1) «وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ»:
پیشوایان ضلالت از پیروانشان بیزاری جستند، و پیروان با اینکه آرزو دارند که کاش آنها هم میتوانستند از آن پیشوایان تبری بجویند، اما نمیتوانند؛ و به همین جهت اعمالشان مایه حسرتشان میشود و راهی برای خروج از جهنم نمییابند.
اما چرا پیشوایان توانستند بیزاری بجویند اما پیروان نمیتوانند؟
بحث تخصصی
کسی که در موقعیت پیشوایی قرار گرفته و پیروانی دارد، بیزاری جستنش از پیروان صرفا بدین معناست که دیگر خود را در موقعیتی که بخواهد آنها را به سمت و سوی خاصی ببرد ویا برایشان کاری انجام دهد، نمیبیند؛ و این حقیقت در قیامت، در خصوص پیشوایان ضلالت محقق میشود؛ زیرا آنها از اینکه بتوانند مشکل جهنم رفتن پیروانشان را حل کنند ناتوانند، پس، از پیروان خود بیزاری میجویند چون دیگر کاری به کار آنها ندارند و نمیتوانند کاری برایشان انجام دهند. به تعبیر دیگر، اگرچه پیشوایان عقوبت گمراه کردن دیگران را میچشند، اما این عقوبت مربوط به خودشان است، و این غیر از آن است که در آنجا بخواهند کاری برای پیروان انجام دهند؛ پس در جواب آن پیروان که به اینها محبت میورزیدند میگویند ما به شما هیچ علاقهای نداریم و کاری هم برایتان نمیتوانیم انجام دهیم؛ و این بیزاری جستن، ربطی ندارد به عقوبتهایی که به خاطر گمراه کردن دیگران گریبانگیرش میشود.
اما کسی که در موقعیت پیروی قرار گرفته، پیروی کردنش عملی بوده که انجام داده، و این عمل همراه او در قیامت هست، و همین عمل او را جهنمی (و اگر رهبرش رهبر حق باشد، بهشتی) میکند. پس این پیروی به عنوان عمل او در روز قیامت ظاهر میشود؛ و او - بخواهد یا نخواهد - در آخرت به خاطر این پیرویش، به دنبال پیشوایش به جهنم میافتد؛ لذا او آرزو میکند که کاش به دنیا برگردد و این پیروی را در دنیا کنار بگذارد تا چنین عملی که در آخرت او را به جهنم میفرستد نداشته باشد.
2) «يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ... تَبَرَّءُوا مِنَّا، كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ»:
از حسرتبارترین موقعیتها این است که انسان کسی را دوست داشته باشد و به خاطر او کارهایی انجام داده باشد، بعد در موقع نیاز، آن محبوب، نهتنها کاری برای انسان انجام ندهد، بلکه از انسان بیزاری بجوید.
پس،
در انتخاب دوست و محبتورزی به این و آن بسیار دقت کنیم.
3) «الَّذينَ اتَّبَعُوا ... ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ»:
این گونه نیست که تنها پیشوایان ضلالت در جهنم جاودانه باشند. بلکه پیروان آنها هم از جهنم خارج نمیشوند؛ و پیرو بودن از بار گناه آنها نمیکاهد؛
شاید بدین جهت که اگر این پیروان نبودند هیچگاه آن پیشوایان ضلالت نمیتوانستند پیشوایان حق را کنار بزنند و بر گرده مردم سوار شوند.
توجه: از اینکه پیروان حسرت میخورند معلوم میشود که آنها میتوانستند پیروی نکنند و کردند؛ وگرنه کسی که از انجام دادن کاری ناتوان است معنی ندارد که بعدا حسرت آن را بخورد (مجمعالبیان، ج1، ص458)
4) «وَ قالَ ... لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً ... كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ»:
زندگیای که در دنیا داریم دیگر تکرار نمیشود. پس مبادا به گونهای زندگی کنیم که بعد از مرگ آرزوی تکرار شدن و برگشتن را داشته باشیم، و کردههایمان تنها مایه حسرتمان باشد! اگر قرار است از مسیر اشتباهی که در پیش گرفتهایم برگردیم، تا فرصت هست اقدام کنیم.
5) «يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ... كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ»:
محبت ورزیدن هم عملی است از اعمال انسان که در قیامت میتواند مایه حسرت ویا مایه سعادت انسان شود.
نکات زیر در کانال گذاشته نشد
6) «كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ»:
به گزارش مرحوم طبرسی، مفسران درباره مقصود از اعمالی که مایه حسرت است، دیدگاههای متعددی گفتهاند که البته همگی آنها میتواند مصداق آیه باشد (مجمعالبیان، ج1، ص458):
1. گناهانی که انجام دادند و حسرت می خورند که کاش انجام نداده بودند (ربیع، ابنزید، جبائی، بلخی)
2. طاعاتی که انجام ندادند ویا تضییع کردند (سدی)
3. آنچه در روایات شیعه آمده که مالی که شخص به ارث میگذارد و وارث با آن عمل صالح انجام میدهد و او حسرت میخورد که چرا خودش از آن ثواب محروم شده (حدیث 2و4)
4. خداوند مقدار ثوابهای اعمال را نشان میدهد و افراد حسرت میخورند که چرا کوتاهی کردهاند.
[5. به نظر میرسد اقتضای سیاق آیه موردی باشد که در تدبر2 گذشت و عجیب است که در این اقوال مفسران بدان اشاره نشده]
7) «وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ»:
برخی خواستهاند «خلود در جهنم» را به معنای مدت طولانی معرفی کنند، اما تعبیر این آیه (که از آتش خارج نمیشوند) نشان میدهد که در مورد عدهای واقعا خلود به معنای جاودانه در آتش بودن در آخرت محقق میشود. (قرائتی، تفسیر نور، ج1، ص255)