📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
در این سوره، با سوگندهایی تاکید کرد که انسان در سختی آفریده شده و گردنهای پیش روی اوست و انسان باید کارهای خاصی انجام دهد، ایمان داشته باشد و روابط اجتماعی خود را بدرستی مدیریت کند، تا موفق به عبور از این گردنه شود و کسی که این گونه بود انسان خوشیُمنی است.
اما در این آیه سراغ کسانی میرود که نقطه مقابل چنان انسانهایی هستند؛ و همه ویژگی آنها را در یک عبارت خلاصه میکند:
کفرورزیدن نسبت به نشانههای خدا.
در جلسه 229۱ بویژه در تدبرهای 3 و 4 (اینکه مسیر انسان نشانهگذاری شده وباید «نشانهشناسی» و شناخت آیهای را جدی گرفت) توضیحاتی گذشت که مجددا تکرار نمیشود. (به لینک زیر مراجعه کنید)
http://yekaye.ir/al-baqarah-002-039/
2) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
چرا از کفر به نشانههای خدا سخن گفت، نه از کفر به خود خدا؟
الف. شاید چون کفر به خدا در دنیا همواره در کفر نسبت به آیات و نشانههای خدا بروز میکند.
نکته تخصصی دینشناسی
بسیاری از انسانها – بویژه در دوره مدرن- مدعیاند که ما خدا را قبول داریم، اما این را که خدا پیامبری فرستاده باشد، ویا اینکه آیاتی که پیامبر ص آورده عین سخن خدا باشد، قبول نداریم.
از منظر قرآن کریم، بیان این گونه ادعاها، ریشه در مشکلات خداشناسی آنها دارد (انعام/91) و کسی که خداشناسیاش مشکل دارد، در حقیقت، کسی را که به عنوان خدای خود میشناسد، که خدای واقعی نیست؛ و ظاهرا به همین جهت، کفر به آیات خدا در حقیقت مصداق کاربردی و عینیِ کفر به خداست.۲
ب. شاید چون بحث عبور از آن گردنه (العَقَبة) مطرح بود. یعنی کسی که میخواهد گردنه صعبالعبوری را درنوردد، باید راه را بلد باشد و نشانههای راه را جدی بگیرد؛ کسی که نشانههایی را خدا برای عبور او فرستاده، انکار میکند، هیچگاه از چنان گردنهای عبور نخواهد کرد.
ج. ...
3) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
در مورد کسانی که از آن گردنه عبور میکردند، هم ایمان مطرح شد و هم انجام یک سلسله کارهای خیرخواهانه نسبت به دیگران. اما برای نقطه مقابل، فقط به کفرورزی آنها بسنده شد. چرا؟
الف. شاید بدین جهت که کسی که کفر میورزد، دیگر حاضر نیست که واقعا نسبت به دیگران خیرخواه باشد و اگر خیرخواهیای هم داشته باشد، صرفا از حیث منافعی است که در دنیا نصیبش میشود (مانند شهرت و امنیت و ...)، پس معلوم است که آن گونه کارهای خیرخواهانه را انجام نمیدهد. (یعنی اگر هم کار خوبی انجام دهد، در شرایط عادی و صرفا ناشی از تحریک احساساتش است؛ لذا در شرایط بحرانی، مثلا زمانه قحطی (یوم ذیمسغبة) ، فقط به فکر خویش خواهد بود)
ب. شاید بدین جهت است که اگر کسی کافر باشد، عملش پوچ و بیارزش است، (چنانکه در آیات دیگر تصریح کرد که اعمال خوب اینها مانند سراب است (نور/39) و روز قیامت همه اعمال خوبشان «هباءاً منثوراً» (فرقان/23) و نیست و نابود خواهد شد) ؛ لذا همین که کافرند، کافی است که دیگر سخنی از عملشان به میان نیاید.
ج. ...
4) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
بر اساس آیات قرآن کریم میدانیم که انسانها منحصر در دو دسته (کسانی که به سهولت از گردنه قیامت عبور میکنند، و کسانی که قطعا جهنمی هستند) نمیباشند، بلکه بین این دو گروههای متعددی وجود دارند. چرا خداوند در این سوره فقط این دو دسته را ذکر کرد؟۳
الف. اینها دو سر طیفاند و در مقام تشویق به خوبی و انذار نسبت به بدی، تاکید بر دو سر طیف موثرتر است.
ب. کسی که میخواهد وارد وادی دین شود، نیاز به جدیت فراوان دارد. اگر کسی از آن گردنه در قیامت بسهولت عبور نکند، بسیار اذیت خواهد شد، لذا اصلا انسان نباید ذهنیتش را به این سمت ببرد که «ما که ایمان داریم ولی چنان اعمالی را انجام ندادهایم، بالاخره نهایتش به بهشت میرویم» در واقع، این مسیر و سختیهایش بقدری هولناک است که برای یک انسان عاقل، نیاز نیست این گزینه سوم مطرح شود.
ج. ...
5) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
کسی که به آیات خدا کفر میورزد، با شومی و بدبختی همنشین شده است
«شوم» بودن امور: بحثی تخصصی در جهانشناسی و انسانشناسی
آیا از منظر اسلام، «شوم» و «بدیُمن» بودن برخی امور واقعیت دارد؟
در احادیث متعددی، صریحا باورهای خرافی نسبت به شوم و بدیُمن بودن اشیاء و امور مختلف مورد نکوهش واقع شده (حدیث2) و در مواردی صریحا تاثیر این گونه امور، ناشی از تلقین معرفی گردیده است (حدیث3).
با این حال، در این آیه، همنشین «شومی و بدبختی» بودنِ عدهای از انسانها مورد اذعان قرار گرفته، و در برخی از احادیث معتبر هم از شوم بودن برخی امور سخن گفته شده است؛
اما دقت در همه این موارد نشان میدهد: شومی و بداقبالی به باورهای و اعمال خود انسانها برمیگردد.
در این آیه صریحا کسانی که باورهایشان نسبت به عالَم (+ آیات خدا) دچار مشکل است، همنشینِ «شومی» معرفی شدهاند؛
و در روایات هم، شوم بودنِ آنچه شوم دانسته شده، نه ناشی از خود آن اشیاء و امور، بلکه ناشی از عمل بدی که همنشین آن است، معرفی شده است؛ مثلا خانهای که همسایه بدی دارد، یا زنی که مهریه سنگین میگذارد، و ...۴
در ادبیات ما اگر چه آن تلقی خرافی گاه رواج دارد، اما نزد برخی از کسانی که با معارف قرآن انسی داشتهاند واضح بوده که شومی در گروی باورها و اعمال ناصواب است، چنانکه ملای رومی در جایی میگوید:
زشتی اعمال و شومی جحود
راه توبه بر دل او بسته بود
http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar2/sh34/
6) «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ»
کسی که به آیات خدا کفر میورزد، با شومی و بدبختی همنشین است؛ چرا؟
الف. شاید از این جهت که با انکار حقیقت، عملاً نظام عالم را درست درک نمیکند و لذا دائما وقایع برخلاف انتظار و دلخواهش رخ میدهد؛ پس همه چیز را شوم و بدبیاری میبیند.
ب. شاید از این جهت که با انکار نشانههایی که راه صحیح را نشان میدهند، دائما به بیراهه میافتد و زمین میخورد و لذا دائما با شومی و بداقبالی مواجه میشود.
ج. ...