📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
این آیه به نحوی محوریت مباحث این سوره را عهدهدار است؛ از سویی جواب قسمهایی است که در آیات قبل ارائه شد (سوگند به چه و چه، که انسان را در رنج آفریدیم)؛ و از سوی دیگر، مبنای هشدارها، و نیز ارائه دهندهی معیاری برای مقایسه بین سبکزندگیهایی است که در آیات بعد ارائه میگردد.
2) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
خداوند انسان را در رنج و سختی آفریده است. چرا؟
الف. انسان با استعدادی برای طی مرتب کمال آفریده شده است؛
پس باید این مراتب کمال را با سعی و تلاش و تحمل مشقتها به دست آورد؛
پس نمیشود انسان به جایگاه خود برسد مگر در پرتوی مشقت و سختی. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج10، ص16-17)۱
نکته تخصصی انسانشناسی
فرشتگان جایگاهشان ثابت و تعیینشده است (وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُوم؛ صافات/164) و این ظاهرا بدان معناست که هر کمالی که میتوانند داشته باشند، بالفعل دارند. ولی انسان موجودی است که کمالاتی که میتواند داشته باشد، بالفعل دارا نیست؛ بلکه در او «ظرفیت بینهایت»، و امکان حرکت به سمت کمالات نامتناهی را قرار دادهاند؛ و در عین حال، به او اختیار دادهاند که خودش این مسیر را طی کند؛ و معنای اینکه اختیار دارد، این است که گزینه دیگری هم پیش روی او ممکن است؛ و آن گزینه، عدم تلاش برای رسیدن به آن کمال برتر، و رضایت دادن به همین موقعیت کنونی است.
شاید بدین جهت است که امیرالمومنین ع (در خطبه 176 نهجالبلاغه) از رسول خدا ص روایت میکند که راه بهشت محفوف به سختیهاست و راه جهنم محفوف به لذتها۲:
چون گرانیها اساس راحتست تلخها هم پیشوای نعمتست
حُفَّت الجَنّه بمکروهاتنا حُفَّتِ النیرانُ مِن شَهَواتنا
تخممایة آتشت، شاخِ ترست سوختة آتش، قرینِ کوثرست
هر که در زندان، قرین محنتی است آن جزای لقمهای و شهوتی است
هر که در قصری، قرین دولتی است آن جزای کارزار و محنتی است
http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar2/sh38/
و شاید به همین جهت است که مومن دائما در بلا و سختی است و کافر غالبا در خوشی و راحتی؛
و شاید به همین جهت است که گفتهاند:
هر که در این دار مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند
ب. ...
3) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
توجه به این واقعیت که «خداوند انسان را در رنج آفریده است»، واقعبینیای به انسان میدهد که توان خود را بیهوده هدر ندهد.
نکته تخصصی انسانشناسی
در دنیای مدرن یکی از مهمترین مطلوبهای بشر بهرهمندی از رفاه و آسایش و خوشی معرفی میشود؛ و چنین وانمود میشود که بهرهمندی از تکنولوژی میتواند این آرزو را محقق سازد؛ و انسانها تشویق میشوند که هرچه بیشتر از سرمایه عمرشان خرج کنند تا درآمد بیشتری داشته باشند تا از تکنولوژیهای بهروزتری برخوردار شوند تا به رفاه و آسایش و خوشی بیشتری برسند.
اما آیا واقعا چنین معاملهای بهصرفه است؟ آیا تکنولوژی و درآمدِ بیشتر، میتواند «رنج» را از زندگی بزداید؟
پس چرا بیشترین آمار خودکشی در جهان، در میان قشر مرفه است؟!
در مقابل، کسی که عظمت انسان را باور دارد و میداند افق حیات انسان در دنیا تمام نمیشود؛ و دنیا فقط مزرعهای است که ثمرهاش را در جای دیگری باید برداشت کرد، کار و تلاش و سختی کشیدن در این مزرعه را امری طبیعی میشمرد و میداند هرچه بیشتر زحمت بکشد، برداشت بیشتری خواهد داشت؛ پس، توان خود را به جای اینکه در مسیر رها شدن از رنج و سختی در دنیا هدر دهد، صرفِ جایی میکند که واقعا در آنجا، آسایش حقیقی و خلاصی کامل از رنج و سختی ممکن است.
4) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
«خداوند انسان را در رنج آفریده است»؛ کسی که از رنج و سختی در دنیا فرار میکند، نهایتا به یاس و ناامیدی خواهد افتاد؛ اما کسی که میداند دنیا محل آسایش نیست، سختیهای دنیا هیچگاه او را ناامید نخواهد کرد.
بدین جهت است که یک انسان مومن حتی اگر بلاها از آسمان و زمین بر سرش بریزیند، ناامید نمیشود، چرا که افق زندگی خود را در این دو روزه دنیا محدود نمیبیند؛ و لذاست که هیچگاه یک انسان مومن خودکشی نمیکند.
5) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
یکی از معانی «کبد» ایستاده بودن است (توضیح در نکات ترجمه).
برخی مفسران اساسا این آیه را بدین معنا دانستهاند که «انسان را ایستاده آفریدیم و هیچ چیزی را از این جهت مثل او نیافریدیم» (تفسير القمي، ج2، ص422)۳ (همچنین حدیث1)
انسان در میان رده جانداران در میان پستانداران، قرار میگیرد؛ و در میان این رده، تنها موجودی است که در حالت عادیاش ایستاده راه میرود؛ یعنی سر او رو به بالاست؛ و سرش بالاتر از قلبش، و این دو بالاتر از شکم و اندامهای جنسیاش قرار دارند؛ در حالی که عموم پستانداران، سرشان رو به پایین است؛ و سر و قلب و شکم و اندامهای جنسیشان در یک راستاست.
نکته تخصصی انسانشناسی
با توجه به وظایفی که این اعضاء برعهده دارند، آیا این نحوه خلقت خاص انسان، پیامی برای انسان ندارد؟ خصوصا اگر توجه کنیم که همه ما در زندگیمان در حال حرکت به سویی هستیم؛ و در این حرکت کردنمان قرار است انسان باشیم، نه فقط یک چارپای دوپا !
6) «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَدٍ»
انسان همواره در سختی است و مشقتها هیچگاه وی را رها نمیکنند، تا اینکه به «عَقَبة: [=گردنه]» برسد و از آن عبور کند (بلد/11-12)، آنگاه است که به سرای «قرار» خواهد رسید [و از این سختیها و اضطرابها و دلهرهها همیشه راحت خواهد شد.] (مفردات ألفاظ القرآن، ص696)۴
پس مادام که کسی از آن گردنه عبور نکرده، بیهوده خیال «آسایش» در سر نپروراند. (انشاءالله در آیات 11 به بعد درباره این عقبه بیشتر خواهیم اندیشید.)