1) «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى»
خدا انسان را آفرید، به او علمی ویژه داد؛ اما او طغیان کرد؛ چرا که احساس استغنا کرد. (علق/1-7)
ظاهرا راه علاج این طغیان، آن است که احساس استغنایش به چالش کشیده شود؛ و به آن علم برگردد.
و ظاهرا این آیه همین کار را میکند:
ای انسانی که الان احساس استغنا به تو دست داده،
بدان که بیتردید رجوع و بازگشت و نهایت کار تو، به جانب پروردگارت است.
الان احساس بینیازی میکنی؟! آن موقع چه خواهی کرد؟
2) «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى»
بیتردید رجوع [تنها] به سوی پروردگار توست؛ و میدانیم که این رجوع در آخرت بر همگان آشکار میگردد.
قبلش فرمود: کسی که احساس بینیازی کند، سر به طغیان میزند (علق/6-7). «سر به طغیان میزند» یعنی این مقصد را در پیش نمیگیرد و از آنجا که هرکس بناچار به این منزل خواهد رسید، رجوع وی با وضع مطلوبی نخواهد بود.
ظاهرا به همین جهت است که رسیدن به سرای مطلوب در آخرت، در گروی این دانسته شده که انسان به سمت علوطلبی و فسادانگیزی (طغیانگریای که ناشی از غلبه غضب و شهوت بر عقل است) نرود، و تقوی (= مراقبت از خویش) پیشه کند: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين: آن سرای آخرت است، برای کسانی قرارش میدهیم که در زمین نه دنبال برتریجوییاند و نه فساد، و عاقبت از آنِ تقویپیشگان است؛ قصص/83)
3) «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى»
آیات سوره علق، اولین آیاتی است که بر پیامبر ص نازل شده است. و الحق که همه مطالب مورد نیاز انسان در این آیات مرور میشود:
شروع آیات این بود که با نام پروردگاری آغاز کن که خالق و مبدا همه چیز است؛
و در این آیه میفرماید: و بازگشت و نهایت همه چیز هم به سوی اوست.
یعنی همان: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم. (بقره/156)
به قول مرحوم آقامحمد رضا الهی قمشهای:
آنِ خدای دان همه مقبول و ناقبول
مِن رَحمةٍ بَدا و إلی رحمةٍ یَؤُول
از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق
این است سر عشق که حیران کند عقول
و بین این مبدا و معاد هم تنها از یک چیز سخن گفته شد: پروردگاری کریم که به انسان علم داد، آن هم با ابزار قلم؛ ولی این انسان، علیرغم چنین بزرگواریای که در حقش شده، طغیانگری میکند.
4) «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى»
بیتردید رجوع [تنها] به سوی پروردگار توست.
همه ناامیدیها، تزلزلها، هوسرانیها، مردمآزاریها، ... و در یک کلمه، بدیها، از اینجا شروع میشود که این آیه را فراموش میکنیم.
کسی که پایان همه کارها را به دست خدا ببیند، آیا بنبستی در زندگی میبیند؟
کسی که نهایت همه قدرتها را در خدا ببیند، آیا در مقابل کوران حوادث، ذرهای تزلزل به خود راه میدهد؟
کسی که بداند که تمامی اعمال و حرکاتش سرانجام در محضر خدا محاسبه خواهد شد، آیا هر کاری که هوس کند، انجام میدهد؟
کسی که حشر نهاییِ همگان با هم در محضر عدل خدا را باور کند، آیا دست به آزار دیگران میزند؟
و ...
خلاصه اینکه، کسی که بداند آخر کارش با خداست و جز خدا مقصدی در کار نیست، آیا بدیای با خود خواهد برد؟
مورد زیر را در کانال نگذاشتم
5) «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى»
- فرمود بیتردید «الرُّجْعى» (= رجوع) به سوی پروردگار توست. و نفرمود رجوع چه چیزی؟ یعنی این تعبیر را مطلق آورد (نه مقید به چیزی خاص)؛ پس دلالت بر رجوع هر چیز به خدا میکند.
- اما چرا «ربک» گفت و نفرمود: رجوع [همه چیز] به «الله» است؟
شاید با توجه به نکتهای که در جلسه352 (تدبر1-ج) بیان شد، بتوان این آیه را شاهدی گرفت بر اینکه پیامبر اکرم ص بالاترین مقام در میان مخلوقات را داراست: زیرا رجوع همه چیز، به مقامی است که آن مقام، مقام «ربّ تو» است؛ به تعبیر دیگر، آن مقامی که ربوبیت تو را برعهده گرفته، همان مقامی است که هر چیزی بدان برمیگردد.
توجه:
این مضمون که بازگشت و نهایتِ صیرورت همه چیز به «الله» است، در بسیاری از آیات دیگر، مورد توجه بوده است (مثلا: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون، بقره/156؛ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً، مائده/48 و 105)؛ سوال فوق، این است که آوردن کلمه «ربک» در حالی که غالبا از کلمه «الله» در این مقام استفاده شده، چه دلالت اضافهای دارد؟ و تلقی فوق این است که مقام الله (ذات مستجمع حمیع صفات کمال)، همان مقامی است که ربوبیت شخص پیامبر ص را برعهده دارد.