1) روایت شده که یهودیای خدمت امیرالمومنین ع آمد و گفت من سوالاتی دارم که اگر جوابشان را بدهی اسلام میآورم. و سوالاتش را پرسید و حضرت هم تمامی را جواب داد و وی هم تایید کرد که در تورات تحریفنشده همه این پاسخها را دیده بوده؛ و از این رو، مسلمان شد و نهایتا در حنگ صفین به شهادت رسید.
یکی از سوالاتش این بود: چرا درهم را درهم و دینار را دینار نامیدند؟
امیرالمومنین ع فرمود: درهم را «درهم» نامیدند چون «دارُ هَمٍ [= سرای غم و اندوه] است برای کسی که آن را جمع کند و در طاعت خداوند خرج نکند که آتش را برایش به ارث خواهد گذاشت؛ و دینار را دینار گفتند چون «دار النار» [= سرای آتش] است برای کسی که آن را جمع کند و در طاعت خداوند خرج نکند که آتش را برایش به ارث خواهد گذاشت.
علل الشرائع، ج1، ص3
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ قَالَ: أَتَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع يَهُودِيٌّ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنِي بِهَا أَسْلَمْتُ قَالَ عَلِيٌّ ع سَلْنِي يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ فَإِنَّكَ لَا تُصِيبُ أَحَداً أَعْلَمَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ أَخْبِرْنِي ... ۱ لِمَ سُمِّيَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً وَ لِمَ سُمِّيَ الدِّينَارُ دِينَاراً ...۲؟
قال ع: ... وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الدِّرْهَمُ دِرْهَماً لِأَنَّهُ دَارُ هَمٍّ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ يُنْفِقْهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ فأَوْرَثَهُ النَّارَ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الدِّينَارُ دِينَاراً لِأَنَّهُ دَارُ النَّارِ مَنْ جَمَعَهُ وَ لَمْ يُنْفِقْهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ فَأَوْرَثَهُ النَّارَ.
فَقَالَ الْيَهُودِيُّ صَدَقْتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّا لَنَجِدُ جَمِيعَ مَا وَصَفْتَ فِي التَّوْرَاةِ. فَأَسْلَمَ عَلَى يَدِهِ وَ لَازَمَهُ حَتَّى قُتِلَ يَوْمَ صَفَّيْنِ.
2) از امام رضا ع روایت شده است که فرمودند:
مال [در جایی و نزد کسی] جمع نشود مگر با پنج خصلت: بخل شدید؛ و آرزوی دراز؛ و حرصی که بر شخص غلبه کرده؛ و گسستن پیوند خویشاوندی؛ و ترجیح دادن دنیا بر آخرت.
الخصال، ج1، ص: 282
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْفَامِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ:
لَا يَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِيدٍ وَ أَمَلٍ طَوِيلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ وَ إِيثَارِ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ۳
3) از امام صادق ع روایت شده که یکی از دوستداران امیرالمومنین ع از ایشان پولی را درخواست کرد.
حضرت فرمود: وقتی نوبت گرفتن سهم من از بیتالمال شد، آن را با تو تقسیم میکنم.
او گفت: این مقدار کافی نیست و به نزد معاویه رفت و معاویه او را بهرهمند ساخت. از آنجا به امیرالمومنین ع نامهای نوشت که معاویه چه اموالی به من بخشید.
امیرالمومنین ع در پاسخش نوشتند:
اما بعد؛ همانا آنچه از مال و اموال در دست توست، کسانی قبل از تو بودهاند که این از آنِ آنان بوده؛ و بعد از تو هم به دست کسانی میرسد که مالِ آنان خواهد شد؛ و از آن تنها آنچه برای خویش آماده کردهای مال تو است؛ پس [صلاح حال] خودت را بر صلاح فرزندانت ترجیح بده؛ که همانا تو فقط آن را برای یکی از این دوکس جمع میکنی: برای کسی که آنچه تو جمع کردهای را در راه طاعت خداوند به کار میگیرد، پس با آنچه که مایه شقاوت تو شده، او سعادتمند میگردد؛ یا شخصی که آنچه را تو گردآوردهای در راه معصیت خداوند به کار میگیرد و با آنچه برایش جمع کردهای شقاوتمند میگردد؛ و هیچیک از اینان سزاوار نیست که او را بر خودت ترجیح دهی و او را بر پشت خود سواری دهی؛ پس امیدت به کسی باشد که در مسیر رحمت خدا میرود و اعتمادت به کسی باشد که به روزی خدا باقی است.
