1) در آیه 14 حدیثی از قول امام باقر ع گذشت. (جلسه 885 حدیث4 http://yekaye.ir/al-fajr-89-14/)
ابتدای آن چنین است:
هنگامی که این آیه (آیه وجیء یومئذ بجهنم ...: و آن روز جهنم آورده شود...) نازل شد، از رسول الله ص دربارهاش سوال شد. ایشان فرمودند:
روح الامین به من خبر داد که همانا خدایی که معبودی جز او نیست هنگامی که خلایق را احضار فرمود و اولین و آخرین را گرد آورد جهنم را بیاورد در حالی که با هزار زمام مهار شده و هر زمامی همراه با صدهزار فرشته از فرشتگان غلاظ و شداد؛ و آن را شدت و غضب و فریاد و خروشی است؛ و صدای آتش آن با شدت تمام به گوش میرسد به طوری که اگر نبود که خداوند عز و جل مردمان را برای حسابرسی نگه داشته بود همگی را هلاک میکرد؛ سپس از آن زبانهای سر می کشد که همه خلایق اعم از نیکوکار و بدکار را احاطه میکند؛ و خداوند هیچ بندهای از بندگان را، و حتی فرشته باشد یا پیامبر، نیافریده، مگر اینکه ندا می دهد: پروردگاراً خودم! خودم! و تو ای رسول الله ندا می دهی: امتم! امتم!
سپس بر روی جهنم صراط [= راه] قرار داده میشود که از لبه شمشیر تیزتر است (یا: از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است) و روی آن سه پل است؛ بر روی اولی امانت و رَحِم [= خویشاوندی] (در نسخه دیگر: رحمت) است؛ بر روی دومی نماز است؛ و بر سومی عدل رب العالمین - که معبودی جز او نیست - میباشد؛ پس همه مکلف به عبور از آن میشوند؛ ابتدا رَحِم (یا: رحمت) و امانت آنان را نگه میدارد؛ اگر از آن دو نجات یافتند، نماز آنان را نگه میدارد؛ و اگر از آن هم نجات یافتند، نهایت کارشان به رب العالمین است و این همان سخن خداوند است که فرمود «بیتردید پروردگارت واقعاً به کمینگاه است.» (فجر/14)
و مردم بر صراطند؛ پس یکی به دست آویخته و قدمش لغزیده، و دیگری قدمش ثابت است؛ و فرشتگان حول آن ندا میدهند: ای خدای بردبار! ببخش و درگذر و با فضل خویش با آنان بنگر و سالم بدار و سالم بدار!
و مردم در آتش میافتند مانند پروانهها [= پروانههایی که خود را به آتش چراغ درمیافکنند]؛ پس هر نجات یابندهای که به رحمت خداوند نجات یابد از آن درگذرد و گوید: حمد و سپاس از آن خداوند است که به نعمت او گذر کردم؛ واقعا اعمال صالح کار را تمام میکند و نیکیها پاک مینماید؛ و حمد خدایی را که بعد از ناامیدیای که گرفتارش شده بودم با منت و فضل خویش، مرا از دست تو نجات داد «که همانا او بسیار آمرزنده و شکربجاآورنده است» (فاطر/34).
تفسير القمي، ج2، ص421؛ الكافي، ج8، ص312۱؛ الأمالي( للصدوق)، ص176-177۲
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ [جَابِرٍ عَنْ] أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص، فَقَالَ بِذَلِكَ أَخْبَرَنِي الرُّوحُ الْأَمِينُ أَنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ إِذَا أَبْرَزَ [وَقَفَ] الْخَلَائِقَ وَ جَمَعَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ أُتِيَ بِجَهَنَّمَ تُقَادُ بِأَلْفِ زِمَامٍ مَعَ كُلِّ [أَخَذَ بِكُلِّ] زِمَامٍ مِائَةُ أَلْفِ مَلَكٍ مِنَ الْغِلَاظِ الشِّدَادِ، [و] لَهَا هَدَّةٌ وَ غَضَبٌ [تَحَطُّمٌ/ تَغِيظُ] وَ زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ وَ إِنَّهَا لَتَزْفِرُ الزَّفْرَةَ فَلَوْلَا أَنَّ اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَّ] أَخَّرَهُمْ لِلْحِسَابِ [إِلَى الْحِسَابِ] لَأَهْلَكَتِ الْجَمِيعَ. ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْهَا عُنُقٌ فَيُحِيطُ بِالْخَلَائِقِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِرِ فَمَا خَلَقَ اللَّهُ [عَزَّ وَ جَلَّ] عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ مَلَكاً وَ لَا نَبِيّاً [مِنْ عِبَادِهِ مَلَكٍ وَ لَا نَبِيٍّ] إِلَّا يُنَادِي [يَا رَبِّ] نَفْسِي نَفْسِي وَ أَنْتَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ تُنَادِي أُمَّتِي أُمَّتِي [أَنْتَ تَقُولُ يَا رَبِّ أُمَّتِي أُمَّتِي]
