سوره الفجر - آیه 19

۸۹۰) ‌سوره فجر (۸۹) آیه۱۹ وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّاً ۱ جمادی‌الثانی ۱۴۴۰
۱۳۹۷/۱۱/۱۸

و ارث و میراث را می خورید، خوردنی یکجا و بی‌ملاحظه؛

تَأْكُلُونَ

در اغلب قراءات به همین صورت «تأکلون» قرائت شده است؛

اما در قرائت اهل بصره (ابوعمرو) و یعقوب و ابوجعفر (از قراء عشره) و حسن و یزیدی و اعمش (از قراء اربعه عشر) و در برخی قراءات غیرمشهور دیگر مانند قرائت مجاهد و جحدری و قتاده و ابورجاء و یحیی بن وثاب به صورت غایب «لا یَحُضُّونَ» (فعل ثلاثی مجرد غایب) قرائت کرده‌اند.

مجمع البيان، ج‏10، ص731 و 732۱؛ البحر المحيط، ج‏10، ص474۲؛ الکامل المفصل فی القراءات الاربعه عشر، ص593۳؛ معجم القراءات، ج10، ص427۴.


  1. . قرأ لا يكرمون بالياء و كذلك ما بعده أهلُ البصرة و الباقون بالتاء... و من قرأ يكرمون و ما بعده بالياء فلما تقدم من ذكر الإنسان و المراد به الجنس و الكثرة علی لفظ الغيبة و لا يمتنع في هذه الأشياء الدالة علی الكثرة أن يحمل علی اللفظ مرة و علی المعنی أخری و من قرأ بالتاء فعلی معنی قل لهم ذلك.↩
  2. . و قرأ الحسن و مجاهد و أبو رجاء و قتادة و الجحدري و أبو عمر: يكرمون و لا يحضون، و يأكلون و يحبون بياء الغيبة فيها؛ و باقي السبعة، بتاء الخطاب.↩
  3. . قرأ ابوعمرو و یعقوب بخلف عن روح «یکرمون الیتیم... ولا یحاضون... و یاکلون... و یحبون» بایلء التحتیة فی الاربعه و وافقهم الیزیدی علی لفظ الغیبه و قرأ الباقون بالتاء الفوقیه علی الخطاب من النبی ص.↩
  4. . وی توضیح داده که در برخی از قرائات «أ» را به صورت «ا» ابدال می کنند.↩

التُّراثَ

«تراث» مصدر از ماده «ورث یرث» می باشد که در صال به صورت «وراث» بوده و واو آن به تاء ابدال شده است. (مجمع البيان، ج‏10، ص735)

درباره ماده «ورث» قبلا توضیح داده شد که این ماده به معنای آن است که چیزی از آنِ کسی باشد و [با مرگش] به دیگری منتقل گردد؛ و به همین مناسبت گاه در جایی که انسان چیزی را بدون زحمت تصاحب کند (مثلا در آیه: «لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً: جایز نیست که از زنان به زور ارث ببرید» نساء/۱۹) ویا چیزی که کاملا آماده و مهیا به کسی واگذار شود (وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها: و این بهشتی است که آن را به ارث بردید؛ زخرف/۷۲) به کار می‌رود.

جلسه 261 http://yekaye.ir/al-hegr-15-23/

لَمًّاً

ماده «لمم» در اصل به معنای جمع شدن (اجتماع) و نزدیک شدن و به هم ضمیمه شدن می باشد (معجم المقاييس اللغة، ج‏5، ص197؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص238)۱

تعبیر «لممت ما علی الخوان» به معنای آن است که بر سر سفره همه چیز را یکسره بخورد، گویی تمامی آنچه جمع شده را بدون اینکه تمایزی بین آنها بگذارد بخورد. (مجمع البيان، ج‏10، ص735)

از کاربردهای قرآنی این ماده، کلمه «لَمم» است «الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ»‏(نجم/32)؛ که گفته اند، نه به معنای ارتکاب گناه، بلکه به معنای نزدیک شدن به گناه است که ولی دست به گناه نزند. (معجم المقاييس اللغة، ج‏5، ص197) البته اغلب مفسران این نزدیک شدن به گناه را به معنای ارتکاب گناهان صغیره دانسته اند؛ چنانکه تعبیر اینکه فلانی کاری را «لمماَ» انجام می دهد به معنای انجام دادن گاه و بیگاه است. (مفردات ألفاظ القرآن، ص746) و برخی آن را به معنای جمع شدن گناهان صغیره متفرقه گرفته اند (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص237-238)۲ که چندان موجه به نظر نمی رسد.

