1) از امام رضا ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که:
رسول الله ص فرمودند: کدامیک از شما مال وارث خود را بیش از اموال خود دوست دارد؟
گفتند: در میان ما احدی نیست که چنین باشد!
فرمود: چنین میپندارید؟! بلکه همهتان چنان وضعیتی را دوست دارید! سپس فرمود: فرزند آدم میگوید: مال من! مال من! و آیا برای تو از مال تو جز آن چیزی است که خوردی و نابود کردی؛ یا پوشیدی و پوسیده نمودی؛ یا صدقه دادی و تثبیت نمودی؟! و غیر از اینها هرچه باشد مال وارث است!
الأمالي (للطوسي)، ص519
أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَيْهَقِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ عَمْرٍو الْمُجَاشِعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ. قَالَ الْمُجَاشِعِيُّ: وَ حَدَّثَنَاهُ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَيُّكُمْ مَالُ وَارِثِهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ مَالِهِ؟
قَالُوا: مَا فِينَا أَحَدٌ يُحِبُّ ذَلِكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ.
قَالَ: بِحَسْبِكُمْ، بَلْ كُلُّكُمْ يُحِبُّ ذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ: يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مَالِي مَالِي، وَ هَلْ لَكَ مِنْ مَالِكٍ إِلَّا مَا أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ، أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضَيْتَ، وَ مَا عَدَا ذَلِكَ فَهُوَ مَالُ الْوَارِثِ.
2) از امام صادق ع روایت شده است که در بنیاسرائیل قحطی آمد تا جایی که نبش قبر میکردند و آنها را میخوردند؛ پس قبری را نبش کردند و در آن لوحی دیدند که در آن نوشته شده بود:
من فلان پیامبر هستم! قبری مرا حبشیای نبش میکند! آنچه را از پیش فرستادیم، یافتیم؛ و آنچه را خوردیم، منفعتی بود که عایدمان شد؛ و آنچه را پشت سر گذاشتیم، ضرر کردیم!
الأمالي( للصدوق)، ص607
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ التَّفْلِيسِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ السَّمَنْدِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ مَجَاعَةٌ حَتَّى نَبَشُوا الْمَوْتَى فَأَكَلُوهُمْ فَنَبَشُوا قَبْراً فَوَجَدُوا فِيهِ لَوْحاً فِيهِ مَكْتُوبٌ أَنَا فُلَانٌ النَّبِيُّ يَنْبُشُ قَبْرِي حَبَشِيٌّ مَا قَدَّمْنَا وَجَدْنَاهُ وَ مَا أَكَلْنَا رَبِحْنَاهُ وَ مَا خَلَّفْنَا خَسِرْنَاهُ.
3) از امیرالمومنین ع روایت شده است که رسول الله ص به من فرمودند:
علی! چگونه خواهی بود هنگامی که مردم به آخرت بیرغبت شوند و به دنیا روی آورند و ارث و میراث را بخورند، خوردنی یکجا و بیملاحظه؛ و مال را دوست داشته باشند، دوست داشتنی فراوان؛ و دین خدا را مایه فریبکاری و اموال خدا را در گردش بین خود قرار دهند؟
گفتم: آنان را به حال خود و آنچه برگزیدهاند رها میکنم و خدا و رسولش و سرای آخرت را برمیگزینم و بر مصیبتهای دنیا و سختیهایش صبر پیشه میکنم تا ان شاء الله شما را ملاقات کنم!
فرمود: پس هدایت شدهای! خدایا با او چنین کن!
تفسير فرات الكوفي، ص555
فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ مُعَنْعَناً عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
يَا عَلِيُّ كَيْفَ أَنْتَ إِذَا زَهِدَ النَّاسُ فِي الْآخِرَةِ وَ رَغِبُوا فِي الدُّنْيَا وَ أَكَلُوا التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا وَ أَحَبُّوا الْمالَ حُبًّا جَمًّا وَ اتَّخَذُوا دِينَ اللَّهِ دَغَلًا وَ مَالَ اللَّهِ دُوَلًا؟
قَالَ قُلْتُ: أَتْرُكُهُمْ وَ مَا اخْتَارُوا وَ أَخْتَارُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ أَصْبِرُ عَلَى مَصَائِبِ الدُّنْيَا وَ لَأْوَائِهَا حَتَّى أَلْقَاكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ!
قَالَ فَقَالَ [هَذِهِ] هُدِيتَ اللَّهُمَّ افْعَلْ بِهِ ذَلِكَ.
4) حکایت منع میراث حضرت زهرا س، نهتنها در کتب شیعه، بلکه در معتبرترین کتب اهل سنت هم ذکر شده است. مثلا در روایتی که بر مبنای اهل سنت صحیح است از عایشه، دختر ابوبکر، نقل شده است:
[حضرت] فاطمه س دختر پیامبر ص، سراغ ابوبکر فرستاد و از او میراث خود از رسول الله ص، از آنچه در مدینه و فدک و از خمس خیبر، خداوند به او بخشیده بود را طلب کرد.
ابوبکر گفت رسول الله ص فرمود ما پیامبران ارث نمیگذاریم؛ آنچه از ما باقی میماند صدقه است و ... بدین ترتیب، ابوبکر از اینکه چیزی از آن میراث را به [حضرت] فاطمه س بدهد خودداری کرد؛ و [حضرت] فاطمه س به خاطر این مطلب از ابوبکر ناراحت شد و با او قهر کرد و تا زمانی که از دنیا رفت با او سخن نگفت؛ و او بعد از پیامبر ص شش ماه زندگی کرد و هنگامی که از دنیا رفت، همسرش شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر اطلاع نداد و خودش بر او نماز خواند.
صحیح البخاری، ج4،ص40، ح3998
حدثنا يحيى بن بكير حدثنا الليث عن عقيل عن ابن شهاب عن عروة عن عائشة:
أن فاطمة عليها السلام بنت النبي صلى الله عليه [و آله] و سلم أرسلت إلى أبي بكر تسأله ميراثها من رسول الله صلى الله عليه [و آله] و سلم مما أفاء الله عليه بالمدينة وفدك وما بقي من خمس خيبر فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه [و آله] وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة ...۱ فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة منها شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت وعاشت بعد النبي صلى الله عليه [و آله] و سلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر و صلى عليها.