📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ»
اولین آیهای که بر پیامبر اسلام ص نازل شده، دعوت به «خواندن» است؛ آن هم خواندن به اسم پروردگاری که همه چیز را او آفریده است.
اگر جایگاه زبان و خواندن در هویت انسان – به عنوان شاید مهمترین عامل تمایز انسان از سایر موجودات – را درک کرده باشیم (جلسه221، تدبر3)
و اگر جایگاه توحید و بویژه اهمیتِ منحصر دانستنِ ربوبیت (چه ربوبیت تکوینی و تدبیر عالم؛ و چه ربوبیت تشریعی و برنامهریزی برای زندگی) در «خالق» (یعنی اینکه فقط خدا را تدبیرکننده و قانونگذار زندگی خود بدانیم)، بر ما معلوم شده باشد (توضیح در تدبر2)؛
آنگاه درمییابیم که چهبسا همه پیام دین در همین یک آیه خلاصه شده باشد.
2) «رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ»
«ربِ» تو (آنکه تو را تدبیر میکند و برایت قانون میگذارد) همان «خالق» است.
نکته تخصصی دینشناسی
در قرآن کریم، وجود «خدا» امری بدیهی دانسته شده (أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ؛ ابراهیم/10) که اغلب مشرکان و کافران هم در اصل وجود او تردید نداشتهاند (مثلا عنکبوت/61-63) و حتی طبق برخی از احادیث، بسیاری از کسانی که رسماً خود را «طبیعتگرا» و «منکر خدا» میدانستهاند، اختلافشان در حد یک دعوای لفظی بوده است: همه آنچه ما درباره «خدا» میگوییم (که همه عالم به او وابسته است و او به چیزی وابسته نیست و ...) آنها در مورد «طبیعت» معتقد بودهاند؛ در واقع، به جای نام «خدا»، کلمه «طبیعت» را گذاشته بودند.
در حقیقت، مهمترین نزاع کافران و مشرکان با موحدان و انبیاء، نه درباره «وجود» و یا حتی «خالقیت» خدا، بلکه بر سر قبول یا رد «ربوبیت» خداوند بوده است. آنها این گونه میپنداشتند که خدا جهان را آفریده، اما یا کار جهان (تدبیر عالم، ربوبیت تکوینی) را به دیگران واگذار کرده است؛ ویا اگر تدبیر تکوینی عالم را هم عهدهدار باشد، با قانونگذاری و برنامهریزیِ زندگی انسان (ربوبیت تشریعی) کاری ندارد؛ و این شاید مهمترین معضل اعتقادی انسانها از قدیم بوده است:
در دوران قدیم، این ربوبیت تشریعی را فرعونها و کاهنان و قارونها و هامانها مدعی میشدند، تا جایی که فرعون بانگ «أنا ربکم اعلی» (نازعات/24) سر میدهد (دقت کنید: نگفت: «أنا خالقکم الاعلی: من آفریننده برتر شمایم»؛ بلکه گفت: «من رب و مدبر و تدبیرکننده برترِ شمایم»)؛ و امروزه هم صاحبان زر و زور و تزویر (سرمایه و قدرت و رسانه) با تکیه بر علوم انسانی و اجتماعیای که جایی برای خدا در زندگی انسان قبول ندارد، همین ادعای «انا ربکم الاعلی» سر میدهند.
من درباره جهان مسیحی قضاوت نمیکنم، اما آنچه بسیار جای شگفتی دارد وجود پارهای از مدعیان «روشنفکری دینی» در میان مسلمانان است که به «سکولار» بودن خود افتخار میکنند؛ میگویند ما خدا را و حتی عبادت شخصی خدا را قبول داریم؛ اما ربوبیت خدا و حضور دین (سخن و خواست خدا) در عرصه برنامهریزی اجتماعی را قبول نداریم؛ در حالی که:
هم اولین جملهای که اسلام با آن شروع شد، این بود که «خواندن» (و به تَبَعِ آن، سخن گفتن و موضعگیری کردن و ...) به نام آن ربِ تدبیرکننده (ربوبیت تکوینی) و برنامهریز (= ربوبیت تشریعی) ای باشد که خالق همه چیز است؛
و هم آخرین سخنی که خبر از کامل شدن دین داده شد (مائده/3)، تاکید چندباره بر نصب امیرالمومنین ع به جانشینی پیامبر ص بود، یعنی تاکید بر تداوم همیشگیِ نقشآفرینی قرآن ناطق در عرصه اجتماع.
3) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ ...»
چرا نفرمود «پروردگارت را بخوان»، و فرمود «اسم پروردگارت را بخوان»؟
الف. بزرگداشتِ اسم، بزرگداشتِ مسمی (کسی که اسم بر او نهاده شده) است؛ و انسانی به «اسمِ» کسی احترام میگذارد، که به عظمت و احترام آنکه این اسم اوست پی برده و نسبت به او معرفت پیدا کرده باشد. (مجمعالبیان، ج10، ص780)
ب. مقصود از این تعبیر، شروع کردن هر کار با «خواندن» (= گفتن) «بسم الله ...» است. (المیزان، ج20، ص323)
ج. تنها راهی که برای توجه به خدا داریم، خواندن او به اسمش است تا از این اسم، به مسمی توجه شود؛ چرا که حقیقت خداوند برتر از هر درک، و منزه (صافات/159) و برتر از هر توصیفی است (الله اکبر، یعنی الله اکبر مِن أن یوصَف: خدا بزرگتر از آن است که در وصف آید؛ کافی، ج1، ص118).۱ به قول سعدی شیرینسخن:
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم
http://ganjoor.net/saadi/golestan/dibache/
د. ...
4) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ»
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛
چه چیزی را بخوانم؟
قرآن را. (المیزان، ج20، ص323)
آیا فقط قرآن؟
اگرچه این خطاب به پیامبر ص در آن لحظه عظیم تاریخی، ناظر به خواندن قرآن و دریافت وحی الهی بود، اما اگر مخاطب آیات قرآن کریم، همه زمانها و همه انسانهاست؛ دلیلی نداریم که این آیه را فقط به آن موقعیت محدود کنیم.
پس، میتوان از این آیه نتیجه گرفت: هر خواندنی را با بسم الله شروع کنیم،
و بدین ترتیب، این آیه پشتوانه آن حدیث نبوی میشود که «كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَمْ يُذْكَرْ «بِسْمِ اللَّهِ» فِيهِ فَهُوَ أَبْتَر: هر کار مهمی که در آن از بسم الله خبری نباشد، ابتر میماند» (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص25)۲
5) «اقْرَأْ...»
اولین دستور اسلام، یک دستور فرهنگی است. (تفسیر نور، ج10، ص534)