📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»
در اسلام، رعایت حال والدین و اطاعت از آنها بقدری اهمیت دارد که تنها جایی که اطاعت از آنها لازم نیست، جایی است که در مقابل خدا و اطاعت از او بایستند.
آیا تا به حال، میزان احترام به والدین را به عنوان یکی از شاخصهای اصلی دینداری، جدی گرفتهایم؟
2) «إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ... فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
نفرمود: «اگر تلاش کنند که به خدا شرک بورزی، از آنها اطاعت نکن»
بلکه فرمود: «اگر تلاش کنند که چیزی را که بدان علم نداری، شریک خدا قرار دهی، از آنها اطاعت نکن.»
چرا؟
الف. نشان دهد که دعوت آنها به شرکورزی، از باب دعوت به جهل و بیخِرَدی است و خداوند در جای دیگر دستور داده که دنبال جهل نروید و از غیر علم پیروی نکنید: «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ: در جایی که علم نداری، نایست» (إسراء/38) و تعبیر پایانی آیه که اشاره کرد به «آگاه کردنتان» بدانچه عمل میکردهاید، نیز موید همین است که آن کار بدون علم را انجام ندهید که من در روز قیامت شما را از باطنِ باطل و پوچ شرکورزی آگاه میکنم. (المیزان، ج16، ص104)۱
ب. این شدت اصرار اسلام بر آزادی اندیشه را نشان میدهد. یعنی اگر هم به تو میگویند به خدا شرک نورز، نه اینکه یک تحمیل عقیده باشد؛ بلکه چون با اندیشه و علم نمیتوانی چیزی را در عالم بیابی که واقعا با خدا شریک باشد، پس چنین چیزی را پیروی نکن.
ج. شدت اصرار اسلام بر پیروی از علم (دینداری عالمانه) را نشان می دهد. میفرماید چون این مطلب کاملا برخلاف علم و عقل است، از آن پیروی نکن؛ یعنی اگر واقعا میشد دلیلی آورد و علم پیدا کرد که چیزی شریک خداست، آنگاه اگر شرک میورزیدی، اشکالی نداشت.
د. اهمیت تحقیقی بودن (مبتنی بر باور صحیح معرفتی بودن) اصول دین را میرساند: مساله توحید، دایرمدار علم و شناخت است؛ و این که نباید شریکی برای خدا قبول کرد، چون شرک، باوری است که هیچ پشتوانه معرفتی ندارد.
ه. ...
3) «فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
چه ارتباطی هست بین اینکه «از والدینت در مورد شرکورزی اطاعت نکن»، و اینکه «سرانجام و برگشت همه شما به سوی من است»؟
الف. ظاهرا اصرار فراوان بر رعایت دستور والدین، ناشی از نقشی است که آنها در پیدایش و ورود ما به دنیا داشتهاند؛ که این نقش حق عظیمی برای آنان در قبال ما ایجاد میکند؛ و گویی شباهتی دارد با مبدئیت خداوند برای پدید آمدن ما، که به همین جهت از دستورات آنها هم پیروی کنیم.
اگر چنین باشد؛ آنگاه شاید آیه میخواهد بگوید که اگرچه آنها در پیدایش شما دخیل بودهاند؛ اما آنچه معیار اصلی پیروی کردن است، آن است که بازگشت و سرانجام نهایی شما به سوی او باشد.
ب. ...
4) «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ ... جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي»
چرا ابتدا بحث از متکلم معالغیر (وَصَّيْنَا: ما اندرز دادیم) به متکلم وحده (تُشْرِكَ بي: به من شرک بورزی) و از غایب (انسان) به مفرد مخاطب (تو) تغییر سیاق داد؟ (و به انسان اندرز دادیم؛ با تو درکوشند که به من شرک بورزی)
الف. در خطاب قرار دادن، صراحت و تاکید بیشتری حاصل میشود (المیزان، ج16، ص104)
ب. ...
5) «إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
بالاخره بازگشت ما به کسی است که نهتنها از باطن و حقیقتِ همه کارهای ما باخبر است، بلکه این آگاهیاش را به ما نشان خواهد داد و خواهیم فهمید که چیزی از علم او فروگذار نشده است؛
اگر این را جدی بگیریم، برای تکتک کارهایی که انجام میدهیم حساب باز میکنیم و آماده محاسبه میشویم.
