📌 فهرست دسترسی سریع (نکات ادبی):
الْإِنْسانَ
قبلا اشاره شد که برخی «انسان» را از ماده «نسی» دانستهاند.
جلسه94 http://yekaye.ir/ta-ha-020-115/
اما همچنین توضیح داده شد که اغلب، کلمه «إنسان» را از ماده «أنس» و هممعنی «إنس» دانستهاند که جمع آن «اَناسِيّ» (فرقان/۴۹) و «أُناس» (اعراف/۸۲) میباشد.
ماده «أنس» را در اصل به معنای ظهور و آشکار شدنی که همراه با آرامش باشد دانسته و گفتهاند به «إنسان» در مقابل «جنیان»، «إنس» میگویند، چون آنها مخفیاند و نمیشود با آنها مأنوس شد و احساس آرامش کرد؛ اما انسان آشکار است و میتوان با او أنس گرفت. به تعبیر دیگر، این ماده دلالت میکند بر نزدیک شدن همراه با ظاهر و آشکار شدنی است به منظور رسیدن به انس و آرامش میباشد. در واقع، «اُنس» نقطه مقابل «نفرت» و «وحشت» است؛ و به امر منسوب به انسان، و هر چیزی که در جانب انسان باشد [و آرامش به همراه بیاورد] «إِنْسِيّ» میگویند که چیزی که نقطه مقابل باشد «وحشيّ» گفته میشود.
جلسه۵۴۲ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-53/
چون در آیه بعد استثنایی از انسان صورت گرفته است، بسیاری از مفسران کلمه «الانسان» در این آیه در معنای جمع (به معنای عموم انسانها) دانستهاند (مجمع البيان، ج10، ص815) و از این رو آن را اسم جنس قلمداد کردهاند که دلالت بر نوع انسان میکند، و از این جهت شامل همه انسانها میشود. (البحر المحيط، ج10، ص539؛ المیزان، ج20، ص356)
البته در برخی احادیث این انسان را شخص معینی معرفی کردهاند (مثلا: جلسه قبل، حدیث2) و بر این اساس، برخی احتمال دادهاند که «الف و لام» انسان، الف و لام عهد باشد (یعنی «آن انسان») و اشخاص متعددی را به عنوان مصداق چنین شخصی نام برده و روایت کردهاند که آنان میگفتند :همانا محمد ص در زیان است؛ و خداوند سوگند یاد کرد که خودشان در زیاناند» (مفاتيح الغيب، ج32، ص279)۱
خُسْرٍ
قبلا بیان شد که ماده «خسر» است در اصل دلالت بر نقصی دارد که بر سرمایه انسان وارد شود؛ خواه سرمایه مادی (مال التجاره) ویا سرمایه وجودی و جان خود آدمی؛ و در قرآن کریم از ۶۵ مورد استفاده از مشتقات این ماده، تنها سه موردش در معنای ضرر مادی به کار رفته است (أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرينَ؛، شعرا/۱۸۱؛ وَ أَقيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْميزان، الرحمن/۹؛ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُون، مطففین/۳). معادل فارسی آن، «زیان» و در نقطه مقابل «سود» (ربح) است و از این جهت با «ضرر» که در مقابل «نفع» است، متفاوت میباشد.
برخی توضیح دادهاند که در زبان عربی برای از دست دادن سرمایه دو تعبیر به کار میرود: وقتی مقدار محدودی از سرمایه را از دست داده باشد «وضیعة» میگویند و وقتی کل سرمایه را ضرر کرده باشد «خسران» میگویند (هرچند کمکم خسران در مورد «مقداری از سرمایه» هم به کار رفته است)؛ و ظاهرا به همین جهت است که اصل خسران را هلاکت هم دانستهاند.
