📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»
خداوند به پیامبرش دستور میدهد که از زنان بخواهد که حجابشان را کامل کنند تا بدین وسیله در جامعه به عنوان فردی پاکدامن شناخته شوند تا کسی درصدد آزار آنان برنیاید و همگان مشمول غفران و رحمت الهی قرار گیرند.
نکته تخصصی جامعهشناختی
خداوند در حیوانات جنس مذکر و مونث را متفاوت، و نیازمند به همدیگر آفریده، و در آنها غریزه جنسی را به عنوان عاملی برای کشش به سوی همدیگر قرار داده است تا این کشش، انگیزهای برای زندگی مشترک بین آنان ایجاد کند و بدین سان نسل آن حیوان باقی بماند.
تا اینجا انسان هم همانند سایر حیوانات است اما به نظر میرسد مهمترین تفاوت انسان و حیوان این است که انسان با ظرفیتی عظیم آفریده شده است؛ و در عین حال برخوردار از اختیار است و اینکه این ظرفیت را چگونه فعال کند به تصمیم خودش بستگی دارد.
این تفاوت عظیم موجب میشود که حتی غریزیترین رفتارهای انسان هم رنگ و بوی فرهنگی پیدا کند؛ بدین ترتیب انسان غریزه جنسی خود را میتواند در در کنار سایر نیازهای وجودی خود، و در یک مکانیسم منسجم و معین (به نام ازدواج) مدیریت نماید؛ و میتواند آن را کاملا کنار بگذارد و رهبانیت در پیش بگیرد؛ و میتواند این غریزه را محور فعالیتهایش قرار دهد و هر طور و در هر زمان و در ارتباط با هرکس که دلش خواست آن را اشباع کند.
واضح است که عقل و وحی راه اول را پیشنهاد میکنند؛ و این هم واضح است که بسیاری از افراد، هوای نفسشان را بر دعوت عقل و وحی ترجیح میدهند و راه سوم، را در پیش میگیرند.
اسلام به عنوان دینی که برای زندگی اجتماعی انسانها هم برنامه دارد، میکوشد مانع شود از اینکه گروه سوم - اگر هم در خلوت هر کاری میکنند- در عرصه اجتماعی، زندگی گروه اول و دوم را به آسیب بکشانند؛ و برای این کار تمهیداتی اندیشیده، که حکم پوشش زنان («حجاب» اصطلاحی) یکی از آن تمهیدات است. حکم حجاب، هم به نفع تثبیت خانوادههاست، چرا که با محدود کردن زنان شهوتران، لذتی که مرد میتواند از دیدن زن ببرد، محدود به همسرش میشود و این لذت شدید، پیوند عاطفی آنها را شدیدتر میکند؛ و از طرف دیگر، برای حفظ خود زنان از مردان شهوتران است؛ زیرا مردان شهوتران هم در درجه اول سراغ زنانی میروند که او هم حاضر به این کار باشد، اما زنی که حجابش را کامل کند، با حجاب خود عفیف و باحیا بودن خود را اعلام میکند و در واقع، با پوشش خود، به مردان شهوتران اعلام میکند که: من آنکه شما میخواهید نیستم.
تبصره
توجه شود که حجاب،
اولا تنها یک راهکار در میان دهها راهکار اسلام برای تقویت خانواده است؛ و لذا حل همه مشکلات خانواده را نباید صرفا از حجاب انتظار داشت؛
و ثانیا حجاب تنها یک راهکار برای حفظ زنان پاکدامن از مزاحمتهای مردان شهوتران است؛ چون به هر حال اندک مردان شهوترانی نیز هستند که جز با اجرای قاطعانه و شدید قانون نمیتوان جلوی آنها را گرفت.
2) «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»
در شأن نزول این آیه گفتهاند که به خاطر مزاحمتی بوده که جوانان مدینه برای زنان ایجاد میکردهاند.
تاملی جامعهشناختی
در حالی که پیامبر زنده است، درون جامعه اسلامی و در شهر مدینه، به زنان تعرض میشود، و طبق برخی نقلها حتی متعرض زنان خود پیامبر ص هم میشدند.
از همینجا می توان فهمید که اصلاح فرهنگی یک جامعه، چه کار صعب و دشواری است. (ایستاده در باد، ص494)
2) «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»
به پیامبر دستور داده شد که امر به پوشش زنان را از همسران و دختران خود آغاز کند.
