📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما یدْریكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَریباً»
مقصود از «الساعة» را اغلب مفسران «زمان وقوع قیامت» دانستهاند؛ اما مروری بر آیات و روایات نشان میدهد که این تعبیر، علاوه بر آن در مورد «لحظه مرگ»، «زمان قیام امام زمان ع»۱ «زمان رجعت» نیز به کار رفته است و برخی احادیث اینها را در یک راستا مطرح میکند (مانند حدیث3 یا این روایت نبوی که «هرکس بمیرد قیامتش برپا شده است»؛ ارشادالقلوب، ج1، ص18۲) و بر همین اساس، برخی مفسران گفتهاند که اینها مراتب مختلف ظهور حقیقت است (المیزان، ج12، ص18-19) و از این رو در طول هم میباشند.
پس، چهبسا در آیات مربوط به «الساعة»، همه اینها به نحو طولی مد نظر باشد؛ یعنی بسیاری از وقایعی که ما مربوط به مثلا مرگ ویا ظهور میدانیم به نحو عظیمتر و عمیقتر درباره قیامت هم صادق باشد یا بالعکس. و بدین ترتیب، شناخت هریک از اینها میتواند به فهم بقیه کمک کند.
2) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما یدْریكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَریباً»
این آیه چه ربطی به بحثهای قبلی این سوره دارد؟ و اصلا چرا اصرار هست که علم به این ساعت تنها نزد خداست و کسی از آن خبر ندارد؟
الف. شاید مهمترین محور مباحث این سوره تقابل منطق منافق و منطق مومن در عرصههای مختلف زندگی بود؛ و اتفاقا در هر عرصهای که برشمرد یکی از ویژگیهای اصلی منطق مومنان را جدی گرفتن ایمان به آخرت، و یکی از اصلیترین ویژگی منطق منافقان را چسبیدن به دنیا و ترس از مرگ دانست. (مثلا در جنگ احزاب، آیه16 و 22؛ یا در مورد زنان پیامبر، آیات28-29؛ یا ...) و این «سوال داشتن نسبت به زمان مرگ و قیامت»، و «بیاعتنایی نسبت به این سوال»، ویژگی دو منطق منافق و مومن است.
توضیح مطلب اینکه:
کسی که آخرت و مرگ را جدی میگیرد، زندگی خود را بر اساس سعادت اخروی خویش تنظیم میکند؛ پس برایش مهم نیست که چه زمان میمیرد و چه زمان قیامت برپا میشود؛ یعنی دانستن این مساله تغییری را در زندگیاش رقم نمیزند؛
اما کسی که غافل از مرگ و آخرت است و برنامههای زندگی خود را بر مدار دنیا تنظیم کرده است، اینکه بداند چه موقع میمیرد یا قیامت میشود برایش بسیار مهم است – که به خیال خود قبل از مردن توبه کند و آماده رفتن شود -؛ و برای همین است چنین انسانی وقتی میمیرد از خدا میخواهد دوباره به او فرصتی بدهند که برگردد و جبران کند (منافقون/10)؛
در حالی که مومن واقعی چون از ابتدا آخرت را جدی گرفته، تمام کارهایش را با آن تنظیم میکند و در هر لحظهای به وظیفهای میاندیشد که خدا برایش مقرر فرموده است؛
و کسی که در هر لحظه، وظیفه خود را در قبال خدا درست تشخیص داده، و به وظیفه خویش عمل میکند، اینکه بداند چه موقع میمیرد در روال زندگیاش تغییری ایجاد نمیکند. (اقتباس از ایستاده در باد، ص505-511)
تاملی با خویش
اگر هر کدام از ما خبردار شود که چه زمانی مرگش فرامیرسد آیا شیوه زندگی خود را تغییر نخواهد داد؟ مثلا اگر بدانیم یک هفته دیگر خواهیم مرد، آیا روال زندگیمان زیر و رو نمیشود؟ و در این صورت، آیا بدین معنا نیست که از مرگ واقعا غافل، و در شرف افتادن در منطق محاسباتی منافقان میباشیم؟
یادمان باشد غفلت از مرگ، غفلت از حقیقت وجودی خویش است؛ چرا که اگر یادمان برود میمیریم، در واقع، یادمان رفته که کی هستیم و در کجاییم و برای چه زندگی میکنیم؛ و این غفلت، زندگیِ، و بهتَبَعِ آن، دینداریِ انسان را سطحی میکند؛ چرا که حقیقتِ دین چیزی جز نگرش ما به هستی و طی کردن زندگی در راه سعادت نیست. (ایستاده در باد، ص507)
ب. ...
3) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما یدْریكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَریباً»
چرا بعد از اینکه به پیامبر فرمود «به آنها بگو علم آن منحصراً نزد خداست» خطاب را متوجه خود پیامبر کرد و و با تعبیر « چه چیزی تو را بدان آگاه کند [چه میدانی]؟» خطاب به خود او فرمود «شاید که آن ساعت نزدیک باشد»؟
الف. شاید میخواهد بفهماند که در پس این سوالی که میپرسند، درد دیگری پنهان است که خودشان نمی فهمند.(توضیح در تدبر2) بنابراین ادامه خطاب به آنها تا وقتی که این سوال را دارند، بیمعنی است.
ب. ...
4) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما یدْریكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَریباً»
چرا بعد از اینکه به پیامبر فرمود «به آنها بگو علم آن منحصراً نزد خداست» فرمود «شاید که آن ساعت نزدیک باشد»؟
الف. میخواهد هشداری دهد درباره تلقی آنها، که آن را دیر و دور میدانند و چهبسا منکر آن هستند؛ که فکر نکنید که خیلی از شما دور است. (مجمعالبیان، ج8، ص538)
ب. میخواهد دلداریای به پیامبرش بدهد که بدان آن نزدیک است؛ و اینکه آنان به خاطر مخفی بودنش این را به مسخره میگیرند، بر تو سخت نیاید. (مجمعالبیان، ج8، ص538)
ج. میخواهد افراد را ميان بيم و اميد نگاه دارد تا هر لحظه براى وقوع قيامت آماده باشند. (تفسير نور، ج9، ص405)
د. میخواهد بفرماید پاسخ سوال شما هر چه باشد، این نباید تاثیر خاصی در زندگی شما بگذارد! یعنی: خوب! آن در هر لحظه نزدیکی ممکن است رخ دهد! چه می خواهید بکنید؟ آیا میخواهید روال زندگیتان را عوض کنید. همین الان عوض کنید (توضیح بیشتر در تدبر2)
ه. شاید میخواهد با این تعبیر، ذهن سوال کننده را از قرب و بعد زمانی، به قرب و بُعد وجودی منتقل کند؛ یعنی هشدار دهد که قیامت در امتداد زمانی شما قرار ندارد، بلکه چون در باطن و پشت پرده همین عالم است، بسیار به شما نزدیک است؛ در واقع، آنان سوال از زمان وقوع این واقعه میکنند چون آن را یک واقعهای در امتداد همین زمان دنیوی خویش میبینند؛ و این سوال، سوال نادرستی است؛ پس، از طرفی هرگونه علم به این را در افق علم بشری انکار میکند؛ و از طرف دیگر، آن را نزدیک میشمرد. (اقتباس از ایستاده در باد، ص512)
و. ...
5) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ»
نه لازم است همه چيز را بدانيم و نه لازم است به هر سؤالى پاسخ دهيم. (تفسير نور، ج9، ص405)
6) «یسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ»
اظهار بیاطلاعی کردن از زمان قیامت بقدری اهمیت داشته که اساساً یکی از علائمی که اهل کتاب برای بررسی صدق دعوی نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم مد نظر قرار میدادند این بود که به هر سوالی پاسخ میدهد غیر از این سوال (مثلا روایتی در تفسير القمي، ج2، ص32)۳ و یا وقتی امیرالمومنین ع از فتنههای آینده خبر میداد و بر او اشکال میگرفتند که «آیا علم غیب میدانی»؛ میفرمود اینها علم غیب نیست، علم غیب، ادعای اطلاع داشتن از زمان قیامت است (نهجالبلاغه، خطبه128).۴