جلسه ۲۴۳ http://yekaye.ir/al-aaraf-7-22-2/
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
این تعبیر، حاوی تاکیدات فراوانی است. واضح ترین این تاکیدات عبارتند از:
بیان مطلب در قالب جمله اسمیه،
آوردن حرف إنّ،
آوردن لام مزحلقه (إعراب القرآن الكريم، ج3، ص467) که برخی آن را لام قسم هم دانستهاند (الجدول في إعراب القرآن، ج30، ص400)
تنوین «خسر»، که آن را تنوین دال بر تعظیم (عظیم شمردن واقعه) و یا تنویع (انواع مختلف خسران) دانستهاند. (المیزان، ج20، ص356)۲
اختلاف قرائت
در مصحف ابنمسعود عبارت «و أَنَّهُ فِيهِ إِلَى آخِرِ الدَّهْرِ» نیز در ادامه این آیه قرائت میشده و و نیز در برخی نقلهایی که از امیرالمومنین ع، ابنعباس، و امام صادق ع ذکر شده، آنها نیز گاه آیه را بدین صورت قرائت کردهاند، که این تعبیر یکی از مصادیق اختلاف قرائات میباشد. (مجمع البيان، ج10، ص815۳؛ تفسير القمي، ج2، ص441۴؛ الدر المنثور، ج6، ص392۵)
توضیحی درباره دامنه اختلاف قرائات
قبلا درباره اختلاف قرائات توضیحاتی گذشت و بیان شد که این قرائات متعدد همگی از جانب جبرئیل بر شخص پیامبر ص نازل شده است؛ بویژه در جلسه 660 http://yekaye.ir/al-kahf-18-79/
چنانکه اشاره شد عثمان در جریان یکسانسازی مصاحف، دستور داد سایر مصاحف را – که مشتمل بر قرائات دیگر قرآن بود- بسوزانند و نابود کنند. اینمسعود از کسانی بود که بشدت در مقابل این جریان ایستاد. وی با اینکه مصحف تهیه شده توسط عثمان را به عنوان اینکه مشتمل بر برخی از قرائات است، قبول داشت (و برای همین در سلسله قرائات سبعهای که امروزه برای ما متواتر است، نام وی بارها شنیده میشود)، اما خودش هم قبل از آماده شدن مصحف عثمان، مصحفی بر اساس برخی دیگر از قرائاتی که از پیامبر ص شنیده بود آماده کرده بود که آن را هم تعلیم میداد، به طوری که به نقل اعمش، در کوفه تا قبل از آمدن حجاج بن یوسف ثقفی، قرائت ابنمسعود بسیار رایجتر از قرائت مصحف عثمانی (که اکنون در دست ماست) بود؛ و همچنین نسخههایی از آن تا قرن سوم و چهارم در دست بسیاری از مسلمانان باقی بود؛ که با اقدامات ابنمجاهد با پشتوانه حکومتی، عملا این نسخهها محو و از دسترس بیرون آمد؛ با این حال بسیاری از مفسران، در کتب تفسیری خود، مواردی از قرائت وی را آوردهاند که این مورد، یکی از آنهاست که در بسیاری از کتب تفسیری شیعه و سنی ذکر شده است. و شیعیان مستقلا این عبارت را از امیرالمومنین ع و امام صادق ع به عنوان یکی از قرائات نقل کرده اند. متاسفانه در دو سه قرن اخیر و به خاطر رواج صنعت چاپ، یکسانسازی مصاحف شدیدتر شد و حتی در میان بزرگان نیز فهم نادرستی از این قرائات شکل گرفت تا حدی که برخی به غلط اینها را به عنوان روایات تحریف قرآن قلمداد کردند؛ و متاسفانه برخی از اهل سنت هم از این فضا حداکثر سوءاستفاده را کردند و شیعه را به خاطر همین روایات به تحریف قرآن متهم کردند؛ در حالی که روایاتی اینچنین بسیار بیش از آنکه در متون حدیثی و تفسیری شیعه آمده باشد در متون حدیثی و تفسیری خود اهل سنت موجود است.