📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
خدا انسان را در رنج و سختی آفرید. (آیه4)
آیا این انسان گمان میکند کسی بر او قدرت ندارد؟ (آیه5)
آیا گمان میکند کسی او را زیر نظر نداشته؟ (آیه7)
این دو سوالی است که حالت توبیخی دارند، و در واقع نگرش انسان به زندگی و به خودش را به چالش میکشند.
نکته تخصصی انسانشناسی
خداوند در انسان روحی قرار داده که ظرفیتی اعظم از فرشتگان دارد، روحی که بقدری عظیم است که اگر به خود مشغول شود و از خدایش غفلت کند، چهبسا با دیدن خود، ادعایی خدایی کند! (جلسه 334، حدیث1)
این موجود عظیم در دو صورت رام، و طغیانش مهار میشود: یکی اینکه بداند که قدرتی فوق او هست که ممکن است آن قدرت بر او سخت بگیرد؛ دوم اینکه بداند کسی هست که او را زیر نظر دارد و کارهایش در عالم گم نمیشود.
2) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
بسیاری از اوقات، اگر بدانیم کسی ما را میبیند، خود را کنترل میکنیم و دست به هر کاری نمیزنیم؛ و نام این خصلت، «حیا»ست که یکی از امتیازات انسان است که دنیای مدرن میکوشد آن را از انسان بگیرد!
نکته تخصصی انسانشناسی
یکی از مواردی که انسانیت انسان و فراتر از عالم ماده بودنش را بخوبی نشان میدهد، برخورداری انسان از خصلت «حیا» است. شاید در حیوانات، چیزی شبیه غیرت وجود داشته باشد، اما «حیا» و اینکه انسان از انجام برخی کارها جلوی دیگران شرم داشته باشد، از ویژگیهای خاص انسانهاست که دلالت بر وجود یک بُعد ماورایی در انسان دارد به نحوی که برای خود چنان «ارزش و اعتبار»ی باور دارد که انجام برخی کارها را «دون شأن خود» میشمرد و از انجامش در مقابل دیده دیگران «خجالت» میکشد..
متاسفانه، از انحطاطهای تمدن مدرن این است این حیا و شرافت آدمی را، که واقعا برتری انسان بر حیوان را نشان میدهد، «تابو» (ممنوعیت ناشی از خرافه) نام مینهند، و آنگاه به «تابوشکنی» افتخار میکنند!
مثلا خداوند انسان را به پوشیدن لباس متمایز ساخته و لباس را مایه شرافت و حیای انسان قرار داده، آنگاه عدهای پیدا میشوند به اینکه در مقابل دیدگان همه خود را برهنه کنند، افتخار میکنند! (جلسه240، تدبر1)
عجیب است: از طرفی دم از اومانیسم (انسانگرایی) میزنند، از آن طرف، آنچه را در فطرت هر انسانی نهفته، و مایه برتری انسان بر حیوان میشود خرافه میخوانند، و میکوشند کاری کنند که دیگر نیازی نباشد انسان حساب کند که کسی او را نمیبیند!
3) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
در این آیه با ظرافت تمام، غفلت انسان از خدای خود را به چالش میکشد.
برای این به چالش کشیدن، نمیفرماید: مواظب باشد که خدا میبیندش؛
بلکه میفرماید: آیا این طور حساب کرده که هیچکس نمیبیندش؟
در واقع، با یک علامت سوال، پای یک احتمال را باز میکند که اگر این احتمال جدی گرفته شود، زندگی انسان زیر و رو میشود.
تاملی درباره معرفت و دینداری در دوره مدرن
فضای دینداری ما به گونهای بوده است که غالبا میکوشیم با معرفت یقینی همه چیز را جلو ببریم. اما دوره مدرن، بنای خود را بر شکاکیت گذاشته، و مقابله با فرد شکاک، دشوارتر است از مقابله با منکر خدا. کسی که به انکار برمیخیزد، امکان معرفت را میپذیرد، و همین که امکان معرفت را میسر دانست، میتوان برهان صحیح برایش مطرح کرد؛ اما کسی که در موضع شکاکیت قرار گرفته، با گفتن «نمیدانم» و «از کجا معلوم؟» دائما ژست بیطرفی به خود میگیرد؛ و ظاهرا در هیچ نقطهای نمیایستد که بتوان از همان نقطه بحث را شروع کرد.
اما حقیقت این است که همین موضع، هم مبتنی بر یک حساب و کتاب خفی در باطن خویش است، و ظاهرا خداوند به همان سبک وی و با طرح یک سوال و مطرح کردن یک احتمال در جان و روان وی، موضع مخفی وی را به چالش میکشد: آیا تو که به شکاکیت تکیه کرده و از دین و دیانت فراری هستی، حساب کردهای که کسی تو را نمیبیند و به حال خود رها شده هستی؟ آیا هیچ احتمال نمیدهی که کسی تو را زیر نظر داشته باشد و با تو در این جهان کار داشته باشد؟
4) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
جدی گرفتن این جمله در موقعیتهای متعددی، میتواند باعث اصلاح انسان شود.
