📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «لا یحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ ما مَلَكَتْ یمینُكَ...»
«نه [آن] زنان بر تو حلال میشوند از این پس، و نه اینکه به ازای آنان جایگزین گیری از همسران، هرچند حُسنشان اعجابت را برانگیزد، مگر آنچه صاحب اختیارش شدی [= تحت ملکیت و زیر دست تو است]...»
همانند بسیاری از آیاتی که حکم عمومی مومنان را با خطاب به پیامبر آغاز کرده است، این آیه نیز، اگرچه خطابش به پیامبر است اما در مقام بیان احکامی برای عموم مومنان است و مقصود از آن چنین است:
بعد از این (= بعد از اینکه در شریعت اسلام، حکم ازدواجهای حرام (ازدواج با محارم) در آیه 23 سوره نساء دقیقا معلوم شده؛ حدیث2)، ازدواج با هیچیک از این زنان محارم [برای هیچکس حتی] برای پیامبر ص هم حلال نمیشود؛ و نیز سنت جاهلیِ مبادله زنان [که دو نفر زنهایشان را با هم عوض کنند] – هرچقدر هم که از آن زنان خوشتان بیاید- جایز نخواهد بود و تنها مبادله کنیزان [که کسی کنیزش را به دیگری بدهد و کنیز او را به جایش بگیرد] جایز است.
متاسفانه، بسیاری از مفسران، بویژه در اهل سنت، و نیز مترجمان گمان کردهاند که این آیه میخواهد بگوید خداوند [به خاطر اینکه زنان پیامبر ص حاضر شدند با او باقی بمانند،] از این پس بر پیامبر ص هر ازدواج دیگر ویا عوض کردن همسرانش (به این معنا که یکی را طلاق دهد و زن دیگری بگیرد) را حرام کرد و فقط اجازه ازدواج با کنیزان را به او داد!
بحث تخصصی تفسیری در رد برداشت فوق
تنها دلیلی که اینان داشتهاند این است که آیه پیامبر را مخاطب قرار داده، اما این دلیل موجهی نیست؛ بویژه که درست در دو آیه قبلتر هم با تعبیر «ای پیامبر! ما بر تو حلال کردیم ...» شروع شد، اما غیر از مورد آخرش – که آنجا هم با تعبیر «خالصة لک من دون المومنین» نشان داد که فقط همین حکم، اختصاصی پیامبر است - بقیه مواردش شامل همه مومنان میشد، جلسه540، تدبر1.
علاوه بر مخالفت شدید ائمه اطهار ع با این برداشت (مثلا حدیث1)، به دلایل زیر نیز میتوان نادرستی این برداشت را نشان داد:
الف. در شان نزول آیه، شیعه و سنی اتفاق دارند که عبارت «لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ» برای رد یک سنت جاهلی (مبادله متقابل زن یک مرد با زن مرد دیگر) نازل شده، که ربطی به معنای عوض کردن همسر (طلاق دادن و زن جدیدی گرفتن) ندارد؛ و این حرمت، قطعا اختصاصی به پیامبر ص ندارد؛ خصوصا که تعبیر «اگر زیباییشان تو را خوش آید» تعبیری است که مخاطبش مردان هوسبازی بوده که در شأن نزول بدانها اشاره شد، و قطعا ساحت پیامبر ص از چنین تعبیری مبراست.
ب. بسیار غیرحکیمانه است که بعد از اینکه به پیامبر بگوند تو دیگر حق ازدواج با هیچ زنی نداری، بگویند حق طلاق دادن و ازدواج با یک زن جدید را نداری!
ب. در دو آیه قبل، سخن از جواز ازدواج پیامبر ص با هر زنی بود که خود را به پیامبر ص ببخشد؛ و نیز سخن از «هرکه را خواستی نزد خود جای بده ...»؛ یعنی دو عبارتی که صراحتا به پیامبر ص اجازه ازدواجهایی میدهد که دیگران این اجازه را ندارند. کاملا نامعقول است که بلافاصله بعد از چنین اجازهای، به او بگویند از این پس، تو اجازه ازدواج نداری!
ج. استثنای کنیزان، به عبارت «لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ» نزدیکتر است و علیالقاعده باید به این برگردد، نه به عبارت «لا یحل لک النساء من بعد». پس این استثناء، به معنای این است که «مبادله زنان حرام است، اما مبادله کنیزان جایز است» (که در تمام مکاتب فقهی شیعه۱ و سنی حکم همین است)؛ نه اینکه «زنان دیگر بر تو حلال نیستند اما کنیزان حلالاند!»
