📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً»
در سوره احزاب، خداوند متعال ابتدا به پیامبرش دستور داد از کافر و منافق اطاعت مکن (و چند مورد از رسوم بیاعتبار اجتماعی را که باید با آن مخالفت شود، برشمرد) و از وحی اطاعت کن (و چند مورد از رسوم دینی را که باید برقرار شود، برشمرد)؛ و تاکید شد که در این راه از چیزی نترس که اگر بر خدا توکل کنی خدا تو را کفایت میکند.
از این آیه تا آیه 27 سراغ داستان جنگ احزاب میرود که نمونهای عینی است از وضعیت دشوار مسلمانان و امداد الهی (یعنی همان که باید از کفار و منافقان اطاعت نکنند؛ و قبول کنند که خدا برایشان کافی است)، که چهبسا بتوان گفت آنچه در آیات قبل، در قالب یک بیانات کلی مطرح شد، در این آیات به نحو انضمامی و با گزارشی از واقعهای عینی، ارائه میشود تا امکان فهم عینیتر آن دستورالعمل کلی بهتر مهیا شود.
2) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»
خدا حکایت جنگ احزاب را، که از دشوارترین وضعیتهای مسلمانان، پس از تشکیل جامعه دینی بوده، با تعبیر «ای کسانی که ایمان آوردهاید! به یاد آرید نعمت خدا بر شما را» یاد میکند.
پس،
شخص باید ایمان داشته باشد تا نعمت خدا را در اوج سختیها ببیند.
3) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ... فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً ... وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً»
شرط دریافت امداد الهی، ایمان و تلاش است. (قرائتی، تفسیر نور، ج9، ص335)
4) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها»
خدا حکایت جنگ احزاب را، که از دشوارترین وضعیتهای مسلمانان، پس از تشکیل جامعه دینی بوده، با تعبیر «ای کسانی که ایمان آوردهاید! به یاد آرید نعمت خدا بر شما را» یاد میکند.
چرا؟
الف. معمولا وقتی حال مومنان چنان است که پرداختن به مسائل جنبی و درگیری با مشکلات گوناگون آنها را از آرمانهای اصلی زندگیشان دور میکند، این جمله که «اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» به کار میرود. (ایستاده در باد، ص167)
ب. در منطق دینی، در دل هر سختیای نعمت و گشایشی هست (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛ انشراح/5-6) گاه وضعیت دشوار به گونهای است که یادمان میرود غرق بودن در نعمت الهی را؛ و این هشداری است برای چنین مواقعی.
ج. توجه به وقایع دشواری مانند جنگ احزاب، که مسلمانان در محاصره کامل بودند و بر اساس شواهد مادی، هیچ عامل نجاتی نداشتند و خداوند چگونه آنها را در این جنگ پیروز کرد، تذکر به نعمتی است که اگر جدی گرفته شود، جامعه دینی از مشکلات پیش رو نخواهد ترسید و استقامت به خرج خواهد داد.
د. ...
تاملی در وضعیت اجتماعی خویش
اگر گاه جامعه ما در برابر سختیها کم میآورد، و تسلیم منطق کافران و منافقان میشود، چه اندازه ما آنها را با این منطق قرآنی آشنا کردهایم؟ و چه اندازه برای نشستن این منطق در عمق جان انسانها تلاش نمودهایم؟
چه اندازه خودمان این منطق را باور داریم؟ و در جانمان نشسته است؟
5) «إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها»
در مورد امداد الهی، که شامل حال مومنان شد، علاوه بر تعبیر «تندباد»، تعبیر «جنود» را هم به کار برد. مقصود از این «جنود» چیست؟ و چرا چنین تعبیری به کار برد؟
الف. آنچه از جانب دشمن آمد، «جنود: لشکریان» بود. «پاسخ جنود را بايد با جنود داد.» (قرائتی، تفسیر نور، ج9، ص335)
ب. میخواهد اشاره کند که این تندباد، لشکر خداست؛ نه صرفا یک واقعه طبیعی که به طور تصادفی رخ داده است. یعنی «با اراده خداوند بادها هم سرباز مىشوند» (تفسیر نور، ج9، ص335)
ج. در کنار این تندباد، لشکریانی از فرشتگان هم در کار بودند.
نکته تخصصی جهانشناسی
در عالم، یک نظام طولی در کار است و یک نظام عرضی. نظام عرضی همان سلسله اسباب و علل مادیای است که یکی در مقابل دیگری مطرح میشود. مثلا یک اتاق را، ممکن است نور خورشید گرم کند، یا بخاری، یا شوفاژ و ... . در اینجا علتها در عرض همدیگر هستند؛ و هیچکدام اثر خود را از دیگری نمیگیرد. اما نظام طولی، آنجایی است که علتها در طول همدیگرند، یعنی یکی کاملا تحتالشعاع دیگری کار میکند و استقلالی از آن ندارد. مثلا اینکه مطلبی مینویسم هم دستم در کار است و هم اراده من؛ اما دست من در طول اراده من کاری انجام میدهد.
