📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ»
خداوند هم سخنی را که آشکار گفته میشود، میداند و هم آنچه را که مخفی میکنند. اگر توجه کنیم که این آیه در ادامه تهدید کسانی بود که از تسلیم شدن در برابر حقیقت رویگردان شده بودند، شاید بتوان نتیجه گرفت که در این آیه دو گروه از کسانی که در مقابل خدا میایستند و از حق رویگردان میشوند، مد نظر است: کافران و مشرکان، که صریحا سخن کفرآمیز میگویند؛ و منافقان، که آن کفر را در درون خود مخفی میکنند.
2) «إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ»
در آیه قبل در مورد کسانی که از حق رویگردان شدهاند، فرمود که من نمیدانم وعده عذابی که به شما داده شده، دور است یا نزدیک؛ در این آیه میفرماید که اما خدا سخن آشکار و اقدامات مخفیانه شما را میداند.
از اينجا به دست میآيد كه منشا نزول عذاب بر كفار، هم آن طعنههايی بوده كه در ظاهر به اسلام میزدند، و هم آن نقشههايی كه پنهان میداشتند؛ گويی كه فرموده: اگر اينان مستحق عذاب شدند به خاطر اظهاراتی است كه عليه اين دعوت الهی كردند، و آن نقشههايی كه پنهان داشتند، پس ايشان را به آن عذاب تهديد كن، و ليكن از آنجايی كه تو اطلاعی از ظاهر و باطن آنان نداری، و نمیدانی كه جرمشان چقدر استحقاق عذاب دارد، و آيا استحقاق عذاب نزديك دارند، يا دور، لذا چنين علمی را از خودت نفی كن، و آن را تنها به خدای تعالی ارجاع بده. (المیزان، ج14، ص332؛ ترجمه، ص469)
3) «إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ»
خداوند هم وضع آشکار ما را میداند و هم پنهانکاریهایمان را. چرا که تمام اعضاء و جوارح ما هم ماموران اویند (حدیث1)؛ اگر چیزی را مخفی کنیم، از خودمان که نمیتوانیم مخفی کنیم.
"وقتی خداوند پنهانكاریها را میداند، ديگر توطئه و نفاق برای چيست؟" (تفسیر نمونه، ج7، ص510)
4) «إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ»
خداوند همه چیز ما را میداند. چرا در میان چیزهای مختلف، فقط به «سخن آشکار» و «اموری که پنهانکاری میکنیم» پرداخت؟
الف. شاید میخواهد به دو گروه اصلی مخالفان دین اشاره کند: کفار و منافقان. (تدبر1)
ب. شاید میخواهد به مجموعه کارهایی که مخالفان علیه اسلام انجام میدهند اشاره کند: موضعگیریهای علنی، و اقدامات پنهانی (تدبر2)
ج. شاید میخواهد به آسیبزاترین عرصههای اخلاقی اشاره کند که اگر به علم خدا در این دو عرصه توجه کنیم، تقریبا عموم مشکلات اخلاقی ما حل است: یکی عرصه زبان و دیگری عرصه مخفیکاری
ثمره اخلاقی
دو عرصه در انسان هست که اگر انسان خدا را در آن دو عرصه حاضر و ناظر ببیند، شاید عموم مشکلات اخلاقی وی حل شود:
1. بسیاری از گناهان به زبان و کلام برمیگردد، و اگر هر وقت میخواهیم سخن بگوییم در نظر آوریم که این سخن در محضر خدای ادا میشود که قضاوت روز قیامت به دست اوست، آنگاه آیا دیگر خبری از دروغ، غیبت، تهمت، عیبجویی، سخنچینی، شایعهپراکنی، و ... میماند؟
2. اغلب انسانها در مقابل انسانهای دیگر، غالبا حیا میکنند که مرتکب گناه شوند؛ لذا بسیاری از گناهان، گناهان در خلوت و همراه با پنهانکاری است؛ اگر هرگاه خواستیم پنهانکاری کنیم، یادمان باشد که کسی هست که نمیتوان از محضرش پنهان شد، آیا دیگر برای ما پنهان و آشکار تفاوتی میکند؟ و اگر انسانها در خلوت خویش، گناه نکنند، آیا در علن گناه خواهند کرد؟
د. ...