1) «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ»: خدا انسانها را به حال خود رها نکرده و همواره برایشان پیام میفرستد، و هنگامی هم که پیام فرستاد، زمینههای تکوینیِ توجه مخاطبان به خدا را هم آماده میکند.
2) «...أخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ»: اینکه ما چگونه متوجه خدا شویم، تابع دلخواه ما نیست، بلکه تابع حق و حقیقتی است که خداوند تشخیص میدهد، ولو در نگاه ظاهری ما بسیار نامطلوب هم باشد. (مومنون/71؛ جلسه19، تدبر4)
شاید یکی از علل کثرت مشکلات در جامعه دینی همین باشد که خدا میخواهد انسانها دچار غفلت نشوند؛ چنانکه حکومتی که پیامبر اکرم ص در مدینه یا امیرالمومنین ع در کوفه تشکیل داد نیز با حجم عظیمی از مشکلات مواجه بود.
توجه: این سخن به معنای توجیه کمکاریها و قصور و تقصیرهای دستاندرکاران حکومت نیست؛ بلکه توجه دادن به این است که: معنای اینکه خدا سختی دهد، این نیست که حتما عامل سختیها اموری ماورایی باشد؛ سنت مورد اشاره در این آیه، چهبسا توسط همین افراد بدی که در درون جامعه دینی هستند و چهبسا به مسؤولیتهای بالایی هم برسند، پیاده شود، و اینکه آنها عامل پیاده شدن این سنت خدا هستند از گناه آنها نمیکاهد، شبیه نقش شیطان در عالم که در جلسه141، تدبر5 توضیح داده شد.
3) «...أخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ»: سختی و بدحالی، اگر مقدمه توجه به خدا و تضرع و زاری به درگاه او شود، از بزرگترین نعمتهاست، به همین جهت است که:
هرکه در این دار مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند (حدیث2)
و به قول باباطاهر عریان:
عاشق آن به که دایم در بلا بی ایوب آسا به «کِرم»ان مبتلا بی
حسن آسا به دستش کاسهی زهر حسین آسا به دشت کربلا بی
http://ganjoor.net/babataher/2beytiha/sh275/
4) «... لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ» خدا میفرماید ما چنین و چنان میکنیم بدان امید که تضرع کنند! مگر تضرع چیز خوبی است؟
باید گفت اگرچه ما «تضرع» و گریه و زاری و احساس درماندگی کردن را در حالت عادی، مطلوب نمیدانیم اما برخورداری از این وضعیت در مقابل خداوند، نهتنها چیز بدی نیست، بلکه بسیار خوب است.
چرا؟
چون درک وضعیت حقیقیِ ماست؛ و هرچه ما حقیقت را آن گونه که هست درک کنیم، بیشتر به حقیقت نزدیک میشویم. ما باید بفهمیم که هرچه داریم از خداست؛ و بسیار میشود که این را فراموش میکنیم و این نعمتهایی را که خدا به ما داده، نتیجه زحمت خودمان میشمریم، و فراموش میکنیم که اگر زحمتی هم کشیده باشیم، از جرقه اولیهی فکرش تا نتیجه نهایی عملش با عنایت خدا و ابزارهایی بوده که او به ما داده است. خدا گاهی برای اینکه متوجه شویم که همهکاره واقعی خداست و «اگر نازی کند درهم فرو ریزند قالبها»، اندکی سختی به ما میدهد. اگر در برابر این سختیها نرم شدیم و غرورمان شکست و در مقابل خدا خاضع گردیدیم، به جایگاه اصیل خود برمیگردیم و در واقع دعوت و فراخوان خدا را پاسخ گفتهایم و آنگاه به مقام مخلَصین» و «نفس مطمئنه» میرسیم و همه چیز به ما میدهند؛ چرا که «من کان لله کان الله له: کسی که برای خدا بود، خدا برای اوست» اما وقتی روی «من» اصرار میورزیم، از وضع موجودمان فراتر نمیرویم و اسیر «نفس اماره» میشویم. (همچنین نگاه کنید به جلسه147، تدبر2) و در نتیجه در دام شیطان میافتیم (بحث بیشتر در آیه بعد، انشاءالله فردا)