چرا؟
الف. در امر به معروف، اوّل از خودىها شروع كنيم سپس ديگران. (تفسير نور، ج9، ص400)
ب. نگاه قرآن یک نگاه اجرایی است، هرچند این قانون برای همگان وضع شده، اما برای بهتر پیاده شدنش از پیامبر خواسته میشود اجرای آن را از کسانی که به او نزدیکترند شروع کند. (ایستاده در باد، ص495)
3) «یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ»
یکی از کارکردهای حجاب، نوعی تشخص و تمایز زنان به عفیف بودن است که باعث میشود تا حدود زیادی افراد از آنها دست بردارند. (ایستاده در باد، ص495)
و سرچشمهى بسيارى از مزاحمتهاى هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع پوشش خود آنهاست. (تفسير نور، ج9، ص400)
4) «یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ»
پوشيدن لباسى كه معرّف شخصيّت زن براى تأمين عفّت و آبرو باشد، لازم است.
و بلکه، نوع لباس مردم در جامعه، مىتواند معرّف شخصيّت، مكتب و هدف آنها باشد. (تفسير نور، ج9، ص400)
تاملی جامعهشناختی درباره نقش لباس در فرهنگ بشری
بسیاری ممکن است گمان کنند مهمترین کارکرد لباس، حفظ بدن انسان از سرما و گرما و آسیبهای جسمانی است؛ در حالی که کارکرد فرهنگی و نمادین لباس بسیار بسیار بیشتر است؛ بویژه که لباس (= پوششی مصنوعی برای بدن که ساختن آن نیازمند فکر و زحمت است) یکی از ممیزههای انسانی است که در هیچ حیوانی یافت نمیشود.
تاثیر نمادین پوشش در زندگی انسانها، و تاثیر آن در تثبیت یا تضعیف یک فرهنگ بقدری زیاد است که:
از طرفی، استعمارگران برای تغییر هویت اسلامی جامعه ایران، اولین گام بسیار موثر در اسلامزدایی ایران را کشف حجاب (به همراه متحدالشکل کردن لباسها بر اساس یک الگوی غربی، و نه یک الگوی بومی) دانستند، و شاهدیم که علیرغم اینکه سالها در دوره قاجار در تضعیف فرهنگ اسلامی در ایران تلاش نمودند، اما در دوره 50 ساله پهلوی شاید دهها برابر کل دوره قاجار در این زمینه موفق شدند؛
و از طرف دیگر، علیرغم همه شعارهای خود در زمینه آزادی، بشدت در مقابل حجاب دختران در بسیاری از کشورهای خود ایستادگی میکنند و زنان باحجاب را از انواع حقوق اجتماعی محروم میکنند.
5) «یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»
چرا فرمود: «مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» «از» جلبابهایشان را به خود نزدیکتر کنند؛ و نفرمود «یدْنینَ عَلَیهِنَّ جَلاَبِیبِهِنَّ»؟
الف. یعنی قسمتی از جلباب و چادری که بر سر دارند را به خود محکم بگیرند، هرچند قسمتهای دیگری از آن خود به خود به حالت رها خواهد بود (الكشاف، ج3، ص560؛ تفسير الصافي، ج4، ص203) یعنی این گونه نباشد که پوششی به تن کنند که کل پوشش را به کل بدن خود کاملا بچسبانند. یعنی چهبسا به این نحو تعبیر کرد که علاوه بر اصل پوشاندن، به نحوی ضرورت چسبان نبودن لباس را هم گوشزد کند.
ب. یعنی علاوه بر خِمار [روسری]، از پوششهایی که حالت جلباب [چادرمانند] و فراگیرتر دارد هم استفاده کنند (الكشاف، ج3، ص560)
ج. ...
6) «يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
بهانه به دست بيماردلان و مزاحمان عفّت عمومى ندهيد.
در آيات قبل هشدار به اذيّت كنندگان بود، در اين آيه تكليف اذيّت شوندگان را مطرح مىكند. (تفسير نور، ج9، ص400)
7) «يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومى مانعى ندارد. (تفسير نور، ج9، ص400)
8) «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»
چرا این آیه (حکم وجوب حجاب زنان) را با تعبیر غفور و رحیم بودن خدا به پایان برد؟
الف. میخواهد بیان کند که بدحجابىهاى گذشته قابل عفو است. (تفسير نور، ج9، ص400)
ب. میخواهد بگوید حکم حجاب، ناشی از غفران و رحمت الهی است؛ یعنی چون جامعه از گناه دور میشود، عملا مشمول مغفرت خدا شده؛ و چون نظام خانواده تقویت میگردد، عملا مشمول رحمت الهی میشود.
