1) از امام صادق ع درباره این سخن خداوند عز و جل که میفرماید: «و به تحقیق، در زبور بعد از ذکر نوشتیم» سوال شد که زبور و ذکر چیست؟
فرمودند: ذکر نزد خداست؛ و زبور آن است که بر حضرت داود ع نازل شد و هر کتابی که نازل شده نزد اهل علم است و ماییم آنها.
[اینکه ذکر نزد خداست؛ شاید منظور از «ذکر»، «لوح محفوظ» باشد]
الكافي، ج1، ص226؛ بصائر الدرجات، ج1، ص136۱
مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ» مَا الزَّبُورُ وَ مَا الذِّكْرُ؟
قَالَ الذِّكْرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الزَّبُورُ الَّذِي أُنْزِلَ عَلَی دَاوُدَ وَ كُلُّ كِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُمْ.۲
2) عبد الرحمن بن بكار میگوید: حج بجا آوردم سپس به مدینه رفتم و وارد مسجدالنبی ص شدم و دیدم مردم دور مالک بن انس جمع شده، از او استفتاء میکنند و او به آنها فتوا میدهد. به سمت او رفتم که یکدفعه دیدم مردی خوشسیما در سمت دیگر مسجد است و عدهای دور و بر ایشاناند و مردم را از ایشان دور می کنند. از کسانی که آنجا بود پرسیدم: او کیست؟
گفتند: موسی بن جعفر ع.
مالک را رها کردم و دنبال او رفتم و سعی کردم راهم را به سوی او باز کنم تا به وی چسبیدم؛ گفتم:
یا ابن رسول الله! من مردی از اهالی مغربام، از شیعیان شما و کسی که با ولایت شما به دین خدا متدین است.
فرمود: فلانی از من فاصله بگیر؛ اینجا مامورانی را بر من گماردهاند که از ایشان بر تو نگرانم!
گفتم: بسم الله؛ من میخواهم سوال از شما بپرسم!
فرمود: بپرس.
گفتم: برای ما روایت کردهاند که مهدی از شماست؛ قیامش چه موقع است و از کجا قیام میکند؟
فرمود: مَثَلِ کسی که دربارهاش از من سوال کردی مَثَلِ عمودی است که از آسمان بیفتد، سرش در مغرب باشد و اصلش در مشرق؛ پس به نظرت این عمود وقتی بایستد از کجا میایستد ؟
گفتم: از سمت سرش.
فرمود: همین برایت کافی است. از مغرب میایستد و اصلش از مشرق است و آنجا ایستادنش سامان میگیرد و کارش تمام میشود.
همین طور است حضرت مهدی علیهالسلام؛ از مشرق شروع میشود و سپس به مغرب هجرت میکند و از آن جهت قیام میکند و در مشرق کارش تمام میشود؛ و از ذریهاش کسی قیام میکند که خداوند به او، آن را در آنجا به پایان میرساند و زمین را برای او به ارث میگذارد آن طور که خداوند عز و جل در کتاب مبین خود فرمود: «و به تحقیق، در زبور بعد از «ذکر» نوشتیم که همانا زمین را بندگان شایستهام به ارث خواهند برد.» و همه آن به حضرت مهدی علیهالسلام منسوب میشود چرا که او کلید آن است و با دعوت اوست که کارش گسترش مییابد؛ و هر قیامکنندهای بعد از او مهدیای است که خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است و به وسیله آنها بندگانش را به سوی خویش هدایت نموده است؛ پس ایشان امامانی هدایتشدهاند و بندگان صالحیاند که خداوند در کتابش از آنان یاد کرد که زمین را برای آنان به ارث خواهد گذاشت و او در وعدهاش تخلف نخواهد کرد.
شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام، ج3، ص365
عبد الرحمن بن بكار الأقرع القيرواني، قال: حججت، فدخلت المدينة، فأتيت مسجد رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله، فرأيت الناس مجتمعين علی مالك بن أنس يسألونه و يفتيهم. فقصدت نحوه، فاذا أنا برجل و سيم حاضر في المسجد و حوله حفدة يدفعون الناس عنه، فقلت لبعض من حوله: من هذا؟
قالوا: موسی بن جعفر.