الكافي، ج8، ص72؛ نهج البلاغة، حکمت 416
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ مَوْلًى لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع سَأَلَهُ مَالًا. فَقَالَ ع: يَخْرُجُ عَطَائِي فَأُقَاسِمُكَ هُوَ.
فَقَالَ لَا أَكْتَفِي. وَ خَرَجَ إِلَى مُعَاوِيَةَ؛ فَوَصَلَهُ؛ فَكَتَبَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يُخْبِرُهُ بِمَا أَصَابَ مِنَ الْمَالِ.
فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَا فِي يَدِكَ مِنَ الْمَالِ قَدْ كَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَكَ وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى أَهْلِهِ بَعْدَكَ وَ إِنَّمَا لَكَ مِنْهُ مَا مَهَّدْتَ لِنَفْسِكَ فَآثِرْ نَفْسَكَ عَلَى صَلَاحِ وُلْدِكَ فَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ وَ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ وَ لَيْسَ مِنْ هَذَيْنِ أَحَدٌ بِأَهْلٍ أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا تُبَرِّدَ لَهُ عَلَى ظَهْرِكَ فَارْجُ لِمَنْ مَضَى رَحْمَةَ اللَّهِ وَ ثِقْ لِمَنْ بَقِيَ بِرِزْقِ اللَّهِ.۴
4) ابوالاسود میگوید: هنگامی که طلحه و زبیر عثمان بن حنیف (والی منسوب امیرالمومنین ع) را از بصره بیرون کردند و سراغ بیت المال رفتند و در آن را گشودند و طلا و نقرههای ذخیره شده در آن را دیدند گفتند: این غنیمتهایی است که خداوند به ما وعده داده بود و خبر داده بود که برای رساندن آن به ما تعجیل میکند!
من این را از آنها شنیدم و البته علی ع را هم دیدم که وقتی بر بیت المال بصره وارد شد و آنچه در آن بود را دید؛ فرمود: ای زرد و ای سفید! بروید غیر مرا فریب دهید؛ همانا مال و ثروت یعسوب* ظالمان است و من یعسوب مومنانم.
* یعسوب، ملکه زنبور عسل است که همه زنبوران مجذوب اویند و به گرد او میچرخند و به فرمان اویند.
الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، ص286
وَ لَمَّا خَرَجَ عُثْمَانُ بْنُ حُنَيْفٍ مِنَ الْبَصْرَةِ وَ عَادَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ إِلَى بَيْتِ الْمَالِ فَتَأَمَّلَا مَا فِيهِ فَلَمَّا رَأَوْا مَا حَوَاهُ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ قَالُوا هَذِهِ الْغَنَائِمُ الَّتِي وَعَدَنَا اللَّهُ بِهَا وَ أَخْبَرَنَا أَنَّهُ يُعَجِّلُهَا لَنَا.
قَالَ أَبُو الْأَسْوَدِ فَقَدْ سَمِعْتُ هَذَا مِنْهُمَا؛ وَ رَأَيْتُ عَلِيّاً ع بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ دَخَلَ بَيْتَ مَالِ الْبَصْرَةِ فَلَمَّا رَأَى مَا فِيهِ قَالَ يَا صَفْرَاءُ وَ يَا بَيْضَاءُ غُرِّي غَيْرِي؛ الْمَالُ يَعْسُوبُ الظَّلَمَةِ وَ أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِين.۵