ج. ...
9) «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»
تذکر تاریخی
در برخی کتابها درباره شأن نزول آیه چنین گفته شده که جوانان مدینه متعرض زنان میشدند و وقتی مورد اعتراض قرار میگرفتند، میگفتند که ما فکر کردیم اینان کنیزان هستند؛ و خدا برای اینکه زنان کنیز از زنان آزاد تشخیص داده شوند، این حد از حجاب را بر آنان واجب کرد.
متاسفانه، این روایت ناصحیح از تاریخ، مستمسک عدهای از بهاصطلاح روشنفکران قرار گرفته که بگویند اساساً حکم حجاب برای تفکیک زنان کنیز و آزاد بوده، و امروزه که چنین تفکیکی بیمعنی است، پس ضرورتی ندارد!
در پاسخ باید گفت:
اولا در بسیاری از نقلهای تاریخی در شأن نزول این آیه، چنین چیزی وجود ندارد؛ (همانند آنچه در بخش «شأن نزول» اشاره شد) و در متن آیه نیز نهتنها هیچ سخنی از کنیز و آزاد نیست؛ بلکه هیچ قرینهای حتی در آیات قبل و بعد وجود ندارد که «یعرفن»را «به عنوان زن آزاد شناخته شوند» بتوان قلمداد کرد.
ثانیا لازمه این سخن آن است که اسلام ایجاد مزاحمت برای زنان کنیز را بیاشکال بداند و صرفا متعرض زنان آزاد شدن را ممنوع بداند، که نهتنها هیچ سند تاریخیای بر چنین توهمی وجود ندارد، بلکه بوضوح خلاف منطق اسلام است؛ آیا اسلامی که حتی به اربابان اجازه نمیدهد کنیزان پاکدامن خود را برای کسب درآمد در اختیار این و آن قرار دهند (نور/33)، با قرار دادن چنین حکمی، عملا مزاحمت برای کنیزان را مُجاز اعلام میکند؟!!!
تکمله
بعید نیست که عمر اولین کسی باشد که این برداشت را رایج کرده و با توجه به تاثیری که در بعدیها داشته، بعد از او دیگران هم خواستهاند این برداشت را توجیه کنند؛ بویژه که نقلهای متعددی هست که وی در دوره حکومت خود حجاب را به زور از سر کنیزان برمیداشت و میگفت شما باید از زنان آزاد بدین وسیله متمایز شوید (مثلا الدرالمنثور، ج5، ص221-222) و همین موجب گردیده که بسیاری از فقهای اهل سنت، فتوا به حرمت حجاب سر برای کنیزان دهند! مطلبی که نهتنها هیچگاه در سیره اهل بیت مورد تایید قرار نگرفت، بلکه حتی توسط ابوبکر هم سابقه ندارد و در منابع اهل سنت هم روایتی یافت نشد که از قول پیامبر ص چنین دستوری صادر شده باشد.
دقت در دو نکته در مورد این نقلهای تاریخی چهبسا نشان دهد که مطلبی به طور دیگری بوده که بعدا دچار اشتباه شدهاند. یکی اینکه اغلب نقلها این واقعه تعرض جوانان به کنیزان را مقدمه نزول آیه میدانند، نه نتیجه آن؛ و دوم اینکه در برخی نقلها آمده است که شبها، هم این جوانان لاابالی در گوشه و خیابان راه میافتادند، و هم فقیران که میدانستند برخی زنان آزاد به آنها کمک میکنند؛ آنگاه این افراد لاابالی وقتی زنی با پوشش میدیدند میگفتند این زن آزاد است و سراغش نرویم؛ و وقتی بدون پوشش کافی میدیدند میگفتند این کنیز است و سراغش برویم، و بعد آیه نازل شد. (مثلا تفسیر سدی، به نقل الدرالمنثور، ج5، ص222)۱ اگر چنین باشد در واقع، این آیه میگوید همه زنان حجابشان را کامل کنند تا کسی مورد تعرض واقع نشود.