📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ الَّذینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً»
کسی که واقعا تسلیم خدا و رسول است (آیه56) نهتنها کارهایش نباید موجب خدا و رسول شود (آیه57) بلکه آزارش به هیچ مومنی نباید برسد.
نکته تفسیری
اینکه نباید مومنی را آزار دهد، معنایش این نیست که آزار افرادی که مومن نیستند مجاز است! اصطلاحاً اثبات شیء، نفی ماعدا نمیکند؛ یعنی همان طور که در آیه قبل، هشداری بود درباره اذیت خدا و رسول، و معنایش این نبود که غیر خدا و رسول را میتوان آزار داد، و به همین ترتیب، این آیه نیز صرفاً هشداری است درباره آزار مومنان، نه درباره جواز آزار دیگران.
2) «وَ الَّذینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ ... فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً»
در آیه قبل به آزار خدا و رسول هشدار داد و آزاردهنده را ملعون دانست؛ در این آیه به آزار مومنان هشدار میدهد و آزاردهنده را مرتکب گناهی مهم میشمرد.
شاید علت اینکه بلافاصله سراغ مومنان رفت این است که همان طور که رسالت، جایگاهی به شخص میبخشید که پرهیز از رنجش او بسیار مهم میشد، ایمان هم شرافت و ارزشی به انسان میبخشد که رنجش یک مومن، برای خدا موضوعیت خاص پیدا میکند و برایش حکم ویژه میفرستد؛ با این حال، این دو با هم تفاوتی دارند؛ کسی که خدا و رسول را بیازارد دیگر امیدی به هدایتش نیست (لعن، دوری از رحمت خاصه خداست که حقیقتش همان هدایت است؛ جلسه قبل، تدبر5)؛ اما کسی که مومنان را بیازارد، البته گناهکار است، اما مانند هرگناهکاری، هنوز امکان جبران گناه و توبه برایش مهیاست.
3) «وَ الَّذینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیرِ مَا اكْتَسَبُوا»
در آیه قبل، آزار خدا و رسول را مطلقا بد دانست؛ اما در این آیه بد بودن آزار مومنان را مشروط کرد به «بِغَیرِ مَا اكْتَسَبُوا: بدون اینکه چیزی کسب کرده باشند». چرا؟
الف. چون رسول معصوم است و هیچ تقصیر و گناهی دارد که آزار وی را در شرایطی موجه سازد؛ اما مومن ممکن است گناهی کرده باشد که شایسته چنین آزاری باشد (مانند اینکه او آزاری داده باشد و این مقابله به مثل باشد).
ب. ...
4) «وَ الَّذینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ... فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً»
اینکه کسی مومنی را اذیت کند گناهی آشکار انجام داده، واضح است؛ اما چرا تعبیر «احْتَمَلُوا بُهْتاناً: بار تهمت بر دوش میکشد» را آورد؟
الف. وقتی کسی دیگری را اذیت میکند، بر اساس یک توجیهی این کار را میکند؛ یعنی در نظر خود، خصلتی را در طرف مقابل قرار میدهد تا به واسطه آن، اذیت کردن او را نزد خود توجیه کند؛ پس، در واقع، به او بهتان زده است. (المیزان، ج16، ص339؛ ایستاده در باد، ص491)۱
ب. میخواهد بفرماید اذیت کردن مومنان، گناهی به بزرگی گناه تهمت زدن است. (مجمعالبیان، ج8، ص581)
ج. این اذیتی که خداوند چنین برایش تهدید میکند، اذیت زبانی است که بهتان و تهمت است. (مجمعالبیان، ج8، ص581)
ه. ...
5) «وَ الَّذینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً»
کسی که مومنی را بیازارد، گناهی آشکار مرتکب شده است.
مومن واقعی، ممکن است مبتلا به گناه شود، اما اقدامی که آشکارا گناه باشد، مرتکب نمیشود.
پس،
شیوه زندگی مومنان به گونهای است که باعث آزار مومن دیگر نمیشوند؛ و خصومت و کینهتوزی در جامعه ایمانی جایگاهی ندارد.
پس،
تنها زمانی مومنی باعث آزار مومن دیگر میشود، که ایمان به طور کامل در زندگیاش مستقر نشده باشد؛ یعنی اگر در جامعه ایمانی، آزاری نسبت به همدیگر مشاهده میشود معلوم میشود که ایمان در این جامعه هنوز ناقص است. (ایستاده در باد، ص488-489)
تاملی در جامعه خود
برخی گمان میکنند منازعات سیاسی، لازمه مشارکت مردم و توسعه سیاسی کشور است و برای جلب افکار عمومی و افزایش مشارکت سیاسی، باید تنور این منازعات را داغ کرد.
این سخن، که متاسفانه در کشور ما حتی در میان متدینان رواج دارد، با منطق دین ناسازگار است. اگرچه رشد مشارکت سیاسی قطعا امر مطلوبی است؛ اما به چه قیمتی؟ بله، اگر مجادلات و بحثهای سیاسی به صورتی باشد که صرفاً تضارب آراء و اختلاف سلیقهها باشد و باعث دشمنی و اذیت نشود، قطعا خوب است؛ اما آیا واقعا بحثها و مجادلات سیاسی در کشور ما این گونه است؟ آیا در این بحثها توجه میکنیم که همدیگر را میآزاریم و آزار مومنین چه گناه آشکاری است؟ (ایستاده در باد، ص489-490)