📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حينٍ»
مرجع ضمیر «این» و به تَبَع، منظور از عبارت «شاید "این" فتنهای برای شما باشد و متاعی محدود» چیست؟
الف. اشاره است به اعلام خطری که پیامبر ص انجام داد؛ یعنی شاید آنچه به گوش شما رساندم و به شما اعلام کردم، برای امتحان شما باشد تا معلوم شود که واقعا چکارهاید و مدتی به شما مهلت میدهد تا باطن خود را در این دنیا آشکار کنید (المیزان، ج14،ص333)۱
ب. اشاره است به دنیا، یعنی شاید این دنیا فتنه و متاعی محدود برای شماست (حسن بصری؛ به نقل از مجمع البيان، ج7، ص108) ظاهرا این برداشت با توجه به این است که هنگام هبوط آدم، از زندگی و درنگ در دنیا به عنوان «متاع الی حین» یاد شده است. (بقره/36 http://yekaye.ir/al-baqarah-002-036/ و اعراف/24 http://yekaye.ir/al-aaraf-7-24/ )۲
ج. اشاره است به مهلتی که به آنها داده شده است؛ یعنی شاید این تاخیر عذاب، امتحان و ابتلایی است که چهبسا از موضعتان برگردید. (به نقل از مجمع البيان، ج7، ص108)
د. ...
2) «لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حينٍ»
یک وضعیت واحد را در آن واحد، هم «فتنه» (آزمایش و ابتلای دشواری که بسیاری میلغزند) دانست و هم «متاعی محدود» (یعنی کالایی که تا زمانی به کار میآید) (یکبار دیگر حدیث سوم را مطالعه کنید)
نهتنها وضعیت غلبه کفار بر مسلمانان در دوره مکه (که ظاهر آیه ناظر به آن است)، بلکه، در احادیث معصومین ع، جریان سقیفه و کنار زدن امیرالمومنین ع (إرشاد القلوب، ج2، ص312) ۳، صلح امام حسن ع و حکومت معاویه (حدیث1) و چهبسا سختیهای آخرالزمان (حدیث2) مصداق این وضعیت قلمداد شدهاند.
شاید در کنار هم قرار گرفتن این دو تعبیر، میخواهد نشان دهد که وضعیتهای بسیار دشواری که در جامعه دینی پیش میآید، اگرچه واقعا مطلوب نیست و حاکی از نقطه ضعف مهمی در میان مسلمانان دارد (مانند کنار گذاشته شدن امیرالمومنین ع و امام حسن ع از حکومت، و غیبت امام زمان ع) اما بر همین وضعیت از منظر الهی، بهرهوریهایی مترتب است، که اگر آن نبود، این هم حاصل نمیشود (حداقلش، جدا شدن مرزهای حق و باطل).
یعنی همان مضمون آیه214 سوره بقره، که گاهی چیزی را خوش نمیدارید اما خیر شما در آن است؛ یا به تعبیر معروف «الخیر فی ما وقع»
3) «وَ إِنْ أَدْري لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حينٍ»
هم فتنه است و هم بهرهوریای محدود؛ اما جالب اینجاست که بهرهوریای که در کار است را با تعبیر مبهم «الی حینٍ»، محدود کرد و صرفاً نفرمود: فتنهای هست و بهرهوریای. چرا؟
الف. شاید میخواهد نشان دهد که اصرار بر اصل محدودیت است، نه تعیین پایان آن؛ همان گونه که مرگ هم اگرچه یک نقطه پایان است، اما زمانش نامعلوم است؛ و همینطور قیامت.
همه اینها یک تذکر مهم دارد: به یاد داشته باشیم که «بهرهوری افراد در این فتنهها، محدود و تمام شدنی است».
به قول حافظ:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh179/
ب. شاید به علاوه، میخواهد نشان دهد که بالاخره مدتی برای بهرهوری فتنهگران در کار خواهد بود؛ یعنی همان سنت استدراج (مهلتی که خداوند به بدکاران میدهد تا باطن خود را کامل عیان کنند) : «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً» (آلعمران/178) ، «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ» (أعراف/182) و «فَذَرْني وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَديثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون» (قلم/44)
ج. شاید میخواهد نشان دهد که اگر بهرهوری صحیحی هم از فتنهای در کار باشد (تدبر2) حتما محدود است.
د. ...
4) «وَ إِنْ أَدْري لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حينٍ»
چرا صریحا نفرمود که این وضعیت، فتنه و متاعی محدود برای شماست و با دو تعبیر « إِنْ أَدْري: نمیدانم» و « لَعَلَّ: شاید» قطعیت این مطلب را کمرنگ کرد؟
الف. شاید از این جهت که در زمینه باطل، امیدواریای برای کسی ایجاد نشود که حتما میتواند از وضعیت فتنهآمیز، بهره و متاعی ببرد. چنانکه در آیه 109 هم نفرمود حتما تحقق این وعدهها دور است؛ بلکه فرمود: نمیدانم تحقق این وعدهها نزدیک است یا دور.
