1) «هَلْ في ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ»
آیا در آن [امور] سوگندی برای خردمند هست؟!
مقصود از این تعبیر چیست؟
الف. آیا در این سوگندهایی که گذشت اقناعی برای کسی که اهل عقل و درایت باشد هست که در این سوگندها بیندیشد؛ و این تاکیدی است بر آنچه بدانها سوگند خورده شد؛ یعنی اگر کسی عاقل باشد میفهمد که آنچه از این امور که خداوند بدانها سوگند خورد در آن عجایب و دلایلی بر توحید خداوند هست که پرده از عجایب صنع او برمیدارد. (مجمع البيان، ج10، ص737 )
ب. یعنی آن سوگندهایی که در آیات قبل بیان شد کافی است تا انسان با تامل در آنها به حق و تمایز آن از باطل پی ببرد. (المیزان، ج20، ص280)
ج. برای خردمند اینها ارزش سوگند خوردن داشت؟ یعنی: آری، برای كسی كه از شرافت و اسرار اين امور آگاه باشد سوگند هست. (ترجمه مشکینی)
د. آيا برای خردمندان، مقام سوگند در آنچه ذكر فرموده شد به قدر كافی روشن نيست؟ (ترجمه صفارزاده)
ه. آيا در اين [امور] برای خردمندان سوگندی [قابل قبول] هست؟ (ترجمه طاهری) به تعبیر دیگر، آيا در اين، برای خردمند [نياز به] سوگندی [ديگر] است؟ (ترجمه فولادوند) و آيا خردمند را اين سوگندها كافی است؟ (ترجمه آیتی، مجتبوی، پورجوادی)
و. آيا در اينها سوگند بجا است برای افراديكه صاحب عقل هستند؟ (مصطفوی، ترجمه تفسیر روشن)
ز. آیا این سوگندها برای یک انسان عاقل که معنی و ارزش سوگند خوردن را درک کند کافی نیست؟ اشاره است به اینکه آن انسانی واقعا به کرامت انسانی نائل آمده که به این شکل در آمده باشد. (آشنایی با قرآن (مطهری) ج13، ص73)
ح. ...
2) «هَلْ في ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ»
قرآن ابتدا چند قسم میخورد بعد میپرسد آیا در آن [امور] سوگندی برای خردمند هست؟!
ظاهرا میخواهد بفرماید:
مخاطبان قرآن، اهل خردند. (تفسیر نور، ج10، ص472)
و اگر کسی اهل تعقل نبود، سخنان قرآن برایش فایدهای ندارد. (حدیث2)
3) «هَلْ في ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ»
چقدر بین منطق ما و منطق قرآن فاصله است:
ما در جایی سوگند میخوریم که میخواهیم مخاطبمان سخن ما را بدون بررسی و فکر دربارهاش بپذیرد و دیگر درباره آن چون و چرا نکند؛
خداوند سوگند میخورد و انتظار دارد مخاطبش اهل فکر باشد تا متوجه سوگند خدا شود!
4) «هَلْ في ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ»
مضمون مشترکی که اغلب مفسران از این آیه فهمیدهاند (با فراز و نشیبی که در این فهم بود و در بند1 بدانها اشاره شد) این بود که در سوگندهای قبل، نکتهای هست که کسی که دارای عقل باشد بدانها پی میبرد.
اما اگر چنین مطلبی مد نظر است چرا نفرمود «آیا در آن سوگندها، مطلبی برای خردمند هست؟!» بلکه فرمود « آیا در آن، سوگندی برای خردمند هست؟!»
الف. این شبیه تشبیه مقلوب است، (که مثلا به جای اینکه بگویند فلانی مثل ماه است میگویند ماه مثل فلانی است)
ب. در آیات قبل، دست کم به چهار یا پنج چیز سوگند خورده است (بر حسب اینکه «و» قبل از وتر را واو سوگند بدانیم یا واو عطف، و سوگند به شفع و وتر را یک سوگند بشمریم) شاید با این تعبیر میخواهد بگوید کسی که عقل داشته باشد دست کم در یکی از اینها امری که سزوار سوگند خوردن باشد مییابد.
ج. ...