📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
مطالب زیر قبلا توضیح داده شد و مجددا تکرار نمیشود و توضیحات مربوطه را از طریق لینکها میتوانید مطالعه کنید
جهنمی شدن افراد با رحمانیت خدا منافاتی ندارد
جلسه 127 تدبر4 و 5 http://yekaye.ir/hud-011-119/
صحنه قیامت مراحلی دارد که در این مراحل برخی نهایتا پاک میشوند و از عذاب رهایی مییابند و این یکی از فلسفههای عذاب است
جلسه214، تدبرهای 1 تا 3 http://yekaye.ir/al-muminoon-023-076/
جهنمیان همنشین آتش و در آن جاوداناند
جلسه229، تدبر5 http://yekaye.ir/al-baqarah-002-039/
زیرا کسانی هستند که بقدری خباثت در ذاتشان انباشته شده، که به جهنم خُلد [جاودان) وارد میشوند و هیچگاه از آن رهایی نخواهند داشت
جلسه۲۱۵، تدبر۴ http://yekaye.ir/al-muminoon-023-077/ ؛
و جلسه ۳۲۵، تدبر۱ http://yekaye.ir/al-hajj-22-20/ )
و این عذاب نیز هیچگاه به خوشی برایشان تبدیل نخواهد شد
تدبرهای جلسه 327 http://yekaye.ir/al-hajj-22-22/ )
1) «خالِدینَ فیها أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیا وَ لا نَصیراً»
جهنمیان در جهنم نه «ولیّ» مییابند و نه «نصیر». مقصود از «ولیّ» و «نصیر» چیست و این دو چه فرقی با هم دارند؟
الف. «ولیّ» یا سرپرست کسی است که بتمامه متکفل کار کسی که تحت ولایت اوست میشود و کل امور او را عهدهدار میگردد؛ اما «نصیر» کسی است که در برخی از امور به وی یاری میرساند. (الميزان، ج16، ص346)
ب. «ولیّ» شخص را تحت سرپرستی خود میگیرد پس مانع از ورود وی در جهنم میشود، و «نصیر» کسی است که به شخص کمک میکند که از جهنم بیرون بیایند. (اقتباس از تفسیر نور، ج6، ص409)
ج. این عطف، عطف صفتی است بر صفت قبل، یعنی آنها «ولیّ»ای ندارند که «نصیر» و یاور آنان باشد و آنان را یاری کند. (مجمعالبیان، ج8، ص537)
د. «ولیّ» کسی است که در طول شخص است و لذا بر او احاطه کامل دارد و او را به سمت مطلوب حقیقیاش هدایت میکند؛ ولی «نصیر» کسی است که در عرض شخص است و فقط میتواند در حرکتش به وی کمک کند. (ایستاده در باد، ص515)
ه. ...
2) «خالِدینَ فیها أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیا وَ لا نَصیراً»
اگر توجه کنیم که آخرت باطن دنیاست، آنگاه واضح میشود که علت اینکه آنها در آخرت «ولیّ»ای ندارند این است که در دنیا تن به ولایت اولیای الهی ندادهاند و برایشان یافتن ولیّ الهی و اذغان به ولایت وی، اهمیت نداشته است. (حدیث3)
در حقیقت،
اینکه آنها در جهنم «ولیّ» ندارند، مقصود «ولیّ»ای است که بتواند سرپرستی آنان را به نحوی برعهده گیرد که آنان را از جهنم خارج کند، وگرنه آنان چون در دنیا به ولایت شیطان تن دادهاند، شیطان در آنجا «ولیّ» آنهاست (فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ؛ نحل/63)، اما همانند آنها در آنجا معذب است و نمیتواند فریادرس آنان باشد. (وَ قالَ الشَّيْطانُ ... ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ؛ ابراهیم/22)
3) «خالِدینَ فیها أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیا وَ لا نَصیراً»
کسی که حقیقتا کافر باشد (یعنی در حالی که میداند حقیقت چیست، تسلیم حقیقت نمیشود و آن را انکار میکند، جلسه قبل، حدیث3) نهتنها جهنمی خواهد بود، بلکه تا ابد در جهنم میماند؛ زیرا کسی که دریچه وجود خود به سوی حقیقت را بسته است، هیچگاه به حقیقت ره نخواهد یافت.
تبصره
اینکه کافر قطعا جهنمی و در جهنم جاودانه است، بوضوح از این دو آیه (و بسیاری از آیات دیگر) فهمیده میشود، فقط باید توجه داشت که منظور از این کافر، کافر حقیقی است؛ نه کافر شناسنامهای؛ یعنی این گونه نیست که این آیات شامل هرکسی باشد که غیرمسلمان به دنیا آمده است؛ بلکه ممکن است بسیاری از کسانی که اسماً کافرند واقعا روحیه عناد در برابر حق و حقیقت نداشته باشند و نامسلمانیشان صرفاً به خاطر عدم اطلاع صحیح از اسلام باشد؛ و همچنین ممکن است شخصی اسماً مسلمان باشد اما حقیقتا کافر باشد؛ که نمونه واضح آن منافقاناند.