بعید نیست که کلمه «هَلُمَّ» (که اسم فعل است و آن را مرکب از «هاء» خطاب (شبیه «ه» در «هذا») و «لُمَّ» دانسته اند و به معنای «هاتوا: بیاورید» می باشد (مجمع البيان، ج‏4، ص586)۳ نیز برگرفته از همین ماده «لمم» باشد چنانکه در آیاتی که به کار رفته، بر «آوردنی که همراه با جمع کردن باشد» دلالت دارد: «قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذينَ ...» (انعام/150) «الْقائِلينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا» (احزاب/18)

اگر این دو مورد را هم از ماده «لمم» بدانیم، این ماده جمعا همین 4 بار در قرآن کریم به کار رفته است.


  1. . و اللم الجمع و لممت ما علی الخوان ألمه لما إذا أكلته أجمع كأنه يأكل ما ألم به و لا يميز شيئا من شي‏ء.↩
  2. . و من مصاديق الأصل .... جمع الذنوب الصغائر المتفرقة؛ ... «الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ» الاستثناء من الفواحش، و الفاحشة: القبيح البيّن. و اللمم من الفواحش ما كان متجمّعا من متفرّقات متشتّتة جزئيّة حتّى ينضمّ كلّ منها الى الاخرى و تصير من الفواحش، أى مصداقا لها. فهذا التجمّع و الانضمام إنّما وقع بعد العمل، و لا يحاسب المكلّف بهذه الصغائر المتفرّقة، إلّا إذا كان الجمع و الضمّ باختياره و بسوء سريرته و نيّته، فتكون من الكبائر. و ليس الاستثناء في الآية من كبائر الإثم، فانّها غير قابلة للاستثناء منها، و هكذا ليس اللمم بمعنى الصغيرة و القليلة، و لا بمعنى المقاربة و المسّ و غيرها.↩
  3. . هلم قال الزجاج أنها هاء ضمت إليها لم و جعلتا كالكلمة الواحدة فأكثر اللغات أن يقال هلم للواحد و الاثنين و الجماعة بذلك جاء القرآن نحو قوله هَلُمَّ إِلَيْنا و معنى «هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ» هاتوا شهداءكم و من العرب من يثني و يجمع و يؤنث فيقول للمذكر هلم و للاثنين هلما و للجماعة هلموا و للمؤنث هلمي و للنسوة هلممن و فتحت لأنها مدغمة كما فتحت رديا هذا في الأمر لالتقاء الساكنين و لا يجوز فيها هلم للواحد بالضم كما يجوز في رد الفتح و الضم و الكسر لأنها لا تتصرف قال أبو علي هي في اللغة الأولى بمنزلة رويد و صه و مه و نحو ذلك من الأسماء التي سميت بها الأفعال و في الأخرى بمنزلة رد في ظهور علامات الفاعلين فيها كما يظهر في رد و أما هاء اللاحق بها فهي التي للتنبيه لحقت أولا لأن لفظ الأمر قد يحتاج إلى استعطاف المأمور به و استدعاء إقباله على الأمر فهو لذلك يقرب من المنادى و من ثم دخل حرف التنبيه في الأيا اسجدوا أ لا ترى أنه أمر كما أن هذا أمر و قد دخل في جمل أخر نحو ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ فكما دخل في هذه المواضع كذلك لحقت في لم إلا أنه كثر الاستعمال معها فغير بالحذف لكثرة الاستعمال كأشياء تغير لذلك نحو لم أبل و لم أدر و ما أشبه ذلك مما يغير للكثرة.↩

1) از امام رضا ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که:

رسول الله ص فرمودند: کدامیک از شما مال وارث خود را بیش از اموال خود دوست دارد؟

گفتند: در میان ما احدی نیست که چنین باشد!

فرمود: چنین می‌پندارید؟! بلکه همه‌تان چنان وضعیتی را دوست دارید! سپس فرمود: فرزند آدم می‌گوید: مال من! مال من! و آیا برای تو از مال تو جز آن چیزی است که خوردی و نابود کردی؛ یا پوشیدی و پوسیده نمودی؛ یا صدقه دادی و تثبیت نمودی؟! و غیر از اینها هرچه باشد مال وارث است!

الأمالي (للطوسي)، ص519

أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَيْهَقِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ عَمْرٍو الْمُجَاشِعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ. قَالَ الْمُجَاشِعِيُّ: وَ حَدَّثَنَاهُ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَيُّكُمْ مَالُ وَارِثِهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ مَالِهِ؟

قَالُوا: مَا فِينَا أَحَدٌ يُحِبُّ ذَلِكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ.

قَالَ: بِحَسْبِكُمْ، بَلْ كُلُّكُمْ يُحِبُّ ذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ: يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مَالِي مَالِي، وَ هَلْ لَكَ مِنْ مَالِكٍ إِلَّا مَا أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ، أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضَيْتَ، وَ مَا عَدَا ذَلِكَ فَهُوَ مَالُ الْوَارِثِ.