ثمره اخلاقی
کسی که این را جدی بگیرد که حقیقت همه اعمالش نزد خداوند آشکار است و موقفی فراخواهد رسید که این را به خود ما نشان میدهند؛ آیا مراقبه و محاسبه را در تکتک اعمال و رفتارش جدی نمیگیرد؛ و اگر همین جا حساب کرد و دید اوضاع خراب است، به اصلاح آن برنمیآید.
واقعا آیا ما خدا و سرانجام نهاییمان را جدی گرفتهایم؟! و آیا برای آن صحنه آمادهایم؟
آیا اساساً آمادهایم؟
آیا همینها دلایل کافی نیست که چرا هنوز ظهور رخ نداده است؟
6) «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ... فَلا تُطِعْهُما»
احسان و نيكی به والدين، بدون قيد و شرط است. «حُسْناً» (شرطِ نژادی، سِنّی، منطقهای، علمی، اجتماعی، سياسی، اقتصادی و ايمانی ندارد، حتّی اگر كافر و مشرك باشند، بايد احسان كرد.) اما اطاعت از والدين، مشروط به آن است كه انسان را از خدا دور نكنند. (تفسير نور (قرائتی)، ج9، ص116)
7) «جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي»
این یک واقعیت است که برخی والدين منحرف برای انحراف فرزندان، كوشش میكنند. (تفسير نور، ج9، ص116)
8) «جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ... فَلا تُطِعْهُما»
فرزندان بايد قدرت انتخاب تفكّر صحيح را داشته باشند. (تفسير نور، ج9، ص116)
9) «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»
حکایت
ابنشهر آشوب از برخی از کتب اهل سنت روایت کرده است:
روزی امام حسین ع از نزدیک عبدالله، پسر عمروعاص، عبور میکرد. عبدالله به اطرافیانش گفت: هرکس دوست دارد به محبوبترین اهل زمین در میان آسمانیان بنگرد، به این شخصی که عبور میکند بنگرد؛ و البته من از آن شبهای جنگ صفین تاکنون با او سخن نگفتهام.
ابوسعید خدری او را نزد امام حسین ع آورد. امام حسین ع به او گفت: آیا می دانی که من محبوبترین زمینیان نزد آسمانیان هستم و با این حال بود که در جنگ صفین تو و پدرت با ما میجنگیدید؟ در حالی که به خدا سوگند پدرم [که جنگ شما علیه او بود] قطعا از من بهتر بود.
او بهانه آورد و گفت: همانا پیامبر ص فرموده بود که از پدرت اطاعت کن.
امام حسین ع فرمود: آیا سخن خداوند متعال را نشنیدهای که میفرماید: «و اگر با تو درکوشند که با من شریک گردانی چیزی را که بدان علم نداری، از آنان اطاعت مکن» و نیز این سخن رسول خدا ص را که: «همانا اطاعت کردن در امور شایسته است» و نیز اینکه «اطاعت کردن از مخلوق در جایی که معصیت خالق باشد، نارواست»؟
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص73
رَوَاهُ الطَّبَرِيَّانِ فِي الْوَلَايَةِ وَ الْمَنَاقِبِ وَ السَّمْعَانِيُّ فِي الْفَضَائِلِ بِأَسَانِيدِهِمْ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَجَاءٍ وَ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ أَنَّهُ مَرَّ الْحُسَيْنُ عَلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَی أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَی أَهْلِ السَّمَاءِ فَلْيَنْظُرْ إِلَی هَذَا الْمُجْتَازِ وَ مَا كَلَّمْتُهُ مُنْذُ لَيَالِي صِفِّينَ فَأَتَی بِهِ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ إِلَی الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ الْحُسَيْنُ أَ تَعْلَمُ أَنِّي أَحَبُّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَی أَهْلِ السَّمَاءِ وَ تُقَاتِلُنِي وَ أَبِي يَوْمَ صِفِّينَ وَ اللَّهِ إِنَّ أَبِي لَخَيْرٌ مِنِّي فَاسْتَعْذَرَ وَ قَالَ إِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ لِي أَطِعْ أَبَاكَ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی وَ إِنْ جاهَداكَ عَلی أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ وَ قَوْلُهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ.