📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ»
در آیه قبل فرمود از پیامبران میثاق گرفتیم و در این آیه میفرماید «تا راستگویان را از صدقشان بپرسد.» مقصود از این تعبیر این است که:
الف. تا روز قیامت از انبیاء سوال شود از آنچه امتهایشان [در قبال دعوت آنها] انجام دادند. (قتاده، به نقل مجمع البيان، ج8، ص531) و اشاره به معنای همان مطلبی است که در جای دیگر فرمود: «يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ: روزی که خداوند پیامبران را جمع میکند و میگوید چگونه به شما پاسخ دادند؟» (مائده/109) (المیزان، ج16، ص279؛ ترجمه المیزان، ج16، ص417)
ب. تا از کسانی که به توحید و عدل الهی و شریعتهای آسمانی اذعان کردند از صدق آنها سوال شود، یعنی از آنچه که درباره خداوند متعال میگفتند که آیا خداوند به کسی ظلم کرد و آیا حق هرکسی را ادا نمود و ... (مجمع البيان، ج8، ص531)
ج. تا از راستگویان درباره صدقشان در کارهایشان سوال شود (مجمع البيان، ج8، ص531)
د. تا از راستگویان سوال شود که شما در راست گفتنتان چه قصدی داشتید؛ آیا قربةالی الله راست میگفتید یا ...، که این یک تهدیدی نسبت به دروغگویان است (مجمع البيان، ج8، ص531) و به تعبیر امام صادق ع وقتی از راستگویان در صدقشان مورد سوال و حساب و کتاب واقع میشوند، بر سر دروغگویان چه خواهد رفت؟ (حدیث1)
ه. تا روز قیامت از انبیاء سوال شود از آنچه امتهایشان [در قبال دعوت آنها] انجام دادند. که آیا عهدی که خدا در ابلاغ پیام الهی با آنها بسته بود، بدرستی انجام دادند؟ (تفسير كنز الدقائق، ج10، ص328)
و. تا روز قیامت از مردمی که انبیاء به سوی آنان فرستاده شده بودند سوال شود که آیا پیامبرانشان را تصدیق کردند (از این جهت که تصدیقکنندة شخص صادق، خودش هم صادق محسوب میشود) (تفسير كنز الدقائق، ج10، ص328)
ز. تا خداوند از مومنانی که به عهدشان (= میثاق «ألست بربکم، قالوا بلی») وفا کردند درباره این صداقتشان در وفای به آن عهد سوال کند. (تفسير كنز الدقائق، ج10، ص328) و اشاره باشد به مفاد آیه «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْه» (احزاب/23)
ه. گاه میگویند «از زید درباره اموالش سوال میشود» گاه میگویند «از صادق درباره صدقش، یا از عالم درباره علمش سوال میشود». فرق دومی با اولی این است که در دومی «صدق» و «علم» را مفروض دانسته است؛ پس این سوال، سوالی است برای اظهار و آشکار شدن آنچه که شخص از آن برخوردار است؛ لذا این آیه به معنای سوال در آخرت نیست، بلکه به معنای آشکار شدن باطن و حقیقت آنها در دنیا میباشد. (المیزان، ج16، ص279؛ ترجمه المیزان، ج16، ص417) (توضیح بیشتر در تدبر2)
ح. ...
تذکر تفسیری
علامه طباطبایی بعد از اشاره به برخی از اقوال فوق، معتقد است که منظور آیه درباره قیامت نیست بلکه انطباق آن بر دنیا (آن گونه که در بند آخر گذشت) واضحتر است. در عین اذعان به اینکه استنباط علامه در بند آخر حاوی مطلب دقیقی است، اما چنانکه قبلا هم اشاره شد با توجه به قاعده «امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا» صحیح بودن یک معنا بتنهایی دلیل بر نادرست بودن معانی دیگر نمیشود و اگر آیه تحمل چندین معنا را دارد و همه آن معانی هم بهخودی خود معانی درستی هستند، پس آیه میتواند در همه آن معانی مد نظر بوده باشد.
2) «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ»
گاه «از زید درباره اموالش سوال میشود» در اینجا هدف اطلاع پیدا کردن است از اینکه آیا زید اموالی دارد یا نه و اگر دارد آن اموال چیست. اما گاه میگویند «از صادق درباره صدقش، یا از عالم درباره علمش سوال میشود». در این گونه موارد، هدف سوال کننده، اطلاع بر مطلب جدیدی نیست، بلکه منظورش آن است که آن چیزی را که از آن مطلع است در معرض دید همگان بگذارد. پس معناى سؤال از صادقان از صدقشان، اين است كه صدق باطنى خود را اظهار كنند، و در مرحله گفتار و كردار آن را نمايش دهند، و از آنجا که عمل صالح مساوى است با تطابق گفتار و كردار با صدق باطنى، منظور این است که با عمل صالح، صدق خود را در همین دنیا آشکار سازند.
