📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ لَيالٍ عَشْرٍ»
مقصود از «لیال عشر» چیست؟
الف. علاوه بر روایت نبوی، اغلب مفسران - هم در صدر اسلام، مانند ابن عباس و ابنزبیر و حسن و قتادة و مجاهد و ضحاك و السدي و کلبی و عطیه (به نقل از مجمع البيان، ج10، ص736 و البحر المحيط، ج10، ص470)؛ و هم در طول تاریخ تا امروز، مانند مرحوم طبرسی (مجمع البيان، ج10، ص736) ابوحیان (البحر المحيط، ج10، ص470) و علامه طباطبایی (الميزان، ج20، ص279) - مقصود از این ده شب را دهه اول ذیالحجه دانستهاند؛ و در روایاتی که شیعه (مثلا: الإقبال بالأعمال الحسنة، ج2، ص35)۱ و سنی (سنن الدارمي، ج2، ص1113)۲ از پیامبر اکرم ص نقل کردهاند اجر عمل صالح در در هیچ ایامی در طول سال، به فضیلت عمل در این دهه نمیرسد.
ب. دهه آخر ماه مبارک رمضان (نقلی از ابنعباس و ضحاک، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص736 و البحر المحيط، ج10، ص470) و برخی هم گفتهاند دهه اول این ماه مبارک (ابن جریح، به نقل از البحر المحيط، ج10، ص470)
ج. در همان فضایی که «فجر» میتواند در معنای کسی که ظلمت را میشکافد و نور را در عالم میگستراند (پیامبر اکرم ص یا امام مهدی ع) به کار رود، «شب» را درباره بقیه ائمه اطهار (از امام حسن مجتبی تا امام حسن عسکری) به کار بردهاند (جلسه قبل، حدیث1) که:
ج.1. چهبسا از این باب است که آنان عملا از صحنه حکومت ظاهری و مورد مراجعه قرار گرفتن کنار گذاشته شدند و گویی عملا در جامعه در تاریکی فرورفتند۳؛
ج.2. میتواند از باب مجاز و نسبتی که آنان با شب قدر دارند، به آنان شب گفته شده باشد، یعنی آناناند که اهل شب قدر هستند (تأويل الآيات الظاهرة، ص767)۴ ویا حقیقت شب قدر در گروی آنان است.
ج.3. ...
د. همان ده شبی است که به وعده حضرت موسی ع در میقات افزوده شد. (مسروق و مجاهد، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص736 و البحر المحيط، ج10، ص470)
توجه: برخی مفسران این را قولی در عرض اقوال دیگر قلمداد نمودهاند در حالی که در روایات شیعی، این قول و قول اول بر هم منطبق شدهاند (مثلا: تفسير القمي، ج1، ص239) یعنی میقات حضرت موسی ع از ابتدای ماه ذی القعده شروع شد و دهه اول ذیالحجه همان ده روزی است که به آن اضافه شد.)
ه. بر اساس آن نظری که «فجر» در آیه قبل را «نماز صبح» میدانست، این احتمال هم مطرح شده که منظور، نه دههای خاص، بلکه ده شب عبادت کردن مد نظر باشد. (به نقل از الميزان، ج20، ص279) بویژه که «لیالٍ» به صورت نکره آمده است؛ به تعبیر دیگر، نه تنها یک ده شب، بلکه ده شبهایی در سال. (آشنایی با قرآن (مطهری) ج13، ص67)
و. ...
توجه: یکی از اقوالی که در کتب اهل سنت آمده است این است که منظور دهه اول محرم است (یمان، به نقل از البحر المحيط، ج10، ص470). میدانیم که تشكيلات بنیامیه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ع و یارانش روز عاشورا را عید اعلام کردند و احادیث فراوانی درباره فضیلت این روز و روزه آن و جشن گرفتن در آن جعل نمودند و این سنت تاحدود زیادی در زمان بنیعباس هم ادامه یافت، و متاسفانه این احادیث امروزه نیز در برخی از فضاهای اهل سنت (عمدتا با رویکرد وهابی) شیوع دارد۵؛ و بر همین اساس، یکی از اقوال درباره «فجر» را صبح روز دهم عاشورا دانستند. ساختگی بودن این احادیث بقدری در قرون اولیه واضح بوده که کسی مانند مرحوم طبرسی - که در تفسیر خود اغلب اقوال اهل سنت را نیز برمیشمرد و چنان بیطرفانه تحلیل میکند که با اینکه یک تفسیر شیعی است اما مورد توجه جدی اهل سنت هم بوده است –در ضمن برشمردن اقوال ناظر به آیه حتی اشارهای به این قول نمیکند. و طبری (متوفی310) نیز که از بزرگان تفسیر در اهل سنت است، بیش از ده قول درباره اینکه این همان دهه اول ذیالحجه است میآورد و سپس فقط یک قول درباره اینکه دهه محرم است میآورد و بلافاصله آن را ضعیف میشمرد (جامع البيان، (تحقیق شاكر) ج24، ص396)
2) «وَ لَيالٍ عَشْرٍ»
بعضی از ایام از قداست ویژهای برخوردار است. (تفسیر نور، ج10، ص472) تا حدی که خداوند بدان سوگند میخورد.
