آن گونه که برخی از مفسران توضیح دادهاند آن گونه که از ابتدا و انتها و سیاق آیاتی که در این بین آمده فهمیده میشود، ظاهرا غرض اصلی سوره عنکبوت تبیین این واقعیت مهم است که ایمان آوردن صرفا به ادعا کردن نیست؛ بلکه اگر کسی ایمان آورد او را در فتنهها و آزمایشهای سنگینی قرار میدهند تا مومن حقیقی از مدعی دروغین بازشناخته شود و این امتحان و ابتلاء یکی از سنتهای رایج خداوند در تمامی امتها بوده است. (المیزان، ج16، ص199-200)
این مطلب بیش از هرجا در همین 11 آیه ابتدایی این سوره نمود و بروز دارد. صورت مساله این است که مبادا گمان کنید که رسیدن به ایمان واقعی بدون در فتنه افتادن، شدنی است؛ یعنی اگر وارد وادی ایمان میشوید خودتان را برای قرار گرفتن در آزمونهای دشوار آماده کنید و جز به لقاءالله به چیزی دل نبندید؛ و این یک واقعیت مسلم است که در این آزمونها ریزشها و رویشهایی در کار خواهد بود که راستگو و دروغگو، مومن واقعی و منافق، را نمایان میسازد.
جالب اینجاست که در مورد دروغگو و منافق صریحا از اسم فاعل استفاده کرد، یعنی کسانی که مدعی دروغیناند، همیناند که هستند؛ اما در مورد نقطه مقابل آن، از ضمیر موصول و فعل (الذین صدقوا، الذین آمنوا) استفاده کرد، شاید براین اینکه نشان دهد کسانی که راستگو و مومناند، فعلا این گونهاند! اما چهبسا در آزمونهای بعدی زمین بخورند.
بعد از این تذکر عمومی به وقو ع قطعی فتنه در جامعه ایمانی و لزوم جدی گرفتن مرگ و لقاءالله در زندگی برای غلبه کردن بر فتنهها، هم تصویری کلان از این دو گروه ارائه داد و هم دو عرصه مهم فتنه را برشمرد:
تصویری کلان ارائه داد از صبر و تحمل مومنان و اجر فراوانی که از این استقامت میبرند؛ و نیز سستبنیادی منافقان که آزار و اذیت در راه دین را همچون عذاب خدا غیرقابل تحمل قلمداد میکنند و و فقط هنگام خوشی همراهند؛
و دو عرصه مهم از فتنههایی که از جانب گمراهان دامنگیر مومنان میشود، را چنین معرفی کرد: گاه حتی از جانب نزدیکترین و ظاهرا دلسوزترین کسان (والدین شخص) بر او فشار میآورند که بیدینش کنند؛ و گاه از راه عمیقترین دغدغهها و درونیترین حالات انسانی وارد میشوند و مدعی میگردند که «خلاف دین رفتار بکنید؛ مسئولیتش با ما».
اگر توجه کنیم که در روایات بر فتنههای آخرالزمان تاکید شده، شاید بتوان گفت که این آیات میتوانند مسیر انقلاب اسلامی ما تا ظهور را ترسیم کنند.