📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»
در آیات قبل حکایت شخصی را مطرح کرد که مانع نماز میشد و تهدید میکرد که عِدّه و عُدِهاش را علیه پیامبر ص فرامیخواند. طبق روایات، او ابوجهل بوده و گفته بود اگر پیامبر ص را در حال سجده ببینم، گردنش را لگدمال ميكنم. (جلسه356، شأن نزول). خدا هم بعد از اینکه پاسخ تهدیدش را داد، اکنون به پیامبرش دلگرمی میدهد که به سخن او گوش نکن که او هیچ غلطی نمیتواند بکند، بلکه سجدهات را بکن و به خداین نزدیک شو!
به قول حافظ شیرازی
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh187/
2) «لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ»
کسی که میخواهد از اطاعت افراد طغیانگر رها شود، سر سجده بر آستان خدا میساید.
نکته تخصصی انسانشناسی
شهید مطهری در تبیین دقیقی نشان میدهند که «آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی سرابی بیش نیست.» (آزادی معنوی، ص17-35) ایشان مساله را از این زاویه تحلیل میکنند که کسی که به آزادی معنوی نرسیده باشد، اگر قدرت پیدا کند، آزادی دیگران را رعایت نخواهد کرد. در حالی که آن تحلیل در جای خود درست است، اما همه مساله نیست.
آیات این سوره، این وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی را از زاویه دیگری نیز تبیین میکنند:
همواره در هر جامعهای انسانهای طغیانگری وجود دارند که به خاطر مال و اموالی که دارند احساس استغنا میکنند، (علق/6-7)، لذا زیر بار سخن حق نمیروند (علق/13) و عِدّه و عُدّهای گرد خود فراهم میآورند (علق/17)، آنچه دلخواه خود را انجام میدهند، اما مانع فعالیتهای دیگران میشوند (علق/9-10).
چه کسی میتواند در مقابل اینها بایستد، و از آنها اطاعت نکند؟
این آیه میفرماید:
کسی که پشتوانه قویتر و برتری داشته باشد؛
کسی که خدا را میشناسد و در مقابل خداوند سر تسلیم فرو میآورد، کسی است که از این طغیانگرها نمیترسد.
خداوند رحمت کند امام خمینی را که در پیام برائت خویش، بعد از کشتار حاجیان چنین فرمود:
خداوندا، تو میدانی که ما سر سازش با کفر را نداریم.
خداوندا، تو میدانی که استکبار و امریکای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند.
خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویی، و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمیشناسیم و غیر از تو نخواستهایم که کسی را بشناسیم. ما را یاری کن، که تو بهترین یاری کنندگانی. (صحیفه امام خمینی، ج21، ص95)
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=46
3) « وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»
راه تقرب به سوی خدا، سجده بر آستان اوست. (حدیث3)
ثمره اخلاقی- اجتماعی
قبلا (در جلسه ۱۶۶ (http://yekaye.ir/sad-038-71-2/ ) و جلسه ۲۲۴ (http://yekaye.ir/2-baqare-03/ ) ) توضیح داده شد که سجده به معنای «ابراز خضوعی است که هیچ گونه اثری از منیت در شخص نماند» و این حالت بدنی خاص، جزء معنای کلمه نیست.
پس، سجده، فقط یک حالت بدنی نیست؛ بلکه حقیقت سجده، تسلیم محض بودن در برابر خداوند است. این آیه میفرماید که راه قرب، سجده است؛ یعنی تسلیم خدا بودن.
از کجا میتوان فهمید کسی واقعا تسلیم خدا هست یا نه؟
از اینکه دستورات خدا را چه اندازه در زندگیاش عمل میکند. دستورات خداوند در قابل شریعت و دین به ما رسیده است. از اینکه چه اندازه از این شریعت تبعیت میکنیم، میتوانیم پی ببریم چه اندازه به قرب خداوند رسیدهایم.
4) «اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»
خداوند به ما از رگ گردن نزدیکتر است (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد؛ ق/16) ؛ بلکه او از خودمان هم به ما نزدیکتر است (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ؛ انفال/24)؛ پس نزدیک شدن به خدا یعنی چه؟ و چگونه ممکن است؟
نکته تخصصی فلسفی
خداوند فوق مکان و خالق مکان است؛ پس این نزدیک بودن، قطعا نزدیکی مکانی نیست. از عمیقترین معارف دینی، وجود رابطههایی است که از دو سو یکسان نیستند. یکی از آنها رابطه مخلوقات با خداوند است. وقتی از زاویه خدا بنگریم، خداوند به خاطر قهاریتی که دارد، و اینکه آفریننده همه موجودات است، در یک نگاه عمیق، از خود آنها هم به آنها نزدیکتر است؛ اما مخلوقات به خاطر ضعف وجودیشان و حقارت بیحد و حصرشان در قبال عظمت الهی، بسیار از او دورند. خداوند به تمام حقیقت ما احاطه دارد، اما ما به ذرهای از حقیقت او راه نداریم؛ لذا ما از او دوریم و او به ما نزدیک.
تمثیل
برای فهم رابطهای که از دو سو متفاوت است یک آدمی را در یک باغ در ذهن خود بسازید و به او اجازه دهید در آن باغ گردش کند. شما چه نسبتی با او دارید؟ شما به او احاطه کامل دارید و از خودش به او نزدیکترید؛ اما او از شما چه میداند؟
در عین حال، ما میتوانیم به او نزدیک شویم.
چگونه؟
مادام که خداوند را با ساختهها و بافتههای ذهن خود می جوییم، دائما از او دور میشویم زیرا هر آنچه در ذهن ماست، مخلوق و ساخته ماست؛
اما این آیه میفرماید که راه بسته نیست؛ ما میتوانیم کاملا تسلیم او شویم و بگذاریم که او خودش خود را به ما بنمایاند.
شاید به همین دلیل است که خداوند در عین حال که از توصیف توصیفکنندگان منزه و برتر دانسته شده، اما توصیف مخلَصان (یعنی کسانی که خداوند آنها را خالص کرده و هیچ چیزی از خود ندارند) در مورد او صادق است: سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون؛ إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين (صافات/39-40)