1) از امام باقر روایت شده که درباره آیه «و این دو دریا یکسان نیستند؛ این، شیرین و خوشگوار، [که] گواراست آشامیدنش؛ و آن، شور و اُجاج» فرمودند «اجاج» یعنی تلخ؛ و اینکه میفرماید «و کشتیها را در آن شکافنده میبینی» میفرماید که کشتیها با یک باد واحد در حال آمدن و رفتن هستند.
تفسير القمي، ج2، ص208
فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ: «وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ» فَالْأُجَاجُ الْمُرُّ قَوْلُهُ «وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ» يَقُولُ الْفُلْكُ مُقْبِلَةٌ وَ مُدْبِرَةٌ بِرِيحٍ وَاحِدَةٍ.
2) روایت است که تیری به پیشانی ربیع بن زیاد حارثی اصابت کرد و هر سال زخمش باز میشد و عفونت میکرد.
حضرت علی ع به عیادتش آمد و فرمود: ابوعبدالرحمن! چطوری؟
گفت: حال و وضعم به گونهای است که اگر این حالم جز به قیمت از دست دادن چشمم بهبود نیابد حاضرم چشمم را بدهم.
حضرت فرمود: چشمت چقدر برایت میارزد؟
گفت: اگر دنیا از آنِ من باشد حاضرم در ازایش بدهم.
حضرت فرمود: پس ناگریز خداوند هم به همین اندازه به تو [ثواب] عطا خواهد کرد. همانا خداوند متعال به اندازه درد و مصیبت پاداش میدهد و البته چندین برابر هم اضافه میدهد.
ربیع گفت: یا امیرالمومنین! اجازه میدهید شکایت برادرم عاصم را بکنم؟
فرمود: مگر چه شده؟
گفت: عبایی به سر کشیده و لباس متعارف را ترک گفته و خانوادهاش را غمگین و فرزندانش را محزون ساخته است.
حضرت فرمود: عاصم را نزد من بخوانید.
وقتی که آمد حضرت چهره درهم کشید و فرمود:
وای برتو عاصم! آیا به نظرت آمده که خداوند لذاتی را بر تو مباح فرموده و در عین حال دوست ندارد که تو از آنها توشه برگیری؟ [در این صورت] تو از آنها نزد خداوند پستتری! آیا نشنیدهای که میفرماید «دو دریا درهم آمیختند» (الرحمن/19) سپس فرمود «از آن دو لولو و مرجان بیرون آورد» (الرحمن/22) و نیز فرمود «و از هر یک گوشتی تازه میخورید و زیورآلاتی بیرون میآورید که میپوشیدشان». اما به خدا سوگند قبول نعمتهای خدا در عمل [= استفاده عملی از نعمتها] برایم دوستداشتنیتر است از قبول آنها در گفتار [= اینکه به زبان نعمتهای او را ذکر کنم]، و حال آنکه همین ذکر زبانی را هم سفارش فرموده: «و اما درباره نعمت پروردگارت سخن بگو» (ضحی/11) و فرمود «بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش بیرون آورده و روزیهای پاک و طیب را حرام کرده است» (اعراف/32) و خداوند در این زمینه مومنان را همان گونه خطاب قرار داده که پیامبران را؛ فرمود «ای کسانی که ایمان آوردید از طیباتی که روزیتان کردم بخورید» (بقره/172) و فرمود: «ای پیامبران از طیبات بخورید و کار شایستهای انجام دهید» (مومنون/51) و پیامبر ص به یکی از زنانش فرمود «برایت چه پیش آمده که تو را ژولیده و بدون سرمه و خضاب میبینم؟!»
عاصم گفت: یا امیرالمومنین! پس خودت چرا به لباس خشن و خوراک ناگوار بسنده کردهای؟
فرمود: چون خداوند بر پیشوایان عدل واجب فرموده که بر خودشان در حد رفع نیاز بسنده کنند [در مورد بیش از آن بر خود سخت بگیرند] تا فقیر، فقرش وی را به قلق و اضطراب نکشاند.
پس حضرت علی ع بلند نشد تا اینکه عاصم عبا کنار گذاشت و لباس متعارف پوشید.
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج11، ص35-36
و اعلم أن الذي رويته عن الشيوخ و رأيته بخط عبد الله بن أحمد بن الخشاب رحمه الله أن الربيع بن زياد الحارثي أصابته نشابة في جبينه فكانت تنتقض عليه في كل عام فأتاه علي ع عائدا فقال كيف تجدك أبا عبد الرحمن؟
قال أجدني يا أمير المؤمنين لو كان لا يذهب ما بي إلا بذهاب بصري لتمنيت ذهابه!
قال و ما قيمة بصرك عندك؟
قال لو كانت لي الدنيا لفديته بها.
قال لا جرم ليعطينك الله على قدر ذلك إن الله تعالى يعطي على قدر الألم و المصيبة و عنده تضعيف كثير.
قال الربيع يا أمير المؤمنين أ لا أشكو إليك عاصم بن زياد أخي!
قال ما له؟
قال لبس العباء و ترك الملاء و غم أهله و حزن ولده!
فقال علي: ادعوا لي عاصما؛ فلما أتاه عبس في وجهه و قال:
ويحك يا عاصم أ ترى الله أباح لك اللذات و هو يكره ما أخذت منها لأنت أهون على الله من ذلك أ و ما سمعته يقول «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ» ثم يقول «يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ» و قال «وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها» أما و الله إن ابتذال نعم الله بالفعال أحب إليه من ابتذالها بالمقال و قد سمعتم الله يقول «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» و قوله «مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْق»ِ إن الله خاطب المؤمنين بما خاطب به المرسلين فقال «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ» و قال «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً» و قال رسول الله ص لبعض نسائه ما لي أراك شعثاء مرهاء سلتاء.
قال عاصم فلم اقتصرت يا أمير المؤمنين على لبس الخشن و أكل الجشب؟
قال إن الله تعالى افترض على أئمة العدل أن يقدروا لأنفسهم بالقوام كيلا يتبيغ بالفقير فقره.
فما قام علي ع حتى نزع عاصم العباء و لبس ملاءة.
3) حضرت علی ع در ابتدای حکومت خطبهای خوانده، فرمودند:
خداوند فرعون و هامان و قارون را هلاک کرد. به کسی که جانم به دست اوست سوگند، بشدت درهم آمیخته میشوید و بشدت غربال خواهید شد و بشدت مبتلا خواهید شد و تازیانه قضا و قدر بر شما تازیانه خواهد زد [یا: در دیگ غدا بشدت به هم زده میشوید] تا بالای شما به پایینتان برگردد و به وضعیتتان در آن روزی برگردید که پیامبرتان در میان شما مبعوث گردید؛ و من از این موقف و به این امر آگاهتان کردم؛ نه از باب مهربانی بر شما مخفی نمودم و نه چیزی را فروگذار نمودم،
هلاک شد هرکه ادعا کرد و زمین خورد هر که دروغ بست؛
چپ و راست گمراهی است و راه صحیح آن چیزی است که در کتاب خدا و آموزههای پیامبر آمده است ...
بدانید که همانا علمی که حضرت آدم با آن به زمین هبوط کرد و جمیع آنچه پیامبران به وسیله آن برتری داده شدند در عترت پیامبرتان است، پس چرا سرگردانید و کجا میروید؟ ای جماعت اصحاب کشتی که نجات یافتید، این مَثَلِ آن کشتی است در میان شما، همان گونه در آن کشتی [نوح] عدهای نجات یافتند؛ پس این چنین است هر کس از شما که نجات یافت؛
وای بر کسانی که از آنان روگردان شوند؛
همانا آنان برای شما همانند کهفِ اصحاب کهفاند؛
آنان را به بهترین نامهشایشان و بدان صورتی که خداوند در قرآن آنان را نامید بخوانید: «این، شیرین و خوشگوار، [که] گواراست آشامیدنش» پس از آن بنوشید؛ «و آن، شور و تلخ است» پس از آن بپرهیزید؛ همانا آنان «باب حطه»اند [باب حطه: دروازهای برای بنیاسرائیل که برای قبولی توبهشان باید از آن دروازه وارد میشدند؛ بقره/58 و اعراف/141] پس از آن وارد شوید؛
بدانید که نیکان از عترت من و پاکان از خویشانم، در خردسالی و بزرگسالی عالمترین مردماند؛ از علم خدا ما علم آموختیم؛ و از قول راستگو ما سخن شنیدیم؛ پس اگر رد پای ما را پیگیری کنید با بصیرتهای ما هدایت شوید؛ و اگر به ما پشت کنید خداوند شما را به دست ما یا به آنچه بخواهد هلاک میسازد؛
پرچم حق با ماست؛ کسی که دنبال آن راه افتد [به مقصد] میرسد و کسی که از آن سرپیچد نابود میشود؛ و خداوند به وسیله ما زمانه پر از سختی را روشن میسازد؛ و به واسطه ما انتقام هر مومنی را میگیرد و به وسیله ما زنجیر ذلت از گردنهایتان باز میشود؛ و خداوند [کار را] به ما ختم میکند نه به شما.
المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب ع، ص404-406
وَ قَالَ ع فِي مَقَامٍ آخَرَ، لَمَّا وَلِيَ الْأَمْرَ:
أَهْلَكَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ قَارُونَ، وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لَتُخَلْخَلُنَّ خَلْخَلَةً وَ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً، وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً، وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَةَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ، وَ لَقَدْ عُدْتُمْ كَهَيْئَتِكُمْ يَوْمَ بُعِثَ فِيكُمْ نَبِيُّكُمْ (ص) وَ لَقَدْ تَبَيَّنْتُ بِهَذَا الْمَوْقِفِ وَ بِهَذَا الْأَمْرِ، وَ مَا كَتَمْتُ رَحْمَةً وَ لَا سَقَطْتُ وَسْمَةً، هَلَكَ مَنِ ادَّعَى، وَ خابَ مَنِ افْتَرى، الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةُ الطَّرِيقِ، وَ الْمَنْهَجُ مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ آثَارِ النُّبُوَّةِ ...
أَلَا إِنَّ عِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ الْأَنْبِيَاءُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فى عِتْرَةِ نَبِيِّكُمْ، فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ وَ أَيْنَ تَذْهَبُونَ؟ يَا مَعْشَرَ مَنْ نَجَا مِنْ أَصْحَابِ السَّفِينَةِ، هَذَا مَثَلُهَا فِيكُمْ كَمَا نَجَا فِي هَاتِيكَ مَنْ، فَكَذَلِكَ مَنْ يَنْجُو فِي هَذِهِ مِنْكُمْ مَنْ يَنْجُو، وَيْلٌ لِمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ، إِنَّهُمْ لَكُمْ كَالْكَهْفِ لِأَصْحَابِ الْكَهْفِ سَمُّوهُمْ بِأَحْسَنِ أَسْمَائِهِمْ، وَ مِمَّا سُمُّوا بِهِ فِي الْقُرْآنِ، هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاحْذَرُوا، إِنَّهُمْ بَابُ حِطَّةٍ فَادْخُلُوا؛ أَلَا إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنْ عِتْرَتِي وَ أَطَايِبِ أَرُومَتِي، أَعْلَمُ النَّاسِ صِغَاراً وَ أَعْلَمُهُمْ كِبَاراً، مِنْ عِلْمِ اللَّهِ عَلِمْنَا، وَ مِنْ قَوْلِ صَادِقٍ سَمِعْنَا، فَإِنْ تَتَّبِعُوا آثَارَنَا تَهْتَدُوا بِبَصَائِرِنَا، وَ إِنْ تُدْبِرُوا عَنَّا يُهْلِكْكُمُ اللَّهُ بِأَيْدِينَا، أَوْ بِمَا شَاءَ، مَعَنَا رَايَةُ الْحَقِّ، مَنْ تَبِعَهَا لَحِقَ، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا مُحِقَ، وَ بِنَا يُنِيرُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْكَلِفَ، وَ بِنَا يُدْرِكُ اللَّهُ تِرَةَ كُلِّ مُؤْمِنٍ، وَ بِنَا يَفُكُّ اللَّهُ رِبْقَةَ الذُّلِّ عَنْ أَعْنَاقِكُمْ، وَ بِنَا يَخْتِمُ اللَّهُ لَا بِكُم.۱
این خطبه امیرالمومنین با سندهای متعدد و با اندک تفاوتی در عبارات، در منابع مختلفی روایت شده است؛ از جمله با سند متصل به امام صادق ع در الكافی، ج8، ص67.۲