1) دعای سوم صحیفه سجادیه، صلوات و درود بر فرشتگان الهی است که عملا به معرفی فرشتگان مختلف نیز پرداخته است. در فرازی از این دعا آمده است:
خدایا ! [صلوات فرست بر] ...
و بر «زبانیه» همان کسانی که هنگامی که بدانها گفته شود «بگيريدش، پس به زنجيرش كشيد، سپس به دوزخش درآريد» (الحاقة/30-31) به سرعت اقدام کنند و مهلتش ندهند...
پس بر آنها درود فرست روزی که «هر کسی با سوقدهنده و شاهدی که همراهش است» (ق/21) میآید؛
و درودی فرست که کرامتی بر کرامت آنان و طهارتی بر طهارت آنان بیفزاید.
خدایا؛ و هنگامی که بر فرشتگان و فرستادگانت درود فرستادی و درود ما را بدانها رساندی، پس بر ما هم درودی بفرست به خاطر اینکه باب سخن نیکو درباره آنها را گشودی، که همانا تویی که بخشنده و بزرگواری!
الصحيفة السجادية، دعاء3
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الصَّلَاةِ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ:
اللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذِينَ ... وَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِمْ: مِنْ سُكَّانِ سَمَاوَاتِكَ، وَ ...
وَ الزَّبَانِيَةِ الَّذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ» ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً، وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ
... فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَومَ يَأْتِي «كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ»
وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ صَلَاةً تَزِيدُهُمْ كَرَامَةً عَلَى كَرَامَتِهِمْ وَ طَهَارَةً عَلَى طَهَارَتِهِمْ
اللَّهُمَّ وَ إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلَاتَنَا عَلَيْهِمْ فَصَلِّ عَلَيْنَا بِمَا فَتَحْتَ لَنَا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِمْ، إِنَّكَ جَوَادٌ كَرِيمٌ. ۱
2) از پیامبر ص روایت شده است:
کسی که میخواهد خداوند او را از نوزده زبانیه [ماموران نوزدهگانه جهنم] نجات دهد؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» را [زیاد] بگوید؛ چرا که آن نوزده حرف است و خداوند با هر حرفی از آن سپری در برابر یکی از آنان قرار میدهد.
جامع الأخبار(للشعيري)، ص42
وَ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ عَنِ النَّبِيِّ ص مَنْ أَرَادَ أَنْ يُنَجِّيَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الزَّبَانِيَةِ التِّسْعَةَ عَشَرَ فَلْيَقْرَأْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- فَإِنَّهَا تِسْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً لِيَجْعَلَ اللَّهُ كُلَّ حَرْفٍ مِنْهَا جُنَّةً مِنْ وَاحِدٍ مِنْهُمْ.
توجه:
اینکه تعداد ماموران جهنم 19 نفر است، عبارت قرآن کریم است که: «عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَر» (مدثر/30)
3) ابنابیالحدید حکایت میکند که بین اصحاب پیامبر خدا ص بحثی درگرفته بود که کدامیک از حروف الفبا بیش از همه در کلمات به کار میرود و همه اتفاق نظر داشتند که حرف «الف» چنین است. حضرت علی ع که این سخنان را شنید، بدون درنگ خطبه شیوایی مشتمل بر معارف توحید و نبوت و معاد ایراد کردند که مطلقا از حرف الف در آن استفاده نفرمودند. فرازی از این خطبه که در آن با اشارهای به «زبانیه» (البته به صورت مفرد، که الف ندارد؛ یعنی «زبنیة») به وصف وضعیت جهنمیان میپردازند، چنین است:
نامه عملش آشکار شد و جرایمش برملا گشت، نگاهی به بدی عملش کرد؛ و بر آن شهادت داد چشمش با نگاهش، و دستش با در دست گرفتنش، و پایش با گامهایش، و اندام جنسیاش با لمسش، و پوستش با تماسش؛
پس گردنش به زنجیر کشیده شد و دستانش در غل فرو رفت، و هُل داده شد و تنها و بییاور کشانکشان به جهنم وارد گشت، با مصیبت و شدتی جانکاه؛
در جهنم عذاب میشود و از آب جوشانش نوشانده میگردد، که گوشت صورتش [از حرارت این آب جوش] میریزد و پوستش کنده میشود؛ و مامور عذاب (زبنیة) با گرزی از آهن بر او میزند و پوستش بعد از پوسیده شدن دوباره پوست جدید میاندازد، فریاد استغاثه سر میدهد اما نگهبانان جهنم از او روی برمیگردانند؛ و آه و فغان سر میدهد، اما دورهای طولانی همراه با پشیمانی در آن باقی میماند...
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج19، ص140-143؛ كفاية الطالب، ص393، و مصباح الكفعمي، ص741-744، كنز العمّال، ج16، ص208.
قالوا تذاكر قوم من أصحاب رسول الله ص أي حروف الهجاء أدخل في الكلام فأجمعوا على الألف فقال علي ع:
حَمِدْتُ مَنْ عَظُمَتْ مِنَّتُهُ...۲
بَرَزَتْ صَحِیفَتُهُ وَ تَبَینَتْ جَرِیرَتُهُ، نَظَرَ في سُوءِ عَمَلِهِ، وَ شَهِدَتْ عَینُهُ بِنَظَرِهِ، وَ یدُهُ بِبَطْشِهِ، وَ رِجْلُهُ بِخَطْوِهِ، وَ جِلْدُهُ بِلَمْسِهِ وَ فَرْجُهُ بِمَسِّهِ، فَسُلْسِلَ جِیدُهُ وَ غُلَّتْ یدُهُ، وَ سِیقَ یسْحَبُ وَحْدَهُ، فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ و شِدَةٍ فَظَلَّ یعَذَّبُ فِی جَحِیمٍ، وَ یسْقَى شَرْبَةً مِنْ حَمِیمٍ، تَشْوِی وَجْهَهُ وَ تَسْلَخُ جِلْدَهُ، تَضرِبُهُ زَبینَةٌ بِمِقمَعٍ مِن حَدیدٍ، یعُودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجِلدٍ جَدیدٍ، یسْتَغِیثُ فَیعْرِضُ عَنْهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، وَ یسْتَصْرِخُ فَیلْبَثُ حُقْبَهُ بِنَدَمٍ...۳