د. علاوه بر احادیث اهل بیت ع، روایات متعددی از امسلمه، ابنعباس، و دهها روایت از عایشه، در کتب اهل سنت آمده که پیامبر ص وقتی از دنیا میرفت هر ازدواجی برایش حلال بود. (تکلمهی حدیث1) چون این مطلب با برداشت فوق ناسازگار بوده، برخی از اهل سنت، گفتهاند این آیه توسط حدیث یا آیه قبلی! نسخ شده است (البحر المحيط، ج8، ص497)؛ که صرف نظر از اینکه چنین نسخی بیمعناست؛ هیچ حدیثی هم بر این نسخ روایت نکردهاند، جز همین روایات فوق، که در آنها هم سخن از نسخ نیست؛ بلکه میگویند پیامبر برایش حلال بود؛ یعنی همان که ائمه اطهار ع فرمودهاند که چه معنی دارد که برای همه شما ازدواج و عوض کردن همسر جایز باشد و برای پیامبر خدا ص (آن هم در وسط آیاتی که در مقام بیان این است که اختیارات او بیش از شماست) حرام شده باشد. (حدیث1)
ه. در آیه 50 – که آن هم حکم عمومی بود- با تعبیر «ماضی» (احللنا لک: برایت حلال کردیم) آمد، اما در این آیه با تعبیر «مضارع» (لا یحِلُّ لَكَ: برایت حلال نمیشود) پس میخواهد تاکید کند که ما برخی امور را برای شما و پیامبر، و برخی را خاص پیامبر حلال کردیم، اما آن زنان [که حرمتشان قبلا بیان شده] دیگر حلال نمیشوند.
و. تعبیر «كانَ اللَّهُ عَلی كُلِّ شَیءٍ رَقیباً» که دز پایان آیه آمده، بوی تهدید میدهد و اگر آیه را خاص پیامبر بگیریم، با سیاق آیات قبلی که همگی در مقام برداشتن هرگونه عسر و حَرَج و زحمتی از پیامبر است، کاملا ناسازگار است؛ اما در مقام برداشتن یک سنت جاهلی در میان عربهای هوسباز آن زمان، کاملا تهدید معنی داری است.
2) «لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ»
در جامعهاش که زیبایی ظاهری زنان تنها معیار ارزش آنها باشد، مبادله زنان توسط شوهرانشان هم امری عادی میشود. (شأن نزول توجه شود)
تاملی درباره زمانه مدرن
آیا امروزه به اسم آزادی زن در غرب، همین سنتهای جاهلی نیست که احیا میشود؟!
آیا فروش فراوان وسایل آرایشی در جامعه ما، زنگ خطری نیست که جامعه ما هم کمکم به همان سمت میرود و بتدریج زیبایی زن مهمترین عامل ارزش او میشود؟
آیا زنانی که در این رقابت افتادهاند متوجه هستند کمکم به کجا میروند؟
آیا ...
3) «لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ ... وَ كانَ اللَّهُ عَلی كُلِّ شَیءٍ رَقیباً»
خداوند وقتی یک سنت جاهلی را که ریشه در هواپرستی افراد دارد (= مبادله زنان خود به خاطر زیباییشان)، میخواهد کنار بزند، بر «رقیب» (= مراقب) بودن خود تاکید میکند.
تأملی جامعهشناختی (قیاس معالفارق!)
ما در ادبیات دینی، مراقبی داریم به نام خدا، که هیچجا از حضور او خالی نیست و این مهمترین پشتوانه اخلاق است.
رعایت انضباط در کشورهای غربی، به مدد جریمههای سنگین و دوربینهای پلیس که در همهجا مراقب رفتارهای افرادند، حاصل شده است.
در واقع، تمایلات خودخواهانه ما انسانها همواره بهقدری زیاد است که باید همواره یک مراقبی بالای سر ما باشد تا دست از پا خطا نکنیم!
اما
ما دائما داریم یاد خدا را از زندگی حذف میکنیم و خدا را به حاشیه میرانیم، ولی غربیها دائما بر تعداد این دوربینها در تمام اماکن عمومی، و بلکه گاه خصوصی، اضافه میکنند.
با چنین روندی، آیا برتری نظم غربیها بر اخلاق ما، دلیل میشود که غربیها در تربیت انسانها موفقتر از ما بودهاند؟!