📌 فهرست دسترسی سریع (نکته تفسیری):
مصداق اصلی شرکورزیدن، شرک آشکار است یعنی اقدام بتپرستها ویا کسانی که فرشتگان یا حضرت عیسی ع را به الوهیت میگرفتند. ناتوانی بتها از شنیدن و پاسخ گفتن که واضح است؛ در مورد فرشتگان یا حضرت عیسی ع هم مفسران توضیح دادهاند که از این جهت است که آنان هیچ کاری را به اختیار خود نمیتوانند انجام دهند و اگر چیزی میشنوند یا پاسخی میدهند تنها به اذن خداوند است (مجمعالبیان، ج8، ص631؛ المیزان، ج17، ص30)
اما این سخنان در مورد شرک خفی هم صادق است؛ یعنی شامل پولپرستی، شهوتپرستی، مقامپرستی و ... هم میشود.
2) «إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبيرٍ»
اگر خدا را درست بشناسیم میفهمیم که همه امور عالم تنها و تنها به دست اوست؛ و برای هر کاری، اگر به غیر او اعتماد کنیم، نه در این دنیا کاری از دستشان ساخته است؛ و نه در قیامت به این اعتماد ما جواب میدهند.
با این حال، و با اینکه بارها و بارها دیدهایم که این اموری که بدانها اعتماد کردهایم نتوانستهاند کار ما را راه بیندازند، باز به سراغ آنها میرویم.
آیا این نشانه آن نیست که خدا را واقعا و آن گونه که باید و شاید، باور نداریم؟!
3) «يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ»
مقصود از اینکه «روز قیامت به شرکورزی شما کافر شوند» چیست؟
الف. ممکن است کفر به معنای انکار باشد؛ آنگاه مقصود تبری جستن است از اقدامی که اینان در دنیا انجام میدادند: اینان در دنیا آن معبودهای دروغین را شریک خدا قرار میدادند؛ و آنها در آنجا از این اقدام آنان تبری میجویند؛
و از این جهت شبیه آیهای است که میفرماید «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا» (بقره/166)
ویا این آیه که میفرماید «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ» (أحقاف/6) (المیزان، ج17، ص30)
(با توجه به اینکه آن معبودها بر دو قسم بودهاند: برخی فرشتگان و اولیای خدا بودند که عدهای آنان را در ردیف خدا قرار دادند، و برخی بتها و جماداتی بودند که کاری در همین دنیا هم از دستشان برنمیآمد؛ به نظر میرسد این دو آیه هم به ترتیب واکنش این دو گروه را نشان میدهد)
ب. ممکن است کفر به معنای ناسپاسی باشد؛ آنگاه مقصود این است که اینان در دنیا با پرستش آنان انتظار کمک از آنان را داشتند، اما در آنجا آنان هیچ کاری برای اینان انجام نمیدهند و عملا با ناسپاسیِ آن معبودها مواجه میشوند. آیاتی که از «شاکر» (مانند بقره/158؛نساء/147) یا «شکور» (فاطر/34؛ شوری/23؛ تغابن/17) بودنِ خداوند سخن میگوید، میتواند موید این برداشت باشد.
ج. ...
4) «وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبيرٍ»
«نبأ» به خبرهای مهم میگویند (توضیح در نکات ادبی)
آیه میفرماید:
خبرهاى مهم را از اهل خبره که کاملا آگاهند بگيريد. (تفسیر نور، ج9،ص486)
این را مقایسه کنید با این آیه که «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمين: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر فاسقى برايتان خبر مهمى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و بعد، از آنچه كردهايد پشيمان شويد.» (حجرات/6)
تاملی با خویش
دوران ما را عصر انفجار اطلاعات میخوانند؛ اما حقیقت این است که بویژه با پیدایش شبکههای اجتماعی در بستر فضای مجازی، مرز راست و دروغ در خبرها بسیار مبهم شده است؛ و افراد بیش از آنکه به صحت و منبع خبر اهتمام داشته باشند تابع جذابیت خبر هستند؛ جذابیتی که منجر به پیدایش پدیدهای به نام «سلبریتی» شده است؛ یعنی شهرتهای بیپشتوانهای که صرفا بر اثر تعداد «فالوور» (کسانی که خبرهای یک شخص را تعقیب میکنند) پیدا شده است.
ما چکار میکنیم؟
آیا با این امواج بیخِرَدی همراه میشویم؟
یا توصیههای خدا را جدی میگیریم و خبرهای مهم را تنها از منابع موثق دریافت خواهیم کرد؟