ سَبَباً لِنَجَاحِ طَلِبَتِي، إِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ. وَ مِنْ حَاجَتِي يَا رَبِّ كَذَا وَ كَذَا
[وَ تَذْكُرُ حَاجَتَكَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فِي سُجُودِكَ]
فَضْلُكَ آنَسَنِي، وَ إِحْسَانُكَ دَلَّنِي، فَأَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ، أَن لَا تَرُدَّنِي خَائِباً.
الصحيفة السجادية، دعاء 13
3)
الف. از امام صادق ع روایت شده است که امیرالمومنین ع بعد از نماز ظهر میفرمود:
خدایا ! من به تو تقرب میجویم به جود و کرمت؛ و به تو تقرب میجویم به حضرت محمد ص که بنده و پیامبرت است؛ و به تو تقرب میجویم به فرشتگان مقرب و پیامبران فرستادهشدهات؛ و به خودت.
خدایا ! تو از من بینیازی و مرا سراسر احتیاج است به تو؛ تو بینیاز هستی من به تو فقیر و نیازمندم؛ لغزشم را نادیده گرفتی و گناهانم را پوشاندی، پس امروز حاجتم را روا دارد و مرا به خاطر زشتیهایی که از من سراغ داری عذاب مکن؛ بلکه عفو و جودت مرا در برگیرد!
سپس به سجده میافتاد و میفرمود:
ای اهل تقوی [کسی که سزاواری انسان در برابرت تقوا پیشه کند] و ای اهل مغفرت؛ ای نیکوکتر و ای مهربان! تو از پدر و مادرم و از جمیع خلایق نسبت به من مهربانتری؛ پس به من رو آور با روا داشتن حاجتم و اجابت کردن دعایم، در حالی که بر ندایم رحم کرده و انواع بلایا را از من مرتفع ساختهای!
الكافي، ج2، ص545
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص يَقُولُ إِذَا فَرَغَ مِنَ الزَّوَالِ:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ وَ بِكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْغَنِيُّ عَنِّي وَ بِيَ الْفَاقَةُ إِلَيْكَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ إِلَيْكَ أَقَلْتَنِي عَثْرَتِي وَ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبِي فَاقْضِ لِيَ الْيَوْمَ حَاجَتِي وَ لَا تُعَذِّبْنِي بِقَبِيحِ مَا تَعْلَمُ مِنِّي بَلْ عَفْوُكَ وَ جُودُكَ يَسَعُنِي قَالَ ثُمَّ يَخِرُّ سَاجِداً وَ يَقُولُ يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَرُّ يَا رَحِيمُ أَنْتَ أَبَرُّ بِي مِنْ أَبِي وَ أُمِّي وَ مِنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ اقْبَلْنِي بِقَضَاءِ حَاجَتِي مُجَاباً دُعَائِي مَرْحُوماً صَوْتِي قَدْ كَشَفْتَ أَنْوَاعَ الْبَلَايَا عَنِّي.
ب. همچنین در فرازی از دعاهای بعد از نماز صبح آمده است:
خدایا! بر محمد و خاندانش بهترین تحیت و سلام را ابلاغ فرما؛
صبح میکنم در حالی که سپاسگزار پروردگارم هستم!
صبح میکنم در حالی که به خدا شرک نمیورزم و خدایی را در کنار او نمیخوانم و غیر از او ولیّ و سرپرستی نمیگیرم!
صبح میکنم در حالی که در گروی عملم هستم!
صبح میکنم در حالی که فقیری فقیرتر از من نیست و «آن خداوند است که بینیاز و ستوده است»!
به [عنایت] خدا صبح میکنم و به [عنایت] خدا روزم را به پایان میرسانم، و به [عنایت] خدا زندگی میکنم و به [عنایت] خدا میمیرم و برانگیخته شدن به سوی خداست.
مصباح المتهجد، ج1، ص205؛ إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج1، ص419
فإذا صليت الفجر عقبت بما تقدم ذكره عقيب الفرائض ثم تقول ما يختص هذا الموضع
... اللَّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ تَحِيَّةً وَ أَفْضَلَ السَّلَامِ أَصْبَحْتُ لِرَبِّي حَامِداً أَصْبَحْتُ لَا أُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لَا أَدْعُو مَعَ اللَّهِ إِلَهاً وَ لَا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّاً أَصْبَحْتُ مُرْتَهَناً بِعَمَلِي وَ أَصْبَحْتُ لَا فَقِيرَ أَفْقَرُ مِنِّي وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ بِاللَّهِ أُصْبِحُ وَ بِاللَّهِ أُمْسِي وَ بِاللَّهِ نَحْيَا وَ بِاللَّهِ نَمُوتُ وَ إِلَى اللَّهِ النُّشُور