📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
«لا» در این آیه میتواند به معنای «نفی» باشد، یعنی خبر میدهد که به عبور از این گردنه اقدام نکرد؛
ویا میتواند در معنای استفهام انکاری باشد یعنی مواخذه میکند که «[آیا] به عبور از این گردنه اقدام نکرد؟» (أمالي المرتضی، ج2، ص289)۱
2) «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
در آیات قبل بیان شد که انسان در سختی و مشقت آفریده شد. (بلد/4) چرا که او از ابتدا با ظرفیت بینهایت آفریده شده و خودش قرار است این ظرفیت را شکوفا کند (جلسه333، تدبر2) و اگر این نگاه واقعبینانه به زندگی را نداشته باشد، سرمایههای خود را بیهوده در راه رسیدن به رفاه دنیوی هدر خواهد داد. (جلسه333، تدبر3) و اگر این نگاه را داشته باشد، هیچگاه در کوران حوادث ناامید نخواهد شد.
اکنون میافزاید که یکی از سختیهایی که باید در زندگیاش جدی بگیرد این است که در مسیرش گردنه صعبالعبوری هست.
انسانی که باور نکند که در رنج آفریده شده، هیچگاه برای درنوردیدن این گردنه اقدام نخواهد کرد.
اما آیا این گردنه را میشناسیم؟
آیا آن را جدی گرفتهایم؟
آیا برای عبور از این گردنه زاد و توشه کافی و امکانات لازم برداشتهایم؟ (حدیث2)
3) «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
کسی که این گردنه را جدی بگیرد، نهتنها مشکلات دنیا، بلکه حتی زخم زبانها و دشنامها و آزار مردم هم برایش سهل میشود. (حدیث3)
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh255/
حکایت
شخصی به ابوذر گفت: تو همانی که فلانی تو را از سرزمینت تبعید کرد؛ اگر خیری در تو بود، هیچگاه تبعیدت نمیکردند.
گفت: برادرزاده! در پیش روی من، گردنه صعبالعبوری است که اگر از آن نجات یابم، آنچه گفتی [= اینکه مرا به چنین بیابان بیآب و علفی تبعید کردهاند] ضرری به من نمیزند؛ و اگر از آن نجات نیابم، من [شایسته] بدتر از آنم که تو دربارهام گفتی.۲
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص308
4) «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
موجودی که قرار است مسیر معینی را در زمانی معین بپیماید، سرعتش را میتوان محاسبه کرد و نیز توانی را که برای رسیدن به آن سرعت هم محاسبهپذیر است و با منطق عادی جور درمیآید.
اما به انسان عمر محدود داده شده، ولی مسیری که قرار است طی کند، نامحدود است، علیالقاعده با محاسبات عادی پیمودنی نیست. شاید همین است که از آن به گردنه تعبیر شده است. یعنی راه عادی نیست، بلکه بس صعبالعبور است که شنیدنش انسان را دچار ترس میکند، چه رسد به پیمودنش.
نکته تخصصی انسانشناسی
انسان چون ظرفیت و توان بینهایت دارد، میتواند به پیمودن راهی بینهایت در زمانی محدود اقدام کند؛ و چون انسان آفریده شده، باید بدان اقدام کند؛ وگرنه، آن انسانی که قرار بود که باشد (یعنی همان که خدا وعدهاش را به فرشتگان داد که در زمین خلیفه قرار میدهم)، حاصل نخواهد شد؛ و اگر این موجود با این ظرفیت عظیم، این گردنه را نپیماید و بخواهد ظرفیتش را در همینجا خرج کند، هیچ حیوانی در بدی و خونریزی و فساد، به گرد او نخواهد رسید؛ همان چیزی که فرشتگان نگرانش بودند. (بقره/30) http://yekaye.ir/2-baqare-030/
5) «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
عبور از هر گردنه صعبالعبوری نیازمند راهنمایی است که نه فقط این مسیر را رفته (جلسه341، حدیث3) و نیز به نقشه راه (قرآن کریم) کاملا آشنا باشد، بلکه دست انسان را بگیرد و مانع سقوط وی در پرتگاه باشد.
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh255/
شاید به همین جهت است که در بسیاری از روایات، این گردنه، همان ولایت اهل بیت ع معرفی شده است (حدیث1) و (جلسه341، حدیث4).
پس، قبول ولایت اهل بیت ع، صرفا یک ادعای زبانی ویا شناسنامهای نیست؛ گردنهای است که اگر کسی ادعای رفتنش را کند، باید دستش را به امامش بدهد؛ کاری بسیار «صعب مستصعب» (جلسه220، حدیث5 http://yekaye.ir/2-baqare-030/ ؛ جلسه184، حدیث5 http://yekaye.ir/an-nisa-004-100/ ؛ جلسه 279، حدیث2 http://yekaye.ir/al-hegr-15-40/) که بهسختی امتحانش میکنند، و باید رحمت خدا (که در قالب دستگیری ائمه جلوه میکند) شامل حالش شود تا بتواند «از دهشت آن و بزرگی خطرش و وحشتناک بودن چشمانداز و شدت امتحانهایش» نجات یابد (حدیث3)
نکته تخصصی در شناخت جامعه اسلامی
امروز سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود. امت بعد از رحلت پیامبر ص آزمون تاریخیای از سر گذراند، که قبر مخفی تنها یادگار پیامبر ص، بهترین دلیل بر رفوزه شدن اغلب مردم آن زمان از آن آزمون است، و بخوبی نشان میدهد چند نفر برای عبور از این گردنه حاضرند دستشان را در دست راهنما بگذارند.
تحمل نشدن حکومت عدل امیرالمومنین ع توسط مردمی که از تبعیضها و پارتیبازیهای خلیفه قبل ناراضی شده بودند و برپایی سه جنگ بزرگ در مدت پنج سال، علیه کسی که حتی غیرمسلمانان او را «صوت العدالة الانسانیة» نامیدند، شاهد دیگری است بر اینکه انسانها، چه اندازه، آمادگی عبور از این گردنه را دارند.
تحمیل صلح بر امام حسن ع و به شهادت رساندن امام حسین ع به دست همین مردم، و در یک کلام، تاریخی که بر اهل بیت گذشت، و نهایت غیبت امام زمان ع همگی شواهدی است که نشان میدهند آمادگی انسانها برای درنوردیدن این عقبه چه اندازه بوده است.
آیا انقلاب ما، اعلام آمادگی مردم برای عبور از این گردنه بوده است؟
این مردم تاکنون و با دیدن این همه منافق داخلی - که حتی در ردههای مختلفی از مسئولان نظام هم حضورشان ملموس است۳ - و فشارهای دشمن خارجی و تبلیغات معاویهصفت رسانههایشان، و با اینکه هنوز امامش را ندیده که دست در دست او بگذارد، در این وانفسای غیبت، بر اساس توصیههای همان امامان، حرکت خود را آغاز کرده و دست خود را در دست نایب عام ایشان گذاشته، و بر عبور از این گردنه اصرار دارد؛ و لذاست که سختیهای آن را تحمل کرده است؛ بدین امید که برسد روزی که دستش را در دست خود امام بگذارد.
اما آیا همچنان پای سختیهای این گردنه میایستند؟
تاریخ قضاوت خواهد کرد.