📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «تُرْجی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوی إِلَیكَ مَنْ تَشاءُ»
هر کس از آنها را که بخواهی [میتوانی] عقب برانی و هر کس را بخواهی به نزد خود جای دهی.
مقصود از این تعبیر چیست؟
الف. آیه در مورد زنان پیامبر ص و تقسیم زمان بین آنهاست. میدانیم که کسی که بیش از یک همسر داشته باشد شرعاً موظف است شبهایش را بین زنانش تقسیم کند؛ و این آیه پیامبر ص را از این حکم استثناء میکند و ایشان میتواند زمان آنها را جلو یا عقب بیندازد (قتاده، مجمعالبیان، ج8، ص574) هرچند همه نقلهای تاریخی این است که ایشان تا آخر عمر بر رعایت این مساوات بشدت اصرار میورزید. (البحر المحیط، ج8، ص496)۱
ب. این آیه، ناظر به آیه قبل، (اینکه زنی خود را به پیامبر ص ببخشد) میباشد، و مقصود اختیار داشتن پیامبر در رد یا قبول درخواست همسری چنین زنانی میباشد. (المیزان، ج16، ص335؛ زید بن اسلم و طبری، مجمعالبیان، ج8، ص574)
ج. میتوانی از همبستری با هریک از زنانت که خواستی، بدون اینکه طلاقش دهی، دوری گزینی؛ و بدون عقد مجدد دوباره به سراغ او بروی (مجاهد، جبائی، و ابومسلم، مجمعالبیان، ج8، ص574)
د. هریک از زنانت را میتوانی طلاق دهی یا نگهداری (ابنعباس، مجمعالبیان، ج8، ص574) یعنی شبیه مضمون آیه 28
ه. با هرکس از زنان امت میتوانی ازدواج کنی یا نکنی (حسن بصری۲، مجمعالبیان، ج8، ص575)
و. ...
توجه:
اغلب مفسران، یکی از دو دیدگاه اول را در تفسیر آیه برگزیده اند و با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، بعید نیست که همه این دیدگاهها، بویژه هر دو دیدگاه نخست، در آیه مستقلا مورد نظر بوده باشد، و موید این مطلب این است که دو قرائت «ترجی» و «ترجئ» به نحو متواتر روایت شده است و غالبا مفسرانی که قرائت «ترجئ» (به تاخیر بیندازی) را مد نظر قرار داده، معنای اول، و مفسرانی که قرائت «ترجی» (امیدوار کنی) را مد نظر قرار دادهاند، تفسیر دوم را ترجیح داده اند. (که در تفسیر دوم، در واقع، خدا از پیامبر ص میخواهد که یا تشکر از آنها و امید دادنشان به جزای اخروی، درخواست آنها را رد کند. توضیح در نکات ترجمه)
2) «تُرْجی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوی إِلَیكَ ... وَ اللَّهُ یعْلَمُ ما فی قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَلیماً»
اگر خدا حکمی میدهد که بشدت ابعاد عاطفی دارد، خودش از آنچه در دل شما میگذرد آگاه است؛ و حکم خود را بر اساس علم (شناخت همه جانبه ابعاد روانشناختی و ملاحظات اجتماعی) و بردباری (نه تعجیل و قضاوت مبتنی بر احساساتی شدن) صادر کرده است.
3) «تُرْجی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوی إِلَیكَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَیتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیكَ ذلِكَ أَدْنی أَنْ تَقَرَّ أَعْینُهُنَّ وَ لا یحْزَنَّ وَ یرْضَینَ بِما آتَیتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ یعْلَمُ ما فی قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَلیماً»
با توجه به فرازمان و مکان بودن قرآن کریم، هدف از این آیه چیست؟
شبهه
این آیه اولا درباره یک حکم خاص مربوط به پیامبر ص است و وقتی پیامبر ص از دنیا برود، دیگر سالبه به انتفای موضوع است. به علاوه، به لحاظ تاریخی، اگر آیه ناظر به اختیار پیامبر درباره زنانی است که خود را به پیامبر ص میبخشند، میدانیم که تنها یک زن به پیامبر پیشنهاد داد که خودش را به پیامبر ص ببخشد، که در اینکه پیامبر آن را پذیرفت یا نه، مساله قطعی نیست؛ و اگر هم پذیرفته باشد، جواز آن که در آیه قبلی آمده بود. اگر هم درباره اختیار پیامبر ص برای عدم مساوات بین زنانش است، میدانیم که پیامبر ص هیچگاه مساوات بین زنان خود را کنار نگذاشت.۳ پس این دستورالعمل حتی در زمان خود پیامبر ص هم اجرا نشد.
پس فایده گنجاندن این آیه در قرآنی که برای همه زمانها قرار است باقی بماند چیست؟
پاسخ (تاملی در ابعاد متنوع آیات قرآن و مسأله نسخ)
یکی از نکات مهم در فهم آیات قرآن کریم، توجه به ابعاد متعددی است که در نزول یک آیه مد نظر است. حتی اگر آیهای در مقام بیان یک حکم شرعی باشد، مضمون صریحِ آن حکم، که باید بدان عمل شود، تنها یکی از ابعاد مورد نظر در آن آیه است؛ و همان حکم چهبسا ابعاد انسانشناختی، اجتماعی، و ... را برای مخاطب باز کند که اهمیتی گاه بمراتب بیشتر از مضمون مستقیم آن حکم داشته باشد.
