📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ ...»
چرا در این آیه عبارت «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ» را در کنار بحث نماز آورد؟
الف. در این آیه، بعد از ذکر داستانهای امتها و اینکه شرکورزیدن و ارتکاب فحشاء و منکر چه بلایی بر سر آنان آورد، دستور به تلاوت وحی و اقامه نماز داده، زیرا که تلاوت وحی نیز به خاطر بهرهمندی از حکایتها و عبرتها و موعظهها و وعد و وعیدها، در کنار نماز، از بهترین امور بازدارنده از شرک و ارتکاب فحشاء و منکر است. (المیزان، ج16، ص133)
ب. قرآن خواندن و نماز خواندن دو طرف ارتباط انسان و خداست (چنانکه گفتهاند وقتی میخواهی خدا با تو سخن بگوید قرآن بخوان و وقتی میخواهی تو با خدا سخن بگویی نماز بخوان)
ج. ...
2) «أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»:
وقتی دستور به اقامه نماز آمده، بلافاصله یکی از ثمرات آن اشاره شده است: نماز را برپادار که نماز از فحشاء و منکر بازمیدارد. اگر توجه کنیم که نماز بارزترین مصداق یک عمل تعبدی است، این تعبیر نشان میدهد که در اسلام، حتی تعبدیترین اعمال هم حکمت و فلسفهای دارند و درصدد تامین مصلحتی برای زندگی انسان هستند.
به تعبیر دیگر، تعبدی بودن واجبات، به معنای بیضابطه و بیمنطق بودن آنها نیست.
3) «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»:
چرا نماز، مانع و بازدارنده از فحشاء و منکر است؟
الف. «فحشاء» به معنای امر کاملا زشت و ناشایست است درست نقطه مقابل نماز که تماما ارتباطی زیبا با خدا و ثناگویی خالق متعال است. جهتگیری و میل به سوی خالق متعالی مستلزم دوری از تمایلات به امور زشت و ناپسند است. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج9، ص36)
ب. چون:
از طرفی نمازهای پنجگانه با تلقینهای مکرر انسان را دائما به یاد خدا و آخرت و جزای عمل و ... میاندازد و کسی که به خدا توجه کند از ارتکاب فحشاء و منکر میپرهیزد؛
و از طرف دیگر، خود نماز که یک رابطه قلبی با ساحت کبریایی است [که این رابطه، با تقویت معنویت در انسان، از میل به گناه میکاهد]؛
و از طرف سوم، نماز مشتمل بر رعایت طهارت و حقالناس و مولفههای تربیتی فراوانی است که توجه مکرر به آنها، کمکم انسان را به توجه به این امور در کل زندگی فرامیخواند. (المیزان، ج16، ص133-134)
ج. چون نماز خواندن دلیلی ندارد جز اطاعت از دستور خدا؛ و دستور خدا هم نشاندهندهی خواستهی خداست. پس با انجام نماز، ما مصداقی از خواستههای خدا را در عالم محقق میکنیم و از آنجا که خواسته خدا، از خدا جدا نیست، با نماز (و هر دستور واجب دیگری) به خدا وصل میشویم (اصطلاحا: فنای در مقام فعل) (این خلاصه برهانی است که علامه طباطبایی در رساله الوسائط درباره چگونگی تاثیر واجبات در تقرب انسان آوردهاند) و اتصال به خدا انسان را از هر امر زشت و ناپسندی دور میسازد.
د. ...
شبهه
چگونه این آیه میفرماید که نماز بازدارنده از فحشاء و منکر است، در حالی که همه ما افرادی را میشناسیم که نماز میخوانند اما کارهای زشت و ناشایست هم انجام میدهند؟
الف. بسیاری از نمازها فقط ظاهر نماز را دارد. یعنی نماز به اندازهای که واقعا نماز باشد، انسان را از ارتکاب بدیها بازمیدارد. (مجمعالبیان، ج8، ص448) (همچنین احادیث 1 و 2)
ب. نماز خاصیت بازدارندگی دارد، اما گاه تا این خاصیت در انسان اثر کند طول میکشد (مجمعالبیان، ج8، ص448) (همچنین حدیث3)
ج. این آیه «اقتضای نماز» را نشان میدهد نه اینکه نماز «علت تامه» باشد؛ یعنی این یک عامل موثر در زندگی انسان است و عوامل و موانع دیگری هم در تصمیمگیری انسان وجود دارد که چهبسا گاه اثر این عامل را خنثی میکنند (المیزان، ج16، ص133-136) ۱
د. انسان مادام که حال و هوای نماز را در خود حفظ کرده، اثر این بازدارندگی را هم مشاهده میکند. (مجمعالبیان، ج8، ص448)
هـ . نماز حتی در همین افراد هم تا حدودی مانع شده است. باید حال شخصی را که نماز میخواند و گناهانی انجام میدهد با حال خود همان شخص در نظر بگیریم که اگر نماز نمیخواند چه گناهانی میکرد.۲
و ...