2) از امام صادق ع روایت شده است که در بنی‌اسرائیل قحطی آمد تا جایی که نبش قبر می‌کردند و آنها را می‌خوردند؛ پس قبری را نبش کردند و در آن لوحی دیدند که در آن نوشته شده بود:

من فلان پیامبر هستم! قبری مرا حبشی‌ای نبش می‌کند! آنچه را از پیش فرستادیم، یافتیم؛ و آنچه را خوردیم، منفعتی بود که عایدمان شد؛ و آنچه را پشت سر گذاشتیم، ضرر کردیم!

الأمالي( للصدوق)، ص607

حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ التَّفْلِيسِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ السَّمَنْدِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:

كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ مَجَاعَةٌ حَتَّى نَبَشُوا الْمَوْتَى فَأَكَلُوهُمْ فَنَبَشُوا قَبْراً فَوَجَدُوا فِيهِ لَوْحاً فِيهِ مَكْتُوبٌ أَنَا فُلَانٌ النَّبِيُّ يَنْبُشُ قَبْرِي حَبَشِيٌّ مَا قَدَّمْنَا وَجَدْنَاهُ وَ مَا أَكَلْنَا رَبِحْنَاهُ وَ مَا خَلَّفْنَا خَسِرْنَاهُ.

3) از امیرالمومنین ع روایت شده است که رسول الله ص به من فرمودند:

علی! چگونه خواهی بود هنگامی که مردم به آخرت بی‌رغبت شوند و به دنیا روی آورند و ارث و میراث را بخورند، خوردنی یکجا و بی‌ملاحظه؛ و مال را دوست داشته باشند، دوست داشتنی فراوان؛ و دین خدا را مایه فریبکاری و اموال خدا را در گردش بین خود قرار دهند؟

گفتم: آنان را به حال خود و آنچه برگزیده‌اند رها می‌کنم و خدا و رسولش و سرای آخرت را برمی‌گزینم و بر مصیبتهای دنیا و سختی‌هایش صبر پیشه می‌کنم تا ان شاء الله شما را ملاقات کنم!

فرمود: پس هدایت شده‌ای! خدایا با او چنین کن!

تفسير فرات الكوفي، ص555

فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ مُعَنْعَناً عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

يَا عَلِيُّ كَيْفَ أَنْتَ إِذَا زَهِدَ النَّاسُ فِي الْآخِرَةِ وَ رَغِبُوا فِي الدُّنْيَا وَ أَكَلُوا التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا وَ أَحَبُّوا الْمالَ حُبًّا جَمًّا وَ اتَّخَذُوا دِينَ اللَّهِ دَغَلًا وَ مَالَ اللَّهِ دُوَلًا؟

قَالَ قُلْتُ: أَتْرُكُهُمْ وَ مَا اخْتَارُوا وَ أَخْتَارُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ أَصْبِرُ عَلَى مَصَائِبِ الدُّنْيَا وَ لَأْوَائِهَا حَتَّى أَلْقَاكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ!

قَالَ فَقَالَ [هَذِهِ‏] هُدِيتَ اللَّهُمَّ افْعَلْ بِهِ ذَلِكَ.

4) حکایت منع میراث حضرت زهرا س، نه‌تنها در کتب شیعه، بلکه در معتبرترین کتب اهل سنت هم ذکر شده است. مثلا در روایتی که بر مبنای اهل سنت صحیح است از عایشه، دختر ابوبکر، نقل شده است:

[حضرت] فاطمه س دختر پیامبر ص، سراغ ابوبکر فرستاد و از او میراث خود از رسول الله ص، از آنچه در مدینه و فدک و از خمس خیبر، خداوند به او بخشیده بود را طلب کرد.

ابوبکر گفت رسول الله ص فرمود ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم؛ آنچه از ما باقی می‌ماند صدقه است و ... بدین ترتیب، ابوبکر از اینکه چیزی از آن میراث را به [حضرت] فاطمه س بدهد خودداری کرد؛ و [حضرت] فاطمه س به خاطر این مطلب از ابوبکر ناراحت شد و با او قهر کرد و تا زمانی که از دنیا رفت با او سخن نگفت؛ و او بعد از پیامبر ص شش ماه زندگی کرد و هنگامی که از دنیا رفت، همسرش شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر اطلاع نداد و خودش بر او نماز خواند.

صحیح البخاری، ج4،‌ص40، ح3998

حدثنا يحيى بن بكير حدثنا الليث عن عقيل عن ابن شهاب عن عروة عن عائشة:

أن فاطمة عليها السلام بنت النبي صلى الله عليه [و آله] و سلم أرسلت إلى أبي بكر تسأله ميراثها من رسول الله صلى الله عليه [و آله] و سلم مما أفاء الله عليه بالمدينة وفدك وما بقي من خمس خيبر فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه [و آله] وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة ...۱ فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة منها شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت وعاشت بعد النبي صلى الله عليه [و آله] و سلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر و صلى عليها.


  1. . إنما يأكل آل محمد صلى الله عليه [و آله] وسلم في هذا المال وإني والله لا أغير شيئا من صدقة رسول الله صلى الله عليه [و آله] وسلم عن حالها التي كان عليها في عهد رسول الله صلى الله عليه [و آله] وسلم ولأعملن فيها بما عمل به رسول الله صلى الله عليه [و آله] وسلم↩
📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

1) «وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلاً لَمًّاً»

در نکات ادبی توضیح داده شد که «لَمّ»‌ به معنای مجموع و یکسره و منضم به هم است؛ اکنون مقصود از خوردن میراث به صورت «أَكْلاً لَمًّاً» چیست؟

الف. مقصود خوردن اموال یتیمان است، یعنی سهم خود و سهم یتیمان را یکجا برای خود برمی‌دارند (ابومسلم و حسن، مجمع البيان، ج‏10، ص740) و بدین بیان، توضیحی است برای عدم اکرام یتیم که در آیه 17 ذکر شد. (المیزان، ج20، ص283)

ب. یعنی میراث را در آنچه دلشان می‌خواهد صرف می‌کنند و اصلا توجه ندارند که حقوق واجبی که بر آنهاست ادا کنند. (به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص740)

ج. یعنی میراث را می‌خورید و برایتان مهم نیست که آن مال از راه پاک و حلال تهیه شده یا از راه ناپاک و حرام؛ حلال و حرامش را یکجا با هم می‌خورید. (ابن‌زید، مجمع البيان، ج‏10، ص740)

د. میراث را هر طور شد خرج می‌کنند و اصلا برایشان مهم نیست که این میراث را در راههای شایسته خرج می‌کنند یا در راههای ناشایست.

ه. ...

2)‌ «أَكْلاً لَمًّاً»

در درآمدهای خود دقت کنید: هر نانی مصرف کردنی نیست! (تفسیر نور، ج10، ص477)

3) «فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ ... تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلاً لَمًّاً»

خداوند کسی را روزی‌اش را بر او تنگ گرفته، خوار نکرده است؛ بلکه در منطق قرآن خداوند کسی را خوار و پست نموده که میراث دیگران را به هر بهانه‌ای یکجا تصاحب کند و از صاحبان اصلی‌اش دریغ نماید.

نکته تاریخی

اسلام برای ارث و میراث قوانینی گذاشته است و هیچکس حتی پیامبران را از این قوانین استثنا نکرده و صریحا در قرآن کریم از ارث بردن از پیامبران سخن گفته است: «يَرِثُني‏ وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا» (مریم/6) «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» (نمل/16). و خداوند در این آیه کسانی که میراث دیگران را برای خود مصادره می‌کنند بشدت مواخذه کرده است و در ادامه این آیات آنان را جهنمی خوانده است. (آیه24)

به اذعان معتبرترین کتابهای اهل سنت (حدیث4) بلافاصله بعد از شهادت پیامبر اکرم ص و با استناد به جمله‌ای منسوب به ایشان که آشکارا خلاف نص قرآن کریم بود (گفتند پیامبر فرموده ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم)، حضرت زهرا س دختر پیامبر ص را از ارث محروم کردند؛ و احتجاج حضرت زهرا س به آیات قرآن (خطبه فدکیه، بلاغات النساء، ص29)۱ در رد این حدیث جعلی را نپذیرفتند؛ و البته همان کسانی که بر صحت انتساب این جمله به پیامبر ص شهادت دادند (عایشه) عملا شهادت خود را پس گرفتند؛ چرا که بعدا خانه پیامبر ص را میراث خود دانستند و اجازه ندادند که نوه پیامبر ص (امام حسن مجتبی ع) در آن دفن شود!

آیا پیروی از کسانی که این گونه عمل کردند، پیروی از سنت پیامبر ص است؟!


  1. . «أ فعلى محمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم إذ يقول: الله تبارك و تعالى‏ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ و قال الله عز و جل فيما قص من خبر يحيى بن زكريا رب‏ فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ‏ و قال عز ذكره: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ‏ و قال: يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ‏ و قال: إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ‏ و زعمتم أن لا حق و لا إرث لي من أبي و لا رحم‏ بيننا أ فخصكم الله بآية أخرج نبيه ص منها أم تقولون أهل ملتين لا يتوارثون أ و لست أنا و أبي من أهل ملة واحدة لعلكم أعلم بخصوص القرآن و عمومه من النبي ص أ فحكم الجاهلية تبغون؟ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‏ أ أغلب على إرثي جورا و ظلما وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏»
    ↩

نظرات کاربران

ثبت نظر