آن گونه که از معارف دینی برمیآید امداد فرشتگان، از جنس نظام طولی است؛ یعنی این گونه نیست که کار آنها جایگزین کار ما بشود؛ بلکه ایمان و تلاش و کوشش ماست که امداد آنها را فرامیخواند (تدبر3). در واقع، تفاوت مومن و کافر در این است که کافر فقط روی اسباب و علل عرضی عالم حساب میکند، اما مومن میداند که تمام این نظام عرضی، در طول نظام دیگری قرار دارد که آنجا تدبیر اینجا را برعهده دارد (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْرا؛ نازعات/5) و اگر وظیفه خود را درست انجام دهد، به ثمر رسیدن کار وی صرفا بر اساس محاسبات مادی نمیباشد؛ از جای دیگری کار او پیش میرود، که آنجا، هم بر وضعیت او، و هم بر وضعیت دشمنان او مسلط است. (برای تفصیل بحث از نصرت در نظام طولی و عرضی، ر.ک: ایستاده در باد، ص150-161)
د. تعبیر «جنود» در جایی است که نفرات جنگی و مبارزه و جنگ در کار باشد. خداوند با این تعبیر میخواهد اشاره کند که جنگ حق و باطل، یک جنگ واقعی و تمام عیار است که در تمام زندگی بشر کشیده شده است. اصرار قرآن بر استفاده از این کلمه و اینکه تمام آسمان و زمین را «جنود» خداوند میخواند «و لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» (فتح/4 و7) «ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُو» (مدثر/31) و بر مساله «دشمن» (چه دشمنی شیطان و چه دشمنان بیرونی) بسیار تاکید میکند [چنانکه ماده «عدو: دشمن» و مشتقات آن 106 بار در قرآن کریم آمده است] نشاندهنده جدی بودن این مساله در زندگی ماست و کسی که این این منطق قرآنی را در محاسبات خود جدی نگیرد و نسبت به وجود دشمن آسودهخاطر باشد، دچار یک سادهاندیشی خطرناک است. (ایستاده در باد، ص163-166)
و. ...
6) «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها»
یاری خدا هم با عوامل کاملا طبیعی انجام میشود (تندباد) و هم با عواملی که چهبسا دیده نشود (لشکریانی که آنها را نمیدیدید)
پس،
برای فهم نصرت الهی، حتما روی عوامل ظاهری و عادی نباید حساب کرد،
و حتی نباید انتظار داشت که لشکر خدا را که به یاریمان آمده، با چشم ظاهر ببینیم؛
البته آنها که اهل دلاند، دست نصرت خدا را در تمام مراحل تحولات جامعه دینی میبینند.
شهید مطهری از امام خمینی نقل میکنند که «در یک جلسه خصوصی ایشان به من میگفت فلانی این ما نیستیم که چنین میکنیم. من دست خدا را به وضوح حس میکنم.» (آینده انقلاب اسلامی ایران، ص51)
رهبر معظم انقلاب اسلامی هم بارها فرمودند « لذا امام آنوقت -آنطور که به ما اطّلاع دادند- فرموده بودند این انقلاب پیروز خواهد شد، چون نشانهی حضور دست قدرتمند الهی است. یک وقت دیگری هم به خود من ایشان فرمودند، گفتند من در طول این انقلاب یک دست قدرتی را همیشه پشت این حرکت عظیم مردمی دیدم ... میخواهم این را عرض بکنم که در اینجور حوادث که شما دست قدرت الهی را پشت سرش بوضوح میبینید و برکاتش را مشاهده میکنید، باید شکر کرد.» (1395/9/3 http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=34995 )
7) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً»
در پایان این آیه تعبیر «و خدا همواره به آنچه انجام میدهید بیناست» را آورد تا:
الف. نشان دهد که اگر خدا یاریتان کرد، این گونه نبود که شما دست روی دست گذاشته بودید: ایمان و استقامت و عمل شما را دید و شما را یاری کرد.
ب. این احساس را در ما زنده کند که خدا ما را در سختیها و تنگناها رها نمیکند و از ما غافل نیست، و آنچه برای ما رخ میدهد همه برخاسته از بصیرت و حکمت اوست. (ایستاده در باد، ص166-167)
ثمره اخلاقی
اگر این را بفهمیم، دیگر نه برای خدا تعیین تکیلف میکنیم و نه با وقوع یا عدم وقوع این اتفاق یا آن اتفاق، ایمانمان دستخوش تحول خواهد شد.
به قول حافظ:
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh177/
و نیز
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh231/
ج. ...