1) «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»
خداوند پیامبر را رحمتی برای جهانیان فرستاده است. این رحمت بودنش از چه جهتی است؟
الف. او پیامی آورد که راه رستگاری همه بشر تا قیامت را در اختیار جمیع انسانها قرار داد. (تفسير البيضاوي، ج4، ص111؛ تفسير الصافي، ج3، ص358) در واقع، او هدایتکننده به سوی خدا و رضوان اوست (البضاعة المزجاة۱، ج2، ص561)
ب. به خاطر شفاعت عظیمی است که او در روز قیامت انجام می دهد. (البضاعة المزجاة، ج2، ص561)
ج. تکالیف شریعت اسلام از همه شرایع الهی دیگر آسانتر است. (البضاعة المزجاة، ج2، ص561)
د. او رحمت بر مومن و کافر است؛ رحمت بودنش بر مومن در دنیا و آخرت که واضح است؛ اما رحمت بودنش بر کافر این است که او – برخلاف بسیاری از پیامبران که همراهشان عذابهای گوناگون و یا مسخ شدن رخ داد – با او هیچ عذابی بر کفار در دنیا نازل نشد. (ابنعباس، به نقل از مجمعالبیان، ج7، ص107)
ه. رحمت بودنش بر کافران از این جهت است که به هر حال پیام هدایت را برای آنها آورد. مانند اینکه کسی به همگان اطعام دهد؛ اما در این میان برخی با اینکه بر سر سفره حاضر شدهاند از غذا نخورند. در اینجا او به همه احسان نموده، هرچند اینها خودشان از آن احسان استفاده نکردهاند. (مجمعالبیان، ج7، ص107)
و. با آوردن دین او، زندگی عمومی بشر تغییر کرد و این تغییر برای همه افرادی که حتی مومن به اسلام نبودند هم اثر داشت. (المیزان، ج14، ص331) مثلا تمدن اسلامی که با آمدن اسلام در جهان شکوفا شد، جهش عظیمی در زندگی مادی بشر (در مقایسه با دوران جاهلیت پیش از اسلام) فراهم آورد که نهتنها کافرانی که در این سرزمینها میزیستند از آن بهرهمند شدند، بلکه حتی به اعتراف بسیاری از مستشرقان، انتقال علم از تمدن اسلامی، دست کم یکی از عوامل مهم جهش علمیای بود که در غرب پدید آمد.
ز. او بر بسیاری از دشمنانش رحم کرد که به آنها امان داد یا به جزیه بسنده کرد و چنین چیزی تا پیش از ایشان سابقه نداشت. (البضاعة المزجاة ، ج2، ص561)
ح. با دعای او عذاب استیصال از امتش برداشته شد. (البضاعة المزجاة ، ج2، ص561) [عذاب استیصال= عذاب بنیانکن که در امتهای قبل بسیار واقع شده بود]
و. ...
2) «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»
خداوند میفرماید: «تو را نفرستادیم جز رحمتی برای همه جهانها». واضح است که این رحمت، رحمتی از جانب خداست و پیامبر ص از خودش چیزی ندارد؛ پس، یعنی پیامبر ص واسطهای است که رحمت خدا را به همه جهانها و جهانیان میرساند.
این همان مفهوم واسطه فیض بودن و برخورداری از مقام شفاعت است که شیعه در مورد پیامبر اکرم ص و اهل بیت ع بدان باور دارد؛ و چنانکه میبینید – برخلاف تهمتهایی که علیه شیعه مطرح میکنند – بوضوح از ظاهر این آیه و بدون هیچگونه تأویلی فهمیده میشود.
بویژه اگر دقت شود که معنای دقیق «عالَمین»، «جهانها»ست که چون «الـ» بر سر آن آمده دلالت بر شمول کامل میکند (= همه جهانها) (المیزان، ج14، ص331)؛ پس هم همه جهانیان (ساکنان در جهان) را شامل میشود و هم خود جهانهای آفریده شده را.
در واقع، پیامبر ص رحمت را از خدا دریافت میکند و به همه جهانها منتقل میفرماید.
حتی فرشته مقرب درگاه الهی، حضرت جبرئیل ع نیز از این رحمت بهره میبرد. (حدیث1)
3) «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»
نفرمود: «اَرْسَلْناكَ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ: ما تو را رحمتی برای عالمین فرستادیم»؛ بلکه به حالت حصر تعبیر کرد و فرمود: «جز رحمتی برای عالمین نفرستادیمت».