ثُمَّ يُوضَعُ عَلَيْهَا الصِّرَاطُ [صِرَاطٌ] أَدَقَّ مِنْ حَدِّ السَّيْفِ [أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ أَحَدُّ مِنَ السَّيْفِ]، عَلَيْهَا [علیه] ثَلَاثُ قَنَاطِرَ فَأَمَّا وَاحِدَةٌ [الْأُولَى] فَعَلَيْهَا الْأَمَانَةُ وَ الرَّحِمُ [الرَّحْمَةُ]، وَ الثَّانِيَةُ فَعَلَيْهَا الصَّلَاةُ، وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَعَلَيْهَا عَدْلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ [عَلَيْهَا رَبُّ الْعَالَمِينَ] لَا إِلَهَ غَيْرُهُ فَيُكَلَّفُونَ بِالْمَمَرِّ عَلَيْهَا فَيَحْبِسُهُمُ الرَّحِمُ [الرَّحْمَةُ] وَ الْأَمَانَةُ فَإِنْ نَجَوْا مِنْهُمَا حَبَسَتْهُمُ الصَّلَاةُ فَإِنْ نَجَوْا مِنْهَا كَانَ الْمُنْتَهَى إِلَى رَبِّ الْعَالَمَينَ [جَلَّ ذِكْرُهُ] وَ هُوَ قَوْلُهُ [قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى] «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»؛ وَ النَّاسُ عَلَى الصِّرَاطِ فَمُتَعَلِّقٌ بِيَدٍ وَ تَزُولُ قَدَمٌ وَ مُسْتَمْسِكٌ بِقَدَمٍ [فَمُتَعَلِّقٌ تَزِلُّ قَدَمُهُ وَ تَثْبُتُ قَدَمُهُ/ فَمُتَعَلِّقٌ وَ قَدَمٌ تَزِلُّ وَ قَدَمٌ تَسْتَمْسِكُ] وَ الْمَلَائِكَةُ حَوْلَهَا [حَوْلَهُمْ] يُنَادُونَ [يَا كَرِيمُ] يَا حَلِيمُ اعْفُ [اغْفِرْ] وَ اصْفَحْ وَ عُدْ بِفَضْلِكَ وَ سَلِّمْ وَ سَلِّمْ، وَ النَّاسُ يَتَهَافَتُونَ فِي النَّارِ [فیها] كَالْفَرَاشِ فِيهَا فَإِذَا نَجَا نَاجٍ بِرَحْمَةِ اللَّهِ مَرَّ بِهَا [بِرَحْمَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَظَرَ إِلَيْهَا] فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ بِنِعْمَتِهِ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ وَ تَزْكُو الْحَسَنَاتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانِي مِنْكِ بَعْدَ الْيَأْسِ [يَأْسٍ] بِمَنِّهِ وَ فَضْلِهِ «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ».
2) الف. امام رضا ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت کردهاند که پیامبر اکرم ص فرمودند: آیا می دانید تفسیر این آیه چیست که میفرماید «نه چنین است؛ هنگامی که زمین کوبیده و هموار شود، کوبیدنی شدید؛ [و آمد پروردگارت، و فرشتگان صف به صف؛ و آن روز جهنم آورده شود؛ آن روز است که انسان متذکر شود...]؟ و خودشان فرمودند:
هنگامی که روز قیامت شود، جهنم را بیاورند با هفتاد هزار زمام، که هریک به دست هفتاد هزار فرشته است؛ و بناگاه رم کند که اگر نبود که خداوند آن را محبوس فرموده آسمانها و زمین میسوختند.
الأمالي (للطوسي)، ص337؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص61
أَخْبَرَنَا ابْنُ الصَّلْتِ، عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): هَلْ تَدْرُونَ مَا تَفْسِيرُ هَذِهِ الْآيَةِ «كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا [وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ ...]» قَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تُقَادُ جَهَنَّمُ بِسَبْعِينَ أَلْفَ زِمَامٍ [كُلُّ زِمَامٍ] بِيَدِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَتُشْرَدُ شَرْدَةً لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) حَبَسَهَا لَأَحْرَقَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ [الْأَرَضِين].
ب. روایتی را ابوسعید خدری و سلمان فارسی از پیامبر اکرم ص روایت کردهاند که به نظر میرسد تفصیل همین مطلبی است که امام رضا ع از قول امیرالمومنین ع به اختصار اشاره فرمودند. روایت مذکور بدین قرار است:
هنگامی که این آیه نازل شد رنگ از رخسار رسول الله ص پرید و ناراحتی در صورتشان نمایان شد چنانکه بر اصحاب سخت و ناگوار آمد آنچه از حال رسول الله ص مشاهده کردند. برخی از آنان به سراغ امیرالمومنین ع رفتند و گفتند: یا علی! پیشامدی رخ داده که اثرش را در رخسار رسول الله ص مشاهده کردیم.