ب. ...
5) «وَ إِنْ أَدْري لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حينٍ»
حکایت
فضل بن ربيع (وزیر هارونالرشید) میگوید:
شبى را با یکی از كنيزان خود خفته بودم چون نصف شب برآمد صدای باز شدن در را شنيدم و اين مرا بوحشت آورد كنيزك گفت شايد اين صدای باد باشد. چیزی نگذشت ديدم يكى از ملازمان هارون كه مسرور كبير نام داشت داخل شد و بدون اینکه حتی سلام کند، گفت امير تو را احضار نموده او را اجابت كن. من از جان خود مأيوس شدم و نزد خود گفتم كه اينکه مسرور بدون اذن داخل شده و سلام نكرد، منظورى ندارد جز كشتن من! من جُنُب بودم و جرأت نكردم كه حتی برای غسل کردن او را معطل کنم. برخاستم و جامههاى خود را پوشيدم و با مسرور بيرون آمدم و وارد قصر هارون شدم و بر او در حالی که در بستر خواب دراز کشیده بود، سلام كردم. جواب سلامم را دارد و گفت: ترسیدی؟!
گفتم بلى يا امير المؤمنين! اندکی سکوت کرد و گذاشت تا آرام شوم. سپس گفت برو در زندان، و موسى بن جعفر ع را بيرون آور و سى هزار درهم و پنج خلعت و سه مركب سوارى به او بده؛ و او را مخير كن ميان ماندن در نزد ما ویا كوچ كردن به هر شهرى كه دوست دارد.
گفتم يا امير المؤمنين امر ميكنى به آزاد كردن موسى بن جعفر؟
گفت بلى.
تا سه مرتبه تكرار كردم گفت بلى، سپس گفت: واى بر تو میخواهی كه تا من پیمان شکنی كنم؟
گفتم يا امير المؤمنين کدام پیمان؟
گفت من اینجا خوابیده بودم که ناگهان شخص سياه و غولپیکر موهای سرم را گرفت و روی سينهام نشست و حلقوم مرا گرفت و گفت موسى بن جعفر (ع) به ظلم زندانی کردهای؟
گفتم او را رها ميكنم و مىبخشم و خلعتش ميكنم. پس، از من عهد و ميثاقی گرفت و از روى سينهام برخاست و نزديك بود كه جانم بدر آید.
فضل بن ربيع گويد كه من از نزد هارون بيرون آمدم و خدمت موسى بن جعفر (ع) رسيدم و او در حبس بود و من او را ديدم كه نماز ميگذارد نشستم تا اينكه سلام نماز را گفته و سلام امير المؤمنين را به او رسانيده و او را اعلام كردم بآنچه مرا امر کرده بود و آن هدایا را هم به ایشان دادم.
پس از آن فرمود كه اگر مأمورى بچيزى غير از اين چنان كن.
گفتم نه بحق جدت رسول اللَّه كه من مأمور نيستم مگر به همین کارها.
فرمود من نیازی به اين خلعت و مركب و مال، که آغشته به حقالناس است، ندارم.
گفتم ترا قسم بخداوند ميدهم كه اينها را رد مكن، که بر من خشم آورد.
فرمود با آنها خودت هر چه میخواهی بکن.
پس من دست او را گرفته و او را از زندان بيرون آوردم و گفتم يا ابن رسول اللَّه به من بگو چه چیزی موجب شد خبر بده مرا كه چه چيزی موجب شد که یکدفعه چنین در نظرش محترم شوی و مرا مامور چنین برخوردی با تو کند؟
فرمود شب چهارشنبه پيغمبر را در خواب ديدم كه فرمود اى موسى تو محبوسى و مظلوم؟
گفتم بلى يا رسول اللَّه محبوس و مظلومم. و سه مرتبه این را تکرار کرد. و آنگاه اين آيه شريفه را تلاوت كرد «وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ» و فرمود فردا را كه صبح ميكنى روزه بگير و پنجشنبه و جمعه را هم روزه بگير و در وقت افطار دوازده ركعت نماز ميگذارى و در هر ركعتى بعد از حمد دوازده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را ميخوانى و بعد از هرچهار ركعت سجده كن پس از آن بگو:
يَا سَابِقَ الْفَوْتِ وَ يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتٍ يَا مُحْيِيَ الْعِظَامِ وَ هِيَ رَمِيمٌ بَعْدَ الْمَوْتِ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ أَنْ تُعَجِّلَ لِيَ الْفَرَجَ مِمَّا أَنَا فِيهِ
پس من چنين كردم و این میبینی که شد.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص74۴