1) از امیرالمومنین ع خطبه ای روایت شده که به «خطبه اشباح» معروف است که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱ در فرازی درباره فرشتگان آمده است:
سپس خداوند سبحان براى سكونت دادن در آسمانهايش، و آباد ساختن پهنه اعلاى ملكوتش، مخلوقاتی بىنظير، یعنی فرشتگانش را آفرید ... و آنان را به صورتهاى گوناگون، و اندازههاى مختلف آفرید، داراى بالهایی؛
آنان جلال عزّت او را تسبيح مىگويند، و آنچه را كه از صنع خداوند در آفرینش هويداست به خود نمىبندند، و آفرينش چيزى را كه آفريدنش مخصوص خداست ادعا نمىكنند، بلكه «آنان بندگان کرامتیافتهاند كه در گفتار بر او سبقت نمىگيرند و تنها به امر او عمل مىكنند» (انبیاء/27).
خداوند آنان را در آنجا اهل امانت در وحى خود قرار داد، و آنان را با ودیعههای امر و نهيش به جانب پيامبران روانه فرمود، و همه آنان را از تزلزل شبهات معصوم قرار داد و از این رو، از ايشان كسى نيست كه از راه رضاى خدا منحرف شود؛
و آنان را از فواید كمك خود يارى داد، و دلهایشان را با تواضعِ همراه با آرامش قرين فرمود؛ درهایی تسهیلکننده تمجيدهاى خود را به رويشان گشود؛ و براى آنان مشعلهاى روشنى بر نشانههاى توحيدش نصب كرد.
بار گناهان آنان را سنگين نکند؛ و آمد و رفت شب و روز، آنان را به سوى مرگ سوق ندهد؛ شك و تردیدها از كمانهاى خود استحكام ايمانشان را نشان نگیرد؛ گمانهزنیها بر گرههای يقينشان لطمهای نزند؛ آتش عداوت در بينشان افروخته نشود؛ و حيرت، ايمانى را كه با باطن آنان پيوند خورده، و هيبت و جلالى را كه از حق در دلهاشان جاى گرفته، از آنان سلب ننماید؛ و وسوسهها به آنان طمع ندوزد که آلودگی خود بر فکرشان ضربه زند...
نهجالبلاغه، خطبه91 (خطبه اشباح)
وَ مِنْهَا فِي صِفَةِ الْمَلَائِكَةِ ثُمَّ خَلَقَ سُبْحَانَهُ لِإِسْكَانِ سَمَاوَاتِهِ وَ عِمَارَةِ الصَّفِيحِ الْأَعْلَى مِنْ مَلَكُوتِهِ خَلْقاً بَدِيعاً مِنْ مَلَائِكَتِهِ وَ ...۲
وَ أَنْشَأَهُمْ عَلَى صُوَرٍ مُخْتَلِفَاتٍ وَ أَقْدَارٍ مُتَفَاوِتَاتٍ أُولِي أَجْنِحَةٍ تُسَبِّحُ جَلَالَ عِزَّتِهِ لَا يَنْتَحِلُونَ مَا ظَهَرَ فِي الْخَلْقِ مِنْ صُنْعِهِ وَ لَا يَدَّعُونَ أَنَّهُمْ يَخْلُقُونَ شَيْئاً مَعَهُ مِمَّا انْفَرَدَ بِهِ «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ» جَعَلَهُمُ اللَّهُ فِيمَا هُنَالِكَ أَهْلَ الْأَمَانَةِ عَلَى وَحْيِهِ وَ حَمَّلَهُمْ إِلَى الْمُرْسَلِينَ وَدَائِعَ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ عَصَمَهُمْ مِنْ رَيْبِ الشُّبُهَاتِ فَمَا مِنْهُمْ زَائِغٌ عَنْ سَبِيلِ مَرْضَاتِهِ وَ أَمَدَّهُمْ بِفَوَائِدِ الْمَعُونَةِ وَ أَشْعَرَ قُلُوبَهُمْ تَوَاضُعَ إِخْبَاتِ السَّكِينَةِ وَ فَتَحَ لَهُمْ أَبْوَاباً ذُلُلًا إِلَى تَمَاجِيدِهِ وَ نَصَبَ لَهُمْ مَنَاراً وَاضِحَةً عَلَى أَعْلَامِ تَوْحِيدِهِ لَمْ تُثْقِلْهُمْ مُؤْصِرَاتُ الآْثَامِ وَ لَمْ تَرْتَحِلْهُمْ عُقَبُ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ وَ لَمْ تَرْمِ الشُّكُوكُ بِنَوَازِعِهَا عَزِيمَةَ إِيمَانِهِمْ وَ لَمْ تَعْتَرِكِ الظُّنُونُ عَلَى مَعَاقِدِ يَقِينِهِمْ وَ لَا قَدَحَتْ قَادِحَةُ الْإِحَنِ فِيمَا بَيْنَهُمْ وَ لَا سَلَبَتْهُمُ الْحَيْرَةُ مَا لَاقَ مِنْ مَعْرِفَتِهِ بِضَمَائِرِهِمْ وَ مَا سَكَنَ مِنْ عَظَمَتِهِ وَ هَيْبَةِ جَلَالِهِ فِي أَثْنَاءِ صُدُورِهِمْ وَ لَمْ تَطْمَعْ فِيهِمُ الْوَسَاوِسُ فَتَقْتَرِعَ بِرَيْنِهَا عَلَى فِكْرِهِمْ ...۳
2) از امیرالمومنین ع درباره آفرینش فرشتگان روایت شده است:
و فرشتگانی که آنها را آفرید و در آسمانهایش سکنی داد، پس نه در آنان سستی راه یابد و نه غفلت همراهیشان کند و نه در آنان معصیتی باشد؛
آنان داناترینِ مخلوقاتِ تو هستند به تو، و ترسانترین آفریدگانت هستند از تو، و عملکننده ترین هستند به طاعت تو؛
نه خواب چشمان آنان را در برگیرد و نه فراموشی عقلها و نه سستی بدنها؛
نه در اصلاب [مردان] ساکن بودهاند و نه در رَحِمها [ی زنان] ، و نه آنان را از «آبی کمارزش» (مرسلات/20) آفرید؛
آنان را پدید آورد چه پدیدآوردنی، پس در آسمانهایش ساکن فرمود، و به حضور در جوار خود کرامتشان بخشید، و بر وحی خود امینشان قرار داد، و آنان را از آفات دور داشت، و از بلاها حفظ کرد، و از گناهان پاک نمود؛
و اگر قوت تو نبود قوتی پیدا نمیکردند؛ و اگر تو تثبیتشان نمیکردی ثابتقدم نمیشدند؛ و اگر رحمت تو نبود اطاعت نمی کردند؛ و اگر تو نبودی، نبودند؛
اما آنان با همه جایگاهی که در قبال تو دارند و اطاعتی که از تو دارند و منزلتی که نزد تو دارند و اینکه در قبال امر تو اهل غفلت نیستند، اگر آنچه از تو از آنان مخفی است میدیدند، اعمالشان را حقیر میشمردند و به خود میپیچیدند و میفهمیدند که حق عبادت تو را ادا نکردهاند؛
وه که چه منزّه آفريدگار و معبودى هستي! و چه نیکو ابتلائاتی براى آفريدگانت داري!