مثلا:
1. بسیاری از ناهنجاریهای جامعه ناشی از این است که کسی دلش میخواهد «دیده شود» و مورد توجه قرار بگیرد. به او بگوییم: اشتباه حساب نکن، کسی هست که تو را میبیند؛ و تو خود را برای او زینت ده، نه برای شغالصفتان بیمقدار؛ که اگر او از تو خوشش بیاید و به تو عنایت کند، از هرگونه محبوب شدنی لذتبخشتر است.
2. بسیاری از گناهان ناشی از این است که شخص به خیال خود حساب کرده که وقتی که این کار خلاف را انجام میدهد، کسی نمیبیند؛ به او بگوییم: اشتباه حساب نکن، کسی هست که تو را میبیند و جزای کارت را بتمامه کف دستت میگذارد.
3. برخی دلشان میخواهد اگر کار خوبی انجام میدهند دیده شوند، و اگر کارشان دیده نشود، رغبتی به کار ندارند، به او بگوییم ...
4. برخی افراد کاری انجام میدهند اما مورد بیتوجهی واقع میشوند و کسی به آنها اعتنایی نمیکند و میروند که دلسرد شوند. به آنها بگوییم ...
5. ...
5) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
شخصی میگفت: وقتی وارد فضای مجازی میشوم، نمیتوانم خودم را کنترل کنم و جاهایی میروم که نباید رفت.
به او گفتم: در کنار صفحه رایانه و در مقابل دیدگانت بنویس «امام زمان ع مرا میبیند»، آنگاه هر جایی خواستی برو!
چند روز بعد آمد و گفت: دیدم نمیشود؛ آن نوشته را برداشتم!
واقعا،
«آیا حساب میکند که هیچکس او را ندیده است؟!»
6) حکایت
گفتهاند
عالمی بوده که یکی از شاگردانش را بیشتر از سایر شاگردانش قدر و ارزش مینهاد.
او را سرزنش کردند که چرا او را بر دیگران ترجیح میدهد.
روزی به هر یک از آنان مرغی داد و گفت: این مرغان را ببرید و در جایی سر ببرید که هیچ کس نبیند.
همه بردند و در جای خلوتی مرغانشان را سر بریدند و آمدند. ولی آن جوان، مرغش را بدون که سرش را بریده باشد، بازگرداند.
از او پرسید: چرا مرغ را سر نبریدی؟
گفت: چون مرا امر نمودی که در جایی ذبح کنم که کس نبیند؛ ولی من مکانی نیافتم که در آن، خدای واحد و فرد و صمد مرا نبیند.
7) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
چرا در این آیه، فعل «لم یره: او را ندیده است؟» که مربوط به دیدن است، ماضی آورد، اما در آیه 5 ، فعل «لن یقدر علیه: بر او قدرت نخواهد داشت؟» را مضارع، و بلکه مستقبل؟
الف. شاید آن آیه هشداری است که کار را انجام نده، و در اینجا باید قدرت خدا را گوشزد کرد؛ اما این آیه توبیخی است از کاری که انجام داده، و در اینجا باید در منظر و مرآی خدا بودن را تذکر داد.
ب. ...
8) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
چه تفاوتی است بین تعبیر این آیه: «آیا چنین حساب میکند که کسی او را نمیبیند» با تعبیر آیهی «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى: آیا نمیدانست که خدا او را میبیند» (علق/14)؟
ظاهرا هر انسانی در هر موقعیتی ممکن است از خدا فاصله بگیرد و با هرکس به گونهای باید سخن گفت؛ مثلا:
الف. یکبار انسان خدا را قبول دارد، اما دچار غفلت شده؛ به او هشدار میدهند «آیا نمیدانست که خدا او را میبیند؟»
اما یکبار مسالهاش عنادورزیدن است، نه غافل بودن؛ او را عتاب میکنند که «آیا چنین حساب کرده که کسی او را نمیبیند؟»
ب. یکبار شخص خدا را قبول دارد، به او هشدار میدهند «آیا نمیدانست که خدا او را میبیند؟»
یکبار خدا را قبول ندارد، هشداری میدهند که متوجه خدا شود (تدبر3)
ج. یکبار کسی کار ناصوابی را مرتکب شده؛ مواخذهاش میکنند که «آیا نمیدانست که خدا او را میبیند؟»
یکبار میخواهد کار ناصواب را انجام دهد، هشدارش میدهند «آیا حساب میکند که خدا او را ندیده است؟»
د ...
9) «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»
یکی از تفاوتهای مهم بین تعبیر این آیه: «آیا چنین حساب میکند که کسی او را ندیده است» با تعبیر آیهی «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى: آیا نمیدانسته که خدا او را میبیند» (علق/14) در این است که تعبیر آیه 7 سوره بلد، عامتر است؛ و با آن میتوان، علاوه بر اینکه خدا عمل ما را میبیند، این مطلب را نیز مطرح کرد که عمل ما در مرآی و منظر کسان دیگری غیر از خدا هم هست؛ چنانکه آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ... : و بگو کارتان را بکنید که خداوند و پیامبرش و آن مومنان، کار شما را خواهند دید...» (توبه/105) بر این دلالت دارد که اعمال ما را نه فقط خداوند، بلکه پیامبر و امامان هم مشاهده میکنند.