📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
قرآن کریم افراد را فقط به خاطر اینکه رغبتی به اطعام مساکین ندارند، مواخذه نمیکند؛ بلکه حتی اگر کسی خودش به این کار اقدام کند اما اهل تشویق کردن دیگران به این کار نباشد مشمول مواخذه این آیه میشود.
2) «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
بینوانایان نباید گرسنه بمانند؛ با انفاق خود، با تشویق دیگران باید به آنان رسیدگی کرد. (تفسیر نور، ج10، ص477)
3) «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ؛ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
در آیات 15-16 منطق انسانهای دنیاگرا را به چالش کشید و در این آیه و آیه قبل برای نشان دادن تفاوت منطق شخص دنیاگرا با منطق انسان آخرت گرا، از مطلق انفاق و نیکوکاری سخن نگفت، بلکه سراغ اکرام یتیم و اطعام مسکین رفت. شاید بدین جهت که نشان دهد مومن، اگر به دیگری خدمتی میکند برای خداست، نه برای اینکه در ازایش ثمرهای دریافت کند: یتیم و مسکین مظهر انسانهای ناتوان و بیپشت و پناه است؛ اگر کسی به شخصی که تحت حمایت پدرش است یا خودش پولدار است کمک کند، احتمال این هست که کمکش را به خاطر اینکه بعدا از حمایت پدر یا پول او بهرهمند شود، انجام داده باشد؛ اما در کمک به یتیم و مسکین، فقط باور دینی و امید به پاداش الهی است که مشوق کار است، نه بازده دنیوی.
4) «فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ؛ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
اینکه خدا روزی را بر انسان تنگ گرفته، نشانه اهانت خدا به شخص و خوار کردن او نیست؛ بلکه اینکه خدا به انسان مالی داده ولی او با این مالش یتیمنوازی و اطعام مسکین نمیکند، نشانه اهانت و خوار شدن شخص از جانب خداست. (مجمع البیان، ج10، ص740)
تاملی با خویش
منطق و تحلیل ما چه اندازه قرآنی است؟ آیا ما انسان فقیری که بسختی روزی خود را تامین میکند، شخصی خوار و بیمقدار میشمریم؛ یا انسان ثروتمندی که زندگی مرفهی دارد اما روال خود را بر کمک به ایتام و مستمندان قرار نداده است؟
مثلا: در مجالسی که یک فرد فقیر و یک فرد ثروتمندی که اهتمامی به فقرا ندارد حضور داشته باشند، به کارها و اقدامات کدام از این دو بیشتر توجه میکنیم؛ به سخن کدام از این دو با دقتتر گوش میدهیم؟ نظر کدامیک را در مسائل مختلف زندگی جویا میشویم؟ و ...
5) «فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ؛ كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيمَ؛ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
ریشه تنگ شدن روزی، این نیست که خدا ما را فراموش کرده و برای ما اهمیتی قائل نیست؛ ریشهاش این است که وقتی مالی داشتهایم از یتیم و مسکین دستگیری نکردهایم.
6) «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
همان گونه که طعام انسان صرفاً طعام مادی نیست، و روح هم نیازمند غذاست - چنانکه در ذیل آیه «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ: پس باید انسان به طعامش بنگرد» (عبس/24) گفتهاند که مقصود از این طعام، علمش است که ببیند که از چه کسی دارد آن را میگیرد (کافی، ج1، ص50)۱- به همین ترتیب، مسکین هم صرفاً کسی که غذای مادی ندارد نیست؛ بلکه کسی که دستش به امام معصوم نمیرسد و از علم امامش محروم مانده نیز مسکین است (حدیث3)؛
و در نتیجه، کسانی هم که با غصب جایگاه امامان و به حاشیه راندن آنان، موجبات محرومیت مردم از امام معصوم را فراهم آوردهاند، مصداق بارز کسانی هستند که مورد مواخذه این آیه هستند (تفسير القمي، ج2، ص420)۲؛
بلکه چهبسا بتوان گفت کسانی که علم دارند، اما علمشان را از دیگران مخفی میکنند و با کتمان حقایق، موجب باقی ماندن مستضعفان فکری در استضعاف خود میشوند، مصداق این آیهاند؛
بلکه چهبسا عالمی هم که علم دارد اما برای تغذیه روحی و معنوی این محرومان تلاش نمیکند مورد مواخذه این آیهاند.
7) «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ»
نمی فرماید «شما اطعام مساکین نمی کنید»، بلکه می فرماید: «شما یکدیگر را بر اطعام مساكين تشویق و ترغیب نمی کنید.»
در قرآن سه گونه تعبیر در مورد اطعام مساكين داریم:
الف. «وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكين: ما مسکینان را اطعام نمی کردیم» (مدثر/44)
ب. «وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكين: بر اطعام مسکین برانگیخته نمیشدیم» (ماعون/3)
ج. «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكينِ» همدیگر را به اطعام مساکین وادار نمی کردیم.
اطعام مساكين و [برانگیخته شدن برای] شکمها را سیر کردن، کار فردی است. اینجا میگوید غیر از اینکه خودت این کار را می کنی، باید با دیگران همکاری کنی و آنها را وادار کنی و مشوقشان باشی، تو مشوق او باشی و او مشوق تو باشد. «تحاض» باب تفاعل است که دو طرفی است. یعنی کار مشترکی که به وسیله دو طرف انجام شود و مقصود از دو طرف نه این است که فقط دو تا باشد، بلکه یعنی از یکی بیشتر؛ یعنی وادارکردنهای متقابل .
می فرماید: ای اغنیا چه ادعایی می کنید که این پول و ثروتی که خدا به ما داده علامت عزت ماست؟! شما که عملتان وادارکردنهای متقابل بر اطعام مساکین نیست حق ندارید ادعا کنید که مورد عنایت خدا بودهاید. (آشنایی با قرآن، ج13، ص87)