پس حضرت علی ع آمد و ایشان را از پشت در آغوش گرفت و بین کتفهای ایشان را بوسید و عرض کرد: یا رسول الله! پدر و مادرم به فدایت! امروز چه بر شما گذشته است؟
پیامبر ص فرمود: جبرئیل آمد و بر من آیه «و جهنم آورده شد» (فجر/23)را قرائت کرد. به او گفتم: چگونه میآورندش؟ گفت:دستور میآید و جهنم را با هفتاد هزار زمام حرکت میدهند که بر هر زمامی هفتاد هزار فرشته است و در دست هر فرشتهای گرزی از آهن؛ پس با زمامها و زنجیرهایش آن را حرکت میدهند ... و آنجاست که جهنم به فزع و جزع درآید و با خوف حرکت داده شود، و همه آن ازخوف خداوند متعال است؛ پس ندایی از جانب خداوند متعال آید که صبر کن صبر کن ای جهنم! بر تو حرجی نیست؛ من تو را برای چیزی نیافریدم که با آن تو را عذاب کنم؛ بلکه تو را به عنوان عذاب و مایه نقمت کسانی آفریدم که با من مخالفت میورزند، روزی مرا می خورند ولی غیر مرا میپرستند، و نعمت مرا انکار میکنند و معبودی جز مرا [به عبادت] برمیگزینند!
آنگاه جهنم میگوید: خدایا ! آیا اجازه سجده و ثناء در پیشگاهت را میدهی؟!
خداوند فرماید: چنین کن ای جهنم!
آنگاه جهنم در پیشگاه خداوند رب العالمین به سجده افتد و سپس به ثناء و تسبیح خداوند رب العالمین سر بلند کند.
توجه:
واضح است که حرکت کردن و سجده و ثناء و تسبیح جهنم، به فراخور حقیقت وجودی خودش است، نه لزوما شبیه حرکت و سجده فیزیکی انسانها؛ شبیه سجده فرشتگان بر حضرت آدم ع و ...
تحفة الإخوان (نسخه خطی، ص111) به نقل از البرهان في تفسير القرآن، ج5، ص653-654
بحذف الاسناد، عن أبي سعيد الخدري، و سلمان الفارسي، قال: لما نزلت هذه الآية تغير وجه رسول الله (صلى الله عليه و آله)، و عرف ذلك من وجهه حتى اشتد على الصحابة و عظم عليهم ما رأوا من حاله، فانطلق بعضهم إلى أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام)، فقالوا: يا علي، لقد حدث أمر رأيناه في وجه رسول الله (صلى الله عليه و آله).
قال: فأتى علي (عليه السلام) فاحتضنه من خلفه و قبل ما بين عاتقيه، ثم قال: يا نبي الله، بأبي [أنت] و أمي، ما الذي حدث عندك اليوم؟».
قال ص: جاء جبرئيل، فأقرأني «وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ». فقلت: و كيف يجاء بها؟ قال: يؤمر بجهنم فتقاد بسبعين ألف زمام، لكل زمام سبعون ألف ملك، في يد كل ملك مقرعة من حديد، فيقودونها بأزمتها و سلاسلها ...۳ فعند ذلك تفزع جهنم و تجزع و تقاد على خوف، كل ذلك خوفا من الله تعالى، ثم تقول: أقسمت عليكم يا ملائكة ربي، هل تدرون ما يريد الله أن يفعل بي، و هل أذنبت ذنبا حتى استوجبت منه العذاب؟ فيقولون كلهم: لا علم لنا يا جهنم. قال: فتقف و تشهق و تعلق و تضطرب، و تشرد شردة لو تركت لأحرقت الجمع، كل ذلك خوفا و فزعا من الله تعالى، فيأتي النداء من قبل الله تعالى: مهلا مهلا يا جهنم، لا بأس عليك، ما خلقتك لشيء أعذبك به، و لكني خلقتك عذابا و نقمة على من جحدني، و أكل رزقي، و عبد غيري، و أنكر نعمتي، و اتخذ إلها من دوني. فتقول: يا سيدي، أ تأذن لي في السجود [و الثناء عليك]؟ فيقول الله: افعلي يا جهنم، فتسجد لله رب العالمين، ثم ترفع رأسها بالتسبيح و الثناء لله رب العالمين.
این روایت به طور مختصرتر در مجمع البيان، ج10، ص741 و روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج2، ص55-56 آمده است۴؛ فقط در پایان آن این جمله هم از قول جبرئیل نقل شده است: فَلَا يَبْقَى يَوْمَئِذٍ أَحَدٌ إِلَّا قَالَ نَفْسِي نَفْسِي وَ إِنَّ مُحَمَّداً يَقُولُ رَبِّ أُمَّتِي أُمَّتِي» در آن روز احدی نمیماند مگر اینکه میگوید: خودم! خودم! و حضرت محمد ص میگوید: پروردگارا ! امتم! امتم!۵