به تعبیر دیگر، مراد از سؤال از صادقان از صدق آنان اين مىشود كه تكليفهاى دينى را طورى متوجه ايشان سازد، كه با مقتضاى ميثاق سازگار و منطبق باشد، تا در نتيجه آن، صدق كه در بطون دلها نهفته است، در گفتار و كردار ظهور و جلوه كند. (المیزان، ج16، ص279؛ ترجمه المیزان، ج16، ص417)
نکته تخصصی انسانشناسی
دروغ اساساً در جایی اتفاق میافتد که میان ادراک انسان از واقعیتها و اظهار او از همان واقعیتها تناقضی وجود داشته باشد. از آنجا که هر عمل ارادی همواره با نوعی آگاهی و شناخت انسان از واقعیتهای خارجی همراه است، پس
در هر عمل ارادی، نوعی توصیف از واقعیتهای موجود، نهفته است؛
به همین دلیل،
از روی عمل افراد هم میتوان آنان را صادق یا کاذب خواند. (ایستاده در باد، ص118-119)
3) «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً أَليماً»
وضعیت کافران (که عذابی برایشان مهیا شده)، خواه به تبع «اخذ میثاق» (المیزان، ج16، ص279؛ ترجمه، ص417)۱ و خواه مستقیما (تفسير كنز الدقائق، ج10، ص328)۲ در قبال صدق صادقان قرار گرفته است.
از چنین تعبیری فهمیده میشود که تقابل مومن و کافر، از جنس تقابل راستگو و دروغگو است.
درواقع، مومن کسی است که به حقیقت ایمان آورده و خود را با حقیقت و راستی هماهنگ کرده؛ و کافر کسی است که حقیقت را مخفی میکند؛ چرا که اگر دروغ همان کتمان کردن و انکار حقیقت باشد، پس کافر حقیقتا دروغگوست. [توجه شود کافری که در قرآن کریم محل بحث است، کافری است که حقیقت به او عرضه شده و در مقابل آن لجاجت میورزد، نه صرفا کسی که در شناسنامهاش مسلمان نباشد]
درواقع، «صدق» شاید مهمترین ویژگی یک مومن واقعی باشد (حدیث4)
نکته تخصصی انسانشناسی
در تدبر2 معلوم شد که از روی عمل افراد هم میتوان آنان را صادق یا کاذب خواند.
به همان ترتیب،
گاهی از روی دو عمل مختلف یک شخص هم میتوان پی برد که دروغ میگوید: کافی است که اعمال او دلالت بر دو درک متناقض (یا دو اظهار متناقض) از یک واقعیت خارجی داشته باشد
این نحوه دروغ گفتن را، که در واقع دروغ گفتن آدمی به خودش است، میتوان «کذب وجودی» نامید. کذب وجودی آنجایی محقق میشود که میان تمایلات مختلف انسان، تعارضاتی وجود داشته باشد و انسان نتواند خود را در مسیر حقیقت هماهنگ سازد.
نقطه مقابل آن، «صدق وجودی» است؛ و اگر به نسبت ما با خدا توجه شود، معلوم میگردد در وجود هر انسانی، تمایل واحد به آن یگانه حقیقت هستی محقق است که اگر بتواند خود را با آن هماهنگ کند، سراسر صدق میگردد و در نتیجه، صدق وجودی کامل، تنها با رشد وجودی انسان و تقرب به توحید حاصل میشود. (ایستاده در باد، ص119-120)
پس حقیقت کفر همان کذب وجودی است که در مقابل ایمان واقع میشود.
4) «وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ ميثاقَهُمْ ... لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ، وَ أَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً أَليماً»
اخذ میثاق و بررسی میزان وفاداری افراد به آن میثاق، در تقابل با آماده کردن عذاب کافران قرار گرفت.
از چنین تقابلی فهمیده میشود که عذاب کافران از جنس مواجهه دروغگویان با پوشالی بودن دروغ خویش است، یعنی همان مضمون «انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُون: بنگر که چگونه بر خویشتن دروغ میگویند و آن افتراهایشان از آنان گم شد» (انعام/24) و نیز ثواب مومنان نیز از جنس صدق صادقان و مواجه شدن به باطن و پشت پرده حقیقت است که خداوند میفرماید: «قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ... خداوند فرمود این روزی است که راستگویی راستگویان به کارشان میآید برایشان بهشتهایی است که از پایین آن رودها جاری است...» (مائده/119)