فتركت مالكا، و تبعته، و لم أزل أتلطف حتی لصقت به، فقلت:
يا ابن رسول اللّه إني رجل من أهل المغرب من شيعتكم و ممن يدين اللّه بولايتكم.
قال لي: إليك عني يا رجل، فانه قد وكّل بنا حفظة أخافهم عليك.
قلت: باسم اللّه، و انما أردت أن أسألك.
فقال: سل عما تريد؟
قلت: إنا قد روينا أن المهدي منكم، فمتی يكون قيامه، و أين يقوم؟
فقال: إن مثل من سألت عنه مثل عمود سقط من السماء رأسه من المغرب و أصله في المشرق، فمن أين تری العمود يقوم إذا اقيم؟
قلت: من قبل رأسه.
قال: فحسبك، من المغرب يقوم و أصله من المشرق و هناك يستوي قيامه و يتم أمره.
و كذلك كان المهدي عليه السلام و نشأته بالمشرق ثم هاجر الی المغرب، فقام من جهته. و بالمشرق يتم أمره، و يقوم من ذريته من يتم اللّه به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عزّ و جلّ في كتابه المبين: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» و كله ينسب الی المهدي عليه السلام لانه مفتاحه و بدعوته امتدّ أمره، و كل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم اللّه عزّ و جلّ ذكره، و هدی بهم عباده إليه سبحانه، فهم الائمة المهديّون و العباد الصالحون الذين ذكرهم اللّه في كتابه أنه يورثهم الارض و هو لا يخلف الميعاد.
3) از امام باقر ع روایت شده است:
اینکه خداوند عز و جل میفرماید «همانا زمین را بندگان شایستهام به ارث خواهند برد» منظور آل محمد ص است.
و نیز از ایشان روایت شده است:
منظور اصحاب مهدی ع در آخر الزمان است.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص326؛ مجمع البيان، ج7، ص106
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُخَارِقٍ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ ص.
و قَالَ ایضاً حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ هُمْ أَصْحَابُ الْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ الزَّمَانِ.
4) از امام کاظم ع در مورد آیه «و به تحقیق، در زبور بعد از «ذکر» نوشتیم که همانا زمین را بندگان شایستهام به ارث خواهند برد» روایت شده است:
منظور آل محمد ص است و کسانی که بر راه و روش آنان بودهاند؛ و این زمین زمین بهشت است.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص326
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عِيسَی بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ قَالَ:
آلُ مُحَمَّدٍ ص وَ مَنْ تَابَعَهُمُ عَلَی مِنْهَاجِهِمْ وَ الْأَرْضُ أَرْضُ الْجَنَّةِ.
5) از پیامبر اکرم ص روایت شده است: زمین را برای من جمع کردند و شرق و غرب آن را نشانم دادند و ملک امتم بدانچه برای من نشان داده شد خواهد رسید.
مجمع البيان، ج7، ص106
عن ابن عباس قال ص زويت لي الأرض فأريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك أمتي ما زوي لي منها.
6) از پیامبر اکرم ص در کتب مختلف شیعه و سنی روایت شده است:
اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را بقدری طولانی میکند که مرد شایستهای از اهل بیتم را برانگیزاند که زمین را از عدل و قسط پر کند بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد.
مجمع البيان في تفسير القرآن، ج7، ص106
عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّی يَبْعَثَ فيه رَجُلًا صالحاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما
و قد أورد الإمام أبو بكر أحمد بن الحسين البيهقي في كتاب البعث و النشور أخبارا كثيرة في هذا المعنی حدثنا بجميعها عنه حافده أبو الحسن عبيد الله بن محمد بن أحمد في شهور سنة ثماني عشرة و خمسمائة ما حدثنا أبو الحسن حافده عنه قال أخبرنا أبو علي الروذباري قال أخبرنا أبو بكر بن داسة قال حدثنا أبو داود السجستاني في كتاب السنن عن طرق كثيرة ذكرها ثم قال كلهم عن عاصم المقري عن زيد عن عبد الله عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّی يَبْعَثَ فيه رَجُلًا مني أو مِنْ أَهْلِ بَيْتِي - و في بعضها يواطئ اسمه اسمي - يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما.۳