تفسير القمي، ج2، ص207۴
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي خِلْقَةِ الْمَلَائِكَةِ:
«وَ مَلَائِكَةٌ خَلَقْتَهُمْ وَ أَسْكَنْتَهُمْ سَمَاوَاتِكَ فَلَيْسَ فِيهِمْ فَتْرَةٌ وَ لَا عِنْدَهُمْ غَفْلَةٌ وَ لَا فِيهِمْ مَعْصِيَةٌ، هُمْ أَعْلَمُ خَلْقِكَ بِكَ، وَ أَخْوَفُ خَلْقِكَ مِنْكَ، وَ أَقْرَبُ خَلْقِكَ إِلَيْكَ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ، لَا يَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُيُونِ وَ لَا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لَا فَتْرَةُ الْأَبْدَانِ، لَمْ يَسْكُنُوا الْأَصْلَابَ وَ لَمْ تَتَضَمَّنْهُمُ الْأَرْحَامُ وَ لَمْ تَخْلُقْهُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ، أَنْشَأْتَهُمْ إِنْشَاءً فَأَسْكَنْتَهُمْ سَمَاوَاتِكَ وَ أَكْرَمْتَهُمْ بِجِوَارِكَ وَ ائْتَمَنْتَهُمْ عَلَى وَحْيِكَ وَ جَنَّبْتَهُمُ الْآفَاتِ وَ وَقَيْتَهُمُ الْبَلِيَّاتِ وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ لَوْ لَا قُوَّتُكَ لَمْ يَقْوَوْا وَ لَوْ لَا تَثْبِيتُكَ لَمْ يَثْبُتُوا وَ لَوْ لَا رَحْمَتُكَ لَمْ يُطِيعُوا وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ يَكُونُوا، أَمَا إِنَّهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ مِنْكَ وَ طَوَاعِيَتِهِمْ إِيَّاكَ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَكَ وَ قِلَّةِ غَفْلَتِهِمْ عَنْ أَمْرِكَ لَوْ عَايَنُوا مَا خَفِيَ عَنْهُمْ مِنْكَ لَاحْتَقَرُوا أَعْمَالَهُمْ وَ لَآزَرُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَعَلِمُوا أَنَّهُمْ لَمْ يَعْبُدُوكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ سُبْحَانَكَ خَالِقاً وَ مَعْبُوداً مَا أَحْسَنَ بَلَاءَكَ عِنْدَ خَلْقِك.۵
3) سلیمان مروزی، متکلم معروف خراسان، در ایام اقامت امام رضا ع در طوس بدانجا میآید و مامون مجلس مناظرهای بین او و امام رضا ع تشکیل میدهد. فرازی از این گفتگو مربوط به مساله «بداء» بوده است:
امام رضا ع فرمود: سلیمان! چه چیزی موجب شده که منکر بداء باشی؛ در حالی که خداوند عز و جل میفرماید «آيا (اين) انسان به ياد نمىآورد كه همانا ما او را پيش از اين آفريديم در حالى كه چيزى نبود» (مریم/67) و میفرماید «و اوست آن كس كه آفرينش را آغاز مىكند و باز آن را تجديد مىنمايد» (روم/27) و میفرماید « [او] نوپديد آورنده آسمانها و زمين [است]» (بقره/117) و میفرماید «در خلقت هر چه بخواهد میافزاید» (فاطر/1) و میفرماید «و خلقت انسان را از گل آغاز نمود» (سجده/7) و میفرماید «و عدّهاى ديگر [كارشان] موقوف به فرمان خداست: يا آنان را عذاب مىكند و يا توبه آنها را مىپذيرد» (توبه/106) و میفرماید «و هيچ سالخوردهاى نه عمر دراز مىيابد و نه از عمرش كاسته نمىشود، مگر آنكه در كتابى [مندرج] است» (فاطر/11) ...
در فراز دیگری از بحث سلیمان میگوید: علم خدا همان اراده اوست.
امام رضا ع میفرماید: نادان! پس هر وقت چیزی را بداند آن را اراده کرده است؟!
گفت: بله!
فرمود: پس چیزی را که اراده نکرده نمیداند؟!
گفت: بله!
فرمود: از کجا این را میگویی و چه دلیلی داری بر اینکه اراده او علم اوست؟ در حالی که او چیزهایی میداند که آن را اراده نکرده است، و این سخن خداوند عز و جل است که « و اگر بخواهيم، قطعاً آنچه را به تو وحى كردهايم مىبريم» (اسراء/86) او میداند چگونه آن را ببَرَد ولی ابدا نمیبَرَد.
