📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْميرٍ»
در آیات قبل هشدار داد به انسانها که مبادا برای رسیدن به اهدافشان مسیری غیر از مسیری که خدا تعیین فرموده بپیمایند.
در این آیه نیز سراغ بیان مورد دیگری میرود از عرصههایی که هم کاملا تحت ید قدرت خدا بودن و هیچکاره بودن ما در آن معلوم است؛ و هم هر روز پیش چشم ماست و تحولات عظیمی است که تمام زندگی ما را تحتالشعاع خود قرار داده است: یعنی شب و روز و تسخیر خورشید و ماه در راستای تدبیر عالم؛ و بلافاصله هشدار میدهد که آیا هر آنچه غیر خدا که سراغش میروید، آیا مالک حقیقیِ کوچکترین و کمارزشترین چیزها هست؟!
2) «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْميرٍ»
تحول روز و شب از عظیمترین پدیدههای پیرامون ماست که چون بسیار شاهد آن بودهایم برایمان عادی شده است:
همهجا روشن است اما یکدفعه روز در دل شب فرو میرود و ظرف چند دقیقه همهجا کاملا تاریک میشود تا حدی که روشن کردن هزاران پروژکتور تنها اندکی از پیرامون ما روشن میکند اما عمده فضا و محیط همچنان تاریک است.
در پایان شب هم، همهجا تاریک است اما یکدفعه شب در دل روز فرو میرود و ظرف چند دقیقه، از وضعیتی که چشم چشم را نمیدیدی به وضعیتی منتقل میشویم که همه چیز براحتی دیده میشود و چراغهایی که تا چند دقیقه قبل برای دیدن بسیار ضروری مینمود، چنان بیاثر میشود که تفاوتی در روشنایی بین محل نزدیک و دور از چراغ نمیماند.
اینها همه ناشی از آن است که خداوند خورشید را در نسبت با زمین چنان مسخر فرموده که این تحولات عظیم با نظمی حیرتآور رخ میدهد.
در عین حال، برای آن که آن ظلمات زندگی ما را کاملا مختل نکند ماه را قرار داده، که آن هم در نظمی دقیق، در نسبت با زمین و خورشید در حرکت است (حدیث1)
این است خدایی که ربوبیت ما را برعهده گرفته است.
آنگاه عاقلانه است که او را وامیگذاریم و برای انجام کارهایمان به اموری دل میبندیم که حقیقتا مالک هیچ چیزی نیستند و خودشان کاملا در ید قدرت الهیاند؟!
3) «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ»
مقصود از اینکه «شب را در روز داخل میکند و روز را در شب» چیست؟
الف. شب را در روز داخل میکند یعنی از مقدار روز کم میکند و بر مقدار شب میافزاید؛ و روز را در شب داخل میکند یعنی برعکس حالت فوق؛ و این اشاره به بلند و کوتاه شدن روز و شبهاست که در ایام مختلف سال تفاوت میکند [اغلب مفسران، از قدیم مانند ابنعباس و حسن و مجاهد و ... (به نقل از مجمعالبیان، ج2،ص728)، تا خود مرحوم طبرسی (مجمعالبیان، ج8، ص631) تا معاصرین (مانند: المیزان، ج17، ص29) این دیدگاه را داشتهاند.]
ب. اینکه هر یک از شب و روز در جای دیگری وارد شود (جبائی، به نقل از مجمعالبیان، ج2،ص728؛ و ماوردی، به نقل از البحر المحیط، ج3، ص88) در واقع میخواهد بگوید تغییر وضعیت روز به شب و بالعکس، یک امر دفعی نیست، بلکه گویی کمکم شب وارد روز میشود و تاریکیاش کمکم بر روشنایی روز غلبه میکند از آن طرف هم کمکم روز وارد شب میشود و روشناییاش کمکم درون تاریکی شب نفوذ میکند.
ج. منظور صِرف پشت سر هم آمدن روز و شب است (ابنعطیه، به نقل از البحر المحیط، ج3، ص88)
د. ...
نکته:
این تعبیر به همین صورت (فعل غایب: یولج) در سه جای دیگر قرآن (حج/61؛ لقمان/29؛ حدید/6) ؛ و با فعل مخاطب (تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ) در یک مورد (آلعمران/27) آمده است.
4) «سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّی»
نظام دنیا تحت تسخیر الهی است و زمان حیات در زمین، محدود و پایانپذیر است؛ چرا که خورشید و ماه اجل و مهلتی دارند که به سوی آن رهسپارند.
نکته:
تعبیر «سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ» در 6 آیه دیگر قرآن کریم (به همین صورت، یا به اضافه «لکم») آمده است (ابراهیم/33؛ نحل/12؛ عنکبوت/61؛ رعد/2؛ لقمان/29؛ زمر/5) آمده است؛
و این تعبیر همراه با تعبیر «كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّی» در سه مورد آخر نیز تکرار شده است.
5) «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْميرٍ»
تقابلی که در این آیه بین مُلک خداوند و مِلکِ غیر او برقرار شده، قابل توجه است:
از طرفی با تقدیم خبر بر مبتدا، و نیز معرفه آوردن مبتدا، مُلک و سلطنت را تنها و تنها از آنِ خداوند معرفی نمود؛
و از طرف دیگر، در مورد اینکه آنان مالک چیزی نیستند، نگفت «یک خرما» - که حداقلی از اثر سیرکنندگی را دارد - و حتی نگفت «یک هسته خرما» - که حداقل بتوان آن را کاشت و بعدا محصولی از آن به دست آورد - بلکه فرمود «حتی به اندازه یک پوست روی هسته خرما»!
6) «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ»
كوتاه و بلند شدن شب و روز و يا انتقال تدريجى هر يك به ديگرى تصادفى نيست. چرا که نظام طبيعت مسخّر خداست. (تفسير نور، ج9، ص484)
7) «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ»
از توجّه به آفرينش منظّم و هدفدار و زمان بندى شده، توحيد خود را تقويت كنيد. (تفسير نور، ج9، ص485)