4) «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»:
قبلا درباره اینکه یک لفظ ممکن است در چند معنا به کار رود که همگی صحیح باشند، توضیحاتی ارائه شد. عبارت «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» مصداق بارز چنین الفاظی است که دیدگاههای متعددی از جانب مفسران درباره مراد از آن آمده، که همگی میتوانند صحیح باشند. این دیدگاهها عبارتند از :
الف. الله در نقش فاعل «ذکر» باشد:
- اینکه خداوند شما را با رحمت خود یاد میکند بزرگتر است از آنچه شما او را یاد میکنید (ابن عباس و سلمان و ابن مسعود و مجاهد) (مجمعالبیان، ج8، ص448)
- اینکه خدا در هنگام نماز به یاد بنده است و به او توجه دارد بیش از آن است که بنده در نمازش به خدا توجه دارد (أبي مالك) (مجمعالبیان، ج8، ص448)
ب. الله در نقش مفعول «ذکر» باشد:
- اینکه بنده خدا را یاد کند از جمیع اعمال او برتر است (سلمان في رواية أخرى و ابن زيد و قتادة و أبي الدرداء و معاذ بن جبل) (مجمعالبیان، ج8، ص448) به تعبیر دیگر، ذکر خدا برترین کار ممکن است، چه در نماز و چه در غیر نماز؛ در نماز، از این جهت که همه اعمال نماز حرکاتی است که اگر ذکر نباشد هیچ خاصیتی ندارد؛ و در غیر نماز هم این ذکر خداست که مانع هر گناهی میشود و انسان را به سوی ملکوت بالا میبرد. (ابنعطیه) (البحر المحيط فی التفسیر، ج8، ص360)
- نماز بازدارنده از فحشاء و منکر است اما یاد خدا که حاصل نماز است، اثرش بیشتر از این است (زیرا هم مانع از فحشاء و منکر میشود و هم عاملی برای تقرب انسان به سوی خداست) (المیزان، ج16، ص136)
- بزرگترین چیز در بازداشتن انسان از فحشاء، این است که انسان پروردگار خویش و امر و نهیهای او و آنچه از ثواب و عقاب آماده کرده، که انسان را به طاعت و اجتناب از معصیت میکشاند، را به یاد داشته باشد که این از هر لطفی بزرگتر است. (مجمعالبیان، ج8، ص448) به تعبیر دیگر، ياد خدا، براى جلوگيرى از فحشا و منكر، بالاتر از هر اهرم ديگر است. (تفسير نور، ج7، ص150)
-ذکر خدا که همان تسبیح و تقدیس و لا اله الا الله گفتن است بزرگتر و سزاوارتر است که انسان را از فحشاء و منکر بازدارد (الفراء) یعنی کسی که به یاد خداست سزاوارتر است که این ذکرش او را از ارتکاب فحشاء و منکر بازدارد. (مجمعالبیان، ج8، ص448)
- ياد خدا (و حضور قلب)، بالاتر از ظاهر نماز است. (تفسير نور، ج7، ص150)۳
- با توجه به اینکه در آیات دیگر «ذکر الله» را کنایه از نماز به کار برده است (جمعه/9) [و فلسفه نماز را ذکر الله معرفی کرده است: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» (طه/14)] در اینجا هم ذکر الله کنایه از خود نماز است و میخواهد بفرماید نماز برترین کار است. (الکشاف، ج3، ص457)۴
- ذکر خدا در نماز برتر از ذکر خدا در غیر نماز است (البحر المحيط في التفسير، ج8، ص360)
5) «وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»:
اینکه خدا میداند چه میسازید، هشداری است به اینکه مراقب کارهای خود باشید (المیزان، ج16، ص137)
اما چرا به جای «وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَفْعلون: خدا میداند چه میکنید» فرمود: «خدا میداند چه میسازید»؟
علیالقاعده این تعبیر، به جای تاکید بر خود عمل، بر آنچه ثمره عمل ماست تاکید دارد؛ لذا:
الف. شاید اشارهای است به «تجسم اعمال» یعنی عمل ما صرفا یک کاری نیست که انجام و تمام شود. بلکه ما با اعمال خود، واقعیاتی را در عالم رقم میزنیم و ایجاد میکنیم که در روز قیامت همه آنها نزد ما ظاهر خواهد شد.
ب. چهبسا تاکیدی است بر اینکه ما اساسا با عمل خود، خودمان را میسازیم.
ج. ...