سلیمان گفت: چون او از امر فارغ شده پس چیزی در آن نمیافزاید.
امام رضا ع فرمود: این همان سخن یهود است در حالی که خداوند عز و جل میفرماید «مرا بخوانید تا اجابتتان کنم» (غافر/60)
سلیمان گفت: منظورش این است که او بر این کار تواناست.
فرمود: آیا پس وعدهای میدهد که بدان وفا نمیکند؟! پس چگونه است که خداوند عز و جل میفرماید «در خلقت هر چه بخواهد میافزاید» (فاطر/1) و میفرماید «خداوند آنچه بخواهد محو میکند و آنچه بخواهد اثبات مینماید و امالکتاب نزد اوست.
و وی دیگر پاسخی نداشت...
التوحيد (للصدوق)، ص443 و 451-452؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج2، ص401؛ مختصر البصائر، ص377
حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ جَعْفَرُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ الْفَقِيهُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ صَدَقَةَ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَمْرٍو مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْأَنْصَارِيُّ الْكَجِّيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ الْحَسَنَ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيَّ يَقُولُ قَدِمَ سُلَيْمَانُ الْمَرْوَزِيُّ مُتَكَلِّمُ خُرَاسَانَ عَلَى الْمَأْمُونِ فَأَكْرَمَهُ وَ وَصَلَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ إِنَّ ابْنَ عَمِّي عَلِيَّ بْنَ مُوسَى قَدِمَ عَلَيَّ مِنَ الْحِجَازِ وَ هُوَ يُحِبُّ الْكَلَامَ وَ أَصْحَابَهُ فَلَا عَلَيْكَ أَنْ تَصِيرَ إِلَيْنَا يَوْمَ التَّرْوِيَةِ لِمُنَاظَرَتِهِ ...
قَالَ ع وَ مَا أَنْكَرْتَ مِنَ الْبَدَاءِ يَا سُلَيْمَانُ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَ وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ يَقُولُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ وَ يَقُولُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتاب ...
قَالَ سُلَيْمَانُ لِأَنَّ إِرَادَتَهُ عِلْمُهُ قَالَ الرِّضَا ع يَا جَاهِلُ فَإِذَا عَلِمَ الشَّيْءَ فَقَدْ أَرَادَهُ قَالَ سُلَيْمَانُ أَجَلْ قَالَ ع فَإِذَا لَمْ يُرِدْهُ لَمْ يَعْلَمْهُ قَالَ سُلَيْمَانُ أَجَلْ قَالَ ع مِنْ أَيْنَ قُلْتَ ذَاكَ وَ مَا الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّ إِرَادَتَهُ عِلْمُهُ وَ قَدْ يَعْلَمُ مَا لَا يُرِيدُهُ أَبَداً وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ فَهُوَ يَعْلَمُ كَيْفَ يَذْهَبُ بِهِ وَ هُوَ لَا يَذْهَبُ بِهِ أَبَداً قَالَ سُلَيْمَانُ لِأَنَّهُ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَيْسَ يَزِيدُ فِيهِ شَيْئاً قَالَ الرِّضَا ع هَذَا قَوْلُ الْيَهُودِ فَكَيْفَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ قَالَ سُلَيْمَانُ إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ أَنَّهُ قَادِرٌ عَلَيْهِ قَالَ ع أَ فَيَعِدُ مَا لَا يَفِي بِهِ فَكَيْفَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ وَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَمْ يُحِرْ جَوَابا...
4) از امام صادق ع روایت شده است که: همانا قضا و قدر دو آفریده از آفرینش خداوندند و خداوند «در خلقت هر چه بخواهد میافزاید» (فاطر/1)
التوحيد (للصدوق)، ص364؛ المحاسن، ج1، ص245۶؛ بصائر الدرجات، ج1، ص240۷
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْقَضَاءَ وَ الْقَدَرَ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ «وَ اللَّهُ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ»۸