نکته تخصصی جهانشناسی و انسانشناسی
اگرچه در نگاه عادی ما آمدن شب و روز و گذر ایام صرفا یک پدیده مادی است که از گردش زمین به دور خورشید و به دور خودش حاصل میشود و گردش ماه نیز از این جهت خصوصیت خاصی ندارد و تفاوت ایام سال را صرفا بر اساس نسبت فیزیکیای که بین زمین و خورشید است میفهمیم؛ اما تاملی در آیات و روایات، و تکالیفی که به تناسب ایام بر دوش انسان قرار داده شده، نشان می دهد که ظاهرا مطلب بدین سادگی نیست.
در این آیه و بسیاری از آیات دیگر، زمانهای خاصی دارای اهمیت ویژه قلمداد شدهاند، که این اهمیت نیز صرفاً در گروی نسبت بین زمین و خورشید نیست؛ بلکه در درجه اول، با گردش ماه به دور زمین، این نسبت معلوم میشود تا با گردش زمین به دور خورشید. (شب قدر، ماه رمضان، دههای از ماه ذیالحجه، عید قربان، عید فطر، و ...؛ همگی با ماه قمری محاسبه میشوند، نه با سال شمسی)
بله، میتوان بسادگی گفت که اینکه ماه قمری را معیار محاسبه ایام قرار دهیم یا سال شمسی، صرفاً یک قرارداد است و «صرفاً» چون قرآن در میان قومی نازل شده که آنها ایام سال را با ماههای قمری میشناختند، احکام شریعت خود را بر همان ماهها منطبق کرده است. اما در این مدعا، هیچ دلیلی برای این «صرفاً» اقامه شده است؟!
بله، خداوند احکامش را متناسب با مخاطب نازل میکند، یعنی چنان نازل میکند که مخاطب بفهمد و بتواند عمل کند، اما آیا مخاطب اسلام فقط مردم شبه جزیره حجاز بودهاند یا کل انسانها؟ آیا خداوند قبل از اینکه شریعت خود (آن هم شریعتی که قرار است برای همه زمانها و همه مکانها باشد) نازل کند، نمیدانست که محاسبات مردم مناطق مختلف بر اساس چه معیاری است؟ آیا این احتمال نیست که خداوندی که به همه چیز عالم است شریعت خود را در جایی نازل کند که معیار محاسباتی آنها عملا با معیاری که در متن واقعیت معنوی عالم منطبق است؟!
نکته دیگر اینکه اساساً آیا «زمان مطلق»ی هست که ما در آن واقع شدهایم؟ یا زمان هرکس به ازای خویش است؟ و یا زمان حقیقی ترکیبی از وضعیت فیزیکی و نسبت انسانها (بویژه انسان خلیفة الله) با زمانهای فیزیکی است؟ آیا محتمل نیست که هم یک زمان مجزا از آدمیان در کار باشد (که مثلا با نسبتهای بین زمین و ماه و خورشید محاسبه میشود) و هم این زمان، یک نسبت واقعی با انسانهایی که در آن واقعاند دارد، و درهم تاثیر میگذارند.۶
یکبار دیگر بیندیشیم: آیا زمانهای مختلف، تنها تفاوتشان در نسبتهای فیزیکی و قراردادیِ ماست، یا محتمل است که نسبتهای معنویای نیز در پارهای از زمانها و بین انسانها و زمانها در کار باشد، که ما بیخبریم. (شبیه همین مطلب در مورد «مکان»ها قابل طرح است. آیا مکانی مانند «کعبه» که مقدس است، «صرفاً» بعد از اینکه کعبه بنا شد مقدس گردیده، یا اینکه اساساً آن مکان موضوعیتی داشته که کعبه را در همانجا بنا کردند؛ و یا اینکه هر دو مطلب صحیح است: یعنی هم موضوعیتی داشته، و هم با بناگذاری کعبه در آنجا موضوعیت اضافهای پیدا کرده است)
3) «وَ لَيالٍ عَشْرٍ»
چرا با اینکه سوگند قبلی (والفجر) با «الـ» معرفه آمد، اینجا به صورت نکره سوگند خورد؛ و به تعبیر دیگر نکره آمدن «شبها دهگانه» چه منظوری دارد؟
الف. از باب تعظیم و تفخیم است؛ یعنی آن ده شب خاص و برگزیده و دارای شرافت ویژه (آشنایی با قرآن، ج13، ص67).
ب. منظور، نه دههای خاص، بلکه ده شب عبادت کردن مد نظر باشد؛ یعنی نه تنها یک ده شب، بلکه ده شبهایی در سال. (تدبر1، بند «ه»)
ج. ...