این نشان میدهد هرآنچه از پیامبر اکرم ص به جهانیان میرسد، فقط رحمت است؛
پس:
الف. تمام دستورات پیامبر اکرم ص، و درواقع، تعالیم شریعت اسلام، حتی آنچه ما خوش نمیداریم و سختمان میآید، فقط و فقط رحمت است: «عَسی أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ بسا چيزی را ناخوشایند میداريد و آن برای شما خوب است، و بسا چيزی را دوست میداريد و آن برای شما بد است، و خدا میداند و شما نمیدانيد.» (بقره/216).
ب. تمام برخوردهای پیامبر ص با دیگران، حتی خشونت و قتلی هم که در جنگها بناچار در حق دشمنان خود روا میداشت، عین رحمت بر آنان بود؛ چرا که آنها با ماندن در زمین به گناهشان ادامه میدادند و عذاب خود در آخرت را سنگینتر و شدیدتر میکردند.
شبیه آن حکایتی که سعدی میگفت:
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عبادتها کدام فاضل تر است؟
گفت تو را خواب، نیمروز؛ تا در آن یک نَفَس خلق را نیازاری!
ظالمی را خفته دیدم نیمروز گفتم این فتنه است، خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است آن چنان بُد زندگانی، مُرده به
http://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab1/sh12/
ج. تمام سخنان پیامبر ص و تمام آیات قرآن، حتی آنجا که در مقام مواخذه و عتاب است، سراسر رحمت از جانب خداست.
د. ...
4) «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»
فرستادن پیامبر ص جز رحمت چیز دیگری ندارد.
در عین حال، ما در زندگی او غضب و خشم هم دیدهایم؛ پس تمام آن غضبها برخاسته از رحمت است.
در واقع، شاید بتوان گفت: پیامبر اکرم ص مظهر «يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه: ای کسی که رحمتت بر غضبت سبقت گرفته» میباشد؛ و هر غضبی هم که از او صادر شود، در یک نگاه عمیق، برخاسته از رحمت اوست.
بیهوده نیست که او را «پیامبر رحمت» میخوانند.
این مورد را در کانال نگذاشتم
5) «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ»
در مورد پیامبر ما گفته شد که او جز رحمت بر عالمین نیست؛ و در مورد حضرت نوح گفته شد که سلام بر نوح در میان عالمین (سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِي الْعالَمين؛ صافات/79)
ابنشهر آشوب در «مناقب آل أبي طالب عليهم السلام»،(ج1، ص214) مقایسهای بین حضرت نوح و پیامبر ما انجام داده است که شیرین است:
برای نوح، کشتی در آب روان شد و آن چیزی است که هم برای کافر و هم برای مومن روان میشود؛ اما برای حضرت محمد ص سنگ بر روی آب روان شد و حکایتش این است که ایشان بر لب برکهای بودند و پشت آن برکه تل عظیمی بود و عکرمه پسر ابوجهل گفت: ای محمد! اگر واقعا پیامبر خدایی از خدا بخواه که از صخرههای آن تل جدا شود و روی آب شناور عبور کند؛ پس حضرت دعا کرد و صخرهای روی آب شروع به حرکت کرد تا نزد ایشان رسید و حضرت به او دستور برگشت داد و همان طور که آمده بود به جای خود برگشت
و حضرت نوح ع نفرینش بر قومش اجابت شد که فرمود «بر زمین کسی را باقی نگذار» (نوح/26) پس آسمان سیلآسا برای عقوبت آنان باریدن گرفت؛ ولی در مورد حضرت محمد ص به رحمت اجابت شد، هنگامی که [باران شدیدی باریدن گرفت و] فرمود: حوالی ما ببار و نه بر ما؛ پس نوح پیامبر عقوبت بود و حضرت محمد ص پیامبر رحمت که «و تو را جز برای رحمت نفرستادیم» (انبیاء/107)
و نوح برای خودش و تعداد کمی دعا کرد «پروردگارا مرا و فرزندانم را بیامرز ...» (نوح/27) و حضرت محمد ص برای امتش، آنانکه به دنیا آمدهاند و آنان که هنوز زاده نشدهاند دعا کرد «و ما را ببخش» (بقره/286)
و در مورد نوح فرمود: «و ذریه او را باقی و ماندگار گردانیدیم» (صافات/77) ؛ و در مورد حضرت محمد ص فرمود: «ذریهای همه از همدیگر» (آلعمران/34)؛
کشتی نوح سبب نجات در دنیا بود و ذریه حضرت محمد ص سبب نجات در آخرت که فرمود: «مَثَل اهل بیتم مَثَل کشتی نوح است ....»۲