📌 فهرست دسترسی سریع (شبهه):
جنین در هیچیک از مراحلش صرفاً یک تکه خون نیست؛ پس، آیا استفاده از کلمه «علقه» برای اشاره به یک مرحله از مراحل جنین، خلاف کشفیات علم نیست؟
پاسخ
بسیاری از مترجمان، «علقه» را به «خون بسته شده» یا «لخته خون» ترجمه کردهاند و ظاهرا همین موجب بروز این شبهه شده است. در نکات ترجمه نشان داده شد که «علق» همان طور که در مورد «لخته خون» به کار میرود، در مورد زالو، و حتی در مورد گل چسبندهای هم که آویزان میماند، به کار میرود. درواقع، درست است که به «خون لخته شده» هم علقه میگویند؛ اما ظاهرا استعمال این واژه در خصوص یکی از مراحل جنین، به نحو «اسم»ی است، و نه «وصف»ی. یعنی قرآن کریم هر یک از مراحل جنین را «اسم»گذاری کرده و طبیعی است که در مقام اسمگذاری، از مشابهتهای ظاهری استفاده شود. وقتی جنین در اولین مرحلهی بعد از نطفه بودن، سقط میشود، آنچه دیده میشود شبیه یک لخته خون است، پس اگر بخواهیم برای این مرحله جنین اسمی بگذاریم که آن را از مراحل قبلی و بعدی متمایز کند، «علق» اسم مناسبی است؛ اما نه اینکه این شیء لزوما یک لخته خون باشد. پس، چهبسا ترجمه «علقه» به «لخته خون» (که یکی از معانی این واژه بوده و به مناسبت شباهت جنین با آن، این واژه را برای جنین استفاده کردهاند) ترجمهای ناروا و رهزن اذهان شده است (زیرا به مخاطب القا میکند که «علقه» به عنوان مرحلهای از مراحل جنین، همان لخته خون بوده، و شبهه فوق را پدید آورده است.)
خلاصه اینکه، استفاده از یک واژه در یک زبان، برای اشاره به چیزی خاص، غیر از استفاده وصفی از آن واژه در آن معناست. (البته چنان که در تدبر 5 خواهد آمد، چهبسا همین نامگذاری هم دلالت بر ابعادی از این واقعیت میکند)
2) «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
در قرآن کریم، گاه به آفرینش انسان از خاک یا از نطفه اشاره شده، که اولی اشاره به نقطه آغاز مطلق انسان، و دومی اشاره به نقطه آغاز هر فرد انسان است. اما چرا در این آیه به آفرینش انسان «از علق» اشاره کرد؟
الف. میخواهد اشاره کند به این نعمت که از چه پستیای خداوند انسان را به چه مقامی میرساند (مجمعالبیان، ج10، ص781) و برای نشان دادن این پستی، موقعیت «علقه» که کاملا شبیه یک لخته خون است، این حالت پستی را بهتر میرساند.
ب. در آیه قبل، به ربوبیتِ خالق اشاره شد، و در این آیه، برای اینکه این ربوبیت واضح شود، به یکی از مراحل میانی آفرینش انسان اشاره شد. (اقتباس از المیزان، ج20، ص324)
ج. چهبسا علق در معنای لغویش مورد نظر باشد یعنی «امری که معلق و آویزان است». در واقع، اینکه انسان موجودی است که خلقتش او را یکسره بند به این و آن کرده و هیچ استقلالی از خود ندارد و لذا نیازمند ربوبیت خداوند است، مورد نظر میباشد.
د. ...
3) «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
آیا اینکه «انسان» به عنوان اسم جنس به کار رفته و شامل همه انسانها میباشد، میتواند موید کسانی باشد که خلقت انسان از خاک را نه امری دفعی، بلکه امری تدریجی (در قالب تطور داروینی) میدانند؟ (از این جهت که این آیه اگر شامل همه انسانها شود، شامل حضرت آدم و حوا هم میشود؛ پس آفریده شدن آدم از خاک، به معنای دفعی نبوده است.)
(قبلا اشاره شد که مشکل اصلی نظریه داروین، نه این است که در مساله تدریجی یا دفعی بودن آفرینش انسان نیست، بلکه مشکل اصلی این است که سابقه وجودی انسان را صرفا از خاک بدانیم یا روحی الهی را هم جزء سابقه وجودی او به حساب آوریم. جلسه232، تدبر4)
4) «... رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ؛ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
این آیه را بعد از آیه قبل (که از مطلق آفرینش سخن گفته بود) مصداق تخصیص بعد از تعمیم دانستهاند (مجمعالبیان، ج10، ص779). یعنی بعد از اینکه از «خالق بودن خداوند» (که به معنای خالق همه چیز بودن است) سخن گفت، در این آیه بر خلقت انسان تاکید شد.
چرا؟
الف. چون انسان اشرف مخلوقات است و آیات هم به انسان نازل میشود (الکشاف، ج4، ص775)
ب. ...
5) «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
این کلیپ را یکی از اعضا ارسال کرده. در«معانی لغات» سه معنا برای «علق» گفتیم و جالب است که هرسه در این آیه صادق است.
از پزشکی صحت مطلب را سوال کردم،تایید کرد.
http://yekaye.ir/al-alaq-96-2/%d8%b9%d9%84%d9%82%d9%87/