آیاتی که که در مقام بیان احکامی اختصاصی برای پیامبر ص میباشد اینچنیناند. مثلا آمدن این آیه در قرآن کریم حاوی پیامهای متعددی برای هر مسلمان است؛ از جمله:
الف. کسی که در جایگاه پیامبری و رهبری حکومت دینی قرار میگیرد، حتی ازدواجش بشدت ابعاد اجتماعی غیرشخصی پیدا میکند و حکم شرعی ویژه طلب میکند (جلسه قبل، تدبر3) و «براى افرادى كه مسئولیتهاى سنگین دارند گاه باید اختیاراتى ویژه گذاشت» (تفسیر نور، ج9، ص387)
ب. آیه از زوایای مختلف، مخاطب را متوجه جایگاه و شأن بالای پیامبر میکند: خدا برای نشان دادن جایگاه پیامبر، تخفیفات ویژهای به وی داد که به هیچ مسلمان دیگری داده نشده است؛ با این حال، پیامبر ص هم اصلا از آن تخفیفات استفاده نکرد و بشدت بر خود سخت میگرفت تا کسی از او نرنجد.
ج. شأنی که خدا برای همسران پیامبر ص قرار داده، صرفاً و صرفاً به خاطر این بود که پیامبر ص آنان را به همسری برگزیده است، نه اینکه خود آنان امتیاز ویژهای داشته باشند (چرا که پیامبر کاملا اختیار دارد با جدایی، هریک از آنان را از این جایگاه محروم کند)؛ و این بسیار متفاوت است با اهل بیت پیامبر ص که خدا خود آنها را کرامت ویژه بخشید و از هر پلیدیای پاک فرمود. (احزاب/33)
د. ...
4) «... ذلِكَ أَدْنی أَنْ تَقَرَّ أَعْینُهُنَّ وَ لا یحْزَنَّ وَ یرْضَینَ بِما آتَیتَهُنَّ كُلُّهُنَّ»
خدا اگر از کسانی [در اینجا: زنان پیامبر ص] انتظار دارد سختیهای بیشتری را تحمل کنند در عوض احکامی را هم قرار میدهد که مایه چشم روشنی آنان باشد و غم را از دلشان بزداید و آنان را راضی کند.
موارد زیر حالت تخصصی به خود گرفت لذا در کانال نگذاشتم
5) «وَ مَنِ ابْتَغَیتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیكَ»
متناسب با هر معنایی که برای فراز اول این آیه در نظر بگیریم (تدبر1) مقصود از تعبیر «و هرکس که درصددش برآمدی از آنان که [از او] کناره گرفته بودی» تفاوت میکند. به همان ترتیب، این معانی قابل استنباط است:
الف. نوبت و زمان کسی را که عقب انداختهای بخواهی جلو بیندازی ...
ب. کسی را که ابتدا به درخواستش برای ازدواج با تو جواب منفی دادهای را بخواهی جواب مثبت دهی.
ج. اگر از هریک از زنان دوری گزیدی، میتوانی دوباره او را نزد خود بخوانی.
د. اگر هریک از زنانت را طلاق دادی، دوباره میتوانی با او ازدواج کنی.
ه. هر زنی را که قبلا مساله ازدواجش با تو مطرح شده و رد کردهای را دوباره میتوانی ببرای ازدواج با او اقدام کنی.
6) «ذلِكَ أَدْنی أَنْ تَقَرَّ أَعْینُهُنَّ وَ لا یحْزَنَّ وَ یرْضَینَ بِما آتَیتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ یعْلَمُ ما فی قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَلیماً»
مرجع ضمیر « ذلِكَ: آن» چیست؟
الف. اشاره است به عبارت قبلی (مَنِ ابْتَغَیتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ)، یعنی اینکه کسی از آنها بطلبی که قبلا از او کناره گرفتی، موجب جشم روشنی او میشود و اندوه را از دل او میزداید و .... چرا که میفهمد تو او را طلاق ندادهای (ابنعباس و مجاهد، مجمعالبیان، ج8، ص575)
ب. اینکه بدانند اگر تو اقدامی در جلو و عقب انداختن نوبت آنها [یا ازدواج کردن یا نکردن با آنها] انجام دهی به رخصت الهی است، موجب اطمینان خاطر آنها میشود و دیگر از تو دلگیر نخواهند شد و ... (قتاده، مجمعالبیان، ج8، ص575)
ج. اینکه بدانند اگر تو از آنها کناره گرفتی همچنان میتوانی دوباره درصدد او برآیی، موجب سرور و امید وی میشود و .... (جبائی، مجمعالبیان، ج8، ص575)
د. این رخصت الهی مایه چشم روشنی و عدم ناراحتی و رضایت خاطر آنها خواهد شد، زیرا میدانند که اگر دستور خداست، خدا به آنان ثواب خواهد داد، در حالی که اگر صرفا از جانب تو بود، چهبسا این را حمل بر تمایل شخصی تو میکردند و پاداشی برای خود متصور نمی دیدند. (به نقل مجمعالبیان، ج8، ص575)
ه. اشاره است به کل عبارات قبل، یعنی آن را که جلو میاندازی، خوشحال و راضی میشود، و یا این حکم، آن را هم که عقب میاندازی و یا کنارهگیری، همچنان امیدوار است (المیزان، ج16، ص336)
و. ...